تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۱۶۸۷۲
روزنامه‌نگاری در ایران پس از انقلاب:
اشاره: حسین شهیدی در دانشگاه آمریکایی بیروت در رشته ارتباطات درس می‌دهد؛ بیش از بیست سال در بی‌بی‌سی و مطبوعات ایران خبرنگار و مدرس خبرنگاری بوده؛ در چندین کشور آسیایی و عربی برای خبرنگاران حرفه‌یی دوره آموزشی برگزار کرده؛ و در افغانستان، از طرف سازمان ملل متحد، مسوولیت کمک به تشکل و آموزش زنان روزنامه‌نگار را بر عهده داشته است. در دانشگاه آمریکایی بیروت مهندسی برق و الکترونیک و در دانشگاه لندن اقتصاد خوانده و از دانشگاه آکسفورد درجه دکترا گرفته است. این مقاله ترجمه آخرین فصل پایان‌نامه اوست درباره روزنامه‌نگاری ایران پس از انقلاب، که به زودی چاپ خواهد شد. شهیدی خود این مطلب را ترجمه کرده و در اختیار روزنامه قرار داده است.

حسین شهیدی 

 گسست‌های سیاسی پی‌درپی تاریخ ایران «جامعه‌یی کوتاه‌مدت»، بدون فرصت کافی برای انباشت ثروت مادی و معنوی برای رفاه همه مردم کشور، به وجود آورده‌اند. سرگذشت روزنامه‌نگاری ایران از زمان انقلاب در نخستین نگاه شاهدی بر ادامه همان گسستگی به نظر می‌رسد: یک ربع قرن با دو دوره رشد سریع، یکی به مدت چندماه به پایان سال 1357 و آغاز1358  و دیگری بلندتر ـ از 1376 تا1379  ـ که هر دو «بهار آزادی» نام گرفتند، و به دنبال هر یک دوره‌یی با توقیف ده‌ها نشریه.

با اولین دور تعطیل مطبوعات، تعداد قابل توجهی از روزنامه‌نگارانی که پیش از انقلاب تجربه آموخته بودند کنار گذاشته شدند. توقیف‌های پس از دومین «بهار آزادی»، هم ده‌ها روزنامه‌نگار تازه‌کار و هم شماری از حرفه‌یی‌های قدیمی باقی مانده را از کار بازداشتند، و برخی را بیرون کشور راندند.

اما در پس این پرده تیره‌رنگ، تصویری پیچیده‌تر شکل گرفته که در آن روشنی‌هایی هم به چشم می‌خورد. مهم‌‌ترین پیشرفت، رشد کمی مطبوعات است که به ویژه در سال 1376 با انتخابات آقای خاتمی به ریاست جمهوری شتاب گرفت. در سال 1383 ایران دارای بیش از 1200 نشریه و بیش از5  هزار زن و مرد روزنامه‌نگار بود که بیشتر یا تمام درآمد خود را از این حرفه به دست می‌آوردند ـ تقریباً ده برابر پیش از انقلاب، در حالی که در همین مدت جمعیت کشور تنها دو برابر شده بود.

تعداد زنان روزنامه‌نگار حتی از این هم سریع‌تر رشد کرده و از کمتر از ده درصد پیش از انقلاب به حدود بیست‌وپنج درصد کل روزنامه‌نگاران رسیده است. زنان روزنامه‌نگار در پیشبرد حقوق زن در ایران و در حرفه روزنامه‌نگاری نقش بزرگی داشته‌اند و در کشمکش‌های دولت و مطبوعات هم گرفتار شده‌اند. با وجود این، سهم زنان در رده‌های بالای روزنامه‌نگاری ایران اندک است و کمتر از ده درصد صاحبان نشریات زن‌اند.

در چند سال گذشته تعدادی نشریه به زبان اقلیت‌های ایران ظاهر شده‌اند، اما نه به آن اندازه که تنوع قومی و فرهنگی کشور را به درستی نشان بدهند. سهم اقلیت‌ها به ویژه در رادیو و تلویزیون ناچیز بوده است.

در طراحی، صفحه‌بندی، گرافیک، عکاسی، و چاپ پیشرفت‌های چشمگیری به دست آمده، به ویژه در نشریات سودآور تخصصی که می‌توانند از کارکنان باتجربه‌تر و تجهیزات بهتری استفاده کنند. اما کیفیت زبان نوشتاری به همین اندازه بهبود نیافته و بیشتر مطبوعات در موقعیتی نیستند که بتوان گفت اخبار دقیق، منصفانه، متوازن و جامعی در اختیار خوانندگان خود می‌گذارند. توقیف‌های پی‌درپی و کنار گذاشته شدن شماری از بهترین روزنامه‌نگاران کشور، همکاران جوان‌تر آنان را از فرصت تجربه‌آموزی محروم کرده است.

دانشجویان روزنامه‌نگاری، و روزنامه‌نگاران شاغل، به آموزش و بازآموزی مهارت‌های روزنامه‌نگاری، کار با رایانه و اینترنت، زبان فارسی و دیگر زبان‌های رایج در ایران، زبان‌های خارجی، تاریخ ایران و جهان، اقتصاد، و مدیریت رسانه‌ها نیازمندند. با توجه به نقش رادیو، تلویزیون و اینترنت در پخش اطلاعات اولیه درباره مسائل متنوع، روزنامه‌نگاران هنگامی در جلب توجه مردم موفق خواهند شد که بتوانند با ارائه اطلاعات بیشتر درباره زمینه و پیشینه و تحلیل کارشناسانه رویدادها به خوانندگان کمک کنند تا به جای غافلگیر شدن، برای برخورد آگاهانه و فعال با تحولات آینده آماده شوند.

اگرچه تعداد مراکز آموزش روزنامه‌نگاری در ایران افزایش یافته، کمبود تجهیزات و فرصت تجربه و تکیه بیش از حد بر مفاهیم انتزاعی و نظری به کیفیت آموزش صدمه زده است. روزنامه‌نگاران ایرانی به ملاقات با همکاران خود در کشورهای دیگر و مبادله اندیشه و تجربه با آنان نیز نیاز دارند. در چند سال گذشته، با افزایش کتاب‌ها و دیگر منابع و امکانات آموزش روزنامه‌نگاری، به ویژه دوره‌های عملی، و دیدارهای آموزشی از رسانه‌های کشور‌های دیگر، گام‌های دلگرم‌کننده‌یی برای حل این مشکلات برداشته شده است.

 آموزش حرفه‌یی زمانی موثر خواهد بود که در محیط کار پیگیری و پشتیبانی شود. بهبود واقعی و پایدار مهارت‌های چند هزار روزنامه‌نگار ایرانی تنها هنگامی ممکن خواهد بود که بالاترین معیارهای حرفه‌یی در صدا و سیما، خبرگزاری رسمی، و سازمان‌های بزرگ مطبوعاتی کشور به کار گرفته شوند. بدون بهبود این نهادها، جریان قابل اعتماد اطلاعات و اخباری که برای زندگی سالم جامعه‌یی بزرگ، عمدتاً شهرنشین، عمدتاً با سواد، و بیش از پیش صنعتی ضروری است، در دسترس اکثریت مردم ایران نخواهد بود. به دنبال تغییر مدیریت صدا و سیما حمله‌های کاملاً سیاسی به آن سازمان تا حد زیادی جای خود را به نقد حرفه‌یی برنامه‌ها داده‌اند. خود صدا و سیما نیز در مقایسه با سال‌های پیش که با اتهام موضع‌گیری علیه اصلاح‌طلبان روبه‌رو بود طیف سیاسی گسترده‌تری را در برنامه‌ها منعکس می‌کند. اگرچه ممکن است این گسترش فضا برای افزایش شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش انجام شده باشد، چه بسا چنین تحولاتی که عمری طولانی‌تر از مصلحت روز پیدا می‌کنند.

کیفیت کار خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر بهتر شده، بهبودی که بی‌شک تا حدی نتیجه رقابت چندین خبرگزاری جوان‌تر است. اما تغییر چارچوب اداری خبرگزاری و تبدیل آن از بخشی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به یک نهاد مستقل در بخش عمومی می‌تواند توانایی حرفه‌یی آن را افزایش بدهد.

معیارهای حرفه‌یی بالاتر در کیهان و اطلاعات، و در نتیجه افزایش تیراژ و درآمد آنها، نه تنها به تامین هزینه‌های این دو سازمان متکی بر بودجه عمومی کشور کمک خواهد کرد، بلکه اعتبار نهادهایی را که بخشی از میراث فرهنگی معاصر کشورند افزایش خواهد داد.

پیدایش بیش از پانزده اتحادیه و انجمن صنفی مطبوعاتی یکی دیگر از تحولات مثبت در روزنامه‌نگاری ایران است. اغلب این سازمان‌ها کوچک‌تر از آنند که بتواند کاری بیش از صدور کارت عضویت و آشنا کردن اعضا با یکدیگر انجام دهند. اما بزرگترین آنان، «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران»، علاوه بر کوشش برای دفاع از آزادی مطبوعات، به اعضای خود در حل اختلاف با کارفرمایان و تهیه مسکن نیز کمک کرده است.

افزاش تاثیر انجمن‌های صنفی مطبوعات در گرو این خواهد بود که علاوه بر اهل مطبوعات، خبرنگاران و برنامه‌سازان رادیو و تلوزیون و خبرگزاری‌ها و نشریات الکترونیکی را نیز به عضویت بپذیرند. فرود آوردن دیوار سیاسی سنتی میان مطبوعات و رادیو تلویزیون ایران به انجمن‌ها امکان آن را خواهد داد که بر معیارهای حرفه‌یی رایج در صدا و سیما که بزرگترین منبع خبر، اطلاعات، و سرگرمی در ایران است تاثیر بگذارند.

روزنامه‌نگاران ایرانی علاوه بر فشارهای سیاسی، از درآمد ناکافی، ناایمنی اشتغال و محیط نامناسب کار نیز شکایت کرده‌اند و گفته‌اند این شرایط می‌تواند به فساد، به شکل قبول پول برای نوشتن مطالبی موافق میل صاحبان ثروت و قدرت ـ به ویژه در پوشش تحولات اقتصادی و مالی ـ منجر شود. برای برخورد با این مشکلات، طرح‌های تازه‌یی با هدف تعریف معیارهای اخلاقی روزنامه‌نگاری و تثبیت آنها از راه قانونگذاری تهیه شده‌اند.

طرح دیگری نیز برای تشکیل «شورای رسانه‌ها»ی ایران، با شرکت اعضای انجمن‌های روزنامه‌نگاران و سایر سازمان‌های دست‌اندرکار، تهیه شده تا از روزنامه‌نگاران در مقابل فشارهای سیاسی پشتیبانی کند و به آنان کمک کند که نظارت و تنظیم حرفه خود را به دست بگیرند. چنین شورایی شاید بتواند برای دو مشکل دیگر روزنامه‌نگاری ایران نیز راه‌حلی بیابد. یکی از این دو، مساله امتیاز انتشار است که بسیاری از روزنامه‌نگاران آن را ابزاری برای اعمال نظر سیاسی می‌دانند و خواهان لغو آنند. مشکل دیگر یارانه‌های دولتی است که بخش بزرگ‌تر آن در اختیار مطبوعات وابسته به حکومت قرار می‌گیرد و از توانایی رقابت مطبوعات مستقل کاسته است.

از آنجا که نظام امتیاز انتشار و یارانه‌ها هر دو در آینده قابل پیش‌بینی به جای خود خواهند ماند، شاید بهتر باشد روزنامه‌نگاران به جای کوشش برای حذف آنها، درخواست کنند که از طریق «شورای رسانه‌ها» در تصمیم‌گیری در مورد صدور امتیاز و پرداخت یارانه شرکت داشته باشند. «شورای رسانه‌ها» می‌تواند پس از  مشورت گسترده با اهل فن و صاحب‌نظران، با تنظیم معیارهای شفاف، نظام صدور امتیاز و پرداخت یارانه را سیاست‌زدایی کند.

شایسته است یکی از بالاترین اولویت‌های این شورا پشتیبانی از نشریات کوچکی باشد که نمی‌توانند از راه فروش و یا آگاهی هزینه‌های خود را تامین کنند، اما از میان رفتنشان برای فرهنگ ایران زیانبار خواهد بود.

در کمتر از صد سال پس از انقلاب مشروطه، شش قانون مطبوعات در ایران تصویب شده است، هر بار در جوی بسیار سیاسی، و با هدف محدود کردن آزادی مطبوعات، نه محافظت از آن. کوشش روزنامه‌نگاران برای اصلاح قانون مطبوعات به ندرت به نتیجه رسیده، تا حدی به این سبب که این کوشش‌ها غالباً به شکل مبارزات سیاسی، نه حقوقی، و بدون آگاهی و پشتیبانی کافی مردم صورت گرفته‌اند.

قانون فعلی مطبوعات را که در سال 1379 در مجلسی با اکثریت محافظه‌کار به تصویب رسید حتی برخی از سیاستمداران محافظه‌کار نارسا خوانده‌اند و اصلاح آن در برنامه چهارم توسعه کشور (1384 - 1388) وعده داده شده است. بنابراین ممکن است قانونگذاران اصلاح‌طلب و محافظه‌کار بتوانند با همکاری خود روزنامه‌نگاران برای رفع آشفتگی و ابهام‌های قانون اقدام کنند.

روزنامه‌نگاران ایران از کم آشنایی با قانون به طور کلی و قانون مطبوعات به طور مشخص نیز صدمه دیده‌اند. به گفته کارشناسان حقوقی در ایران، آگاهی بیشتر از قانون می‌توانست مطبوعات را از برخی مشکلاتی که به آن دچار شده‌اند برکنار نگاه دارد؛ به روزنامه‌نگاران کمک کند در مقابل اتهام‌ها بهتر از خود دفاع کنند؛ و در صورت تضییع حقوقشان از ابزارهای حقوقی موجود استفاده کنند. در این زمینه، روزنامه‌نگاران می‌توانند از حکومت توقع کمک داشته باشند، شاید به این شکل که قوه قضائیه، که بسیاری آن را دشمن آزادی مطبوعات تلقی می‌کنند، برای روزنامه‌نگاران دوره‌های آموزش حقوق برگزار کند.

اجرای این پیشنهادها به کوشش همگانی روزنامه‌نگاران، پشتیبانی انجمن‌های صنفی آنان و سایر سازمان‌های جامعه مدنی، و شرکت وسیع مردم نیاز خواهد داشت، و این هنگامی ممکن خواهد بود که روزنامه‌نگاران از کار و موقعیت خود درک مشترکی داشته باشند.

روزنامه‌نگاران ایران مدت‌ها یا «نوکر دولت» و «قلم به مزد» تلقی می‌شدند، یا «مبارز»، «قهرمان»، «جان باخته»، و «شهید» «حقیقت» و «آزادی». اما برخی روزنامه‌نگاران سرشناس امروز ایران معتقدند روزنامه‌نگار مسوول، اگر چه ممکن است نتواند برای مشکلات پیچیده خوانندگان راه‌حل‌های معجزه‌آسا ارائه کند، اما می‌تواند اطلاعاتی در اختیار خواننده بگذارد که او را در یافتن راه‌حل یاری دهد.

انجام این خدمت به مهارتی نیاز دارد که با مدت‌ها تجربه و آموزش به دست خواهد آمد، نه هنگامی که روزنامه‌نگار با نوشتن نخستین مطلب به ظاهر دوران‌ساز، کار، آزادی، و شاید زندگی خود را از دست بدهد. پس از یک قرن تلاش، کوشش، مبارزه، به نظر می‌رسد آگاه کردن مردم ایران از آنچه در کشورشان و جهان می‌گذرد از «رسالت» به «حرفه» تبدیل شده است. برای آشنایی با مفهوم «جامعه کوتاه‌مدت» به کتاب «دیالکتیک دولت و جامعه در ایران»، نوشته دکتر همایون کاتوزیان، ترجمه علیرضا طیب، نشر نی، چاپ دوم، سال ۱۳۸۲، مراجعه کنید.