مهدی فضائلی
هدفمند بودن، زندگی را از پوچی و سردرگمی خارج میکند و به رفتارها جهت میدهد. البته داشتن «هدف» بخشی از زندگی معنیدار است و بخش مهم دیگر، برنامهریزی برای رسیدن به اهداف است. آنچه رهبر انقلاب تقریباً از سال 72 با عنوان «امسال، سال برنامهریزی است» آغاز و تاکنون دنبال کردهاند و به سنتی معهود تبدیل شده است؛ یعنی «نامگذاری سالها»، میتواند چنین نقشی را ایفا کند و چه بسا با همین نگاه پایهریزی شده باشد. این نامگذاریها که بعضاً در جهت ارتقای فرهنگ عمومی صورت گرفته، مانند سال «وجدان کاری و انضباط اجتماعی» و بعضی برای توجه بیشتر به پیشوایان دینی و نزدیکتر شدن جامعه به این الگوها، مانند سال امامعلی(ع) یا «پیامبر اعظم(ص)»؛ با توجه به نیاز کشور، ضرورتهای بینالمللی و مناسبتهای ملی و مذهبی و مبتنی بر مشورتهای گسترده جمعبندی و اعلام میشود. لذا جا دارد در کنار برخی فعالیتهای تبلیغاتی، با پرهیز از برخوردهای سطحی به فلسفه و لایههای عمیقتر این نامگذاریها پرداخته شود و واقعاً به عنوان «هدف» در سال جاری در نظر گرفته و برای نیل به آن، از سوی احزاب، نهادها، رسانهها و همه کسانی که میتوانند در تحقق این هدف کمک کنند، برنامهریزی شود.
سال 86 از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام گرفت. البته روشن است که اهدافی از این قبیل، نیاز یک سال و ضرورت یک مقطع از زندگی نیست و همواره و در همه سالها باید مورد توجه و تأکید باشد؛ لیکن شناخت نیازها و ضرورتهایی که موجب شده این نام و شعار برای این سال تعیین شود، لازم است.
«اتحاد ملی» که مترادف واژه «همبستگی ملی» در علوم سیاسی است، یکی از مهمترین عوامل پیروزی انقلاب و تداوم آن طی حدود 3 دهه گذشته بوده است و از الزامات ادامه این راه پر فراز و نشیب نیز خواهد بود.
این نیاز مستمر، در هنگامههایی که یک موضوع ملی و پراهمیت در دستور باشد، یا فرازی پر چالش اما ارزشمند در پیش باشد و یا دشمن برای مخدوش کردن همبستگی سرمایهگذاری خاص کرده باشد، اولویت ویژهای مییابد و الان از آن هنگامههاست که هر 3 موقعیت یاد شده، یکجا گرد آمدهاند.
موضوعی ملی به نام «فناوری هستهای» در فرازی مثل چالش با قدرتهای صاحب نفوذ، در دستور کار ملت ایران و نظام جمهوریاسلامی است. موضوعی که بخشی از حیات سیاسی و اقتصادی آینده ایران در گرو آن است و دشمن برای در هم شکستن اتحاد ملت و دولت ایران در این موضوع، که مهمترین ابزار توفیق در آن است، تلاش گستردهای را آغاز کرده است؛ تلاشی که از طریق فشار سیاسی و صدور قطعنامههای سازمان ملل با این امید شروع شده و دنبال میشود که مسوولان، جریانهای سیاسی و یا احیاناً مردم در ادامه این راه و دستیابی به حق خود دچار تردید شوند و نهایتاً اختلافات، این صف فشرده را خللپذیر کند. موضوعی که متأسفانه پس از صدور قطعنامه اول به دلیل بیتوجهی برخی، هر چند کمرنگ، اتفاق افتاد و همان، زمینه امیدواری دشمن و تداوم فشار را با صدور قطعنامه دوم فراهم آورد. این مسأله بخصوص از آنجا که در پایان سال جاری (صرف نظر از طرح تجمیع انتخابات که در مجتمع تشخیص مصلحت نظام مطرح است و البته بعید است تصویب شود) انتخابات مجلس هشتم را در پیش داریم و رقابتهای انتخاباتی ممکن است موجب نادیده گرفتن منافع ملی و در نتیجه آسیب وارد شدن به اتحاد ملی شود، از اهمیت مضاعفی برخوردار است. در خصوص انسجام اسلامی نیز باید گفت، اتحاد و همگرایی مسلمانان ضرورت غیر قابل انکاری است که از دیرباز از سوی شخصیتهای بزرگی چون امام سید شرفالدین، سید جمالالدین اسد آبادی و سید قطب دنبال میشده و پس از استقرار نظام جمهوریاسلامی ایران نیز، به عنوان یک راهبرد بلند مدت مورد توجه و تأکید قرار گرفته است.
زمینههای فراوان همگرایی میان مسلمانان مانند دین اسلام، پیامبر اعظم(ص) و کتاب آسمانی واحد در کنار دشمنان مشترک، این امکان و ضرورت را آشکار میسازد که مسلمانان صرف نظر از فرق مختلف میتوانند و باید انسجام خود را حفظ کنند تا دشمنان اساس اسلام، که نه شیعه برایشان موضوعیت دارد و نه سنت، بر آنان سلطه پیدا نکنند. امید این که امسال، در پرتو توجه عملی به این دو هدف اساسی؛ عزت، اقتدار، پیشرفت و سربلندی ایران و اسلام بیش از پیش رقم بخورد.