سیدرضی عمادی
روسیه نگران یکجانبهگرایی آمریکاست زیرا تقریبا در طول 40 سال گذشته به عنوان یک ابرقدرت رقیب آمریکا بود. بنابراین قطعا هر عمل یا حرکتی از جانب آمریکا به دقت در محیط استراتژیک روسیه بررسی میشود. روسیه آشکارا سیاستهای آمریکا را محکوم نکرد زیرا نگران حفظ روابطش با آمریکا به خاطر ضعف اقتصادیاش میباشد. با این وجود، روسیه نسبت به افزایش قدرت آمریکا نظر مساعدی ندارد و تلاش میکند تا با یکجانبهگرایی آمریکا برخورد کند.
واکنش روسیه نسبت به استراتژی امنیت ملی آمریکا مبهم بود. مهمترین بخش این استراتژی که باعث نگرانی روسیه شد، دکترین پیشگیرانه میباشد. دکتر ایوان سافرانچوک در مورد این سند میگوید که در روسیه، مهمترین عالمان و مفسران سیاسی این سند را به عنوان اعلامیه یکجانبهگرایی آمریکا تلقی میکنند. بنابراین همکاری بینالمللی به عنوان سیاستی که میتواند به یکجانبهگرایی آمریکا پایان دهد را بیشتر میپذیرند. او بیان میکند که این واکنش در دو مدل میتواند بیان شود: 1- مدل اول میتواند به عنوان مدل حسادتآمیز نامیده شود. در این مدل، این استراتژی به عنوان اثبات جاهطلبیهای ژاندارم جهانی و هژمونیسم آمریکا در نظر گرفته میشود. با این وجود، همزمان دو نتیجه در درون این مدل وجود دارد: یک نتیجه عقلگرایانه و یک نتیجه احساسگرایانه. عقل میگوید که واقعیت این است که ما باید با آمریکا زندگی کنیم. ولی احساس میگوید که آمریکا خیلی زیادهخواهی میکند 2- مدل دوم: مدل مجوز کار نامیده میشود. این مدل معتقد است که روسیه هم عضو محترمی از جامعه بینالمللی میباشد. روسیه هم حق دارد که هرچیزی را که ایالات متحده انجام میدهد، انجام دهد.
واکنش روسیه نسبت به لغو پیمان ABM برخلاف واکنشی که نسبت به استراتژی امنیت ملی آمریکا نشان داد، واکنش انتقادآمیزتری بود. به عبارت دیگر نسبت به لغو پیمان ABM انتقاد بیشتری از آمریکا به عمل آورد. گرچه پوتین بیان کرد که روسیه از این تصمیم تاثیر نخواهد پذیرفت اما با این وجود از عمل آمریکا انتقاد کرد. او گفت که تصمیم آمریکا مبنی بر خروج از پیمان ABM تصمیمی اشتباه است اما تهدیدی به امنیت ملی روسیه محسوب نمیشود. به علاوه، او بیان کرد که امروز وقتی جهان با تهدیدی جدی مواجه شده است، نباید اجازه داد که خلاء حقوقیای در حوزه ثبات استراتژیک بوجود آید.
میخائیل کاسیانوف وزیر امور خارجه روسیه در مورد این تصمیم آمریکا گفت که این تصمیم تاسفانگیز بود زیرا موازنه استراتژیکی جهانی را تضعیف میکند. او همانند پوتین گفت که روسیه احساس تهدید نمیکند اما این تصمیم برای امنیت کل جامعه بینالمللی خطرناک است. او گفت که روسیه میتواند نگران نظامهای دفاعیاش نباشد اما اگر آمریکا لغو پیمان ABM رابرگزیند ملل دیگر باید نگران باشند. جیل دوئرتی گفت که حرکت آمریکا ضربهای به روسیه بود. او گفت که روسیه احساس میکرد ائتلاف علیه تروریسم باعث گردآمدن کشورها با یکدیگر خواهد شد. اما آنها وجود یک خطر را در این ائتلاف احساس میکنند و آن هم این است که آمریکا قصد دارد این ائتلاف را به تنهایی پیش ببرد. روسیه در جنگ عراق مخالف عمل یکجانبه آمریکا بود و بر نقش ملل متحد در این مورد تاکید کرد. اما واقعیت اساسی این است که روسیه در اتخاذ یک موضع اساسی ناکام ماند. برای این ناکامی میتوان چند دلیل اساسی برشمرد: 1- روسیه به خاطر ضعف اقتصادیاش به شدت ضعیف است. لذا نیاز دارد که برای رفع مشکلهای اقتصادیاش روابطش با آمریکا را بهبود بخشد. 2- بدست آوردن جایگاه بهتری در گروه 8 برای روسیه مشروط به همکاریاش با غرب میباشد. 3- روابط خوب روسیه با آمریکا زمینه را برای عضویت روسیه در WTO هموار خواهد کرد. گرچه این مسایل هنوز وجود دارد، اما روسیه میخواهد و درحال تلاش است تا یکجانبهگرایی بیچونوچرای آمریکا را کاهش دهد. در جهت تحقق این هدف گامهای اساسیای نیز برداشت که شامل ادامه روابط دیپلماتیکش با کره شمالی و ایران و تلاش در جهت بهبود روابطش با چین میباشد.
اتحادیه اروپا
توماس والسک در مورد واکنش اتحادیه اروپا نوشت که دکترین پیشگیرانه به معنای پذیرش جدایی دائمی آمریکا از نظام بینالملل یا تاکید بر برتری فزایندهاش بر حقوق و نهادهای بینالمللی میباشد.
لوموند دیپلماتیک فرانسه طرحهای آمریکا برای حمله پیشگیرانه به عراق را با تصمیم نابودکننده هیتلر برای حمله به اتحاد شوروی در تابستان 1941 تشیبه کرد. به علاوه، والسک به نقل از کریس پاتن، عضو امور خارجه اتحادیه اروپا، میگوید که تجربه خونبار کشورها از جنگ به ما میگوید که نتیجه جنگ ناسیونالیستی به شدت آزاردهنده است...... ما تمایل داریم که به اجماع در مورد این محکومیت احترام بگذاریم. نشان میدهد که بخشی از جامعه اروپاییخواهان حفظ امنیت و اجتناب از خطر است. اما این در مورد برخی دیگر از کشورهای اروپایی مثل انگلیس که بندرت از اعمال آمریکا انتقاد میکنند، صدق نمیکند. برخی دیگر از کشورهای اروپایی مثل آلمان و فرانسه حمایت از آمریکا را مشروط به این کردند که آمریکا بتواند ادعاهایش را علیه دولتهای ویژه اثبات کند. اما ایالات متحده در جنگ عراق برای متقاعد کردن این کشورها ناکام ماند و نتوانست حمایت این کشورها را بدست آورد. به طور کلی اتحادیه اروپا از آنجا که به عنوان مجموعهای از کشورهای اروپایی بازیگر تازهای در سیاست بینالملل میباشد بیشتر همراه و تابع سیاستهای ایالات متحده میباشد و به عنوان یک مجموعه واحد نتوانستند در قبال یکجانبهگرایی آمریکا سیاست واحدی را در پیش گیرند. دلیل اصلی این امر گذشته از نوپا بودن این اتحادیه، وابستگی اقتصادی برخی از کشورهای اتحادیه به ایالات متحده میباشد. شاید بهتر این باشد که گفته شود کشورهای اتحادهای اروپایی به صورت مستقل و خارج از عضو اتحادیه اروپا بودن توان اتخاذ سیاست مستقلی را داشته باشند و تنها تابع صرف سیاستهای ایالات متحده نباشند.
جنبش عدم تعهد
بخشهای دیگر جهان هم نگران یکجانبهگرایی آمریکا هستند. از جمله این کشورها، اعضای دائمی جنبش عدم تعهد هستند که این نگرانی در سخنان رهبران این کشورها در کنفرانس این جنبش که در فوریه 2003 در کوالالامپور برگزار شد، به نحو بارزی مشخص بود. رییس جمهور آفریقای جنوبی، سابو ام بکی، از آمریکا و طرحهایش برای جنگ علیه عراق انتقاد کرد. او گفت که جنگ برای مردم عراق و میلیونها مردم فقیر سراسر جهان رنج و ناراحتی را به ارمغان خواهد آورد. رییس جمهور آفریقای جنوبی همچنین گفت که حتی قدرتمندترین ملل هم باید بهطور کامل و بیچونوچرا به یافتههای بازرسان تسلیحات در عراق و تصمیم شورای امنیت احترام بگذارند. او به شدت بر نیاز جهان به چند جانبهگرایی تاکید کرد و گفت که ما باید هر عملی که باعث حمایت و پیشرفت چند جانبهگرایی علیه یکجانبهگرایی میشود را انجام دهیم. این نیاز دارد که ما حتی بیشتر برای دمکراسیسازی نظام حکومت بینالمللی مبارزه کنیم. نخست وزیر مالزی، ماهاتیر محمد، رویکرد آمریکا در جنگ با عراق را به شدت محکوم کرد. او بر استفاده از نیروهای چند جانبه تحت کنترل ملل متحد تاکید زیادی کرد. او دستورالعمل سیاسی جدیدی برای اعضای عدم تعهد پیشنهاد کرد. ماهاتیر محمد در کنار موضوعهای دیگر، بر این موضوع تاکید کرد که ملل عضو عدم تعهد روی یک نظم نوین جهانیای کار کنند که دمکراسی را تنها به حکومت داخلی دولتها محدود نکند بلکه آنرا به حکومت جهانی تعمیم دهد. با این وجود او ملتمسانه از دولتها میخواهد که در جهت تقویت سازمان ملل متحد و چند جانبهگرایی تلاش کنند.
به طور کلی جنبش عدم تعهد مخالف یکجانبهگرایی است و بر تلاشهای چنر جانبه و اقدام در پرتو منشور ملل متحد تاکید دارد. این جنبش به شدت مخالف حاکم شدن قانون جنگل بر نظام بینالملل توسط هر دولتی از جمله توسط دولتهای قدرتمندی چون ایالات متحده میباشد و بر احترام به حقوق بینالملل و سازمان ملل متحد تاکید دارد.
نتیجهگیری
ایالات متحده به علت قدرت بالای نظامیای که دارد سیاست یکجانبهگرایی را اتخاذ کرده است و سعی دارد که کل سیاست بینالملل را برهم ریزد. این سیاست پیامدهای وخیمی برای صلح و امنیت جهانی در پی خواهد داشت. برای مثال استراتژی امنیت ملی آمریکا تکثیر جهانی سلاحهای کشتار جمعی، جنگ و بیثباتی را در پی خواهد داشت. برژینسکی میگوید که دکترین پیشگیرانه ما ممکن است که باعث شود تا دیگران هم تلاش کنند در قبال همسایگان خود استراتژی پیشگیرانه را اتخاذ نمایند که این میتواند باعث شود نگرانیهای بیش از اندازهای در بقیه نقاط جهان نسبت به بوجود آید. نرمه بینالمللی که قرنها برای ایجاد آنها تلاش شد در نوع خود باعث بیشتر شدن نظم نظام بینالملل شدند. اما استراتژی امنیت ملی دولت بوش نتیجهای برعکس آنچه که بوسیله نرمهای بینالمللی بوجود آمد را رقم زد. عمل آمریکا ممکن است باعث مشروعیت بخشیدن به عمل دولتهای دیگر در اتخاذ سیاست پیشگیرانه شود. دکترین بوش برای دولتهای دیگر محرکهای قوی ایجاد میکند تا در صدد دستیابی و گسترش تسلیحات هستهای خویش باشند. برای مثال اخیرا کره جنوبی هم در زمره کشورهایی قرار گرفت که در صدد دستیابی به سلاحهای هستهای هستند. یکی از پیامدهای اصلی سیاست یکجانبهگرایی ایالات متحده این است که باعث امنیتی شدن اختلافات خواهد شد.
نادیده گرفتن نرمها و حقوق بینالملل توسط آمریکا باعث میشود که کشورهای دیگری هم که نسبت به مخالفانشان از برتری نظامی برخوردارند سعی کنند که حتی برای اهداف سیاسی محدود خود هم از نیروهای نظامی استفاده کنند. این مساله گسترش ناامنی در جهان را در پی خواهد داشت. همانطور که در صفحههای قبل ذکر شد، اساس یکجانبهگرایی عدم توجه به اصول و حقوق بینالملل میباشد. این سیاست باعث ارجحیت منافع ملی بر منافع جمعی خواهد شد. این عمل باعث خواهد شد که دیگران هم برای بدست آوردن منافع ملی، منافع جمعی را نادیده بگیرند. به عبارتی دیگر، باید شاهد حاکم شدن قانون جنگل بر نظام بینالمللی باشیم. برای دفع سیاست یکجانبهگرایی آمریکا تکیه راه موثر تکیه بر چند جانبهگرایی و اقدام در قالب منشور ملل متحد و تاکید بیشتر بر توجه و رعایت منشور میباشد و این تنها راهی است که از طریق میتوان توازن قوا و صلح را در جهان برقرار کرد و از یکهتازی آمریکا در عرصه بینالملل جلوگیری کرد. باید باور کرد که ایالات متحده آمریکا پدر جهان نیست که نتوان از دستوراتش سرپیچی کرد و یا اینکه مافوق نظام بینالملل باشد. همانطور که دیگر کشورها به ایالات متحده وابستگی دارند، ایالات متحده هم بواسطه حضور دیگر کشورها ایالات متحده است. به نظر میرسد که ایالات متحده به جای ایجاد دمکراسی در درون کشور خاص باید بتواند در نظام بینالملل دمکراسی ایجاد کند چون از این طریق امنیت نظام بینالملل بیشتر تامین خواهد شد.
باشگاه اندیشه