تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۷:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۶۹۷۸

دکتر محمدرضا جمالی

نامگذاری سال 1386 به نام «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» توسط رهبر فرزانه انقلاب از چند جهت حایز اهمیت می‌باشد.

1ـ وحدت بن‌ مایه یک اندیشه جمعی پویا برای رسیدن به مرزهای ترقی و تعالی می‌باشد. اگر در جهان عزمی به هدف اجابت رسیده است بر اثر دو مولفه بوده است که اولی در «پشتکار و سعی، خلاصه شده و دومی در «همدلی و وحدت» متجلی شده است.

سیر تطور فلسفه سیاسی و نظرات اندیشمندان این علم در گذر زمان همگی حول «وحدت ملی» و یکپارچگی هویت «دولت ـ ملت» سیر می‌کرده است.

تاریخ بسیار به یاد دارد افول تمدن‌هایی را که در اثر گسستگی و چند دستگی به ضعف و سستی افتادند و چه ملت ـ دولت‌هایی که در اثر انسجام و وحدت توانستند از قله‌های صعب عبور کنند.

سخن آن حکیم نکته‌دان که وحدت را استراتژی هر ملت کهن و ریشه‌داری می‌داند امری صحیح و معقول می‌باشد و اگر همه «همّ» دولت مردان صرف این شود که وحدت ملی پررنگ‌تر شود سعی بلیغ آنها، ماجور می‌باشد و بیراهه نرفته است. پس در اینکه وحدت امری استراتژیک و حیاتی است شکی وجود ندارد. 

2ـ ماهیت ایران و ایرانی و مولفه‌هایی چون دین اسلام، انقلاب اسلامی گذشته پرافتخار و خدمات متقابل ایران و ایرانی به اسلام و جهان اسلام حقیقت دیگری را خلق می‌کند و آن اینکه ایرانی نه تنها در برابر خود و ملت خویش مسوول است بلکه به واسطه دین اسلام وظیفه‌ای مضاعف در برابر دیگر ملت‌ها نیز دارد.

براساس تعالیم مکتب اسلام هر مسلمانی باید نسبت به برادران و خواهران ایمانی خویش مسوول باشد بنابراین دایره وحدت ملی فراتر از مرزهای جغرافیایی، نژادی، خونی و... می‌شود و به واقعیتی به نام انسجام اسلامی می‌رسد که همانا هویت و ماهیت ملت ایران را شکل می‌دهد. ملتی که براساس آیین اسلام و برادری و برابری در پی رسیدن به مرزهای تعالی و کرامت می‌باشد.

3ـ سال 85 از حیث توطئه‌های دشمنان اسلام در اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی و مذاهب اسلامی رکورددار بود. بعد از پیروزی‌های غرورآفرین حزب‌الله در لبنان، مستأصل شدن آمریکا در عراق و روی کار آمدن دولتی در عراق برخلاف خواست آمریکا، دشمنان اسلام، به نیرنگ کهنه اما کارا، اختلاف شیعه و سنی دست زدند و فکر می‌کردند همانطور که در گذشته‌ها نتایجی گرفته‌اند در این زمان نیز موفق خواهند شد، اما هوشیاری و بیداری ملت‌ها مانع از پیروزی دشمنان شد و به غیر از چند تفکر فریب خورده که ریشه در ارتجاع حکام عرب و برخی از حاکمان بی‌مسوولیت برخی از کشورهای اسلامی داشت و همچنان خود را به غفلت تاریخی می‌زنند نتوانستند طرفی برای خود ببندند و موفق شوند.

بنابراین انسجام اسلامی در مرحله فکر و عمل راهکاری از موفقیت را پیش روی همه دلسوزان امت اسلامی خواهد گذاشت و این انسجام اسلامی است که در تحقق امت واحده اسلامی ما را یاریگر خواهد بود.

4ـ کشور ما از تنوع قومی، گویش، لهجه و... برخوردار است، بررسی درست و شناخت اصولی و برخورد منطقی با این نکته نه تنها می‌تواند امری مثبت باشد بلکه پتانسیل عظیمی است که در صورت بهره‌گیری صحیح از آن وحدت را نهادینه می‌کند.

وقتی در یک چارچوب عقلانی بپذیریم که همه اقوام ایرانی گرد اسلام و ایران باید برای اعتلای انسان مسلمان و ایران آباد بکوشند و اختلاف سلایق در برابر مشترکات که همانا مسلمان و ایرانی بودن می‌باشد کم‌رنگ و ناچیز است وحدت خودبه‌خود پا می‌گیرد.

5ـ با عنایت به خواست ملی در رسیدن به دانش هسته‌ای و خودکفایی در این موضوع و عزم آمریکا و غرب برای اینکه ما نتوانیم این مسیر را با سربلندی به پیش ببریم و وجود تهدیدات بالقوه در این موضوع، یک صدایی و وحدت کلمه امری اجتناب‌ناپذیر است، چندصدایی و گفتن حرف دشمنان از زبان برخی از افراد داخل کشور همان خواستی است که دشمنان ایران در پی آن هستند و متاسفانه برخی‌ها به عنوان تریبون‌های تبلیغاتی بیگانگان سخنانی را تکرار و القا می‌کنند که اگر نام گوینده آن را نگاه نکنیم فکر می‌کنیم، این نکات از آنطرف مرزها می‌باشد. هرگونه رفتاری که عزم ملی را در برابر دشمن ضعیف کند یک حرکت ضد ملی تلقی می‌شود.

وحدت ملی هیچگاه به معنای یکسان‌سازی، محدودیت و هم اندیشی با تفکر غالب نیست، بلکه نوعی نگرش معطوف به رقابت سالم، هدف‌مند و فضا دادن به جناح‌های کشور و جریانات اصیل برای پیشنهاد و نقد عالمانه می‌باشد.

حدود و ثغور این حرکت هدفمند سیاسی معطوف به قانون می‌باشد. بسیط‌ اندیشی و دور کردن انگاره‌های جزمی زیربنای وحدت است، در انگاره وحدت ملی باندهای سیاسی و افراد فرصت‌طلب که به دنبال منافع خویش می‌باشند جایی ندارند و جریان پرقدرت ملت آنها را کمرنگ و نامریی می‌سازد.