استاد محسن غرویان
همان طور که “ادخال ما لیس من الدین فی الدین” بدعت است، “اخراج ما فی الدین من الدین” نیز بدعت است. کسانی که دین را از سیاست جدا می دانند، آیا “مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله، الامناء علی حلاله وحرامه” را نیز از دین خارج می کنند؟! و آیا این بدعت نیست؟ این چه مصیبت و گرفتاری بزرگی است که امروزه دامنگیر پاره ای عالمان دینی شده است که وجاهت دینی خود را در عزلت و دوری از صحنه های سیاسی و اجتماعی می دانند؟ مگر این سخن امیرالمومنین علی(ع) را ندیده اند که می فرماید: “العلماء حکام علی الناس؟” و مگر امام صادق(ع) نمی فرمایند: “الملوک حکام علی الناس و العلماء حکام علی الملوک؟” اگر عالم دینی بخواهد حاکم بر ملوک و روسای سیاسی باشد و رهبری آنان را به دست گیرد، آیا می تواند فقه را بر کنار از سیاست بخواند و دین را جدای از مدیریت و تدبیر امور اجتماعی مردم مطالعه نماید؟ به راستی مراد از حوادث واقعه چیست؟ آیا دین برای حوادث واقعه امروز ما نیست؟ آیا احادیث و اخبار و آیات برای حل مشکلات سیاسی و اجتماعی و ... امروزین کارآیی ندارند؟ چرا پاره ای عالمان با عمل و رفتار انزواطلبانه خود به مردم وانمود و القاء می کنند که گویا دخالت در سیاست، از حوزه دین بیرون است؟ اینان با توقیع شریف حضرت ولی عصر(عج-) انصافا- چه می کنند که فرمود: “و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم؟”
شکی نیست که جامعه، سلطان وحاکم می طلبد. اگر فقیهان حاکمیت را به دست نگیرند، لاجرم غیر فقیهان بر مردم مسلط می شوند. آیا عالم دینی می تواند راضی به سلطنت و حکومت غیر فقیه دینی باشد؟
بدون شک اسلام، وطن و جغرافیای عقیدتی ماست و از سویی حب الوطن و حفظ الوطن، شرط ایمان است. برای حفظ عقاید وارکان اسلام چه باید کرد؟ مگر نه این است که حضرت موسی بن جعفر(ع) فرموده اند: “... لان المومنین الفقهاء حصون الاسلام کحصن سور المدینه لها؟” مگر عالم و فقیه در دین، خود را سرباز دین و امام زمان(عج) نمی داند؟ امروز برای صیانت از کیان دیانت، آیا می توان به دور از سیاست نشست و تماشاگر بود؟ کسی که با عمل و رفتار خود، دین را از سیاست جدا جلوه می دهد، نه عالم حقیقی است ونه دیندار واقعی! چرا که امام صادق(ع) می فرمایند: “العلماء ورثه الانبیاء ان الانبیاء لم یورثوا دینارا و لادرهما و لکن ورثوا العلم، فمن اخذ منه اخذ بحظ وافر” سئوال این است که مگر انبیا(ع) در امور سیاسی و حکومت دخالت نمی کردند؟ مگر قرآن کریم نمی فرماید: “ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها” (نساء:58 ) در جهان امروز برای دینداران چه امانتی مهمتر و بزرگ تر از حکومت و مدیریت جامعه دینی بر اساس کتاب سنت و قوانین و مقررات الهی قابل تصور است؟
اگر فقیهان و عالمان دینی در عصر غیبت، خلیفه و جانشین رسول الله هستند- که هستند- می بایست همان رسالت و وظیفه ای را که حضرت داشت، بر دوش خود احساس کنند و در امور سیاسی، نظامی و مدیریت جامعه مداخله نمایند. مگر نه این است که آن حضرت فرمودند: “اللهم ارحم خلفائی، قیل یا رسول الله و من خلفائک؟ قال الذین یاتون من بعدی یروون حدیثی وسنتی” و در سند دیگر آمده است که: “... و من خلفائک؟ قال: الذین یبلغون حدیثی وسنتی ثم یعلمونها امتی.” و در سندی دیگر در ذیل همین روایت آمده است: ”اولئک رفقائی فی الجنه”. آری علماء دین در حقیقت کسانی هستند که سنت پیامبر(ص) را احیا کنند و با تشکیل حکومت دینی، احکام الهی را زنده بدارند. چرا که پیامبر(ص) در توصیف خلفاء راستین خود می فرماید: ”... الذین یحیون سنتی و یعلمونها عبادالله”.