تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۱۲۴
سخن اعلام
حضرت آیت الله سید کاظم حائری توضیح : حضرت آیت الله سید کاظم حائری , از فقهای برجسته حوزه علمیه قم است که با توجه به سابقه حضور در حوزه نجف و استفاده از محضر شهید آیت الله صدر , مورد توجه نیروهای متعهد و انقلابی عراق است . آثار علمی , و مواضع سیاسی این مرجع معظم , از افتخارات روحانیت شمرده می شود. مقاله « الارهاب اوالمحاربه اوالافساد » به قلم معظم له , علاوه بر آنکه موضوع « محاربه » را براساس موازین فقهی مورد بررسی قرار می دهد , عملکرد داعیه داران « مبارزه با تروریسم » را مورد نقد قرار داده و به تبیین وظیفه مسلمانان در قبال آن می پردازد. ترجمه این مقاله به خوانندگان محترم صفحه حوزه تقدیم می شود.

واژه « ترور » و « ارهاب » به معنای رایجش در این دوران , اصطلاحی غربی است و آن را در واژگان قرآنی نمی یابیم .
البته ماده « ارهاب » در قرآن به معنای ترساندن دشمنان خداـ به عنوان یک ارزش آمده است . خداوند تعالی می فرماید : « واعدوالهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم » (1 )
و هر چه توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید , تا با این (تدارکات ) , دشمن خدا و دشمن خودتان و (دشمنان ) دیگری را جزایشان ـ که شما نمی شناسیدشان و خدا آنان را می شناسد ـ بترسانید.
همچنین این ماده به معنای « ترساندن مردم » درباره سحر بکار رفته . خداوند تعالی می فرماید : « فلما : القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم و جا والبسحر عظیم » (2 )
« و چون بیافکندند , چشمهای مردم را جادو کردند و آنان را سخت ترسانیدند و جادویی بزرگ آوردند. »
اما از مفهوم امروزی ترور و ارهاب به عنوان : « محاربه با خدا و رسول » و نیز « فساد و خرابکاری در زمین » در قرآن یاد شده است . و البته این تعبیر قرآنی بار معنائی خاصی دارد , خداوند تعالی می فرماید : « جزای کسانی که با خدا و پیامبرش جنگ می کنند و در زمین به فساد می کوشند , آن است که کشته شوند یا بردار گردند یا دستها و پاهایشان یکی از چپ و یکی از راست بریده شود یا از سرزمین خود تبعید شوند. اینها رسوایشان در این جهان است و در آخرت نیز به عذابی بزرگ , گرفتار آیند. مگر کسانی که پیش از آنکه شما بر آنها دست یابید , توبه کنند. پس بدانید که خدا آمرزنده و مهربان است . » (3 )
در این آیه شریفه قرآن کریم چند « حد » ـ به اصطلاح فقهی آن نزد مسلمانان برای کسیکه مرتکب این جرم شود , بیان نموده است . و امام و پیشوای مسلمانان را در انتخاب یکی از این چهار حد مخیر گذاشته . البته این حق انتخاب به معنای واگذار کردن این انتخاب به میل و خواسته شخصی ولی امر نیست , بلکه به معنای اختیار حاکم اسلامی برای انتخاب متناسبترین کیفر با مصلحت جامعه و جرم محارب است .
برید بن عبداله با سندی صحیح روایت می کند : « از امام صادق علیه السلام , درباره آیه شریفه (انما جزاالذین ....) پرسیدم . فرمود : « انتخاب حد به عهده امام است که هر کدام را خواست انجام می دهد »
گفتم : « پس برای هر انتخابی مجاز است فرمود : « نه , متناسب با مقدار جنایت انتخاب می کند . » (4 )
جالب توجه اینکه , این شدیدترین حکم و سخت ترین آنها برای جنایتکار در اسلام , یک انتقام نیست و در برابر اتهام دشمنان اسلام است که آن را به خشونت و دستگیری متهم می کنند.
شاهد این مدعا , قسمت پایانی آیه شریفه است که دستور داده : توبه محارب , قبل از دستگیری , پذیرفته شود : « الا الذین تابوامن قبل ان تقدروا علیهم »
قید (قبل از دستگیری ) به این دلیل است که توجه مجرم پس از افتادن به چنگال مجازات , توبه ای دروغین است و حیله ای برای فرار از عدالت است .
اما اگر مجرمی قبل از دستگیری توبه کرد , توبه اش به معنای بازگشت به جاده عدالت و نیکی و درستی است و نشانگر تحول درونی او به سمت هدایت است .
بدین ترتیب قرآن تلاش می کند که جامعه حتی از وجود این مجرم توبه کار محروم نشود. چنانچه در این مجازات انتقام مطرح بود , پذیرش توبه محارب معنا نداشت .
البته این درست است که توبه او , مانع اجرای قصاص از طرف اولیای دم نیست و فقط حد شرعی محارب را لغو می کند. چرا که در فقه اسلامی دو نوع مجازات برای محارب در نظر گرفته شده :
1 ـ کیفر شخصی که به نفع اولیای دم یا صاحبان مال های از بین رفته و ... است .
2 ـ حد شرعی که یکی از چهار کیفری است که در آیه مبارکه آمده , البته گاهی به سه کیفر اول در عرف فقهی « حد » گفته شده و کیفر چهارم یعنی تبعید : را در کنار آنها قرار می دهند. (بدون نام نهادن بر آن ) اسلام میان این دو کیفر فرق گذاشته : جزای شخصی وابسته به نظر ولی دم (صاحب خون ) یا صاحب مال است و باتوبه مجرم از بین نمی رود , و حتی اگر توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح هم انجام دهد بازهم صاحب حق می تواند , حق خود را ـ اعم از قصاص یا ضمانت مالی ـ از او باز پس بگیرد.
البته این کیفر با عفو و بخشش صاحب حق از بین می رود. در مقابل حد شرعی است که باعفو هیچ کس ساقط نمی شود و نمی توان آن را به دیه و جریمه مالی تبدیل نمود , البته توبه ای که ناشی از دگرگونی درونی مجرم و پیش از افتادنش در چنگال عدالت باشد , موجب سقوط حد است در حدیثی با سند صحیح از محمدبن مسلم روایت شده که : (ابوعبیده به امام باقرعلیه السلام عرض کرد : اگر اولیای مقتول او را (محارب را) ببخشند , چطور فرمود : « حتی اگر آنان عفو کنند باز امام می تواند مجرم را اعدام کند , چرا که او محاربه کرده و به قتل و سرقت دست زده است . »
ابوعبیده گفت : « آیا اولیای مقتول می توانند از او دیه بگیرند و او را رها کنند » فرمود : « نه , باید کشته شود » (5 )
این محاربه است , این همان تروریسم است , و این هم علاج آن از نظر نگاه وحی الهی و براساس مکتب اهل بیت .
اکنون نگاهی به اجرای ایده مبارزه با تروریسم بدست استکبار می اندازیم . ایده ای که استکبار جهانی آن را به شیوه مزورانه و شرم آوری دنبال می کند و این همان فرق میان مکتب الهی و آئین استکباری است . گویا خداوند تبارک و تعالی اراده فرموده که در این روزگار هویت واقعی استکبار جهانی را برای تمام جهانیان و حتی برای بسیاری از ملت های این کشورها هم آشکار کند.