علیاکبر عبدالرشیدی
ظاهرا مذاکره با نام «صلح خاورمیانه» و نشاندن نمایندگان رژیم صهیونیستی اسرائیل و گزیدهای از مقامات برخی کشورهای عربی و فلسطینی پای میز مذاکره به بخشی از رسوم سیاسی در واشنگتن و البته یک بازی تبلیغاتی برای مصرف داخلی در آمریکا تبدیل شده است.
مقامات کاخ سفید واشنگتن از هر حزبی که باشند به محض رسیدن به قدرت علم مذاکره بین مقامات اسرائیل، کشورهای عربی و فلسطین را بلند میکنند و پس از چند دور نشستن و برخاستن سر میز مذاکره در کمپ دیوید یا هر جای دیگر در آمریکا یا جهان و گاه به امضا رساندن چند سند و صد البته برگزاری مراسم دست دادن سه نفره (رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و رئیس حکومت خودگردان فلسطین) یا چند نفره در برابر دوربینهای عکاسی و فیلمبرداری بدون هیچ اقدام کارسازی آرامش میگیرند.
فرایند «مذاکرات صلح خاورمیانه» بعد از جنگ معروف به «جنگ رمضان 1973» خاورمیانه در زمان ریاست جمهوری ریچارد نیکسون با ابداع روش تازهای از گفتگو رسم شد. روش جدید همانا گفتوگوی «دیپلماسی ترددی» نام دارد که هنری کیسینجر مشاورامنیت ملی و سپس وزیر خارجه نیکسون پایهگذاری کرد. این روش مبتنی بر رفت و آمدهای مکرر نماینده دولت آمریکا بین پایتختهای کشورهای عربی خاورمیانه و تل آویو و تلاش برای رساندن دو طرف به نوعی سازش بوده است.
امضای پیمان معروف کمپ دیوید در سال 1978 با حضور انورسادات رئیسجمهور مصر، مناخیم بگین نخست وزیر رژیم صهیونیستی و جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا یکی از معروفترین مناسبتها در این فرایند است که دست کم عکس صحنه دست دادن سه نفره آنها هنوز در ذهن تاریخی خاورمیانه باقی مانده است.
اگر چه در ابتدای آغاز «مذاکرات صلح خاورمیانه» محور اصلی تلاش آمریکائیان برقراری آتش بس بین اسرائیل و کشورهای عرب درگیر جنگ با اسرائیل بود اما در سالهای اخیر و بعد از امضای پیمانهای جداگانه صلح مصر و اردن با رژیم صهیونیستی محور اصلی «مذاکرات صلح» مساله فلسطین قرار داده شده است.
دیپلماتهای آمریکایی سالها برای تحقق «پیمان صلح خاورمیانه» بین دفتر یاسرعرفات رئیس پیشین فرماندهی سازمان آزادیبخش فلسطین و تل آویو در رفت و آمد بودند و بعد از مرگ عرفات این رفت و آمدها از دفتر محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در رام الله عبور کرده است.
از دهه 1970 تا به امروز همه روسای جمهوری آمریکا چنین نشستهایی را ترتیب دادهاند ولی هیچ توافق دندان گیری که گرهی از مشکل خاورمیانه باز کند و بتوان نام «موافقت نامه صلح» را بر آن نهاد به امضا نرسیده، هیچ تعهدی که بتواند موجد چیزی به نام «صلح» در منطقه شود به وجود نیامده و در نهایت هیچ اقدامی که دست تجاوز اسرائیل را از سر مردم فلسطین کوتاه کرده، آرامش و صلح را به فلسطین بازگردانده و حقوق حقه مردم فلسطین را تضمین کند صورت نگرفته است.
اینک در دولت باراک اوباما بار دیگر تدارک جلسهای با حضور نخست وزیر رژیم صهیونیستی و محمود عباس دیده شده است که خوش بینانهترین پیش بینی در مورد نتیجه آن به جز قطعی بودن گرفتن عکسهای تبلیغاتی سه جانبه و چند جانبه راه به جایی نمیبرد.
اخیرا باب شده است که در جریان این مذاکرات افرادی چون پادشاه عربستان، نخست وزیر مصر و پادشاه اردن در کنار انبوهی از دیپلماتها و سیاستمداران دیگر خاورمیانه نیز حضور پیدا میکنند تا دست کم جایگاه خود را به عنوان «رفیق قافله» صلح حفظ کنند و آنها هم نمدی برای تبلیغات سیاسی داخلی خود ببافند.
ظاهرا یکی از نتایجی که از این مذاکرات نصیب روسای جمهور آمریکا شده و میشود به دست آوردن دل لابی صهیونیستها در آمریکا و اروپا از یک سو و دلگرم نگاه داشتن متحدان عرب آمریکا در منطقه خاورمیانه از سوی دیگر بوده است. شاید این بار هم «مذاکرات صلح» بتواند با توجه به اعلام طرح خروج نیروهای آمریکا از عراق و نزدیک شدن زمان انتخابات کنگره آمریکا کمکی به افزایش محبوبیت در حال نوسان باراک اوباما و حزب دموکرات آمریکا بکند.
یکی دیگر از نتایج برپایی چنین مذاکراتی مسکوت گذاشتن پیشنهادهایی است که در سایه محاصره غزه، کشتار در غزه و تجاوزات مکرر اسرائیل به لبنان خواهان تحت فشار قراردادن اسرائیل و قطع جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیهای بیدفاع است. آمریکا با برپایی چنین صحنهای از مذاکرات در تبلیغات نشان میدهد که گویا «صلحی» در دست تحقق است و اسرائیل نیز به عنوان طرفدار صلح در این «اقدام» شریک است. در حالی که عملا هیچ اقدام صلح آمیزی در حال شکل گیری نیست و اسرائیل بر ادامه جنایات خود پا میفشارد و در اعمال سیاستهای خود از حمایت کامل واشنگتن نیز برخوردار است.
به نظر میرسد که در این مقطع یکی از مهمترین نتیجههای چنین مذاکراتی خارج کردن اسرائیل از انزوایی باشد که به خصوص بعد از کشتار مردم غزه و حمله به کشتیهای حامل کمک به مردم غزه متحمل شده است.
مذاکرات جدید علی رغم سرو صداهای تبلیغاتی که بر سر آن به پا میشود و با وجود کاسه و کوزههایی که بعد از آن بر سر مردم فلسطین به خصوص رهبران حماس در غزه شکسته خواهد شد تا آنها را مسئول ناکامی «مذاکرات صلح» معرفی کنند ماهیتا نمیتواند به نتیجهای برسد.
خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس اعلام کردهاند که هرگونه مذاکره صلح با اسرائیل ضربهای است مهلک به فلسطینیها. وی گفته است که محمودعباس ضعیفتر از آن است که بتواند در برابر اسرائیل ایستادگی کند و در نتیجه مذاکرات به سمت تقویت اسرائیل و نابودی آرمان فلسطینیها هدایت خواهد شد.
یکی از دلائل شکست بالقوه «مذاکرات صلح» بین فلسطینیها و اسرائیلیها فقدان اجماع بر سر دستور کار صلح است. اسرائیل با ادامه کار شهرک سازیها در اراضیاشغالی به خصوص در کرانه باختری، با بیاعتنا ماندن به حقوق حقه مردم فلسطین و حقوق ملی فلسطین از جمله آینده قدس، با نادیده گرفتن قطعنامههای سازمان ملل متحد، با رد حق حاکمیت مردم فلسطین بر سرزمین فلسطین و با ادامه تجاوز بی رحمانه به حریم فلسطین در غزه نمیتواند در مقام طرف علاقمند و متعهد به صلح پا به صحنه مذاکره بگذارد.
از سوی دیگر محمودعباس هم که اینک از مشروعیت حمایت اکثریت مردم فلسطین برخوردار نیست نمیتواند بدون تاکید بر مرکزیت قدس به عنوان پایتخت فلسطین، حقوق ارضی مردم فلسطین و رفع محرومیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از مردم فلسطین شعاری بدهد، شعارهایی که مقامات تل آویو حتی حاضر به شنیدن آن نیستند. و این هر دو مواضع پیشاپیش شکست مذاکرات را مثل همه گفت و گوهای قبل از آن تضمین خواهد کرد. اگر عباس از این مواضع و دیگر مواضع اصولی و آرمانی فلسطین عدول کند همین موقعیت متزلزل و ضعیف را هم در تشکیلات سیاسی فلسطین از دست خواهد داد.
بنیامین نتانیاهو پیشاپیش اعلام کرده است که هر گونه توافق برای دستیابی «صلح» بین اسرائیل و فلسطین از این به بعد باید منوط به به رسمیت شناخته شدن دولت اسرائیل و تعهد برای برچیده شدن بساط هر گونه تهدید و اقدام نظامی از سوی فلسطینیها علیه اسرائیل از سوی محمودعباس باشد و گرنه هیچ مذاکره صلحی صورت نخواهد گرفت.
پیشنهاد نتانیاهو از سوی برخی تحلیلگران آمریکایی به عنوان پیشنهاد تسلیم شدن بی قید و شرط فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی و تلاشی برای خلع سلاح فلسطینیها و بی دفاع کردن فلسطین در برابر تهدیدات قطعی اسرائیل تلقی شده است.
فلسطین به یاد دارد که یک بار یاسرعرفات پیشنهاد رفع تهدید علیه اسرائیل را پذیرفت و به همین دلیل مجبور شد در برابر هر اقدام خشونت بار اسرائیل علیه مردم فلسطین سکوت کند و حتی مقاومت مشروع مردم فلسطین علیه رژیم صهیونیستی را هم محکوم کند، اقدامی که عرفات را برای همیشه در دادگاه تاریخ به خیانت علیه آرمان فلسطین محکوم کرد.
تحلیلگران و حقوقدانان فلسطینی با توجه به مردود شناخته شدن اصل و اساس هر گونه مذاکره با اسرائیل از سوی مردم غزه حتی شرکت کردن محمودعباس در مذاکرات جدید را نوعی بی اعتنایی به حقوق مردم فلسطین و به محرومیتها و مضائق مردم غزه دانسته و نتیجه آن را شکست محمودعباس در جبهه داخل و کاهش بیشتر محبوبیت وی در بین مردم فلسطین دانستهاند.
این تحلیلگران بازی خوردن محمودعباس را تحت پوشش شرکت در صحنه مذاکره اقدامی در خدمت به صهیونیسم و تقویتکننده موقعیت اسرائیل علیه فلسطین و تلاش برای خارج کردن اسرائیل از انزوای بینالمللی دانستهاند.