عباس حاتمی
مقامات سیاسی و مسئولان ارشد سازمان انرژی اتمی در دیدار با همتایان روسی خود از دولت روسیه خواستند برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در سال جاری اقدام کنند در غیر اینصورت ایران اقدامات دیگری بعمل خواهد آورد. نیروگاه اتمی بوشهر حدود 30 سال است که توسط آلمانیها و سپس به وسیله روسها در حال تکمیل است. طبق قرارداد با دولت روسیه قرار بوده روسیه پس از دریافت 800 میلیون دلار نیروگاه مذکور را تا سال 1381 تکمیل کرده و به ایران تحویل دهد. هم اکنون بالغ بر 1400 میلیون دلار برای آن هزینه شده ولی هنوز تکمیل آن در هالهای از ابهام قرار دارد. روسها در طول 10 سال گذشته به بهانههای مختلف عملیات احداث نیروگاه را به کندی پیش بردند تا امتیازات بیشتری از طرف ایرانی دریافت نماید. گفته میشود روسها قصد دارند تجهیزات نظامی بیشتری را به ایران بفروشند تا بقول خودشان در برابر تهاجم هوایی آمریکا و اسرائیل از تاسیسات بوشهر حفاظت کنند. روسها پیشنهاد فروش تجهیزات نظامی را به ایران دادهاند در صورتی که اگر چنین عملیات نظامی توسط آمریکا صورت گیرد تجهیزات روسیه کارآیی لازم را نخواهد داشت چرا که تجهیزات نظامی روسیه از نظر فنآوریهای روز اغلب ضعیف و ناکار آمد است. روسیه در بحران انرژی هستهای ایران با غرب نیز سیاست دو گانه در پیش گرفته و علیرغم دریافت امتیازات بیشتر از سوی ایران همواره در آژانس بینالمللی انرژی هستهای و شورای امنیت علیه ایران رای داده است. بررسی روابط تاریخی روسیه با ایران و سایر کشورها مبین این واقعیت است که روسیه کشور قابل اعتمادی نیست و در مقابل فشارهای غرب عقبنشینی میکند. روسیه با کشورهای عراق زمان صدام حسین و سوریه نیز روابط مستحکمی داشت ولی پس از فشار آمریکا به همپیمانان خود پشت کرده و جانب آمریکا را گرفت. ممکن است این سوال مطرح شود که چرا روسیه بعد از مدتی به هم پیمانان خود پشت میکند و در مقابل غرب کوتاه میآید؟
در پاسخ میتوان چنین استدلال کرد که موقعیت بینالمللی هر کشوری تابع نظام سیاسی و اقتصادی آن کشور است. کشورهایی که از نظر نظام سیاسی دمکراتیک بوده و به ملت خود متکی هستند و از نظر اقتصادی نیز مبتنی بر بازار آزاد میباشند از استحکام داخلی کافی بر خوردار بوده و در نظام بینالمللی نیز از اقتدار لازم برخوردار هستند. بررسی وضعیت داخلی کشور روسی نشان میدهد این کشور فاقد پتانسیل داخلی برای افزایش اقتدار بینالمللی است از نظر نظام سیاسی و لادیمبر پوتین رئیس جمهوری فعلی روسیه چندان دمکراتیک نیست. رسانههای مستقل و احزاب قدرتمند بدلیل فشارهای نهادهای حکومتی بوجود نیامدهاند، انتخابات آزاد وجود ندارد و دولت نهادهای غیر دولتی را به رسمیت نمیشناسد. اقتصاد کشور، دولتی است و فساد در دستگاههای دولتی به وفور دیده میشود. اعتماد سرمایهگذاران پایین و ریسک سرمایهگذاری بسیار بالاست در نتیجه کشور با مشکلات داخلی فراوانی روبروست. بنابراین چنین کشوری نمیتواند در صحنههای بینالمللی تاثیرگذار باشد. اتکا به چنین دولتهای غیر دموکراتیک و پر ماجرا چندین بار مردم بیگناه چچن را به خاک و خون کشیده است. بنابراین روسیه نمیتواند د رنظام بینالمللی حامی و همراه ایران باشد بلکه تلاش دارد از آب گل آلود ماهی بگیرد و امتیازات بیشتری از ایران و غرب دریافت کند.
روسها برای افزایش نقش بینالمللی خود ناچار هستند با آمریکا و اتحادیه اروپا کنار بیایند و بیشتر با منافع غرب همسو هستند. ایران برای افزایش جایگاه بینالمللی خود بایستی با کشورهای منطقه و اتحادیه اروپا روابط مستحکمی برقرار کند و با سازمانهای بینالمللی و آمریکا تعامل سازنده ایجاد کند. اتکای ایران به روسیه تامین کننده منافع دراز مدت ایران نخواهد بود. اصولاً توسعه روابط سیاسی با کشورهای غیر دمکراتیک به سود منافع ملی ایران نیست زیرا کشورهای مذکور از اثبات داخلی کافی برخوردار نخواهند بود.
دولتهای که ثبات داخلی نداشته باشند مجبور هستند به قدرتهای خارجی باج بدهند و بر اساس منافع قدرتهای خارجی تصمیم میگیرند در این میان به راحتی به متحدان خود پشت میکنند و با قدرتهای بیرونی همسو میگردند.
سیاست گرایش به روسیه ساده لوحانه است زیرا دولت غیر مردمی پوتین در روسیه از هر ابزاری برای گرفتن امتیاز از ایران استفاده میکند ولی هنگام رایگیری در شورای امنیت به ایران پشت میکند. در طول تاریخ هم همواره روسیه به ملت ایران خیانت کرده است و در عقب ماندگی ایران سهیم بوده است. مسئولان سیاست خارجی و پرونده هستهای ایران مطمئن باشند روسیه برای ما هرگز متحد قابل اعتمادی نیست. روسیه از جمله کشورهایی است که بر سر تقسیم عادلانه دریای خزر سنگ اندازی میکند و بر اختلافات مرزی دامن میزند. بنابراین باید برای پیشبرد برنامه هستهای خود، بدون اعطای نقشی مهم و تاثیر گذار به روسیه تلاش کنیم.