سعدالله زارعی ـ کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه
زمینههای مذاکرات سازش میان رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین در حالی با میانجیگری آمریکا فراهم شد که در 20 ماه گذشته و از زمان روی کار آمدن دولت اوباما در آمریکا هیچ پیشرفتی در جهت بهبود شرایط میان طرفهای فلسطینی و رژیم صهیونیستی ایجاد نشده بود و حتی بهرغم تاکید و پافشاری دولت اوباما مبنی بر توقف شهرکسازی این عملیات تا لحظهای که طرفین پشت میز مذاکره قرار گرفتند، ادامه داشت و همزمان با این مسائل حملات مکرر به منطقه غزه هم استمرار داشت و عملیات تخریب منازل فلسطینی در قدس شریف که منجر به آواره شدن جمع زیادی از ساکنان غرب بیتالمقدس شد، بدون وقفه ادامه یافت. بنا بر این میتوان با قاطعیت گفت، اسرائیلیها با مشت آهنین بر سر میز مذاکره حاضر شدهاند و طرف فلسطینی در شرایط ضعف و تسلیم دستهای خود را به سمت اسرائیل دراز کرده و بدون اینکه امید و نشانهای بر پذیرش حداقلها هم از سوی رژیم صهیونیستی وجود داشته باشد، مذاکرات را آغاز کرد. این مذاکره بیش از آنکه راهحلی برای مساله فلسطین یا کاهش مناقشه میان طرفهای فلسطینی و صهیونیستی باشد، یک راهحل برای باراک اوباما بود تا بتواند موقعیت حزب دموکرات را در انتخابات چند ماه آینده بهبود بخشد. در واقع با نگاه به روند تحولات میتوان گفت، مذاکراتی که با حضور اوباما بین طرفهای اسرائیلی و فلسطینی شروع میشود در ادامه سلسله مانورهایی بود که اوباما برای بهبود چهره حزب دموکرات و ترسیم نمادین موفقیت در سیاست خارجی این دولت، انجام داده است.
خروج پیش از موعد 50 هزار نیروی آمریکایی از عراق، برگزاری اجلاس کابل و واگذاری مسؤولیتهای امنیتی به گروههای افغان، طرح موضوع مذاکره با ایران از سوی مقامات آمریکایی و... از اقدامات نمایشیای است که دولت اوباما برای موفق نشان دادن سیاست خارجی خود ارائه کرده است. بر همین اساس هم باید گفت، اجلاس سازش عربها و رژیم صهیونیستی که بدون شک هیچ دستاوردی را برای طرفین به همراه نخواهد داشت و به هیچوجه به اندازه یک گام از میزان درگیریها و مناقشات در موضوع فلسطین نخواهد کاست، صرفا یک اقدام در راستای بهبود چهره حزب دموکرات آمریکاست. متاسفانه باید گفت، این مذاکرات عوارض وخیمی را برای طرف فلسطینی خواهد داشت چرا که وقتی اسرائیلیها با مشت آهنین بر سر میز مذاکره حضور پیدا میکنند و به هیچکدام از خواستههای حداقلی طرف فلسطینی هم تن نمیدهند، این مذاکره به معنای آمادگی طرف فلسطینی برای فشارهای بیشتر و تضییع بیشتر حقوق آنها ارزیابی میشود و این مساله جرات و جسارت نیروهای نظامی و امنیتی اسرائیل را برای اعمال فشار هرچه بیشتر فراهم میکند. بنابراین محمود عباس و تیم مذاکرهکننده، خیانت آشکاری به ملت فلسطین کردهاند و ضربات سنگینی را به مردم خود وارد آوردهاند.
البته خوشبختانه با آغاز گفتوگو میان محمود عباس و نتانیاهو، جنبش حماس و دولت فلسطین اعلام کرد که به دلیل خیانت محمود عباس، مذاکره با سازمان آزادیبخش را متوقف میکند. این توقف مذاکرات بین دو طرف فلسطینی به خوبی نشان میدهد که ابومازن در جریان مذاکرات نماینده فلسطینیها نیست و مردم فلسطین چنین مذاکراتی را تحمل نمیکنند. در عین حال میتوان گفت تشدید شکاف بین طرفهای فلسطینی یکی از دستاوردهای سوء مذاکرات سازش میان نتانیاهو و محمود عباس هم است. به عبارت دیگر این نخستین هزینهای است که طرفهای فلسطینی در جریان مذاکره سازشکارانه با رژیم صهیونیستی میپردازند. مذاکراتی که بدون پذیرش شرایط فلسطینیها میان نتانیاهو و محمود عباس و با حضور اوباما برگزار میشود در واقع مذاکره نیست بلکه کشاندن فلسطینیها به قربانگاهی است که جلادان صهیونیست با شمشیرهای آخته به سمت طرف فلسطینی حملهور میشوند. اما یک نکته را میتوان از ورای این موضوع دریافت و آن هم اینکه میز مذاکره فعلی فلسطینیها را بیش از گذشته مایوس کرد و راهحلهای سازشکارانه را بیش از پیش مورد بغض مردم قرار داد. این موضوع نشان داد که فلسطینیها باید با تکیه بر نیروهای مقاومت و با استفاده از شیوههای شناخته شده مقاومت به مقابله با رژیم صهیونیستی بپردازند و ماشین جنگی و مهندسی دشمن که توامان مشغول گسترش مناطق صهیونیستی و شهرکهای صهیونیستی است را متوقف کنند. این مذاکرات به شعلهور شدن خشم فلسطینیها خواهد انجامید و برخلاف تمهیداتی که صهیونیستها و آمریکاییها اندیشیدهاند، دست صلح محمود عباس فلسطینیها را خشمگینتر میکند و میتواند شعلههای خشم، انتفاضه جدیدی را در فلسطین به وجود بیاورد. اسرائیل از قبل اعلام کرده بود که به هیچوجه بازگشت فلسطینیها را قبول ندارد و از طرف دیگر درباره مساله بیتالمقدس هم با تاکید زیاد اعلام کرده بیتالمقدس پایتخت همیشگی اسرائیل است و تجزیهپذیر نیست و در همین ماهها و روزها هم مشغول تخریب منازل فلسطینیها در قدس شرقی و آواره کردن ساکنان غرب این منطقه است.
بنابراین موضع اسرائیلیها در این مذاکرات کاملا مشخص است و در مذاکره هم کوتاه نخواهند آمد. منتهای مراتب این میز در واقع قرار است یک بار برای همیشه این موضع را مشخص کند که بازگشت آوارگان و تقسیم بیتالمقدس در خط قرمز مهم صهیونیستها است که هرگز به آنها تن نخواهند داد. به نظر میآید شرایط به گونهای پیش میرود که محمود عباس ناچار است درباره این 2 خواسته مهم تنازلاتی را بپذیرد و تنزل ابومازن از مواضع فلسطینیها یک نوع مشروعیت را برای اقدامات اسرائیلیها درباره قدس شرقی و مساله افزودن شماری دیگر به آوارگان ایجاد میکند. در واقع این میز به جای اینکه مشکل آوارگان یا مساله قدس شرقی را حل کند، مشکل است اسرائیل را درباره این دو موضوع حل خواهد کرد. اما باز هم باید بر این نکته تاکید کرد که نه فلسطین در اختیار محمود عباس است و نه فلسطینیها تابع ابومازن هستند بنابراین هر توافقی که بر سر میز مذاکره میان عباس و نتانیاهو انجام پذیرد از نظر فلسطینیها فاقد مشروعیت و ضمانت خواهد بود.