تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۱۰۷
اشاره: در دیدار ماه گذشته « محمود عباس » از واشنگتن , رئیس جمهور امریکا فرصت را غنیمت شمرده و به صورت رسمی خبر مرگ نهایی نقشه راه و قطع هرگونه امید نسبت به ایجاد کشور و « کشورک » برای فلسطینی ها دست کم تا سال 2009 میلادی « پایان رسمی دوره ریاست جمهوری بوش » را به اطلاع محمود عباس رساند...

شاید این همان هدیه آمریکایی ها به میهمان خود باشد و بدین ترتیب خواسته باشند که او را به خاطر آتش بسی که با « اسرائیل » از زمان به قدرت رسیدنش به اجرا گذاشته است , مورد تکریم قرار دهند.
مهمترین بندهایی که شارون در « نقشه راه » متعهد به انجام آنها شده است متوقف ساختن شهرک سازی و دیگری توقف ساخت دیوار نژادپرستانه در کرانه باختری است .
دستاورد پانزده ساله جنبش فتح از زمان امضای « توافق نامه اسلو » که ابومازن از عوامل اصلی به وجود آوردن آن بود تا زمان برنامه « تنت » و « شرم الشیخ » و نهایتا « نقشه راه » , فقط ناامیدی کامل است : آمریکا در این میان خود را به عنوان قدرت برتر و میاندار این قضیه معرفی کرد و مرتبا وعده های خود را تکرار می کرد و اسرائیل نیز با دروغ گویی ها و حیله گری خاص خود با ایجاد بهانه های مختلف از انجام تعهدات سرباز می زد و فلسطینی ها تنها چیزی که طی این مدت به دست آوردند فقط وعده و دروغ بوده است , حتی خروج اخیر اسرائیل از غزه طبق توافق های قبلی صورت نگرفت و این خروج مطابق حساب های خود اسرائیل تنظیم شده بود و هیچ گونه تعامل قبلی با تشکیلات خودگردان صورت نگرفته بود و نهایتا این شد که خروج از غزه یک پیروزی برای نیروهای مقاومت به حساب آید و در چارچوب خط صلح قرار نگرفت .
آنچه که در توافق نامه صلح که یک طرف آن تشکیلات خودگردان باشد , قابل رویت است فقط و فقط بی مبالاتی است زیرا به وجود آورنده و الهام دهنده نسبت به « نقشه راه » که همان شخص بوش باشد , هیچ گاه نسبت به جدول زمانی که خود متعهد به انجام آن شده بود , پای بندی نشان نداده است . بوش وعده داده بود که اگر برای بار دوم انتخاب شود این مهم را به سرمنزل مقصود برساند(سال 2004 )
اگر به برنامه جهانی صلح خاورمیانه تحت سرپرستی کمیته چهارجانبه « اتحادیه اروپا » ایالات متحده آمریکا , روسیه و سازمان ملل متحد « بازگردیم متوجه خواهیم شد که ایجاد کشور فلسطینی تحت سرپرستی این کمیته باید برای سال « 2005 میلادی » تنظیم می شد. شگفت این است که « بوش » حتی طی سه سال باقی مانده از دوران ریاست جمهوری اش , تشکیل کشور مستقل فلسطینی را بعید تصور می کند , کاری که اگر مایل به انجام آن باشد فقط امری شدنی است . اما از طرفی دیگر ما شاهد هستیم که او برای ارضای گروه فشار یهودیان , دست به هر کاری می زند. ظاهر امر نشان از آن دارد که برنامه های توسعه طلبانه و استعماری اش درعراق و افغانستان و فشار علیه سوریه و ایران » برای بوش وقتی باقی نمی گذارد که بتواند برای فلسطینی کار قابلی انجام دهد.
کاملا آشکار است که موجودیت رژیم صهیونیستی حمایت شده از سوی « بوش » سیاست « ساختن شهرک های جدید » و ساختن « دیوار جداکننده » را ادامه خواهد داو آنچه که واضح می باشد این است که او هرگز به مسایل و درخواست های اساسی همچون مساله قدس و پناه جویان و شهرک ها و مرزها توجهی نخواهد کرد زیرا هیچ گاه به سود او نخواهد بود که چیزی بیشتر از این به فلسطینی ها بدهد مگر اینکه به انجام آن ناچار شود در مقابل او بر درخواست خلع سلاح نیروهای مقاومت وعدم پذیرش مشارکت گروه های نظامی در عملیات سیاسی , پای خواهد فشرد و در این لحظه باید با صداقت گفت که رئیس تشکیلات خودگران فلسطین در اصول خودبازنگری حقیقی به عمل آورد و بازنگری باید به امور زیر مستند باشد :
1 ـ حلقه نزدن به دور روند صلح در زمانی که سرپرست ها و شرکای آن , خود را از روند یاد شده کنار کشیده اند و دیگر اینکه روند صلح تنها گزینه راهبردی تلقی نشود , امتیاز ندادن یکجانبه و بدون بها و از جمله آن عدم توجه به درخواست بوش برای نابودی زیرساخت های مقاومت که از آن به عنوان « تروریسم » نام می برد.
2 ـ در رویارویی با فشار صهیونیست ها و دخالت های آمریکا و جلوگیری از وقوع فتنه داخلی از طریق ایجاد برخورد با نیروهای مقاومت , باید به وحدت صفوف فلسطینی ها , استناد کرد زیرا مقاومت باید همچنان به عنوان خط قرمز باقی بماند و به عنوان یکی از ادوات بسیار مهم برای دفاع از ملت فلسطین و تحقق آرزوهای این ملت برای آزادسازی سرزمین و بیرون راندن « اشغالگر » همچنان حفظ شود و مساله خروج از « غزه » به عنوان اولین گام در این راه تلقی شود.
3 ـ « یاسرعرفات » رهبر فقید فلسطینی که توسط صهیونیست ها مسموم شد و دارفانی را وداع گفت , به دلیل به بن بست رسیدن مذاکرات و اینکه دیگر نمی توانست بیشتر از آنچه که لازم بود , در مورد قدس و پناه جویان , امتیاز بدهد , زندگی را از دست داد... آن طور که در بسیاری از گزارش ها آمده و درک این حقیقت نیز آن را می طلبد کاملا مشخص می شود که بیشتر از این دیگر نمی توان در موارد یاد شده فوق امتیاز داد و تا می توان باید بر اصول خود پایداری و استواری نشان داد , هرچند که ممکن است این امر هزینه های زیادی نیز در برداشته باشد.
4 ـ می توان گفت که دیدار محمود عباس از ایالات متحده آمریکا نه فقط مایوس کننده نبود بلکه نمایانگر انعطافی مهم از سوی ایالات متحده امریکا در برخورد با حقایق اصلی درگیری و اسرائیلی در دوره نو محافظه کاران , می باشد.