تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۳۲۰
اشاره: گروه فرهنگ و هنر ـ سایر محمدى: «هجرت» عنوان کتابى شامل ده داستان کوتاه با مضامین اجتماعى است به قلم غلامحسین کشاورز که از سوى نشر ورجاوند در روزهاى پایانى نمایشگاه کتاب منتشر و عرضه شد. غلامحسین کشاورز نویسنده این مجموعه متولد ۱۳۱۰ فسا و فوق لیسانس زبان و ادبیات فارسى است که پس از سالها تدریس هم اکنون بازنشسته شده است. وى ترجمه «زندگینامه مالکوم ایکس» و «آپولو۱۱» و «فضا» را هم در کارنامه اش دارد. ضمن اینکه آثار بسیارى براى کودکان ترجمه و منتشر کرده است. کشاورز هم اکنون اشعار فراوانى در قالب کلاسیک دارد که هنوز منتشر نشده و رمانى هم در دست نوشتن دارد. ضمن اینکه سالها با روزنامه اطلاعات همکارى داشت و بسیارى از مقالات وى در این روزنامه به چاپ رسیده است.

* آقاى کشاورز، الآن چه مى‌کنید؟
** اخیراً مشغول تألیف یک رمان هستم که مضمونى اجتماعى دارد. مى دانیدکه صرفاً کار ترجمه نمى تواند یک نویسنده را ارضا بکند. به همین خاطر بود که مجموعه داستان «هجرت» را چندى پیش منتشر کردم. من قبل از این پنج - شش نمایشنامه نوشتم که بیش از این داستانها آنها را مى پسندم. این نمایشنامه ها برخى واقعاً درخور بحث و مطالعه و تعمق صاحب نظران است. ارزش این را دارد که براى مطالعه آنها وقت صرف بشود. علاوه بر اینها، نزدیک به ۱۵۰ غزل و قصیده در اوزان مختلف نوشته ام که خیال دارم در یک فرصت مناسب این آثار را منتشر کنم.
* فکر مى کنید رمانى که در دست نوشتن دارید، چه زمانى آماده چاپ مى‌شود؟
** نوشتن رمان - خودتان بهتر مى دانید - نیاز به یک شرایط روحى و روانى مناسب دارد. نوشتن احتیاج به کشش درونى دارد. نوعى آمادگى ذهنى مى خواهد که گاهى شما دست به قلم مى برید و در یک روز صفحات زیادى از اثر تازه را مى نویسید، گاهى هم ممکن است هفته ها نتوانید یک سطر هم بنویسید. پایان یک رمان یا یک داستان اصلاً در اختیار نویسنده نیست.
* مى توانید بفرمایید چرا این قدر دیر داستان نویسى را شروع کردید؟ یعنى پس از سن بازنشستگى وارد این حیطه شدید؟
** این را باید از نظام آموزشى پرسید که فرد را وقتى گرفتار تدریس مى کنند، دیگر فرصتى برایش باقى نمى ماند تا به تمایلات ذوقى و هنرى خودش بپردازد. کاش من سى - چهل سال زودتر نوشتن را شروع کرده بودم. چون خیلى بهتر و راحت تر مى توانستم از راه قلم به جامعه ام خدمت بکنم. واقعاً اگر این اتفاق مى افتاد، رضایتم از زندگى بسیار بیشتر بود.
* زندگى مالکوم ایکس را با چه انگیزه اى ترجمه کردید؟
** زندگینامه مالکوم ایکس پیش از این ترجمه خیلى خیلى ناقصى داشت. به این معنا که در شصت - هفتاد صفحه چاپ و منتشر شد. این اتفاق در ابتداى انقلاب بود. من هم دیدم واقعاً حیف است که زندگینامه و مبارزات این سیاه پوست مسلمان، مسکوت بماند.
در همین ایام بود که یکى از دوستان متن انگلیسى این کتاب را در اختیار من گذاشت و گفت به جاى همکارى با روزنامه اطلاعات و ترجمه مقالات براى این نشریه، این کتاب را ترجمه کن که من هم این کتاب را در حدود ۴۰۰صفحه ترجمه و منتشر کردم. این کتاب در حدود نود صفحه مقدمه داردکه به معرفى مالکوم ایکس مى پردازد. بقیه متن کتاب زندگینامه مالکوم ایکس و مبارزات او را روایت مى کند. یعنى از اولین حرکتهایش براى مبارزه تا زمانى که او را مى‌کشند.
* کتاب «آپولو۱۱» را هم ترجمه و منتشر کردید، موضوع این کتاب داستان فرستادن سفینه آپولو۱۱ به فضاست؟
** این کتاب، داستان مسافرت مورى ا.کالینز به کره ماه است. کالینز خیلى علمى و عمیق شرح سفر خودش به فضا را تشریح مى کند. حوادثى که در جریان این سفر از سر گذراند، یعنى از لحظه اى که پروازش شروع مى شود تا زمانى که به سطح زمین بازمى گردد، همه را در این کتاب مى‌خوانید.
* آیا الآن هم در حوزه ادبیات کودک و نوجوان دست به ترجمه مى‌زنید؟
**  اگر منبع خوبى در اختیارم قرار بگیرد، از ترجمه کردن آن رویگردان نیستم. حتى خیلى علاقه مندم که آثار در خورى براى نسل هاى آینده ترجمه و منتشر کنم. کتابهایى که در زمینه ادبیات کودک و نوجوان ترجمه و منتشر کردم راجع به جنگ بوده راجع به کودکان آواره بوده، نمایشنامه هایى هم که اخیراً نوشتم راجع به جنگ ایران و عراق بوده و راجع به حوادثى که در غرب ایران اتفاق افتاد.