تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۷۴۹۱۳

دکتر محمدرضا تاجیک
بحث از خرده فرهنگ جوانان در ایران، هنوز جوان است و به آینده تعلق دارد. فرهنگ جوانان، در جامعه امروز ما، عمدتاً تداعی کننده تازه ها، ناشناخته ها، فاصله ها، دگربودگی ها، افراط کاری ها، معصیت ها، ناپختگی ها، نژندی ها، کژرفتاری ها و... است. نتیجه این تداعی هراس آلوده، چیزی جز حسرت خوردن های مرتجعانه برای گذشته نبوده است.
در ساحت و افق این نگاه، روزنه ای برای دیدن استعداد رهایی بخشی، امید و نشاط، خلاقیت و تحول خواهی، بدعت طلبی وبداعت جویی،هیجان طلبی و خودجویی، نهفته در متن فرهنگ جوانان نیست. این نگاه، امکان درک ابراز وجود جوانان در قالب تصاویر، موسیقی، سبک های خیابانی، مدهای لباس، هیجان های لحظه ای، کنش ها و واکنش های زیباشناسانه، زبان متفاوت، انتخاب های متفاوت و... ندارد. از این رو، امروز شاهد نوعی روانپریشی مدیریتی در این عرصه هستیم.
منظر این مدیریت روانپریش، قاصر از درک این واقعیت است که در ایران امروز، زندگی اجتماعی به طور فزاینده ای در معرض و مسیر یک جریان تغییر سریع و ریشه ای قرار گرفته است. بالمآل، پیوندهای سنتی با طبقه و خانواده، به تدریج کم اهمیت تر شده و جوانان بیشتر خود رامسئول زندگی خویش می پندارند. و از این رو، جوانان ایرانی امروز، دیگر همچون گذشته، دنباله رو والدین خود نیستند، بلکه توانایی و امکان بیشتری برای انتخاب مستقل و آزاد سبک زندگی خویش احساس می کنند. بسیاری از آنها، دیگر از سوی والدین وادار به انتخاب یک سبک خاص زندگی نمی شوند، لذا آزمودن و تغییر دادن سبک های زندگی را کاملاً ممکن می دانند. به بیان دیگر، در میان آنان، نیاز و تمایل به آزمودن تازه ها و شکل دادن به هویت های فردی از همیشه قوی تر شده است. اما در عین حال، این خود خرد شده و این فرد تفرد یافته، دیگر قادر به تصور «فرد» به عنوان یک «خود» تام، متمرکز، پایدار و کامل یا یک «خود» خودمختار، مستقل و عقلانی نیست. زیرا «خود» او پاره پاره و متشکل از چندین «خود» یا هویت در ارتباط با دنیاهای اجتماعی متفاوت که او در آنها زندگی می کند، شده است.
اکنون، این خرده فرهنگ، در مسیر طرد ارزش های سنتی و یا تغییر و اصلاح آنان، و خروج از مسیر فرهنگ پذیری قرار گرفته است. چنانچه فرهنگ پذیری را جریانی بدانیم که فرد را عمیقاً و از هر لحاظ با فرهنگ جامعه همانند می کند، و یا آن را نوعی خوگیری با فرهنگ جامعه و یا پذیرش فرهنگ نو و طرد فرهنگ پیشین تعریف کنیم، آنگاه باید بگوییم که فرهنگ جوانان در ایران امروز، به طور فزاینده ای در حال گریز از فرایند شبیه سازی فرهنگ جامعه است و تمایلی به انطباق با فرهنگ عمومی (و سنتی) جامعه نشان نمی دهد.
در جغرافیای شکاف خروج از فرایند فرهنگ پذیری، هویت های مقاومت و با چالش مواجه شدن نظم و نظام فرهنگی موجود و مستقر هستیم. اهم این چالش ها را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱- فاصله گیری با عصبیت های فرهنگی،
۲- نگرش باز و منطقی در عرصه فرهنگ،
۳- نگاهی انتقادی به فضای فرهنگی جامعه؛
۴- ارجحیت دادن به ارزش ها و هنجارهای کاذب فرهنگی نظیر مد، طرز پوشش و آرایش،
۵- نگاهی مثبت به اختلاط فرهنگی،
۶- تأکید بر پلورالیسم فرهنگی،
۷- تعریف متفاوت - نسبت به تعریف فرهنگ رسمی و مسلط - از بهنجاری و «زندگی خوب»،
۸- جایگزینی «ارضای آنی» یا «لذت طلبی لحظه ای» به جای «ارضای معوق»،
۹- شرکت در مهمانی های خصوصی غیرمجاز،
۱۰- ارتباطات و معاشرت های خارج از چارچوب ازدواج با جنس مخالف،
۱۱- الگوپذیری از ستاره های موسیقی و فیلم در عرصه فرهنگ عامه پسند جهانی،
۱۲- ترویج سبک های خیابانی،
۱۳- طرد فرهنگ پیشینیان یا به اصطلاح «فرهنگ مادری».
از رهگذر گزاره های فوق، می خواهم یک بار دیگر «جوان» و «فرهنگش» را در مسیر تأمل و تعمق جدی نخبگان فکری و اجرایی جامعه جوان خود قرار دهم. تردیدی ندارم که عبور از ورطه این روانپریشی در عرصه نظر و عمل، جز در پرتو شناخت زشتی ها و زیبایی ها و آسیب ها و فرصت های نهفته در فرهنگ جوانان ایرانی ممکن نمی گردد.