تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۸۶ - ۰۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۷۱۸۷

حسین مجیدزاده

محورهای همبستگی ملی از نگاه قرآن

در این خصوص دین مبین اسلام نیز از سایر ادیان مستثنی نبوده و اهمیت خاصی برای این موضوع قائل شده است و قرآن کریم بر این نکته، نهاده است که وحدت مایه استواری و نیرومندی و اختلاف، موجب شکست و سستی و از کف دادن قوت و قدرت است.

سرآغاز سخن

آن هنگام که بعثت رسول اعظم (ص) همچون آذرخشی کویر ظلمانی جامعه بشری را پرتوافشانی نمود و سرزمین حجاز را مرکز تابش انوار تابناک وحی قرار داد، زنجیرهای اسارت که افکار مردم را در انجماد و تحجر قرار داده بود یکی پس از دیگری از هم گسست و به برکت نور حق و چشمه همیشه جوشان توحید، عداوت و دشمنی رنگ باخت، دلها به هم نزدیک شد، رحمت و برکت بر انسان‌ها بارید و بالاخره این انقلاب معنوی و تحول ملکوتی با خود، آرامش، امنیت، الفت و حسن تفاهم را به ارمغان آورد.

اساسا تعالیم اسلام به گونه‌ای است که اتحاد و همبستگی مسلمانان را صرف‌نظر از تنوع قومی، نژادی، زبانی و فرقه‌ای ترویج می‌کند. خدایی که مومنان می‌پرستند یکی است، شعارشان لااله‌الاالله است و همه به رسالت محمدی ایمان دارند، تمامی مسلمانان قرآن را کتاب مقدس آسمانی خویش می‌دانند و آن را برای تقرب به حق و بهره‌مند شدن از معنویت آیاتش تلاوت می‌کنند، قانون اساسی همه مسلمین در این کتاب مندرج است، همه به سوی قبله‌ای واحد نماز می‌خوانند، بانگ اذان همه یکی است زمان معین آنان برای روزه‌داری و عبادت، ماه رمضان است، آنان روز اول شوال و نیز روز اضحی را عید خویش می‌شمارند و در ماه ذیحجه با هم در حرم امن الهی اجتماع می‌کنند تا مراسم حج ابراهیمی را انجام دهند، به ساحت مقدس خاندان نبوی ابراز ارادت، می‌نمایند و احترام ویژه‌ای برای اهل بیت پیامبر قائل‌اند. این موارد به خوبی می‌تواند دلها را به یکدیگر پیوند دهد و روح همبستگی برادری اسلامی را که عظمت مسلمانان را به نمایش می‌گذارد، احیا نماید. (1)

وحدت و همبستگی یکی از مواردی است که تداوم و پایداری نظام‌ها و ملت‌ها به آن بستگی دارد، و به همین دلیل، تمامی ملل برای وحدت و همبستگی اهمیت خاصی قائل شده‌اند و برای حفظ این امر خطیر برخی امور را، در فرهنگ خود مقدس و مهم شمرده و آنها را محور همبستگی خود قرار داده‌اند به عنوان نمونه وقتی در تاریخ جنگ‌های صلیبی که علیه مسلمانان برپا شد دقت کنیم می‌بینیم مسیحی‌ها بهترین حربه‌ای که برای اتحاد خود بکار بستند دین بوده است، یا در جنگ جهانی دوم آلمان‌ها برای همبستگی خود از عنوان نژاد برتر استفاده کردند. در این خصوص دین مبین اسلام نیز از سایر ادیان مستثنی نبوده و اهمیت خاصی برای این موضوع قائل شده است و قرآن کریم بر این نکته، نهاده است که وحدت میایه استواری و نیرومندی و اختلاف، موجب شکست و سستی و از کف دادن قوت و قدرت است. 

در سوره مبارک انفال، در مقام بحث از جنگ بدر که در جریان آن شمار مسلمانان کمتر از یک سوم مشرکان بود و توشه و سلاح و آمادگی کمتری داشتند، اما سرانجام پیروزی از آن مسلمانان گشت، می‌خوانیم: «و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و نزاع (و کشمکش) نکنید، که سست شوید و قدرت (و شوکت) شما از بین برود و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت‌کنندگان است.» (2) در این نوشتار برآنیم مواردی را که از نظر قرآن کریم محور همبستگی ملی به حساب می‌آید بیان نمائیم. البته قبل از ذکر این موارد برای روشن ساختن تمام جوانب موضوع از آغاز باید بدانیم که منظور از وحدت و همبستگی هرگز آن نیست که همه دیدگاههای اعتقادی، اجتهادهای فقهی و نظریات سیاسی مسلمانان را در قالب اجتهاد و رایی واحد ارائه کنیم و [از بقیه دست برداریم] بلکه مقصود اتخاذ موضع هماهنگ در میان مسلمانان [و ملت] است که بر بستر انگیزه‌ها و ضرورت‌های پیشین، وحدت و همبستگی را در میان آنان تجلی بخشد.

مهم‌ترین محورهای همبستگی از نظر قرآن از قرار زیر است: 1- توحید و یکتاپرستی

ایمان به خدای یگانه و غیب و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز واپسین، مهم‌ترین پایگاهی است که وحدت و همبستگی جوامع مسلمان باید بر آن استوار گردد اصولا نظریه «توحید» دیدگاهی وحدت‌گراست و به مثابه مرکزیت نظام تکوین و تشریع امت واحده اسلامی به شمار می‌رود. یکایک آدمیان و آفریدگان تسبیح‌گوی خدای یکتایند و در برابر عظمت او خاضع و خاشعند.

خدایی که صاحب و مالک روز جزاست و داد مظلوم از ظالم می‌ستاند و از ستمگران انتقام می‌گیرد و در روز رستاخیز در میان مردم به عدالت رفتار خواهد کرد و در میانشان قسط به پا خواهد داشت. قرآن کریم یکی از راه‌های همبستگی را پیروی از راه توحید دانسته و به آن سفارش فرموده است: «ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعو‌ السبل فتفرق بکم عن سبیله؛ (3) این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید، و از راه‌های پراکنده (انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق‌ دور می‌سازد.»

در این آیه خداوند دستور به پیروی از صراط مستقیم را داده که همان راه توحید، راه حق، عدالت، پاکی و تقواست و پیروی از غیر آن راه را باعث پراکندگی و اختلاف و نفاق می‌داند و بر همین اساس، قرآن از اهل کتاب می‌طلبد که به کلمه توحید که وجه جامع و مشترک میان آنان و مسلمانان می‌تواند باشد بازگردند و می‌فرماید: «قل یااهل‌الکتب تعالوا الی‌ کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیءا؛ (4) بگو: ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم.»

در این دو آیه، قرآن کریم مفهوم وحدت و همبستگی مسلمانان و حتی مسلمانان با سایر ادیان الهی را تنها در این چارچوب و با این تفسیر و تبیین پذیرفته است، چرا که از نظر اسلام صرفا به اجتماع مسلمانان و اتفاق آنان بر هر مسئله‌ای نباید دل‌خوش بود بلکه آنچه در این عرصه اهمیت فراوان دارد اتحاد و اتفاق آنان، «در خدا» و «برای خدا» و «در راه خدا» است.

رسول اعظم (ص) پس از مهاجرت به مدینه و پذیرش رهبری مردم، منشور اساسی -که به صحیفه یا قانون اساسی مدینه موسوم است- بر اساس تعالیم قرآن کریم تدوین فرمود و با پیمان و میثاقی قبائل مختلف آن نواحی را به هم پیوند داد و امت واحدی تشکیل شد که محور آن به جای ملیت و نژاد، ایمان به خدا و آخرت و عمل صالح بود. (5)

مقام معظم رهبری نیز علاج دردهای کهنه دنیا و زخم‌های بشریت را بازگشت به خدا می‌داند و می‌فرماید: «امروز علاج دردهای کهنه دنیا و زخم‌های بشریت، بازگشت به خداست (فروا الی ‌الله) باید به خدا برگردند، بشریت باید با خدا و ایمان و معنویت آشتی کند کسانی که انسان‌ها را عمدا از معنویت و ایمان و توجه به خدا دور کردند، این نتیجه کار آنهاست. چیزهایی است که برای بشریت پیش می‌آید، یک روز در این گوشه دنیا، یک روز در آن گوشه دنیا، باید به خدا و معنویت برگردند. علاج دردهای بشریت، توجه به خدا و بازگشت به ایمان است. امروز این خلا را وجدان‌های پاک در همه جای دنیا احساس می‌کنند.» (6) مطلب دیگر در اهمیت و محوریت توحید اینکه خداوند خطاب به پیامبر خود چنین می‌فرماید: «ان ‌الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء؛ (7) آنها که آئین و مذهب خود را پراکنده کردند و به دسته‌های مختلف تقسیم شدند در هیچ چیز با آنها ارتباطی نداری و آنها نیز هیچ‌گونه ارتباط با مکتب تو ندارند.» زیرا مکتب تو، مکتب توحید و صراط مستقیم است و صراط مستقیم و راه راست همواره بیش نمی‌باشد. در این آیه خداوند متعال، این حقیقت را که توحید محور و اساس اسلام و اسلام، آئین وحدت و یگانگی است و از هرگونه نفاق و تفرقه و پراکندگی بیزار است با تاکید تمام بازگو می‌کند و به پیامبر می‌فرماید برنامه و کار تو هیچ‌گونه شباهتی با افراد تفرقه‌انداز ندارد چون توحید نه تنها یکی از اصول اسلام است بلکه تمام اصول و فروع اسلام و همه برنامه‌های آن بر محور توحید دور می‌زند، توحید روحی است در کالبد همه تعلیمات اسلام، توحید جانی است که در پیکر اسلام دمیده شده است. و امام امت (رضوان‌الله تعالی علیه) در این‌باره می‌فرماید: «این اسلام بود که همه را با هم مجتمع کرد و این اسلام بود که شما را پیروز کرد و این اسلام است که سعادت همه انسان‌ها را تامین می‌کند.» (8) 2-  قرآن «واعتصموا بحبل‌ الله جمیعا و لا تفرقوا؛ (9) و به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده و متفرق نشوید.» در این آیه «حبل ‌الله» به قرآن و اهل بیت تفسیر شده و محور همبستگی قرار داده شده است و به مسلمانان دستور می‌دهد که با تمسک به این دو به وحدت امت اسلامی تحقق بخشند.

امام خمینی پیام‌آور راستین مکتب قرآن در عصر کنونی نیز در این‌باره فرموده‌اند: «ملت‌ها و دولت‌ها اگر بخواهند به پیروزی و هدف‌های اسلامی به تمام ابعادش که سعادت بشر است برسند، باید اعتصام به دلیل فاصله گرفتن از قرآن با مشکلات متعددی از جمله نداشتن وحدت کلمه و استقلال، پیشرو نبودن در عرصه‌های علمی و مدنی و اعمال سلطه از جانب قدرت‌های زورگو مواجه است.» (12) و در جای دیگر پیروزی مردم ایران را از برکات قرآن دانسته و می‌فرماید: «ملت ایران به برکت قرآن توانست از سلطه قدرت‌های شیطانی رهایی یابد و جوان‌های خود را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار دهد.» (13)

از جمله شیوه‌هایی که قرآن کریم برای ایجاد وحدت و همبستگی بکار برده تاکید آن بر اهمیت حیاتی وحدت و بر ثمرات و تاثیر مثبت آن بر جامعه اسلامی است و این بحدی است که همبستگی جامعه را برای مردم به صورت یک هدف درمی‌آورد. قرآن به برادری، صمیمیت و پرهیز از اختلافات تفرقه و عوامل دیگر همبستگی تاکید فراوان کرده است و با پیروی از نظام قرآنی می‌توان به آسانی به هدف وحدت و همبستگی ملی، جامه عمل پوشاند و بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) نیز با تاسی از قرآن بر ایجاد وحدت در جامعه تاکید فراوان داشته و می‌فرماید: «لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند و لازم است در اجتماعات اهل سنت حاضر شوند.» (14) 3- اطاعت از پیامبر و اهل بیت (ع)

مسئله اطاعت از پیامبر و پایبندی به اوامر و تعالیم و احکام آن حضرت و پیروی از تصمیمات و دستورهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، اداری و قضایی حضرت، موضوعی است که در تحقق بخشیدن به وحدت جامعه و همبستگی مسلمانان نقش بسزائی دارد و آثار روحی و معنوی بسیاری بر آن مترتب است چرا که خداوند متعال در مورد پیامبر فرموده است: «و ما ینطق عن ‌الهوی ان هو الا وحی یوحی؛ (15) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست.» از این‌رو، اطاعت از او در حکم پیروی از خداوند و ایمان به او ایمان به رسالت الهی است، چون جانشینی خداوند در زندگی مادی، در واقع از آن اوست «من یطع ‌الرسول فقد اطاع‌ الله و من تولی فما ارسلناک علیهم حفیظا؛ (16) کسی که از پیامبر اطاعت کند خدا را اطاعت کرده، و کسی که سر باز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم.»

و در جای دیگر اطاعت از فرمان خداوند و اطاعت از پیامبر را مایه پیروزی و همسبتگی دانسته است و می‌فرماید: «و اطیعو ‌الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم؛ (17) و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و نزاع (و کشمکش) نکنید، که سست شوید و قدرت و (شوکت) شما از میان برود.»

رهبر معظم انقلاب حضرت‌ آیت‌الله العظمی خامنه‌ای نیز معیار و محور وحدت را وجود مقدس پیامبر (ص) دانسته و می‌فرماید: «معیار و محور وحدت که جمهوری اسلامی ایران، دنیای اسلام را به آن فرا می‌خواند، وجود مقدس نبی اعظم (ص) و یاد و نام آن بزرگوار است.» (18).

و در جای دیگر می‌فرماید: «برخی اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی به ‌طور طبیعی در جهان اسلام وجود دارد که می‌توان با تکیه بر تعالیم پیامبر خاتم بر آنها غلبه کرد.» (19) 4- حفظ روابط عاطفی میان رهبری و مردم

از مزایای فوق‌العاده اخلاقی پیامبر (ص) که از صفات مهم در رهبری و باعث همبستگی ملی است، مسئله گذشت و نرمش و انعطاف در برابر مردم است. خداوند متعال می‌فرماید: «فبما رحمه‌ من‌ الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ‌ القلب لانفضوا من حولک؛ (20) و به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند» شخصی هم که در مقام رهبری یا مسئولیتی قرار گرفته اگر بخواهد در مسئولیتی که به او سپرده‌اند، موفق شود باید به پیامبر اکرم (ص) اقتدار کند و با مردم با محبت و مهربانی رفتار نماید که در غیر این صورت اگر خشن و تندخو و غیر قابل انعطاف و فاقد روح گذشت باشد در برنامه‌‌های خود با شکست مواجه خواهد شد و مردم از دور او پراکنده می‌شوند. و در جای دیگر درباره مهربانی پیامبر با مردم چنین می‌فرماید: «لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رءوف رحیم؛ (21) به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج‌های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است.» و مقام معظم رهبری نیز همه مسئولان را به داشتن چنین صفتی سفارش می‌کند و می‌فرماید: «فلسفه وجودی مسئولان نظام، خدمت به مردم است و همه مسئولان و مدیران کشور در هر رده و مقامی باید با مردم همچون پدری مهربان برخورد کنند و  در راه خدمت به آنان، آرام و قرار نداشته باشند تا ملت، لذت کارهای بزرگ انجام شده در دوران انقلاب را احساس کند.» (22) اخلاق پسندیده، رفتار نیک، مهربانی، صبر و استقامت، تحمل و بخشش، همه جزء راههایی است که می‌شود با آنها وحدت و همبستگی ایجاد کرد که خداوند متعال پیامبر اعظم (ص) را که اسوه تمام رهبران و ملتهاست به انجام آنها دستور داده است.

ائمه معصومین (ع) به روشنی بر ضرورت انجام وظیفه احترام و اهتمام حاکم و امیر نسبت به مردم و زیردستان تاکید کرده‌اند و این تاکید را در درجه عالی می‌توان در سیره خلافت امام علی (ع) ملاحظه نمود. همچنین این تاکید در قالب نصیحت و پند امامان به والیان و کارگزاران آنان دیدنی است. شاید یکی از جالب‌ترین این نمونه‌ها، نامه‌های امام علی (ع) به مالک اشتر نخعی و دیگر نامه‌هایی باشد که به سوی والیان خویش فرستاده و بخشی از آنها در کتاب گرانقدر نهج‌البلاغه گرد آمده است. در وصیت امام علی (ع) به فرزندش محمد‌بن حنیفه می‌خوانیم: «به تمامی مردم نیکی کن همانطور که دوست داری به تو نیکی کنند، برای آنان آنچه را بپسند که برای خود می‌پسندی، نیز آنچه را برای خود زشت می‌شماری برای آنان زشت بدار، خوی خویش با مردم نیکو کن چندان که هرگاه از نظر آنان غائب شوی دلشان برایت تنگ گردد و چون بمیری بر تو بگریند و بگویند «انا لله‌ و انا الیه راجعون» و از آنان مباش که مردم هنگام مرگشان بگویند: «الحمدلله رب‌العالمین» بدان که پس از ایمان به خداوند اساس و راس عقل مدارا با مردم است.» (23) 5- موازین اخلاقی

از دیدگاه اسلام، رعایت موازین اخلاقی، بطور کلی اصل اساسی و مهمی است که در کنار مسائل گوناگون عقیدتی و روابط اجتماعی و سیاسی و برای دستیابی انسان به تکامل جمعی و فردی در دنیا و آخرت باید مدنظر قرار گیرد. فراتر از این می‌گوئیم اصولا محتوای کلی تعالیم اسلامی، محتوایی اخلاقی است. حضرت رسول اعظم (ص) در این زمینه می‌فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم‌الاخلاق؛ من برانگیخته شده‌ام که فضیلت‌های اخلاقی را به اوج برسانم» روی این اصل، قرآن کریم هنگام بحث از مسائل اخلاقی نه تنها از روابط آدمی با همنوعان خود سخن گفته بلکه روابط او را در همه زمینه‌ها، مورد توجه قرار داده است. از این‌رو، دریافتنی است که موازین اخلاقی، بستری مهم جهت برپایی وحدت اسلامی است. علاوه بر این، قرآن کریم بطور کلی از نقش اخلاق در پدیدار شدن وحدت و بطور خاص از شاخصه‌های روابط حاکم بر جامعه سخن گفته است.

اینک آنچه مدنظر است شاخصه‌هایی کلی از موازین اخلاقی است که در ارتباط با موضوع وحدت و همبستگی ملی و اسلامی نقش‌آفرین است در زیر از این شاخصه‌ها گفتگو می‌کنیم. الف: پایبندی به عهد و پیمان

قرآن کریم به‌ طور کلی بر ضرورت وفای به عهد و پایبندی به میثاق، در همه زمینه‌ها تاکید کرده است با این همه پافشاری قرآن بر این اصل، در روابط اجتماعی و سیاسی حتی در مقابل دشمنان- مسلمانان و مومنان جای خود دارد- به عنوان مسلئه‌ای بنیادین، بیشتر است این بدان معناست که رعایت جنبه‌های اخلاقی در حفظ و بقای وحدت جامعه نقشی اساسی بازی می‌کند. خداوند متعال در سوره توبه بعد از تعیین مدت برای مشرکان می‌فرماید: «الا الذین عاهدتم من‌ المشرکین ثم لم ینقصوکم شیءا و لم یظاهروا علیکم احدا فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم ان‌ الله یحب ‌المتقین؛ (24) مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حق شما فروگذار نکردند و احدی را بر ضد شما تقویت ننمودند پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم بشمرید زیرا خداوند پرهیزکاران را دوست دارد.»

در این آیه خداوند پیمان مشرکانی که برخلاف پیمان خود کاری انجام نداده‌اند محترم شمرده است و در جای دیگر بعد از سفارش به وفا به عهد خدا، نقض عهد را به زن سبک‌مغز تشبیه کرده که پشم‌های تابیده خود را، پس از استحکام، وامی‌تابد در حالی که سوگند (و پیمان) خود را وسیله خیانت و فساد قرار می‌دهید، به خاطر اینکه گروهی، جمعیتشان از گروه دیگر بیشتر است (و کثرت دشمن را بهانه‌ای برای شکستن بیعت با پیامبر می‌شمرید). خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش می‌کند و به یقین روز قیامت، آنچه در آن اختلاف داشتید برای شما روشن می‌سازد.» (25) ب- امر به معروف و نهی از منکر

پرودگار متعال در بسیاری از آیات به امر معروف و نهی از منکر سفارش کرده است و امر به معروف و نهی از منکر در حقیقت به منزله یک پوشش اخلاقی -اجتماعی برای محافظت جمعیت است. زیرا اگر مسئله امر به معروف و نهی از منکر در میان نباشد عوامل مختلفی که دشمن بقای «وحدت و همبستگی اجتماعی» هستند همچون موریانه از درون، ریشه‌های اجتماع را می‌خورند و آن را از هم متلاشی می‌سازند، بنابراین حفظ همبستگی ملی بدون نظارت عمومی صالحان ممکن نخواهد بود و خداوند متعال عمل به آن دو را یکی از صفات مومنان دانسته و می‌فرماید: «والمومنون والمومنات بعضهم اولیآء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن ‌المنکر؛ (26) مردان و زنان باایمان، ولی (یار و یاور) یکدیگرند امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.»

و در آیه 108 سوره توبه خداوند یکی از صفات منافقان را تفرقه‌افکنی دانسته که برای عملی ساختن این عمل زشت خود (تفرقه‌افکنی) از عکس امر به معروف و نهی از منکر استفاده می‌کنند و می‌فرماید: «المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض یامرون بالمنکر و ینهون عن‌ المعروف؛ (27) مردان و زنان منافق، همه از یک گروهند، آنها امر به منکر و  نهی از معروف می‌کنند.»

همچنانکه در آیات به این دو فریضه اهمیت داده شده است در روایات زیادی هم اهمیت این دو بیان شده و در روایتی از امام باقر (ع) از آن به عنوان فریضه بزرگ یاد شده که دیگر واجبات در سایه آن اقامه می‌شود.

امام باقر (ع) چنین می‌فرماید: «امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرائض با آن دو برپا می‌شود و بوسیله این دو، راهها امن می‌گردد، و کسب و کار مردم حلال می‌شود، حقوق افراد تامین می‌گردد، و در سایه آن زمین‌ها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود، و در پرتو آن همه کارها روبه‌راه می‌گردد.» (28)

آنچه از آیات و روایات بدست می‌آید این است که امر به معروف و نهی از منکر یکی از محورهای همبستگی است زیرا از دشمنان نمی‌شود انتقام گرفت مگر با اتحاد و همبستگی و دین سالم نمی‌ماند مگر با اقامه فرائض و غیر این موارد که جامه عمل پوشیدن همه آنها را امام (ع) فقط در سایه امر به معروف و نهی از منکر می‌داند.

و خداوند متعال می‌فرماید: «کنتم خیر امه اخرجت‌ للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن ‌المنکر و تومنون بالله؛ (29) شما بهترین امتی بودید که به سود انسان‌ها آفریده شده‌اید (چه اینکه) امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید.»

در این آیه خداوند متعال بهترین امت بودن را امر به معروف و نهی از منکر دانسته و جماعتی را امت گویند که مابین اعضا و افراد آن یک همبستگی و وحدتی داشته باشد که در آیه مذکور سبب این اتحاد را امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خدا دانسته که اگر این سبب‌ها از بین برود اولا این امت اتحاد خود را از دست داده و همبستگی آنها از بین می‌رود. ثانیا فضیلت این امت از بین خواهد رفت. همه اینها نشانگر اهمیت و محوریت امر به معروف و نهی از منکر در همبستگی می‌باشد.

مرکز فرهنگ و معارف قرآن