تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۷۴۳۸۲

صالح اسکندری
1 - اتحاد بر مبنای اصول، اسم رمز همگرایی و وحدت جریانهای سیاسی در کلیه مقاطع پس از انقلاب اسلامی بوده و هست که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ضمن تبیین مجدد این مهم در دیدار اخیرشان با دانشجویان همه اشخاص و جریانات سیاسی را دعوت کردند به منظور تعمیق وحدت دایره خلصین را توسعه بدهند.
در سیاست توسعه دایره خودی ها همیشه بهتر از تصفیه غیر خودی ها است. تصفیه نا خالصی ها هر چند ناگزیر هم باشد هزینه بر است. مضاف براینکه درجه خلوص خودیها یکسان و مساوی نیست. از حواریون نظام تا آنهایی که کمی متوسط تر هستند و حتی آنهایی که در برخی مقاطع مورد شماتت نظام قرار گفته اند جملگی خودی هستند. گسترش دایره خلصین، غیر خودی ها را تحت الشعاع قرار می دهد و موجب افزایش کیفیت و کمیت خلوص درجامعه می شود. اساسا دایره خودیها کمتر محل اختلاف است. به راحتی می توان روی افزایش خلوص سیاسی یک شخص یا جریان قسم خورد اما به سختی می شود درباره غیر خودی شدن همان شخص یا جریان شهادت داد. البته این به معنای غفلت از غیر خودی ها نیست چرا که در بسیاری از اوقات ورود آنها به جبهه خلصین لطمات خطرناکی را به نظام و مردم وارد کرده است. اما مسئله امروز ما شاخص وحدت در بین خودیهاست. مبنای اتحاد سیاسی درکشور اصول است و معیار اصول افراد و اشخاص نیستند. اصول چیزی به جز مواریث مادی و معنوی حضرت امام خمینی(ره) که در وصیت نامه سیاسی- الهی ایشان برجسته شده و در رهنمودهای مقام معظم رهبری بارها و بارها بدان ها اشاره شده، نیستند. مهدویت گرایی، عدالتخواهی، استکبارستیزی، آزاداندیشی، مبارزه با فساد و تبعیض، شایسته سالاری، گسترش فرهنگ نقادی، اعتماد و اتکا به هویت دینی و ملی، خود باوری،اعتقاد عمیق به مبانی و اصول فکری حضرت امام (ره) و مواضع رهبر معظم انقلاب بخش مهمی از ایستارها وارزشهای پذیرفته شده انقلاب اسلامی و مردم هستند.
در این پارادایم نقد اصولگرایان نباید به نقد اصول بینجامد و یا حتی شایسته نیست نقد جریانهای اصولگرا به نقد اصول ترجمه شود. اختلاف نظرها در بین اصولگریان رحمت است و مدیریت این اختلاف دیدگاه ها زاینده فرصت. پاشنه آشیل مجموعه نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی این است که این اختلاف نظرهای سطحی منجر به نقار و واگرایی های غیر قابل جبران تبدیل شود و دشمن از آن سوء استفاده نماید. براین اساس هر کسی که اصول را قبول دارد دردایره خودیها و خلصین قرار دارد وگسترش دایره خودیها مساوی با تنگ شدن مسیر تنفس غیر خودیها واپوزیسیون است.
2- معظم له در این دیدار صمیمی ضمن بیان اینکه دانشگاه آماج بسیاری از توطئه های دشمن است، فرمودند: “دشمن، شما دانشجویان را توی دائره قرمز گذاشته، مشخصتان کرده؛ اصلا خیلی از برنامه ها برای شماست؛ برای لغزاندن شما، برای منحرف کردن شما، برای بی خیال کردن شما نسبت به سرنوشت کشور و مصالح انقلاب.” حوادث پس از انتخابات نشان داد که دشمن با درک اهمیت ویژه دانشگاه به عنوان نبض تپنده پیشرفت و اقتدار کشور، قشون پیاده نظام جنگ نرم را در
میدان های علمی کشور پیاده کرده است و فرایند جابه جایی افکار، بهره برداری های ستیزآلود سیاسی، بی اعتماد سازی نخبگان، اعتبار زدایی و ... را در محیط های دانشگاهی و علمی مدیریت می کند. در شرایط کنونی پیکان پروژه براندازی نرم فضای دانشگاهی و علمی کشور را نشانه رفته است و دانشگاه به دلیل ویژگیهای ذاتی و عرضی آن مهم ترین میدان در جنگ نرم دشمن است. یکی از ویژگی های انقلاب های رنگی قدرت ترمیم و بازسازی آنها پس از ناکامی در یک مقطع حساس است. در حقیقت فرایندهای زیردستی پروژه براندازی نرم در انتخابات مختلف اعم از اعتماد زایی، اعتبار زدایی ، مشروعیت یابی، نهادسازی، شبکه سازی، نافرمانی مدنی، تظاهرات اعتراض آمیز protest demonstration و ... ضمن پوست اندازی به سرعت احیا و ترمیم می شود و می تواند فضاهای جدید بخصوص در محیط های مساعدی مثل دانشگاه ها ایجاد نماید. دانشگاه یکی از ابزارهای برتری علمی کشور است و تفوق علمی یکی از ارکان اصلی امنیت جمهوری اسلامی است. دشمن به منظور تضعیف امنیت کشور دانشجویان، دانشگاهیان و اصل تولید علم را نشانه گرفته است. فهم عمومی دانشگاه و نگاه کلان دانشجویان به تحولات قبل و پس از انتخابات در قالب یک دومینوی براندازی التفات مضاعف به ژرف گرایی و ژرف یابی، نهضت نرم افزاری و تولید علم را دوصد چندان می کند. هیچ چیزی نباید مانع فعالیتهای علمی کشور گردد و بی دلیل ترمز قطار پیشرفت و جهش های علمی کشیده شود.
3 - رهبر معظم انقلاب در این دیدار که هزاران تن از دانشجویان حضور داشتند، فرمودند: “مبادا کسی تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمی مطرح می شود، در خفا به بعضی از خواص و خلصین، آن نظر را منتقل میکند که اجراء کنند؛ مطلقا چنین چیزی نیست. اگر کسی چنین تصور کند، تصور خطایی است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیره ای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همینی است که صریحا اعلام می شود؛ همینی است که من صریحا اعلام می کنم.”
این تصور که مقام معظم رهبری مانند بسیاری از شخصیت های سیاسی دیگر متغیری از انگاره های روانشناختی است ناشی از یکسان انگاری شخصیتی معظم له با سایر رهبران سیاسی است. به زعم روانشناسان موضوعاتی مانند قدرت طلبی، سلطه طلبی و منفعت جویی های شخصی باعث می شود که در قفای انگیزه ها و مواضع آشکارتر سیاستمداران، انگیزه های پنهانی نیز وجود داشته باشد که معمولا سیاستمداران از طرح علنی آن ابا و واهمه دارند.این دسته از پژوهشگران معتقدند کسانی که وارد مشاغل سیاسی شده و تصمیمات سیاسی اتخاذ می کنند، از انگیزه های شخصی جدا نمی شوند و از آنجا که آنها هم انسان هستند در پی منافع شخصی خود می باشند. اما تلاش می کنند پوششی عمومی و عقلایی برای فعالیت های خود ایجاد کنند و حداقل در افکار عمومی نشان دهند که به دنبال منافع خود نیستند. در واقع باید اذعان کرد غرایز و ناخودآگاه انسانی در این روش تحلیل نقش در خور توجهی را بر عهده دارند. این در حالی است که تحلیل رفتار و کنش جمعی و فردی انسان سیاسی با توسل صرف به انگاره های تجربی و پوزیتیویستی حاکم بر روانشناسی اگر چه جذاب به نظر می رسد اما بسیاری از خفایا و زوایای رفتار سیاسی یک شخصیت سیاسی الهی را ناشناخته می گذارد و مانع دید عمیق و انیق به جنبه های گوناگون انسان سیاسی دینمدار می شود. روانشناسی سیاسی مبتنی بر نوعی هستی شناسی و انسان شناسی امانیستی است که مولود آن انگاره های بدبینانه توماس هابز در یک مقطع و تصورات خوشبینانه لاک در یک جغرافیای زمانی و مکانی دیگر نسبت به انسان است.
در حقیقت در این متدولوژی که به شدت با اپیستمولوژی و معرفت شناسی تجربی ممزوج است موضوعاتی مانند درجه تقوای ولایت فقیه، عدالت، شجاعت و... یک بی تعریف هستند. ولی فقیه به عنوان اقرب زمان و مکان به عصمت نمی تواند مواضع پنهان و آشکاری در مسیر منافع شخصی خود داشته باشد. البته برخی اوقات اقتضای منافع و مصالح مسلمین در برابر دشمنان در این است که برخی مواضع ناگفته بماند اما این بدان معنا نیست که اندرونی و بیرونی ولایت متناقض است.