تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۷۴۸۷۷

علی فرجاد
اندیشه اسلامی- از میان برجسته ترین فیلسوفان مسلمانی که متعلق به چند دهه اخیر می باشند و ضمن فراگیری آموخته های سنتی با شیوه تفکر غربی نیز آشنا می باشند می توان سیدحسین نصر، مهدی حاری، مهدی محقق و تا حدی فردید را نام برد. به این لیست باید نام هانری کربن را نیز افزود چرا که او اگرچه در ایران متولد نشده بود اما ایران را زادگاه معنوی خود می دانست و نقش فعالی را در عرصه فلسفی ایران از خود به نمایش گذاشت و این نیست مگر به واسطه آنکه او در دورنمای فکری و عقلانی ایران اثر جاویدی را از خود برجای گذاشت تا جایی که در تمامی بحثهایی که امروزه در ایران پیرامون فلسفه سنتی اسلامی در می گیرد کربن نیز لزوما باید پایش به میان آید.
سیدحسین نصر که تحصیلات دانشگاهیش را در غرب به پایان برده است در خلال مراجعتش به ایران با فلسفه اسلامی بیشتر آشنا شده است. در میان عالمانی که با دو نوع آموخته های سنتی و مدرن آشنا باشند نصر از همه پرتلاش تر بوده است. او در آشنانمودن ایرانیان برخوردار از آموخته های مدرن و نیز سایر مسلمانان با فلسفه سنتی اسلامی به ویژه در عصری که فلسفه تعقلی غرب فلسفه سنتی اسلامی را به چالش فراخوانده بود سهم به سزایی داشته است. نصر با احیای کار ملاصدرا و سهروردی و به ویژه از طریق داستانهای عرفانی فارسی اش از شهرت بیشتری برخوردار شده است. در عین حال یکی از بزرگترین موفقیتهای نصر پرداختن به تفکر مدرن به عنوان یک فیلسوف اسلامی بوده است. موضوعاتی که او به آنها پرداخته است از انسان و طبیعت گرفته تا جهان شناسی سنتی، هنر و متافیزیک می باشد. او در خلال کارهای فراوانش در برابر چالشهای جهان جدید پاسخهای سنتی اسلامی را مطرح نموده است.
پاره ای از کارهای وی که نمایانگر تلاقی میان تفکر سنتی اسلامی و پاره های خاصی از تفکر مدرن می باشد، عبارتند از: انسان و طبیعت، اسلام و معضل بشر جدید و نیاز به علم مقدس در میان کارهای به ویژه فلسفی نصر می توانیم به سه اثر علم و دین، سه حکیم مسلمان و مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی اشاره نماییم. نصر نه تنها از طریق تالیفاتش فلسفه اسلامی را در ایران تحت تاثیر خود قرار داده است با تلاشهای بی وقفه و جدی که در برگزاری کنفرانسها و تاسیس مراکزی جهت مطالعه فلسفه اسلامی در خلال دهه های 1960 و 70 از خود نشان داده است در رواج فلسفه اسلامی میان روشنفکران ایران سهیم بوده است. مهدی حاری یزدی که یک معلم سنتی فلسفه اسلامی است تالیفات زیادی در مورد معرفت شناسی داشته است. او پس از تحصیل در قم به عنوان نماینده مرحوم آیت الله بروجردی به کانادا و آمریکا رفت. او در دانشگاه تورنتو به تحصیل فلسفه پرداخت و به محض مراجعتش به ایران بار دیگر در دانشگاه تهران به آموزش پرداخت. او سالهای متمادی در غرب به امر آموزش مشغول بود. حاری تفسیری ابن سینای را از سهروردی و ملاصدرا و نیز به طور کلی مکتب اشراق ترویج می نماید. یکی از دغدغه های اصلی حاری فراهم آوردن پاسخی اسلامی در برابر سئوالات فلسفی مطرح شده توسط سنت تحلیلی غرب بوده است. علاقه وی به فلسفه تطبیقی، او را به یک چهره منحصربه فرد در عرصه فلسفه معاصر ایران بدل نموده است. هرم هستی کاوشهای عقل نظری و آخرین اثر وی اصول معرفت شناسی فلسفه اسلامی- با مقدمه سیدحسین نصر- از جمله کارهای اصلی او هستند. در این میان می توان به مهدی محقق اشاره نمود او در دانشگاههای تهران و مک گیل تدریس نموده است و صاحب چند تالیف مهم از جمله “فیلسوف ری” می باشد. او همچنین ویراستار مجموعه “حکمت ایران” بوده است.
این مجموعه یک پروژه کاملا علمی است که حاوی مطالعات ژرفی در مورد فیلسوفان مختلف ایرانی می باشد و تاکنون مجلات زیادی از آن آماده شده است. اگرچه احمد فردید به معنای دقیق کلمه فیلسوف اسلامی نیست اما از نقطه نظر تطبیقی به فلسفه اسلامی علاقه شایانی از خود نشان داده است. فردید از یک سو اطلاعات جامعی در مورد فلسفه آلمانی داشته است و از سویی دیگر در فلسفه اسلامی نیز متبحر بوده است و بالاخره هانری کربن یک دانشمند پرتلاش و استثنایی و فیلسوفی است که از دیرباز به هایدگر علاقه مند بوده است و از رهگذر تماس با حکمه الاشراق سهروردی و به طور کلی حکمت، شخصیت علمیش شکل گرفته است. کربن ریاست موسسه فرانکو- ایرانی را برای بیش از بیست سال در تهران برعهده داشت. کتابهای زیادی در مورد سنت حکمت در ایران به رشته تحریر درآورد و یا ویراستاری می نمود و سالهای واپسین زندگی خود را صرف تدریس در آکادمی عالی فلسفه ایران نمود. از جمله آثار مهمی که توسط وی ویرایش شده است عبارتند از: سهروردی، ابویعقوب سجستانی، کشف المحجوب، روز بهان بقلی شیرازی، کتاب المشاهیر. در مورد دیگر کتابهای کربن می توانید به کتابی که آقای دژکام در زمینه آثار و اندیشه های هانری کربن نوشته است رجوع نمایید.
علاوه بر اینها شاید از جمله آثار کربن که بیشترین کمک را به فلسفه اسلامی نموده است تاریخ فلسفه اسلامی باشد که وی با همکاری سیدحسین نصر نگاشته است این کتاب تنها کتاب در مورد فلسفه اسلامی است که آخرین پیشرفتهای فلسفه اسلامی در ایران در آن لحاظ شده است. یکی از مهمترین خدمات کربن به فرهنگ اسلامی ایران ایجاد پل میان دیدگاه جهانی، ماقبل اسلامی و عرفانی ایرانیان و روحانیت شیعه و فلسفه بود. جزئیات فلسفی و مبهم شیعه در اسلام تماما توسط کربن مورد مطالعه قرار گرفت اقدام اولیه وی و همکاریهای سیدحسین نصر و سیدجلال الدین آشتیانی علت عمده احیای آموخته های پاره ای از فلاسفه مسلمان در ایران جدید بود. در میان فیلسوفان ایرانی جوانتر و معاصر که در حال حاضر در ایران مشغول به تدریس می باشند می توان به رضا داوری اردکانی، پورجوادی، غلامرضا اعوانی و غلامعلی حداد عادل اشاره نمود. آثار این فیلسوفان به ویژه رضا داوری اردکانی و حداد عادل که به پس از انقلاب 1357 در ایران متعلق می باشند و در فرآیند انقلاب نقش داشته اند در مسیری که علوم عقلی اسلامی باید اتخاذ نمایند یک تنش محسوب می شوند. با وجود آنکه متفکرین رده پاین سیاسی به اسلام سنتی و میراث فکری آن علاقه مندند، این فیلسوفان مقالاتی را نگاشتند که تفسیری دیگرگونه از سنت فلسفه اسلامی اراه می دهند. از آثار داوری اردکانی پیرامون فلسفه سنتی اسلامی، فارابی: “موسس فلسفه اسلامی و جامعه مدنی فارابی می باشد.”
اما جهان جدید دارای چالشهایی است و پیاده نمودن شریعت در ایران جدید دچار معضلاتی است به عنوان تلاش برای پاسخ دادن به چالشهای جهان جدید که اکنون آنان با آنها درگیر می باشند، این فیلسوفان جوانتر آثار زیادی را در برخورد با مواجهه میان اسلام سنتی و جهان جدید از خود بر جای گذاشته اند. از جمله آثار مهم داوری اردکانی در این زمینه می توان از انقلاب اسلامی و موقعیت جهان، موقعیت کنونی تفکر در ایران و مبنای تئوریک تمدن غرب نام برد.
موضوعات اصلی فلسفه اسلامی:
فلسفه اسلامی متاخر در ایران اساسا پیرامون موضوعاتی وجودشناختی از قبیل، وجود و ماهیت و نیز موضوعات معرفت شناختی می باشد. در حالی که مشایان مدافع اصالت ماهیت می باشند اشراقی ها از اصالت وجود دفاع کرده اند. توجه عمده مشایان نیز موضوعاتی چون علم باری در مورد جهان و اینکه آیا این علم متعلق به ذات خداوند است یا صفات او، مسئله چگونگی صدور کثرت از وحدت و تئوری حل این مسئله (تشکیک) نیز از موضوعات اصلی فلسفه اسلامی است. فلاسفه صدرایی نیز که وجود و ذات برای آنها موضوع اصلی محسوب می شود توجه خاصی به وحدت عقل، عاقل و معقول نموده اند. از این جهت بوده است که در فلسفه اسلامی متاخر در ایران وجودشناسی و معرفت شناسی درهم تنیده شده اند. این بهترین تمثیل در تئوری علم حضوری است که علم و حضور شخص با هم مرتبط می شوند و بالاخره از جمله بحثهای جالب مبحث تغییر یا حرکت و مفهوم فلسفی آن می باشد. در حالی که به طور سنتی حرکت جزو مقوله عرض محسوب می شد. این ملاصدرا بود که برای وجود حرکت در مقوله جوهر اقامه برهان نمود.
تئوری وی که مشهور به “حرکت جوهری” می باشد به یک تئوری جنجال برانگیز تبدیل شده است که بسیاری از فلاسفه و ازجمله علامه طباطبای به توضیح و تفسیر آن پرداخته اند. در میان سایر موضوعات فلسفی به علم اخلاق بسیار پرداخته شده است. شخصیتی چون میرزا احمد آشتیانی، اخلاق معنوی را در قالب سوفیسم که معتقد است تزکیه اخلاقی مهمترین بعد عرفان می باشد غنا بخشیده است. سنت فلسفه اسلامی متکی بر مفهوم ثبات است و نه تغییر و بنابراین مسال فلسفی که فلاسفه ایرانی بدان پرداخته اند به همان شکل باقی مانده است. اما تغییرات شیوه برخورد آنها چیست؟ این مبتنی بر روشن شناسی آنان دارد و نمی تواند ملاکی باشد برای تقسیم آنان به چهار مکتب مختلف. ابتدا صدرای ها که از حامیان پر و پا قرص ملاصدرا و مکتب حکمت متعالیه وی می باشند. صدرای ها قرات جدیدی از فلسفه ابن سینای و از فلسفه اسلامی اراه می کنند که در عین معقول بودن منتهی به اشراق عقلی نیز می شود. تالیف اصلی ملاصدرا یعنی اسفار اربعه، نه تنها به عنوان یک اثر بزرگ فلسفی مورد مطالعه واقع می شود بلکه به عنوان یک مرجع برای تاریخ فلسفه اسلامی نیز محسوب می شود. اتکاء مکتب صدرای بر اولویت وجود بر ماهیت می باشد. دوم؛ مکتب اشراقی ملاصدرا تلفیقی از علم عقلی و اشراق فکری می باشد. این مکتب مبتنی بر یک سری اصول می باشد که همگی از طریق اشراق حاصل می شوند و لذا بدیعی اند. این مکتب معتقد است که سلطه استدلال برهانی یک امر لازم و ضروری است اما در عین حال عقل نیز باید ریاضت ببیند تا بتواند اصول صحیح فلسفه را که ملاصدرا آن را فاده مشرقیه می نامد درک نماید. بر این اساس، علم از طریق درک حسی یا قیاس منطقی به دست نمی آید (حصولی) بلکه از طریق معرفت بلاواسطه میان ذهن و عین محقق می شود (حضوری.)سوم، مشایان که از فارابی، ابن سینا و ابن رشید تبعیت می کنند بخشهایی از مکتب صدرا را که بیشتر اشراقی می باشد جدی نمی گیرند آنان بر این باورند که اینها متعلق به قلمرو عرفان است نه فلسفه. با تکیه بر شیوه معفول تلاشهایی صورت گرفته است تا فلسفه ابن سینا احیاء گردد.و بالاخره عرفان فلسفی وجود دارد که حامیان آن طرفدار آموخته های ابن عربی، قونوی، فانیری و سایر اعضای مکتب، اکبری (محی الدین عربی) می باشند. در میان چهره های برجسته این سنت می توان از قمشه ای و محمدعلی حکیم نام برد که عارف- فیلسوف بودند که زندگی زاهدانه ای را انتخاب نمودند و در دهه 1970 از صحنه محو شدند.اصل اساسی عرفان فلسفی حول مفهوم توحید دور می زند. موضوعات گوناگونی چون تجلی، رابطه میان وحدت و کثرت، وحدت و رابطه آن با نیاز و غیره همگی در پرتو وحدت باری به بوته آزمایش گذاشته می شوند. باید به تلاشهایی که توسط پاره ای از متفکرین و مترجمین جدید به منظور توسعه واژگان فلسفی ماخوذ از واژگان شناسی فلسفی و اسلامی برای برخورد با فلسفه جدید نیز اشاره نمود. کار ظریف و حساس پیدا نمودن واژگانی که بتوانند مفهوم فلسفی سنت زبانی را در مقایسه با سنت دیگر نشان دهند، مشکل می نماید. اما این کار با شیوه استادانه ای توسط چهره هایی چون محمدعلی فروغی، یحیی مهدوی، غلام حسین صادقی، منوچهر بزرگمهر و احمد آرام صورت گرفته است.
نتیجه:
تکیه گاه اصلی فلسفه اسلامی در چنددهه گذشته در ایران فلسفه ملاصدرا و سهروردی بوده است. این دوره توجه فزاینده ای به آثار این دو فیلسوف و عارف بزرگ صورت گرفته است و بسیاری تالیفات آنان از عربی به فارسی و نیز زبانهای اروپایی ترجمه شده است. طی این دوران شرحهایی از فلسفه سهروردی که به زبان فارسی بوده است و نیز رساله های فلسفی وی و اهمیت آنها به جامعه فلسفی و گسترده ای گوشزد شده است و فلسفه اسلامی که به شیوه سنتی و به شکل انحصاری در مدرسه ها و حلقه های درس علمی تدریس شده است اکنون به یکی از اجزاء اصلی برنامه درسی دانشگاههای جدید و علاوه بر آن تحقیقاتی، موسسات تبدیل شده است.