تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۴۳۹
گفت‌و‌گو با رسول منتخب‌نیا
مقدمه: گروه سیاسی، ریحانه طباطبایی: اصلاح‌طلبان در چه وضعیتی به سر می‌برند؟ پاسخ دقیق به این پرسش می‌توان مسیر حرکت آنها را روشن‌تر کند. اگرچه برخی اصلاح‌طلبان از در پیش گرفتن استراتژی صبر و انتظار سخن به میان می‌آورند اما گروهی دیگر از آرامش فعال دفاع می‌کنند و معتقدند حرکت اصلاح‌طلبان آرامش توام با فعالیت‌های قانونی و مدنی است. این گروه که بیشتر در فراکسیون خط امام و اقلیت شورای شهر تهران جمع شده‌اند، حضور در این نهادها را به مثابه یک فرصت می‌بینند تا از اندیشه و عمل اصلاح‌طلبانه در جامعه دفاع کنند. نوع کنش این اصلاح‌طلبان همراهانی در عرصه سیاسی ایران دارد. اما آیا این همه واقعیت جریان اصلاح‌طلب است. حجت‌الاسلام رسول منتخب‌نیا در پاسخ به پرسش‌های «شرق» از تحرک و پویایی اصلاح‌طلبان سخن می‌گوید و معتقد است جریان اصلاحات مانند هر جریان ریشه‌داری برای تداوم حیات خود در عرصه سیاسی برنامه‌ریزی‌های مستمر دارد. گفت‌و‌گوی مفصل «شرق» با این فعال سیاسی اصلاح‌طلب را در پی می‌خوانید.

* به نظر می‌رسد این روزها، خصوصاً در ماه‌های اخیر اصلاح‌طلبان به ویژه آنهایی که در مجلس هستند یا نسبت به بعضی‌ها بیشتر امکان صحبت و نوشتن دارند سکوت اختیار کرده‌اند، تعبیر شما از این سکوت چیست و آیا آن را به نفع جریان اصلاح‌طلبی می‌دانید؟
** سکوت اصلاح‌طلبان در شرایط فعلی از یک منظر اشتباه و از منظری دیگر درست است. البته همه ساکت نیستند و جمعی از چهره‌های سرشناس در حال گفت‌و‌گو، مصاحبه، سخنرانی و در جایی که بتوانند در حال اداره جلسات هستند اما همه اصلاح‌طلبان فعال نیستند و جمعی از چهره‌های صاحب‌نظر اصلاح‌طلب سکوت پیشه کرده‌اند؛ چه آنهایی که در مجلس هستند و چه آنهایی که در خارج و چه آنهایی که در داخل مجلس حضور دارند، چه آنهایی که اهل سخندانی و خطابه هستند و چه آنهایی که نویسنده هستند. بسیاری دم فرو بسته‌اند و قلم را زمین گذاشته‌اند. بنابراین باید این‌گونه مطرح کرد که این سوال مطرح است و این ایراد به کسانی که در شرایط فعلی سکوت کرده‌اند وارد است و باید توضیح دهند که چرا سکوت کرده‌اند. آنهایی که صحبت می‌کنند با توجه به تمامی هزینه‌ها و مخاطرات پیش‌رو به وظیفه خود عمل می‌کنند اما بسیاری هستند که دم فروبسته‌اند و سخنی نمی‌گویند.
* دقیقاً موضوع مورد بحث ما نیز چرایی سکوت اصلاح‌طلبان است. چرا بسیاری از فعالان اصلاح‌طلب که زمانی فرد نخست منابر و سخنرانی‌ها بودند، امروز سکوت کرده و حتی تلفن‌های خود را خاموش کرده‌اند؟
** دلیل نخست سکوت جمع زیادی از اصلاح‌طلبان شرایط موجود در کشور است. به هر حال اصلاح‌طلبان اگر بخواهند حرف بزنند مطمئناً موضوعی متفاوت با اصولگرایان مطرح می‌کنند، همین‌طور نظرات حامیان دولت با منتقدان دولت متفاوت است و البته یکی باشد چرا که در آن صورت مخالف و منتقدی وجود ندارد و همه حامی یک جریان هستند. با توجه به این مساله اصلاح‌طلبان رویکردی انتقادی به دولت دارند اما از طرفی دیگر احساس می‌کنند انتقاد کردن در شرایط فعلی چندان مورد توجه نیست و هزینه‌هایی را برای آنها به همراه می‌آورد. این یکی از عللی است که باعث شده صاحب‌نظران اصلاح‌طلب در عرصه‌های گوناگون چون در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سکوت اختیار کنند و دلیل دیگر این سکوت برمی‌گردد به ناامیدی و مایوس بودن برخی از دوستان ما. آنان بر این گمان هستند که صحبت کردن فایده‌ای ندارد و از ما نیز خرده می‌گیرند که چرا در چنین فضایی صحبت می‌کنید، نقد می‌کنید و فعال هستید. دلیل دیگری که دوستان ما سکوت پیشه کرده‌اند و نظرات و انتقادات خود را مطرح نمی‌کنند. این است که می‌ترسند اگر اظهارنظری کنند، دلیل خرابی‌ها و عدم اصلاح امور بر عهده آنها گذاشته شود و آنان در مظان این اتهام قرار گیرند که چوب لای چرخ دولت می‌گذارند. از آنجا که ممکن است دولت در بعضی از برنامه‌های خود خصوصاً برنامه‌های اقتصادی و سیاست خارجی موفق نباشد و به مشکلاتی برخواهد خورد. این دوستان بر این اعتقاد هستند که انتقادهایشان می‌تواند بعدها دلیلی بر توجیه این شکست‌ها و ناکامی‌ها باشد. البته تا حدودی نیز نظریه این دوستان صحیح است چرا که بارها دیده‌ایم دولت عنوان کرده که ما می‌خواستیم بهترین کارها را انجام دهیم اما منتقدان و اصلاح‌طلبان اجازه نمی‌دهند ما به اهداف خود دست یابیم. دلیل چهارم از دوستان نیز نداشتن تریبون است. نه رسانه ملی زمانی به اصلاح‌طلبان می‌دهد برای ابراز نظر و نه روزنامه و خبرگزاری‌ای در اختیار دارند که بتوانند نظرات‌شان را انتشار دهند.
* در مقابل سکوت این گروه از اصلاح‌طلبان و عدم فعالیت‌های سیاسی‌شان، مابقی اصلاح‌طلبان چه می‌کنند و آیا تصمیمی مبنی بر فعالیت از سوی بخش دیگر اصلاح‌طلبان وجود دارد؟
** در مقابل این عده‌ای که سکوت کرده‌اند، گروه دیگری نیز هستند که سکوت پیشه نکرده و مرتب سخن می‌گویند، مصاحبه می‌کنند، در حدامکان به مجالس سخنرانی می‌روند و در مجموع فعال هستند. این عده اعتقاد دارند صدای مردم باید به گوش مسئولان برسد، نمی‌توان ساکت ماند و انتقاد حق مسلم همگی است. این بخش از اصلاح‌طلب‌ها که من نیز عضوی از آنها هستم بر این اعتقاد هستیم که ما با این نظام بزرگ شدیم، جوانی‌مان را به پای آن گذاشتیم و خون‌دل‌ها خوردیم تا این نظام تثبیت پیدا کند و تازه از راه نرسیده‌ایم که بخواهیم نظام را رها کنیم. بسیاری از مردم ما را می‌شناسند چرا که در تمامی مراحل انقلاب یعنی از قبل از پیروزی انقلاب، دوران مبارزه برای پیروزی، دوران هشت سال دفاع مقدس و در تمامی دوران‌ها حضور داشته‌ایم و برای همه روشن است. ما چنین پیشینه‌ای داریم و در نتیجه با توجه به وظیفه‌مان و مسئولیتی که امام در دوران حیات‌شان در قبال حفظ جمهوری اسلامی و نظام داشتند نمی‌توانیم سکوت کنیم و در صحنه با توجه به تمامی هزینه‌ها حضور داریم.
* دلایل شما را در برابر این سکوت‌ها می‌توان پذیرفت اما از طرفی دیگر ما اقلیتی در مجلس هشتم داریم که تا حدودی منفعل عمل می‌کنند در حالی که در مجلس ششم شاهد بودیم اقلیت مجلس چقدر فعال حرکت می‌کرد. دلیل این سکوت را نیز نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس هشتم عدم دخالت در اختلافات اصولگرایان دانسته‌اند تا آنان خود دعواها را پیش ببرند؟ آیا شما این گزینه را نیز برای سکوت اصلاح‌طلبان خصوصاً اصلاح‌طلبان مجلس و عدم فعال بودن‌شان قبول دارید؟
** بله قبول دارم و من هم مانند نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس هفتم اعتقاد دارم اصلاح‌طلبان را نباید وارد دعواهای اصولگرایان شوند و باید در این مقوله سکوت اختیار کنند. اما بحث من فراتر از این موضوع است و برمی‌گردد به این مبحث که در شرایط فعلی آیا انتقاد کردن و صحبت کردن می‌تواند به نفع اصلاح‌طلبان و منفعت کلی کشور باشد یا خیر؟ اگر دلیل سکوت نمایندگان مردم در مجلس به دلیل اختلافات درون گروهی اصولگرایان باشد کاملاً منطقی و قابل قبول است. البته نکته‌ای را باید در اینجا مورد تاکید قرار دهم که آن این است که اگر این دعواهای اصولگرایی واقعی باشد، امر مطلوب و پسندیده‌ای است چرا که باعث می‌شود، این جریان سیاسی دچار انسداد نشود، روبه جلو حرکت کند. این‌گونه دعواها و اختلافات نه تنها بد نیست که موجب رشد و بالندگی یک جریان سیاسی نیز می‌شود. اما سکوت ما در مقابل این ختلاف‌ها و وارد نشدن به این جریان صحیح است. اما بخشی از این انفعال و سکوت بازمی‌گردد به همان دلایلی که گفتم.
* با توجه به تمام مباحثی که مطرح کردید و فضای سیاسی حاکم بر کشور استراتژی و برنامه اصلاح‌طلبان برای آینده چیست و چه راهبردهایی برای ادامه راه دارند؟
** نخست ضروری می‌بینم این توضیح را بدهم که برخلاف نظرات بعضی‌ها در خصوص انفعال اصلاح‌طلبان و اینکه این جریان سیاسی از معادلات سیاسی کشور حذف شده و در بین مردم و جامعه دیگر نفوذ ندارد، این جریان پویا و زنده به راه خود ادامه می‌دهد. اگر بخواهیم یک جریان مردمی، سیال و همگانی در کشور بیابیم که بدون تکیه بر قدرت و ثروت در حال حرکت است و روند طبیعی خود را ادامه می‌دهد، جریان اصلاح‌طلبی است. امروز در کوچه و بازار حرف و گفت‌و‌گوی مردم بحث اصلاحات و اصلاح‌طلبان است. خوشبختانه ما در بین مردم زندگی می‌کنیم، با آنان صحبت می‌کنیم و متوجه هستیم که اصلاحات چه نفوذی در بین جامعه دارد. در نتیجه وقتی جریان اصلاح‌طلبی یک جریان گسترده و مواج است که همه اقشار را نیز دربر گرفته و دامنه به خارج از کشور نیز گسترش پیدا کرده و کشورهای منطقه را نیز متاثر از اصلاح‌طلبی کرده است، نمی‌تواند بدون استراتژی باشد و تبیین این استراتژی کاملاً یک ضرورت است. اما در حال حاضر ما در شرایطی قرار گرفته‌ایم که دست‌مان کاملاً از همه جا کوتاه است. در چنین شرایطی البته نمی‌توان بدون برنامه بود، همان‌طور که در دوران پیش از پیروزی انقلاب، در دوران پیروزی انقلاب، در دوران دفاع مقدس، در دوران سازندگی و اصلاحات و تمامی دوران حیات سیاسی خود برنامه داشته‌ایم برای این دوره نیز برنامه داریم و بر همین اساس نیز حرکت می‌کنیم. ما بارها اعلام کرده‌ایم در درون نظام حرکت می‌کنیم و خود را از حامیان و صاحبان اصلی نظام می‌دانیم، ما خود را خادم نظام و ملت می‌دانیم، به هیچ‌وجه خود را خارج از نظام و کشور نمی‌دانیم و با هیچ کشوری همکاری نداریم و بر این اساس حرکت می‌کنیم. زیربنای فکری ما اندیشه‌های مترقی امام است و با هر گونه تفکر ارتجاعی و متحجرانه مخالف هستیم. ما با اسلام نا، خالص و مترقی که با رشد انسان موافق است همراهی می‌کنیم. ما چارچوب‌های فکری و عملی‌مان مشخص است، هدف‌مان کمک به مردم و خدمت به آنها در چارچوب قانون اساسی و اسلام است. حکومت ما مبتنی بر مردم‌سالاری دینی برآمده از اسلام است با توجه به تمام اینها متاسفانه اصلاح‌طلبان رسانه‌ای در اختیار ندارند تا اهداف، برنامه‌ها و استراتژی خود را در اختیار مردم قرار دهند و نمی‌توانند با مردم در ارتباط باشند.
* شاید این انتقاد با توجه به صحبت‌های شما مطرح شود که چرا اصلاح‌طلبان زمانی که دولت را در اختیار داشتند و از امکانات رسانه‌ای بیشتری نیز برخوردار بودند اهداف، برنامه‌ها و استراتژی‌های خود را مشخص و اعلام نکردند و در مقاطعی بی‌برنامه و ناهماهنگ حرکت کردند؟
** نخست اینکه من فکر می‌کنم در حال حاضر زمان مناسبی با محدودیت رسانه‌ای برای واکاوی و بازخوانی جریان اصلاح‌طلب نیست. اما این نکته را نیز قبول دارم که در هشت سال دولت اصلاحات آن طور که باید برای ادامه راه اصلاحات برنامه‌ریزی نشد و دلیل آن نیز مشخص است. در آن دوره سران اصلاحات بنا به مسئولیت‌هایشان مشغول کارهای اجرایی بودند و از طرف دیگر باید توطئه‌ها و کارشکنی‌ها علیه دولت و مجلس اصلاحات را نیز خنثی می‌کردند و در نتیجه زمانی برای انجام کارهای تئوریک و نظریه‌پردازی در تعیین استراتژی اصلاحات نبود. یک ایراد دیگر نیز به این برمی‌گردد که در آن موقع تعریف مشخصی از اصلاحات نشد و هر کس اصلاحات را بر اساس شناخت خود تعریف می‌کرد. البته باید از نظر دور داشتکه عده‌ای نیز کمر همت به نابودی اصلاحات بسته بودند و هر روز سعی داشتند جلوی حرکت اصلاحی را بگیرند. از این رو بر این اعتقادم که اگر آن دوران به مسائل تئوریک توجه بیشتری می‌کردیم. هوشیاری خود را بیشتر حفظ کرده و برای اصلاحات برنامه‌ریزی و تبیین استراتژی می‌کردیم. اصلاحات تا 50 سال حاکم بر فضای سیاسی کشور بود و اتفاقات اخیر نیز رخ نمی‌داد. فراموش نکنید که دوم خرداد یک حرکت تاریخی بود و نظیر آن در تاریخ معاصر ما تکرار نشده است و مردم با حضور خود در پای صندوق‌های رای و رای به اصلاحات حماسه‌ای عجیب در تاریخ کشور خلق کردند که متاسفانه نه جناح رقیب قدر آن را دانست و نه خود ما توانستیم آن طور که باید آن را حفظ کنیم هر چند ما بیشترین سعی خود را کردیم اما با کارشکنی‌هایی مواجه شدیم.
* در حال حاضر با توجه به محدودیت بعضی از احزاب اصلاح‌طلب، شورای هماهنگی اصلاحات چه اقداماتی را برای انسجام بیشتر در بین اصلاح‌طلبان صورت می‌دهد؟
** اکنون دو قضیه مطرح است؛ یکی در جریان اصلاح‌طلبی که بخشی در احزاب خلاصه می‌شود که شناسنامه دارند، مجوز دارند و هنوز نیز منحل نشده‌اند اما جلوی حرکت آنان را گرفته‌اند. اما در مرحله بعدی این جریان امروز گسترده‌تر شده و حتی افرادی که عضو هیچ حزبی نیستند در جریان بزرگ اصلاح‌طلبی ایران جای گرفته‌اند. جریانی ملی و مردمی است و در تمام زوایای کشور و ملت نفوذ کرده و در درون خانه و کاشانه مردم رسوخ کرده است. از این رو چهره‌های مقبول و مورد قبول مردم در اصلاحات چه در قالب شورای هماهنگی اصلاحات و چه در قالب هر جریان دیگر باید زمینه هماهنگی و برنامه‌ریزی را فراهم کنند.
* شما کلیاتی را در خصوص مبانی اصلاح‌طلبی مطرح کردید اما به طور دقیق اصلاح‌طلبان برای آینده چه خواهند کرد و آیا با توجه به گذشته برنامه‌ای برای آینده خواهند داشت؟
** نمی‌توان در چند جمله استراتژی اصلاح‌طلبان را برای آینده مشخص کرد اما نکته مهم این است که سران اصلاحات بنشینند برای آینده بحث و گفت‌و‌گو کنند تا بتوانند استراتژی‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت جریان اصلاح‌طلبی را تبیین کنند تا اشتباهات گذشته نیز تکرار نشود. اما باید این نکته را نیز درنظر بگیرید که در فضای کنونی نمی‌توان خیلی از اصلاح‌طلبان انتظار داشت تا هم‌اکنون استراتژی‌های خود را تبیین و اعلام کنند و بخشی نیز بستگی به فضای کنونی کشور دارد. اما این بشارت را می‌دهم که سران اصلاح‌طلب در حال برنامه‌ریزی برای حال و آینده این جریان هستند و بدنه اصلاحات و طرفداران این جریان نیز باید توجه داشته باشند که نباید خارج از چارچوب‌های تعیین شده برای اصلاح‌طلبان حرکت کنند. البته مردم به جریان اصلاحات اطمینان دارند و آنها را جریانی عقلانی، متدین، دارای تفکر، متمدن، وفادار به اخلاقیات و در چارچوب نظام می‌دانند و برای همین نیز این جریان همیشه در بطن کشور قرار دارد.
* در سال‌های گذشته خصوصاً در یک سال گذشته اتهام‌های مختلفی به اصلاح‌طلبان با مضامینی چون عامل بیگانه و... زده شده است، در حال حاضر نیز جناح مقابل اصلاح‌طلبان را عاملی برای وضع تحریم‌های شدید علیه ایران و گستاخی آمریکا می‌دانند، همچنین مطرح شده که اصلاح‌طلبان بی‌دین هستند و مبانی دینی را زیر سوال برده‌اند، شما به عنوان یک چهره شاخص اصلاح‌طلب چه پاسخی به این اتهامات دارید؟
** خوشبختانه شرایط مردمی اصلاح‌طلبان به گونه‌ای است که محبوبیت فوق‌العاده‌ای در بین مردم پیدا کرده‌اند و همین باعث می‌شد چنین تهمت‌هایی گوشی برای شنیدن پیدا نکند. از طرفی دیگر این تهمت‌ها که هیچ هدفی به جز هتک حیثیت و بردن آبروی اصلاح‌طلبان نداشته، نتوانسته کارگر واقع شود. به طور مثال فردی از مقامات عالی‌رتبه نظام در شب میلاد حضرت ولی‌عصر می‌آید و اتهاماتی را در خصوص دادن یک میلیارد دلار به اصلاح‌طلبان از سوی آمریکا مطرح می‌کند و پس از آن نیز ادعای 50 میلیارد دیگر می‌کند. این حرف را چه کسی می‌پذیرد، اگر می‌گویید حرف شما درست است پس چرا در سخنرانی مطرح می‌کنید و اسناد را در اختیار قوه‌قضائیه قرار نمی‌دهید آن هم شمایی که در راس شورای نگهبان هستید، تطبیق قوانین با شماست، تایید صلاحیت‌ها با شماست و در مجموع در راس بسیاری از امور قرار دارید، می‌آیید بی‌آنکه سند خود را به قوه‌قضائیه ارائه کنید تهمت می‌زنید؟