تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۷۴۲۵۲
آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی
مصطفی یاسینی مقدمه: یکی از آسیبهایی که نظام اسلامی را مورد تهدید قرار داده و اعتماد عمومی را نسبت به آن کاهش می‌دهد، «فساد مالی» مسئولین و مدیران بویژه مدیران ارشد نظام اسلامی است. در مقالات قبل به تعاریف فساد مالی اشاره کرده و شکل‌ها و نمودهای مختلف آن را به اجمال مورد بررسی قرار دادیم. همچنین به بررسی نظریات مختلفی که پیرامون وجود و شیوع فساد مالی در جوامع و نقش آن در ارتقاء توسعه و یا نقش آن در تضعیف روند توسعه مطرح شده، پرداختیم و در ادامه به تبیین مفهوم فساد مالی، از منظر اسلام اشاره‌ کردیم. در این نوشتار به بررسی زمینه‌های بروز مفاسد مالی از دیدگاه اسلام و بیان برخی از عواملی که اقتصاد و جامعه اسلامی را آلوده می‌سازند، می‌پردازیم.

1- حاکمیت تفکر غیر دینی
روشن است کسانی که می‌خواهند تفکری را در عالم واقع پیاده کنند، باید بیش از همه به درست بودن و بهترین بودن آن، نسبت به تمامی آلترناتیوها اعتقاد داشته باشند. در این صورت است که تمامی تلاش خود را در این زمینه به کار خواهند برد و مشکلاتی را که در روند اجرا به وجود می‌آید، شناسایی می‌کنند و با تمام قوا برای آنها راه حل می‌یابند، اما اگر هنگام اجرا ذهنیت آنان این باشد که الگوهای بهتری هم وجود دارد، هرگز مجریان خوبی نخواهند بود. متاسفانه در زمان ما این امر اتفاق افتاده است و برخی از کارگزاران اقتصادی که قسمت اعظم تحصیلات اقتصادی آنان فراگیری اقتصاد سرمایه‌داری بوده، آن نظام را به عنوان بهترین راه هم در عرصه مبانی و هم در زمینه الگوهای اجرایی پذیرفته‌اند، متکفل امور اقتصادی نظام اسلامی بوده‌اند. برخی از مجریان در ظاهر و جلوی افکار عمومی شعارهای متناسب با تعالیم اسلامی می‌دهند، اما در عمل مجریان اقتصاد سرمایه‌داری هستند. البته وجود انسانهای مؤمن به احکام اسلام در عرصه اقتصاد قابل انکار نبوده و نیست.
2- وجود مسئولان و مدیران اقتصادی نالایق
اگر متصدیان امور اقتصادی از نظر اعتقاد به الگوهای برخاسته از اسلام مشکلی نداشته باشند، اما از مدیریت و تدبیر لازم برخوردار نباشند نیز پیامدهای زیان‌باری برای جامعه و اقتصاد خواهند داشت. در این صورت امور اقتصادی انسجام لازم را که شرط موفقیت است، نخواهند داشت، امکانات و توانایی‌ها هرز خواهد رفت و فرصت‌طلبان که همواره به دنبال تعقیب منافع شخصی خود با استفاده از تمامی امکانات ممکن هستند، از فرصت‌های ویژه سوء استفاده خواهند نمود. روشن است که حتی اگر سرپرست یک خانواده که کوچک‌ترین واحد اجتماعی است، مدیریت صحیح نداشته باشد، امکانات خود را هدر می‌دهد، چه رسد به جامعه‌ای که در درون آن، هزاران پیچیدگی وجود دارد. مخصوصاً اگر مدیران مذکور دارای اختیارات وسیعی باشند و مدیریت قسمت اعظم اقتصاد به دست دولت باشد. در این خصوص مطالب فراوانی در منابع دینی ما وجود دارد که به چند نمونه اشاره می‌شود.
امام صادق (ع) فرمودند: «یکی از اسباب بقای جامعه اسلامی و اسلام این است که اموال (امکانات اقتصادی) نزد کسانی باشد که حق را می‌شناسند و راههای به کار گیری صحیح آن را می‌دانند و یکی از عوامل نابودی اسلام و مسلمین قرار گرفتن اموال نزد کسانی است که حقوق مربوط به آن را نمی‌شناسند و راه‌های صحیح به کارگیری آن را نمی‌دانند»(1). امام علی (ع) می‌فرمایند: «بدی تدبیر (مدیریت ناصحیح) کلید فقر است»(2). یعنی اگر کارها به دست مدیران نالایق باشد، همه امکانات هدر خواهد رفت و نتیجه‌اش حاکمیت فقر گسترده خواهد بود. ایشان همچنین سوء تدبیر را سبب نابودی دانسته(3)، آن را یکی از چهار عامل نابودی حکومت‌ها برشمرده‌اند(4).
هنگامی که وضعیت کشورهایی مانند کشور خودمان را مشاهده می‌کنیم که با داشتن این همه منابع اقتصادی اعم از نیروی انسانی جوان و ماهر و معادن متنوع و سرشار نسبت به بسیاری کشورها که فاقد چنین منابعی هستند، عقب هستیم، بیشتر به اهمیت مدیریت صحیح منابع پی می‌بریم و وقتی زمینه برون رفت از این وضعیت فراهم خواهد شد که مدیریت‌های اقتصادی مخصوصاً مناصب کلیدی به نیروهای معتقد و شایسته و با تدبیر واگذار شود یعنی همان چیزی که در بیانات معصومین (ع) توصیه شده است. امید است با حاکمیت تفکر اسلامی در همه زمینه‌ها از جمله زمینه اقتصاد، و مدیریت صحیح مدیران لایق بیش از پیش شاهد رونق اقتصادی کشور و کاهش فساد مالی باشیم.          ادامه دارد…