تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۷۴۲۴۸
غرب به قدرت برتر مقاومت لبنان اعتراف می‌کند
اشاره: موسسه امنیت جهانی استراتفور، یک مؤسسه اطلاعاتی خصوصی است که در حقیقت به تجارت اطلاعات مشغول است. این مؤسسه که توسط جمعی از کارشناسان اطلاعاتی آمریکا مدیریت می شود درباره موضوعات امنیتی پژوهش کرده و نتایج را به صورت مقالاتی ارائه می کند. دسترسی به مقالات این مؤسسه مستلزم عضویت و پرداخت حق عضویت است. البته این مؤسسه اندکی از مقالات خود را به صورت رایگان نیز عرضه می کند. اسکات استوارت درمقاله «حزب الله» رادیکال اما «فردگرا» مجبور به اعترافات مهمی شده است. او قدرت حزب الله را توصیف می کند اما ادبیات خاص سیاست آمریکایی را نیز فراموش نمی کند و اتهامات بی پایه و اساس و همیشگی را نیز مطرح می کند. مقاومت حزب الله دربرابر تجاوزات آشکار رژیم اسراییل، عملیات تروریستی می خواند و حزب الله را با القاعده مقایسه می کند. القاعده ای که دست پرورده آمریکاست و راه خاورمیانه را برای سیاست های نوامپریالیستی آمریکا باز می کند. برخورد آمریکا با قدرت حزب الله و گفتمان توصیفی آن در قالب موضوع هسته ای ایران قابل ارزیابی است. آنها از سویی مجبور به اعتراف درباره قدرت ایران هستند و ازسوی دیگر برای جلوگیری از پیشرفت های بیشتر ایران، پروژه «ایران هراسی» را تعقیب و ترویج می کنند. برخورد آنها با حزب الله نیز در همین راستا قابل تحلیل است. حزب الله که براساس آموزه های امام راحل و انقلاب اسلامی پایه گذاری شد، امروزه به تیری در چشم آمریکا و رژیم اسراییل تبدیل شده است. جنگ 33 روزه نشان داد، انهدام حزب الله خیالی بیش نیست پس باید به راهکارهای دیگری مانند عملیات روانی متوسل شد. موضوعاتی مانند اتهام قتل رفیق حریری و مسائلی از این دست، دسیسه هایی درهمین راستا هستند. سخنان چندروز پیش سیدحسن نصرالله که حاکی از دست بالای اطلاعات حزب الله داشت، نشان داد دشمنان محور مقاومت در برنامه های جدید خود نیز ناکام خواهند بود. سرویس سیاسی

وقتی سخن از وجود تهدید در مرز آمریکا/ مکزیک به میان می آید و یا هنگامی که تحلیلی درباره خشونت و استقرار بمب های موسوم به IED در مرزها انجام می گیرد موضوعی که ناگزیر با آن برخورد می کنیم حزب الله است.
منابع دولتی آمریکا و مکزیک به کرات از وجود شبکه ایران و حزب الله درآمریکای لاتین ابراز نگرانی کرده اند.هراس آنها از این موضوع است که اگر آمریکا و یا رژیم [اسراییل] دست به اقدام نظامی علیه برنامه هسته ای ایران در تهران بزنند، این کشور از حزب الله برای حمله به نیم کره غربی و یا حتی به درون آمریکا استفاده کند. این نگرانی ها تنها از جانب ما نمی باشد. هربار که تنش در روابط میان ایران و آمریکا افزایش می یابد، از رسانه ها می شنویم که تهدید حزب الله در آمریکا در حال رشد است. کشور ایران نیز درتلاش برای منصرف کردن آمریکا و [رژیم] اسراییل از حمله به تجهیزات هسته ای این کشور علاقه وافری به تاکید بر خطری بنام حزب الله و دیگر نمایندگان ستیزه گرش دارد.
نگاهی دقیق به حزب الله خبر از توانایی بالای این جنبش در راه اندازی حملات خاص می دهد. این گروه قادر است بسیار خطرناک تر از القاعده عمل کند. تحلیل ها همچنین نشان می دهد که حزب الله حضوری پررنگ در آمریکای لاتین دارد و از شبکه خود برای قاچاق انسان به آمریکا استفاده می کند. این تهدید جدی است و این گروه بسیار کارکشته هستند. عواملی وجود دارد که در طی سالهای اخیر مانع استفاده حزب الله از شبکه بین المللی خود برای اهداف خاصی شده است. چنین تصمیماتی هرگز از روی سهل انگاری و بدون برنامه ریزی دقیق بر روی هزینه و پیامدهای آن گرفته نمی شود.
توانایی نظامی
در تحلیل دقیق حزب الله نباید این نکته را فراموش کرد که آنها تنها یک گروه تروریستی نیستند. خصوصا در سال 1980 حزب الله پس ازحملات چشمگیر و موثر خود، عملیات انتحاری با کامیون های بمب گذاری شده، هواپیماربایی های قابل توجه و بهره وری از گروگان های غربی (که گاهی برای سالها زندانی می شدند) در لبنان، درسطح بین المللی شناخته شد اما امروز آنها چیزی بیش از یک گروه هستند. حزب الله یک حزب سیاسی بانفوذ است که دارای قدرت نظامی بالا و مجهز می باشد و از نیروی نظامی موجود درلبنان قدرتمندتر ظاهر شده است. این سازمان شبکه وسیعی از خدمات اجتماعی را در لبنان کنترل می کند و توسط طیف وسیعی از شرکت های قانونی و غیرقانونی جهانی به لحاظ لجستیک و مالی تامین می شود.
حزب الله در لبنان به لحاظ نظامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است خصوصاً پس از مقابله با ]رژیم[ اسرائیل در آگوست .2006 اگرچه این گروه نتوانست ]رژیم[ اسرائیل را شکست دهد اما در مقابل آن ایستادگی کرد و شکست نخورد. شاید این حزب در ابتدا توسط حملات ناگهانی ]رژیم[ اسرائیل به خاک و خون کشیده شد اما در نهایت حزب الله تن به شکست نداد، خم شد اما نشکست. این مقاومت برای این سازمان یک پیروزی بزرگ محسوب و در جهان اسلام مورد تشویق واقع شد.
سرسختی و کارآزمودگی سربازان حزب الله در مقاومت سال2006 به وضوح دیده شد. این ویژگی ها بعلاوه مهارت هایی که آن ها در جنگ های چریکی از خود به نمایش گذاشتند، همچون برنامه ریزی و اجرای حملات ناگهانی از پشت کمینگاه ها و همچنین استقرار بمب های موسوم به IED علیه وسایل نقلیه نظامی، چیزهایی هستند که می توان آنها را مستقیما به حملات تروریستی ارجاع داد.
تأسیسات تمرینات نظامی حزب الله در مکان هایی همچون «بنی شیط» در غرب لبنان می باشد، جایی که نظامیان این سازمان توسط مربیانی از سوریه و یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی قدس آن تمرین داده می شوند. ضمنا نظامیان حزب الله برای دوره های آموزشی تسلیحات پیشرفته و تاکتیک های چریکی و تروریستی رده بالا به سوریه و یا ایران فرستاده می شوند. این تمرینات پیشرفته کادر وسیعی از مهره هایی را در اختیار حزب الله قرار می دهد که برای انجام عملیات در شرایط حساس نظامی و هدایت عملیات های خاص موفق بخوبی تعلیم دیده اند. ارتباط آنها با تأسیسات دیپلماتیک ایرانی به آنها اطمینان دسترسی به مواد منفجره نظامی و تسلیحات مدرن را می دهد که این تسلیحات توسط نقل و انتقال دیپلماتیک که از تفتیش مصون است به دست آن ها می رسد.
شبکه آمریکای لاتین
حزب الله و حامیان ایرانی اش ده ها سال است که در آمریکای لاتین تشکیل شبکه داده اند. ایران به دنبال برقراری ارتباط با کوبا، نیکاراگوئه، بولیویا و ونزوئلا بوده است، کشورهایی که با آمریکا و سیاست هایش مخالفت کرده اند. منابع استراتفور ادعای دولت آمریکا مبنی بر حضور نیروهای شبکه نظامی سپاه پاسداران در ونزوئلا را تصدیق می کند. این نیروها، به نقل از استراتفور، علاوه بر نظامیان متعلق به نیروهای نظامی انقلابی کلمبیا، در حال دادن آموزش های چریکی به نظامیان ونزوئلایی نیز هستند. ایرانی ها علاوه بر افسران اطلاعاتی وزارت اطلاعات و امنیت، تحت پوشش دیپلماتیک در سفارتخانه های خود عاملانی از سپاه مستقر کرده اند. افسران سپاه و وزارت اطلاعات همچنین تحت پوشش غیراداری در بیزینس، مراکز فرهنگی و خیریه مشغول به فعالیت می باشند و بطور نزدیک با عاملان حزب الله در ارتباط اند. این تعاون و همکاری نه تنها در لبنان دیده شده است، بلکه در جاهایی مانند آرژانتین نیز وجود دارد. ایران همچنین روابط دیپلماتیک خود را با مکزیک حفظ می کند و از حضور دیپلماتیک خود با مکزیک برای رسیدن به اهدافی همچون روابط تجاری و موضوعات انرژی بین المللی استفاده می کند. (هر دو کشور از تولیدکنندگان مهم انرژی به حساب می آیند.)
حزب الله با وجود دریافت صدها میلیون دلار کمک مالی و تجهیزات نظامی از ایران و سوریه، شبکه لجستیک و مالی جهانی وسیعی را برای خود تشکیل داده است. فرهنگ تجارتی مردم لبنان در تمام دنیا پخش شده است و حزب الله با بهره برداری از این لبنانی های دور افتاده (مسیحی و مسلمان) به تأمین مالی اهداف خود می پردازد. این سازمان همچنین با اعراب و مسلمانان غیرلبنانی، شیعه و سنی، نیز همکاری می کند که بسیاری از آنها با رسیدن به اهداف اقتصادی خود با حزب الله همکاری می کنند، نه بدلیل همسویی در ایدئولوژی.
حزب الله حضوری دیرین و پررنگ در منطقه سه مرزی پاراگوئه، آرژانتین و برزیل دارد، جایی که به گفته دولت آمریکا سالانه میلیون ها دلار از گذر فعالیت های تجاری قانونی و غیرقانونی بدست می آورد.
این سازمان در سالهای اخیر در مکزیک و آمریکای مرکزی نیز فعال شده است که البته مکزیک جای مناسبی برای فعالیت حزب الله و ایران محسوب می شود. این کشور مدت هاست بدلیل مجاورت خویش با آمریکا و سیستم ضدجاسوسی ضعیفش محل رفت و آمد افسران اطلاعاتی کشورهایی شده بود که با آمریکا خصومت داشتند، از آلمان نازی گرفته تا شوروی. منابع دولت مکزیک به استراتفور گفته اند که توانایی دولت مکزیک در نظارت سازمانی همچون حزب الله محدود است. کشور مکزیک در طول تاریخ توجه عملیات اطلاعاتی خود را همواره بر روی رقیبان سیاسی دولت خود متمرکز کرده است، نه به روی عوامل اطلاعاتی دشمن که بر روی خاک او در حال فعالیت هستند. این مسئله با توجه به این موضوع که افسران اطلاعاتی بدلیل مجاورت این کشور با آمریکا در آنجا حضور دارند و نه با هدف جاسوسی بر روی کشور مکزیک، معقول بنظر می رسد. مهارت پایین دولت مکزیک در زمینه تاکتیک های ضد جاسوسی توسط عواملی چون فساد و منابع قابل توجهی که این کشور مجبور شده است در اختیار رقابت های موجود بین اتحادیه های کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا که در حال غارت کشور هستند، قرار دهد، کاهش یافته است.
حزب الله برای بودن در مکزیک از مزیت دیگری نیز برخوردار است و آن هم شباهت فیزیکی آنها با مکزیکی ها می باشد. شهروندان مکزیکی که وارثتی لبنانی دارند (مانند ثروتمندترین مرد مکزیکی، کارلوس اسلیم) در خیابان های مکزیک احساس غربت نمی کنند. منابع استراتفور می گویند که اعضای حزب الله به منظور ماندن در مکزیک با زنان آن ها ازدواج می کنند و برخی حتی نام های اسپانیایی اتخاذ می کنند. شناسایی یک عامل نفوذی حزب الله، با نام اسپانیایی که زبان اسپانیایی را نیز به خوبی آموخته است توسط گمرکات آمریکا و مأمورین محافظت از مرزها بسیار دشوار است. مأمورین آمریکایی عموماً به اندازه کافی به زبان اسپانیایی تسلط ندارند که بتواند اسپانیایی آمیخته به گویش مکزیکی و یا خارجی را تشخیص دهند.
غالب لبنانی هایی که در مکزیک ساکن هستند مسیحیان مارونی (مسیحیان مقیم لبنان) هستند که از کشور خود گریخته و با موفقیت همرنگ مکزیک شده اند. اکثر لبنانی های مسلمانی که در مکزیک زندگی می کنند نسبتاً تازه وارد می باشند و نیمی از آنان شیعه می باشند و لذا جامعه مکزیک نسبت به جاهای دیگر کوچک تر است. حزب الله از این فرصت برای پنهان کردن عوامل خود استفاده می کند. منابع به استراتفور گزارش کرده اند که مردم حزب الله و ایرانی در تعدادی از مراکز کوچک اسلامی در شهرهایی از مکزیک مانند چیهوآهوا، ترون و مونتری فعالیت می کنند. آنها همچنین در مراکز اسلامی شیعی در شهرهای مرزی حضوری فعال دارند واز این مراکز برای قاچاق عاملان خود استفاده می کنند.
حزب الله دارای گروهی است که نسبت به القاعده بسیار کارآزموده تر و به لحاظ وسعت نیز بزرگ تر است. چیزی که القاعده به عمر خود ندیده است. حزب الله (و حامیان ایرانی اش) جای پای خود را در آمریکا محکم کرده اند نشان داده اند که می توانند با استفاده از شبکه لجستیک جهانی خود به جابجایی عاملان خود پرداخته و حملات دلخواه خود را پیاده کنند. این چیزی است که دولت آمریکا از آن می ترسد و دولت ایران نیز همین را می خواهد. خطری که از جانب سیستم نظامی حزب الله آمریکا را تهدید می کند جدی است و به مدت ها پیش بازمی گردد. این تهدید برخلاف اظهارنظر برخی از مطبوعات نوپا و روبه رشد نیست، حضور این سازمان در ایالات متحده آمریکا قدمتی دیرینه دارد.
اما باوجود توانایی های خاص این حزب، سالهاست که آنها خارج از منطقه خود دست به اقدامی نزده اند. این امر تاحدی بدین دلیل است که حزب الله تبدیل به یک سازمان بالغ شده است. حزب الله دیگر آن سازمان تازه به دوران رسیده ای نیست که در سال 1983 چندان به چشم نمی آمد، بلکه یک سازمان جهانی دارای اسم و رسم است. دارایی ها و پرسنل آن قابل شناسایی و دستگیری و حمله هستند. حزب الله می داند که هرگونه عملیات تروریستی علیه خاک آمریکا می تواند منتهی به عواقبی شود که پس از یازده سپتامبر شاهد بودیم و شاید همچون القاعده به پایان عمر این سازمان بیانجامد (باتوجه به اینکه حمله به لبنان خیلی آسان تر از افغانستان است.)
حزب الله به نیمکره غربی به عنوان محلی بسیار مناسب برای کسب درآمد نگاه می کند و خوب می داند که تنش با آمریکا می تواند تأثیر سوئی بر روی منافع تجاری آنها داشته باشد. حزب الله توانایی حمله به آمریکا را دارد اما این کار عواقب سنگینی دربر خواهد داشت و به نظر نمی رسد که این سازمان قصد انجام چنین کاری را داشته باشد. رهبر حزب الله ممکن است رادیکال باشد، اما خردگراست.
بنابراین باوجود توانایی حمله به منافع آمریکا، این سازمان میل به انجام چنین کاری را ندارد. حملات حزب الله در لبنان در سال 1980، همچون بمب گذاری در پایگاه های نظامی تفنگداران دریایی آمریکا و دو حمله دیگر به سفارت آمریکا به منظور حذف تأثیر آمریکا در لبنان بود و البته آن حملات موفقیت آمیز نیز بود. هرگونه اقدام نظامی در درون خاک آمریکا پاسخ آمریکا و حضور این کشور در لبنان را دربر خواهد داشت.بنابراین چرا شایعه حمله تروریستی قریب الوقوع حزب الله به گوش می رسد؟ سالهاست که هربار سخن از حمله به ایران به میان می آید با تهدید این کشور مبنی بر استفاده از نمایندگان خود مواجه می شویم.تهدید حزب الله به طرق گوناگونی به عنوان یک بازدارنده از حمله مورد استفاده ایران قرار می گیرد. حمله حزب الله و بستن تنگه هرمز تنها تهدیدهایی هستند که ایران در اختیار دارد.