تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۷۴۳۸۱
فرقه‌سازی حرکتی برای مسخ اسلام

عباس خسروانی
از آن زمان که انقلاب اسلامی ایران سلطنت طاغوتی شاهنشاهی را ویران ساخت لرزه بر اندام طاغوتیان عالم انداخت و دنیائی را متوجه خود ساخت، دشمنی ها با اسلام پررنگ تر و شدت بیشتری یافت.اسلامی که مستکبران و ظالمان عالم از خطر آن آگاه بودند و توانسته بودند با مکر و حیله های بسیار روح انقلابی آن را مهار کنند و در انزوای کامل قرار دهند.اسلامی که مانع استعمار و استثمار انسانها و زیاده خواهی های زورگویان است.دشمن به خوبی می داند که مسلمانان در ایران اگر قدرتی دارند و توانسته اند در برابر بزرگترین قدرت دنیا قد علم کند و بایستند و از حق خود دفاع کنند ناشی از آموزه های اسلامی است.به همین دلیل است که طی 31 سال گذشته از طرق مختلف سعی نموده اند آموزه های اسلامی را در ایران مسخ و یا برخی اصول آن را حذف نماید.مشکل و مانع اصلی آنان اسلام است که حذف آن یعنی بازگشت به دوران غارت و استعمار ملت ایران. البته از دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ستیز آنان با اسلام آغازشده بود.آنان بارها اعلام کرده بودند تا قرآن بر این مملکت حکومت می کند نمی توان ایران را غارت کرد و از آن کشوری مطیع و زبون ساخت، لذا برای ضربه زدن به مکتب اسلام از هیچ تلاش و ترفندی فرو گذار نکردند.
راه ها وروش های مختلفی تجربه شد تا اینکه به بهره گیری ازروش های نرم رسیدند و دست به فرقه سازی در برابر اسلام ناب زدند تا شاید اسلام در برابر این فرقه ها تضعیف شده و از محبوبیت آن کاسته شود.تبلیغات سنگین و هزینه کردن مبالغ کلان به منظور رقیب تراشی برای اسلام درایران، کاهش محبوبیت آن و ایجاد اختلاف های فرقه ای و مذهبی از سالیان دورآغاز شده و تنها به تناسب شرایط زمانی و مکانی تغییر چهره داده است اما ماهیت آن همان ضد اسلامی بودن است.
تاریخ تمدن و فرهنگ انسان مملو از جنگ و جدال هائی است که بین اهل دین و ملحدان شکل گرفته است و عامل مهم و اصلی تحول فرهنگ بشری، دین و دینداری است.انسا نها در مقاطع مختلف تاریخ به دلایل متعدد و متنوع نسبت به این فطرت الهی گاهی اقبال شدید آورده اند و گاهی در اثر تحریفاتی که در آن صورت گرفته است به آن ادبار کرده اند و به سوی مکاتب و اندیشه های بشری گرایش پیدا کرده اند. اسلام به عنوان یک دین توحیدی روز به روز در دنیا رشد و نفوذ چشمگیری پیدا می کند و هر ساله شاهد افزایش پیروان این دین الهی در اقصی نقاط دنیا هستیم. این موضوع اسباب نگرانی صاحبان ثروت و قدرت را در دنیا برانگیخته و طرح های بسیاری به منظور کنترل این روند فزاینده و متلاشی نمودن اسلام از درون تدوین و به مرحله اجرا در آمده است. اسلام به دلیل دیدگاه های خاصی که در خصوص اداره دنیا،انسان،حکومت بر انسان ها و بسیاری موارد دیگر دارد باب میل اصحاب قدرت و ثروت که در یک کلام می توان از اصطلاح استکبار جهانی در معرفی آنان بهره جست نیست. اسلام دین آزادی و آزادگی است وهیچ سنخیتی با بهره کشی و استثمار و استعمار ملت ها تحت هر عنوان ندارد . اسلام دین عدل و عدالت است و هیچ رابطه ای با اشرافیت ،فقر و فاصله طبقاتی ندارد. اسلام دین مبارزه با طاغوت و استبداد و ایستادگی در برابر ظلم و ستم به
انسان هاست. این دین در صورت تسلط بر جهان طومار سرمایه داری لیبرال را خوهد بست و از آنجا که خود برای اداره جهان و رسانیدن انسان ها به تعالی وکمال و برقراری عدالت در سرتا سر گیتی طرح و برنامه های عملیاتی دارد، خواب از چشمان مستکبرین عالم که امروز با نام نظام سرمایه داری لیبرال شناخته می شود و مدعی حکومت بر دنیاست ربوده است.لذا باید تمام توان خود را برای توقف پیشروی این دین الهی در دنیا به کار بندد . سناریوهای بسیاری برای مسخ اسلام و تهی کردن آن از ارزش های معنوی و حذف اصول حیات بخش اسلامی و هدایت آن به سمت خمودگی و استیصال و در یک کلام انحراف آن از مسیر حقیقی طراحی شد که می توان از آن در سناریوی جنگ نرم یاد کرد که از شیوه های فرهنگی به شکلی هنرمندانه بهره گرفته می شود تا اهداف تعریف شده محقق گردد. در این مجموعه تاسیس فرقه های شبه دینی در درون جوامع اسلامی و جذب نیرو های جوان و برخی نخبگان نهفته است .
فرقه هایی که هدف هایی چون ایجاد اختلاف در صفوف متحد مسلمانان ،ایجاد شبهه، تضعیف مبانی اسلامی،و.....را دنبال می کنند.
طبیعی است که دشمنان اسلام بویژه در چند دهه اخیر که ضرب شست اسلام سیاسی را هم چشیده اند برای رویارویی با این فرهنگ اقدام به فرقه سازی کنند. بی شک فرقه سازی که هر روز به شیوه ها و شگردهای مختلفی انجام " می شود غایتی جز از پای افکندن گرایشات ناب اسلامی جوامع و تسلط پایدار دشمنان و بهره جویی هرچه بیشتراز ایشان را ندارد.در یک نگاه کلی می توان گفت که همة آنچه استکبار جهانی نامیده می شود در مقابل تشیع اثنی عشری بیش از همه گرایش ها احساس زبونی و ضعف می کنند؛ چون شیعه خود را وسیعاً و عمیقاً مقید به قرآن کریم و احادیث و روایات صحیح و پیروی از ائمه(ع) می داند و حاضر نیست سر تعظیم در برابر هیچ فرد یا گروهی فرود آورند. برای نابودی فرهنگ پویای تشیع از جمله حربه های دشمن ایجاد و اشاعه فرقه ها و دسته هایی چون صوفی گری، بابی گری و بهایی گری بود. امروزه نیز در رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری خود شاهد تولید گونه های متنوعی از معرفت های باصطلاح معنوی ِغیر ملتزم به وحی هستیم.
روباه پیر یعنی انگلیس در راه اندازی فرقه های منحرف دینی در جوامع اسلامی سابقه طولانی دارد. تاسیس فرقه ضاله بهائیت یا همان بابیت در درون جوامع اسلامی به خصوص ایران از اقدامات استعمار پیر در راستای تضعیف اسلام و منفعل کردن آن به منظور فراهم نمودن اسباب استعمار دارایی های ملت ایران است. نمونه های بسیاری از این قبیل اقدامات خبیثانه را می توان یادآور شد. امروزه نیر این سناریو در شکل و رنگ دیگری ادامه دارد و ما شاهد ظهور فرقه های غیر الهی با افکار و عقایدی مرموز و ویرانگر هستیم که قشر جوان مسلمان را هدف قرار داده است تا ارتباط بین این نسل پویا را با گذشته و آموزه های اصیل اسلامی قطع نماید تا نسلی روی کار آید که هیچ قدرتی برای دفاع از هستی و هویت خود نداشته باشد و همچون موجودی مسخ شده در چنگال نظام سلطه به حیات حیوانی خود ادامه دهد. به عنوان مثال رواج فرقه ای به نام شیطان پرستی در جوامع که ایران اسلامی نیز از آن در امان نمانده این روزها در حال فعالیت و عضو گیری است.فرقه ای که ریشه در نظام سلطه و اربابان ثروت و قدرت دارد و اهداف پلیدی را دنبال می کند.لزوم هوشیاری جوانان و مسئولان امر در این زمینه مهم و حیاتی است. در سده های اخیر نیز فرقه سازی و ایجاد تفرقه در سرزمین اسلام و در میان مسلمین یکی از روش های استعماری بوده و بویژه از سوی دولت انگلیس در دستور کار قرار داشته که ظهور بهائیت و تقویت وهابیت نمونه هائی از این جریان فرقه سازی استعماری است.
رواج مکاتب عرفانی ساختگی،آیین سازی و شگرد های جدید مرید پروری با توسل به دروغ های آمیخته به حقایق دینی و انگشت گذاشتن بر حساس ترین خواست و نیاز بشری روش های مرسوم و شیادانه ای است که با سوء استفاده از فضای دینی جامعه رواج یافته و آسیب هائی را به وجود آورده است.
خطر اینجاست که معاندان جمهوری اسلامی تلاش گسترده ای انجام می دهند تا شکاف بین نسلی در ایران را تشدید کنند و گونه ای انقطاع فرهنگی را در جامعه انقلابی ایران موجب شوند، بدین صورت که با تشدید تعارض فرهنگی نسل جوان با نسل های انقلاب و دفاع مقدس و جنگ تحمیلی ،انقلاب بی پشتوانه شود و روند شکست آن تسریع و تسهیل شود.همین خطر است که هوشیاری بیشتر عالمان،دانشگاهیان،مسئولان و دلسوزان اجتماعی را طلب می کند و مقابله جدی با همه اشکال انحراف های اعتقادی،فکری و رفتاری را ضروری می سازد.در جامعه ما موج گرایش به معنویات روز به روز در حال افزایش است.بویژه در میان جوانان، ولی اندیشمندان و فرهیختگان جامعه باید مراقب باشند تا افراد سود جو از این احساسات پاک سوء استفاده نکنند. ظهور فرقه‎های انحرافی مانند بابیت و بهاییت، طی سده گذشته با حمایت استعمار صورت گرفته و غرب می‌دانسته که با تولد فرقه‌هایی مدعی مسلمانی باید به اسلام ضربه زد.امروز با توجه به حساسیت ایرانیان نسبت به بهاییت و با وجود آنکه بسیار بدان پرداخته شده، همچنان ضرورت بازپردازی به آنها احساس می‎شود. از آن روست ‎که اکثر قریب به اتفاق فرقه‎های انحرافی امروزین ادعای الهی بودن ندارند، اما بابیان و بهاییان با به‎ کار بردن لفظ دیانت، ادعای الهی بودن فرقه خود را دارند که متأسفانه در موارد گوناگونی زمینه انحراف خداباوران را پیش کشیده‎اند.بابیت و همچنین بهاییت خود را ادامه طبیعی مذاهب آسمانی دانسته و با ادعای نفی خاتمیت پیامبر اسلام به میدان آمده‎اند و این انکار با چسباندن خود به دین اسلام و با فرض پذیرش آن صورت می‎گیرد. با این تمهید، ابتدا اسلام به‎ عنوان مذهبی الهی پذیرفته شده و سپس با نفی خاتمیت آن، آماج حمله قرار می‎گیرد. در دنیای امروز که مرزهای فرهنگی کمرنگ شده و سواره‌نظام و پیاده‌نظام رسانه‌ای، ابر فرهنگ غرب را در جهان می‌گستراند، جهان اسلام نیز از حضور این جریان‌های هزار رنگ بی نصیب نمانده است؛ از این رو مطالعه نقادانه این فرقه‌ها به‌ویژه آنها که در ایران پرکارترند ضروری است و کوتاهی در این امر زیان‌های جبران ناپذیری را به فرهنگ و سایر ساحت‌های حیات اجتماعی وارد خواهد کرد.کثرت فرقه‌های معنویت‌گرایی که در ایران رایج هستند، به راستی همت، دانش و مهارت محققان را به مصاف می‌طلبد.