وحدت در نگاه اولیای دین
رسول خدا و جانشینان او، اولین منادیان وحدت بودهاند که بر ضرورت آن پای فشردهاند.
رسولخدا صلیالله و علیه و آله و سلم فرمود:
ذمه المسلمین واحده یسعی بها ادناهم. (5)
یا فرمود:
و هم یدعلی من سواهم. (6)
و امیرالمؤمنان علیهالسلام خطاب به ابوموسی اشعری میفرماید:
ولیس رجل فاعلم أحرص علی جماعه أمه محمد صلیالله علیه و آله و سلم و ألفتها منی، أبتغی بذلک حسن الثواب، وکرم المآب. (7)
اما در کلامی سراسر وحدتبخش خطاب به عمر که از امام برای هدایت لشکر اسلام در جنگ توسط خود مشورت خواسته بود، چنان به وحدت و عوامل وحدتآفرین توجه میفرماید که گویا خلیفه دوم عمر امروز از آن حضرت طلب مشورت کرده است و این کلام همچنان زنده است و پیام آن زندگیبخش و همچنان چراغ راه مسلمانان است
(والعرب الیوم، وان کانوا قلیلا، فهم کثیرون بالاءسلام، عزیزون بالاءجتماع (8)
همچنین امام علی(ع) در کلامی دیگر میفرماید:
ان الشیطان یسنی لکم طرقه، و یرید أن یحل دینکم عقده عقده، و یعطیکم بالجماعه الفرقه، و بالفرقه الفتنه. فاصدفوا عن نزغاته و نفثاته (9)
زید شحام از امام صادق(ع) نقل کرده است:
خالقوا الناس باخلاقهم، صلوا فی مساجدهم وعودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و ان استطعتم ان تکونوا الائمه و المؤذنین فافعلوا فانکم اذا فعلتم ذلک قالوا هؤلاء الجعفریه رحم الله جعفرا ما کان احسن ما یؤدب اصحابه و اذا ترکتم ذلک قالوا هؤلاء الجعفریه فعل الله بجعفر ما کان اسوء ما یؤدب اصحابه. (10)
امام صادق(ع) همچنین پس از دستور به شرکت در تشییع جنازه یا عیادت مریضان اهل سنت میفرماید:
هرگاه کسی راستگو و امانتدار و با مردم (اهل سنت) خوش خلق باشد، گفته میشود این جعفری است (این امر) مرا خوشنود میسازد: فیسرنی ذلک و یدخل علی منه السرور و قیل هذا ادب جعفر (11)
در موضوع وحدت، مطالب مختلفی میتوان طرح نمود؛ اهمیت وحدت، ضرورت وحدت، مراد از وحدت، عوامل و زمینههای وحدت و...
اما آن چه محور این نوشته است، موانع و چالشهای فراروی وحدت است؛ از این رو در این جستار موانعی موجود در راه وحدت مسلمانان را مطرح نمودهایم؛ به امید آن که پس از شناسایی موانع، برای رفع آن اقدام کرده، مسلمانان در همه عالم چون برادرانی صمیمی در کنار هم و در صفوفی مستحکم و به هم فشرده در مقابل دشمنان بایستند.
موانع همگرایی
از آن جا که موضوع همگرایی و اتحاد مسلمانان از مهمترین موضوعات مطرح در طول تاریخ اسلام بوده است و آثار و نتایج حیاتی برای مسلمانان به دنبال داشته، دشمنان پیوسته کوشیدهاند تا در راه تحقق آن موانعی ایجاد نمایند که بیشتر این دشمنیها از خارج مرزهای هدایت اسلامی شده است.
در بیشتر جداییها و تفرقهها بین مسلمانان خواست و اراده بیگانگان مشهود و معلوم است. اما با تلاشهای پیگیر دشمنان اسلام این موانع در آنچه بیگانگان ساختهاند، منحصر نشده است، بلکه قضیه به گونهای رشد کرده که نیاز به حضور دشمنان نبوده است و از درون جوامع اسلامی، موانع ظهور کرده و در داخل مرزهای اسلام، کسانی به تفرقهافکنی و ایجاد شکاف در صفوف مسلمین پرداختهاند.
در راه همگرایی مسلمین موانع متعددی به شماره آمده است:
ـ تعصب و تقلید که در تعصب مذهبی و نژادی نمایان شده است.
ـ سیاستهای بیگانه.
ـ دوری مسلمانان از تعالیم اصیل اسلامی و پیدایش جهل، خرافات، بدعت و تقلیدهای ناروا.
ـ منشاء سیاسی توسط علمای درباری از یک طرف، و زمامداران و حکام از طرف دیگر.
ـ اختلافات علمی و اجتهادی میان علما که به زندگی عمومی مردم انتقال یافت؛
ـ اندیشههای هوسآلود و مسائل نژادی؛
ـ سوءفهم
ـ غفلت مسلمین.
ـ تهمتها و افتراها.
ـ صهیونیسم
ـ کمونیسم.
ـ نفوذ و رسوخ رذائل اخلاقی در میان مسلمین.
ـ فرقهگرایی و مجادلات مذهبی.
ـ حکومتهای وابسته و خودکامه..
در اینجا به برخی از مهمترین موانع همگرایی مسلمانان اشاره میکنیم.
الف. توطئههای استعمار
مهمترین مانع در راه همگرایی مسلمانان، استبداد و استعمار است که با چهرههای مختلف و سیاست رنگارنگ خود، تفرقه مسلمین را موجب شده است.
دشمنی با اتحاد مسلمانان سابقهای دیرینه داشته و ریشههای این دشمنی را در روزهای نخست حیات اسلام در مدینه مییابیم چرا که همگرایی مسلمانان که براساس خواست الهی و برآمده از تلاش پیامبر اسلام بود، منافع گروهی را به خطر انداخته و با خواستههای نفسانی عدهای در تضاد و تزاحم بود، لذا بنای عداوت و سنگاندازی در مسیر تحقق جامعه آرمانی و به هم پیوسته مسلمانان گذاشته شد و عمده تلاش برای ایجاد اختلاف و جدایی در بین مسلمانان معطوف بود. آنان و پیوسته در راه گسستن پیوندهایی بودند که پیامبر سعی در ایجاد آنها داشت و از روز نخست برای تحقق آنها تلاش کرده بود. این حرکتها، شبه جزیره عربستان و سرزمین حجاز و یا زمان صدر اسلام محدود نشد، بلکه همراه با پیشرفت اسلام، کینهتوزیها نیز ادامه یافت و به صورتهای مختلفی ظهور و بروز کرد.
با کمال تأسف باید گفت که این تلاشها در عصر حاضر انسجامیافتهتر و برنامهریزی شدهتر، با به کار گرفتن تمامی امکانات و ظرفیت موجود، جان تازهای گرفته و اتحاد مسلمانان را مورد هدف قرار داده است.
در این باره نکته مهمی حائز اهمیت است و آن این که هدف نهایی و اصلی استعمار کهنه و نو چیزی جز نابودی اصل دین نیست و اگر قرائت خاصی از دین را میپذیرند و با قرائت دیگری دشمنی میورزند از سر ناچاری و اضطرار است تا از این طریق اعتماد بخشی از مسلمانان را به خود جلب کرده و با وسیله قرار دادن همان گروه به اهداف شوم خود نایل آیند و با جمعبندی سخنان و حرکات دشمنان در این باره میتوان به این نتیجه رسید که دشمنی آنان با اصل دین است و چنانچه امکان نابودی دین و مقدمات آن فراهم شود، لحظهای درنگ نخواهند کرد. از این رو بر مسلمانان فرض است که با شناخت هدف واقعی دشمنان، دست از اختلافات در بین اهل قبله برداشته و با اتحاد حول محورهای وحدتبخش که مورد پذیرش و توجه همه مسلمانان است در مقابل توطئه بیگانگان ایستادگی کنند.
در این باره جمله معروفی از سیدشرفالدین در اجتماع مصریان نقل شده است که به این موضوع اشاره دارد.
«فرقتهما السیاسه فلتجمعهما السیاسه». (12)
سیاست و مطامع سیاسی از روز نخست شیعه و سنی از هم دور کرد و اکنون نیز سیاست باید آنان را کنار هم گرد آورد.
او میگوید: از ابتدا چیزی که موجب جدایی مسلمانان شد سیاستها و برنامهریزیهای بیگانگان و به طور کلی استعمار بود و اکنون هم با سیاست و برنامهریزی براساس مصالح اسلام و مسلمین باید مسلمانان را به اتحاد و همگرایی رساند.
استعمار با بسیج تمام امکانات خود حمایتهای خود را در سه بخش اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تنظیم و سازماندهی کرده است. تلاش استعمار برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان را به طور خلاصه میتوان در موارد زیر فهرست کرد.
1. تأسیس گروههای افراطی.
2. حمایت از افراد مسئلهدار و نامتعادل.
3. مطرح ساختن موضوعات تفرقهافکنانه.
4. بزرگنمایی اختلافات.
5. تدوین و تألیف کتب تفرقهافکنانه.
6. راهاندازی سایتهای اینترنتی.
7. شایعهسازی و شبههافکنی.
8. ایجاد و حمایت از حکومتهای لائیک.
9. جلوگیری از شناخت مسلمانان نسبت به هم.
دشمنان اسلام به شناخت دو قرائت از اسلام یعنی اسلام ناب و اسلام تحریف شده و رنگ باخته، با تمام توان از اسلام غیرحقیقی حمایت کردهاند در این راه توانستهاند با معرفی اسلام قشری و تمسک به ظواهر اسلام، مسلمانان را از اسلام حقیقی و ناب دور سازند آنان به خوبی دریافتهاند که اسلام ناب، اسلام بیدار و آگاه است و هیچگاه نمیتوانند با حضور آن در کشورهای اسلامی و در بین مسلمانان جایی داشته باشند، لذا با حمایت از اسلام تحریف شده یا به تعبیر امام خمینی(ره) «اسلام آمریکایی»، به اهداف خود از این راه دست یابند و توانستند با محور قرار دادن این اسلام، تز جدایی دین از سیاست را پیاده کنند و با دور کردن مسلمانان از محور قدرت و سیاست، نقشههای شوم خود را در کشورهای اسلامی پیاده کنند استعمار در این راستا از راهکارهای زیر بهره گرفته است: 1. تأسیس گروههای افراطی
استعمار در هر دورهای متناسب با آن دوره سعی در ایجاد و تأسیس گروههایی کرده است که وجود آنان در درون مسلمانان بهترین شیوه برای ایجاد اختلاف و از بین بردن وحدت مسلمانان بوده است.
برخی از جنبشهایی که با تلقی خشک، بیروح، سطحی و قشری از اسلام و ظاهربینی و جمود فکری به مخالفت با عقل و فلسفه و عرفان و اجتهاد برخاسته و با تکیه بر ظواهر حدیث و سنت و سیره سلف یعنی پیامبر و خلفای راشدین و صحابه و تابعین و پیشوایان دینی تا آخر قرن سوم هجری هرگونه اجتهاد و تعمق و تفسیر فراتر از ظواهر سنت و حدیث را به شیوه اهل حدیث، بدعت دانسته و از میان بردن آنها و مقیدین به آنها را لازم شمردند و در این جهت همانند خوارج بدون داشتن افکار و اندیشه و منطق درستی چهره نظامی به شکل بدویان را به خود گرفته و با شمشیر و لشکرکشی بنای انهدام آثار و بقایای اسلامی و مخالفان خود، به نام مبارزه با شرک و بدعت را نهادند که در این رابطه یکی از جهتگیریهای اساسی آنها در ضدیت با تشیع و شیعیان قابل توجه و تعمق است. (13)
برخی از جنبشها در داخل سرزمینهای اسلامی از همان ابتدای پیدایش خود مستقیم و غیرمستقیم در خدمت سیاست انگلستان بوده و علیه جهان اسلام و مذاهب اسلامی غیر از حنبلی و به ویژه برعلیه تشیع و با هدف تضعیف قدرت مسلمین و از همپاشیدگی وحدت جامعه اسلامی به طور ثابت و همواره، گام برداشته و مسئله غربستیزی و ضدیت با استعمار به هیچوجه در جهتگیری آنها وجود نداشته است. (14)
2. حمایت از افراد مسئلهدار و نامتعادل
همیشه در بین گروههای مسلمانان ما شاهد وجود افرادی هستیم که به نحوی دچار افراط و تفریطاند و از تعادل و حالت متوازنی برخوردار نیستند، و همین امر زمینه سوءاستفاده دشمنان را فراهم کرده است که با یافتن این افراد و با وعده وعیدهای مختلف از وجود آنان در راه رسیدن به اهداف پلید خود سود جستهاند. اینان به صورتهای مختلف از تبلیغ زبانی گرفته تا تألیف کتب و آثار به ظاهر علمی توانستهاند به اهداف استعمار خدمت کنند و در جبهه مسلمانان ایجاد تفرقه کنند.
3. جلوگیری از شناخت صحیح مسلمانان نسبت به هم
استعمار ضمن تلاش فراگیر و با بهرهگیری از تمام امکانات و ابزار تبلیغاتی سعی کرده است تا مسلمانان از همدیگر شناخت صحیح و مطابق با واقعیتی پیدا نکنند و پیوسته در تخریب نگرشهای آنان نسبت به همدیگر کوشیده است. در حقیقت تا مادانی که چهره حقیقی هر کدام از گروههای مسلمانان برای گروههای دیگر شناخته نشود وحدت یا همگرایی امکانپذیر نیست. به عنوان مثال در یکی از کنگرهها در کشور ترکیه یکی از اعضای هیأت علمی دانشکده الهیات دانشگاه مرمره استانبول مقالهای پیرامون بررسی آرأ امامیه و ارزشیابی افکار آنان درباره اصول دین قرائت کرد و طی آن ده مطلب را به امامیه نسبت داده است که روح امامیه نیز از آنها خبر نداشته و دلیل روشنی برنداشتن شناخت درست مسلمانان از همدیگر است.
دیدگاه این شخص درباره مذهب امامیه به شرح ذیل است:
1. مذهب امامیه در مسائل مربوط به صفات خدا راه افراط و تفریط را پیموده گاهی «مشبهه» و گاهی «معطله» بودهاند.
2. امامت نزد امامیه نوعی نبوت است و با ادامه امامت نبوت نیز ادامه یافته است. آنان معتقدند که وحی پس از پیامبر قطع نشده و همچنان میان اولاد او ادامه داشت.
3. امامیه از صحابه پیامبر تبری میجویند.
4. امامیه قائل به تحریف قرآن بوده و روایات تحریف در مصادر اصلی آن موجود است.
5. پیروان امامیه فقط در معابدی پیدا میشوند که قبر پیشوایان در آنجاست.
6. امامیه برای احادیثی که از بزرگان صحابه رسیده، ارزشی قائل نیستند در مقابل روایاتی که از دشمنان اسلام رسیده مورد اعتماد آنهاست. (15)
اینها مطالبی است که یک استاد دانشگاه الهیات بدون تحقیق و مطالعه آثار امامیه به این گروه نسبت داده و در کنفرانس علمی به عنوان پژوهشی علمی ارائه مینماید! (16)
در این باره دارالتقریب و علمای بزرگ و پیشوایان شیعه و سنی جهان اسلام درصدد روشن نمودن اذهان طرفین نسبت به افکار هم و به ویژه رفع شبهات و اتهامات از مذاهب خود برآمدهاند. چرا که یکی از اهداف دارالتقریب، شناساندن صحیح اسلام و نیز معرفی صحیح مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی توسط پیشوایان آن بود تا بدین طریق مانع بزرگ فکری ـ فرهنگی که از نظر آنها جهل و نادانی و دوری از موازین علم و عقل و منطق بوده، رفع و تقریب بین مذاهب برقرار گردد. علمای شیعه رفع شبهات وارده بر تشیع را دنبال نموده، علمای سنی نیز در مذمت تقلید کورکورانه و مبارزه با آن، باب فکر، اجتهاد و علم و استدلال را گشودهاند. (17)
4. مطرح ساختن موضوعات تفرقهافکنانه
این مسئله گرچه مستقیما توسط استعمارگران انجام نگرفته ولی با برنامهریزی و حمایتهای همه جانبه آنان توسط مسلمانان ناآگاه که معمولا آلتدست استعمار بودهاند. صورت عمل به خود گرفته است ولی در هر صورت یکی از عوامل اثرگذار در این زمینه بوده است و در بیشتر موارد، موضوعاتی مطرح شده است که نزد مسلمانان از موضوعات پیش پا افتاده بوده و اختلاف بر سر آن یک امر طبیعی و عادی بوده است ولی هنگامی که با هدف اختلافانگیزی و تفرقهافکنی مطرح میشود رنگ و روی دیگری به خود میگیرد.