تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۵۴۴
مذاکره‌کننده ارشد وزارت نفت گزارش می‌دهد:
مقدمه: اکبر وحید آل‌آقا قائم مقام شرکت مهندسی و توسعه نفت ایران از جمله افراد مؤثر در مذاکرات و قراردادهای وزارت نفت است، وی در گفت‌وگویی با شانا آخرین وضعیت مهم‌ترین قراردادهای نفتی ایران را تشریح کرده است.

* به نظر می‌رسد امضای یادداشت تفاهم میان ایران و کشورهای مختلف در سال‌های اخیر سرعت بیشتری گرفته است، آیا این شرایط در مذاکرات شما تاثیر گذاشته است؟
** امضای یادداشت تفاهم میان دولت‌ها ز سه تا چهار سال پیش خیلی متداول شده که در عمل تا حدی مناقصه‌های ما را تحت‌تاثیر قرار داده است. قرارداد توسعه میدان آزادگان بعد از امضای یک یادداشت تفاهم منعقد شد و به نظر می‌رسد قرارداد توسعه میدان‌ها یادآوران، شمال آزادگان و حتی میدان جفیر نیز به احتمال خیلی زیاد براساس چنین یادداشت تفاهم‌هایی واگذار شود. البته باید به خار داشت، موضوع رساندن منافع ملی به بیشترین میزان ممکن در زمان پیگیری مفاد این یادداشت تفاهم‌ها نیز مورد تاکید است حال مفاد یادداشت تفاهم‌ها به طور کامل تمام منافع ما را تامین می‌کند یا نه، بحث جدایی است. البته باید به خاطر داشت هر کاری، به طور طبیعی، مزیت‌ها و عیب‌هایی دارد و ممکن است به ازای به دست آوردن چیزی، چیزهای دیگری را از دست داد، ضمن آن‌که هر یادداشت تفاهمی دو طرف مذاکره دارد که هر دو به دنبال منافع خود هستند و فرض خطرناکی است اگر فکر کنیم در مذاکرات خود با افراد بی‌فکری سروکار داریم و فقط حواس ما جمع است.
* پس در زمان مذاکرات مربوط به یادداشت تفاهم‌ها، تمام مسائل مطرح در آنها را مدنظر دارید و تابع سیاست‌های کلان هستید؟
** تمام مواردی که در یادداشت تفاهم ذکر شده است، در نظر گرفته می‌شود و از آن تبعیت می‌کنیم، البته امضای یادداشت تفاهم‌ها به عهده شرکت متن گذاشته نمی‌شود و به طور معمول، دولت‌ها یا دست‌کم مسئولان وزارتی آن را امضا می‌کنند و اجرای مفاد آن هم زیرنظر مقامی است که یادداشت تفاهم را امضا کرده است. یادداشت تفاهم مربوط به آزادگان که با ژاپنی‌ها امضا شد یک قسمت نفتی داشت که به شرکت متن مربوط بود و یک قسمت مالی که اصلاً به ما ربطی نداشت. یادداشت تفاهم‌های امضا شده با چینی‌ها و هندی‌ها هم یک قسمت صادرات گاز به صورت ال‌ان‌جی و یک قسمت مربوط به نفت دارد که مذاکرات مربوط به صادرات گاز به متن مربوط نمی‌شود و پس از ابلاغ یادداشت تفاهم به ما، براساس مصوبه شرکت ملی نفت ایران در مورد بخش نفت وارد مذاکره می‌شویم که طبق استانداردهای صنعت نفت انجام می‌شود، یعنی در چارچوب تفاهم‌نامه، قرارداد نمونه نفت را بررسی می‌کنیم و به جز مواردی که در تفاهم‌نامه مشخص شده است، شرایطی مانند برگزاری مناقصه بر مذاکرات حاکم می‌شود و به همان نسبت، طرح‌های جامع توسعه میدان‌ها را بررسی و بر‌سر شرایط قرارداد بحث می‌کنیم.
* در نظر گرفتن شرایط یادداشت تفاهم‌هایی که میان دولت‌ها منعقد شده است مشکلی در روند مذاکرات شما به وجود نیاورده است؟ طرف ژاپنی قرارداد میدان آزادگان که نخستین قرارداد از این نوع به‌شمار می‌رود، هر‌ از چندی در مورد اعمال نشدن شرایط قراردادی شکایت می‌کند، آخرین نمونه آن هم به شکایت‌هایی که از عملیات مین‌رویی منطقه داشت، برمی‌گردد.
** شخص من همواره معتقدم بوده‌ام که نباید هیچ قراردادی را به مسائل دیگر مشروط کرد. قرارداد میدان‌هایی مانند آزادگان که مسائلی مانند مین‌رویی یا شرایط زیست‌محیطی خاص خود را دارد، باید پس از رفع مسائل آن منعقد شود، ولی در زمان انعقاد قرارداد آزادگان، شرایط کشور و حفظ همان منافع ملی که تعریف شد، قرارداد آن منعقد شد البته نباید به این معنا برداشت کرد که بعد از امضای قرارداد ما شروع به اعتراض کرده‌ایم. نتایج کارشناسی ما خیلی واضح بود و منافع ملی هم به طور کاملاً مشخص، تعریف شده بود و دنبال می‌شد ولی به طور کاملاً شخصی معتقدم زمانی‌که برای توسعه چنین میدان‌هایی وارد مذاکره می‌شویم یا باید مسئولیت فعالیت‌هایی مانند مین‌رویی را به عهده خود پیمانکار گذاشت مانند کاری که برای توسعه میدان نفتی دارخوین انجام شد یا زمانی‌که خود نیروهای ایرانی اجرای آن را به عهده می‌گیرند، باید قرارداد آن پس از پاکسازی منطقه امضا شود تا دو طرف از تعهدهای خود کاملاً آگاه باشند.
به طور مشخص در مورد میدان آزادگان هم باید گفت دو طرف قرارداد، ادعاهایی دارند که ممکن است واقعیت داشته باشد، ولی ممکن است برای اثبات مشکل داشته باشند که باید این مشکلات را حل کرد. مشکل اصلی در شرایط کنونی این است که ژاپنی‌ها خواستار کاوش‌های عمیق در منطقه شده‌اند و از نظر شرکت متن، این کار اصلاً ضرورتی ندارد و تمام فعالیت‌هایی که برای پاکسازی لازم بود، انجام شده است که این موضوع اختلاف است و بررسی بیشتر آن ادامه دارد، ولی این شرایط الزاماً به دلیل امضای یادداشت تفاهم واقع نشده است و می‌شد ماده مربوط به آن را در تفاهم دو طرف در نظر گرفت یا حذف کرد، پس هیچ قرارداد یا یادداشت تفاهمی به تنهایی خوب یا بد نیست، همان‌طور که برگزاری مناقصه را نمی‌توان «فی نفسه» خوب یا بد دانست، هرچند به طور قطع ضروری است. من معتقدم باید هرکاری فقط از طریق مناقصه واگذار شود، ولی مناقصه غلط می‌تواند حتی بدتر از یک «ترک مناقصه» درست باشد و در هر شرایطی باید محتوا را بررسی کرد. البته باید به این واقعیت توجه کرد که نباید از یک یادداشت تفاهم، انتظار نتیجه‌ای مانند مناقصه را داشت، زیرا در زمان برگزاری مناقصه می‌توان با انتخاب بهترین قیمت، عادلانه‌ترین برخورد را از نظر عرف، منطق و قانون داشت، ولی در مذاکرات مربوط به هر یادداشت تفاهم، تنها یک طرف مذاکره داریم و اطمینان یافتن از عادلانه بودن قیمت‌ها سخت است، در نتیجه ممکن است قیمت خیلی بالایی را پذیرفت یا آن‌قدر به طرف مذاکره فشار آورد که به قیمتی غیر‌عادلانه و پائین رضایت دهد و بعد دچار مشکل شویم، ولی به هر حال باید در چنین شرایطی، همواره منافعی را که برای مجموعه کشور تعریف شده است، در نظر داشت و در جایگاه مناسب آن، تشخیص داد که بهترین راه تحقق این منافع چیست.
* این یادداشت تفاهم‌ها به طور معمول تاریخ اعتباری هم دارند که می‌توان در محدوده آنها عمل کرد. آیا این محدودیت‌ها در مذاکرات قراردادی پروژه‌های نفتی تاثیر گذاشته‌اند؟
** این وضعیت نخستین بار در قرارداد با ژاپنی‌ها پیش آمد و این نگرانی را در مورد میدان یادآوران هم داریم که باید مواظب بود، زیرا در بیشتر تفاهم‌نامه‌ها، به موضوع مذاکرات قراردادی خیلی توجه نمی‌شود، یعنی به طور معمول بیشترین فرصت به ارائه طرح جامع توسعه میدان‌ها داده می‌شود و بعد زمان کوتاهی را به مذاکرات قراردادی اختصاص می‌دهند که فشار زیادی به مذاکره‌کنندگان وارد می‌کند، البته این شرایط در مذاکرات قراردادی آزادگان چندان تاثیری نداشت، یعنی قرارداد آن حدود یک سال دیرتر از زمان تعیین شده در یادداشت تفاهم امضا شد و در مورد خط به خط قرارداد، مذاکره کردیم. در مورد یادآوران هم طرح جامع توسعه اولیه چینی‌ها بررسی شد و اشکال‌هایی را که داشت، حدود سه ماه پیش به آنها اعلام کردیم و منتظریم تا طرح جامع توسعه نهایی خود را با در نظر گرفتن شرایطی که به آنها اعلام شده، ارائه‌کنند و مذاکرات قراردادی آغاز شود، البته براساس تفاهم‌نامه‌ای که امضا شده، آنها تا اواخر شهریور امسال برای نهایی کردن قرارداد توسعه خود فرصت دارند. میدان یادآوران در دو یادداشت تفاهم دیگر هم مورد توجه قرار گرفته است که طبق آنها هندی‌ها می‌توانند در 10 تا 20 درصد و شرکت چینی PCI می‌تواند در 20/5 درصد از این پروژه سهم داشته باشد، البته مذاکراتی در مورد قرارداد طرح توسعه میدان با آنها انجام نخواهد شد و تنها می‌توانند با دریافت اطلاعات، آمادگی خود را برای حضور در این پروژه اعلام کنند.
* مذاکرات مربوط به میدان جفیر چقدر پیش رفته است؟
** پس از برگزاری مناقصه توسعه میدان جفیر، شرکت چینی CNODC آمادگی خود را برای حضور در آن اعلام کرد، ولی روند مذاکرات پس از شیوع بیماری سارز در چین، کند شد تا این که یادداشت تفاهم توسعه همکاری‌های ایران و هند که میدان جفیر را نیز در بر می‌گرفت، امضا شد. طرح جامع توسعه‌ای هم که هندی‌ها پیشنهاد دادند، از نظر ما قابل قبول نبود و ایرادهای آن را به طرف‌های مذاکره اعلام کردیم تا پس از برطرف کردن آنها وارد مذاکره شویم، ولی با وجود اظهار علاقه زیادی که کردند، تاکنون برای مذاکرات فنی و قراردادی نیامده‌اند و ما همچنان منتظریم تا طرح جامع توسعه اصلاح شده خود را برای آغاز این مذاکرات بیاورند.
* مذاکرات آزادگان شمالی به کجا رسیده است؟
** مناقصه مربوط به این میدان هنوز به قوت خود باقی است، ضمن آنکه براساس توافق با هندی‌ها، آنها می‌توانند تا 75 درصد از توسعه میدان آزادگان شمالی را به عهده داشته باشند، ولی آنها در آخرین مذاکرات دوجانبه، بحث آزادگان شمالی را مطرح نکردند و عملاً انصراف داده‌اند. شرکت چینی CNPCI هم براساس تفاهم‌نامه‌ای امضا شده، تمایل خود را به حضور در میدان آزادگان شمالی اعلام کرده است.
* آیا شرکت‌های بزرگ بین‌المللی هم در مذاکرات مربوط به توسعه میدان‌های جدید حضور دارند؟
** حضور این شرکت‌ها در مذاکراتی که در چارچوب یادداشت‌های تفاهم انجام می‌شود، با عنوان خودشان، غیرقانونی است، اما گاه بحث‌هایی را مطرح می‌کنند که اوضاع را شلوغ می‌کند. به زبان ساده موضوع این است که تا وقتی کسی مالک یک خانه نشده است، نمی‌تواند بخشی از آن را به دیگران ببخشد، مثلاً شرکت‌های چینی که مکلف به همکاری با یک شرکت نفتی معتبر بین‌المللی برای ارائه طرح جامع توسعه یادآوران شده‌اند، هم‌اکنون با چند شرکت در حال مذاکره هستند، ولی هنوز چیزی برای شریک شدن با آنها ندارند. نمایندگان صنعت نفت ایران هم در مذاکرات مربوط به توسعه میدان‌های نفتی، تنها در چارچوب یادداشت‌های تفاهم یا با شرکت‌کنندگان در مناقصه‌های توسعه می‌توانند مذاکره کنند، البته هر شرکتی می‌تواند مشاور خاص خود را در این مذاکرات داشته باشد که در این صورت ممکن است شرکت‌های بین‌المللی به عنوان مشاور شرکت‌های دیگر برای حضور در مذاکرات اجازه یابند.
* آیا امضای تفاهم‌نامه‌ها در مورد توسعه میدان‌های نفتی، روند مناقصه‌های در جریان را کند نکرده است؟
** همان‌طور که گفتم ، معتقدم برگزاری همزمان مناقصه و امضای یادداشت تفاهم برای توسعه یک میدان هیدروکربوری به صلاح نیست، زیرا هرکدام به نوعی دیگری را نقض می‌کند، اما در کل برگزاری مناقصه ، مذاکرات مربوط به تفاهم‌نامه‌ها را عقب نمی‌اندازد، ولی امضای تفاهم‌نامه ممکن است مناقصه مربوط به آن را عقب بیندازد، زیرا به طور معمول ، یک شرکت یا مجموعه شرکت‌ها در یادداشت‌های تفاهم بدون داشتن قراردادی خاص، امتیاز خاصی در مذاکرات دارد که نوعی حق انحصاری مذاکره است و ممکن است، مناقصه را عقب بیندازد.
* آیا اکنون چنین روندی در مذاکرات قبل مشاهده است؟
** با توجه به منافع ملی کشور، باید هر مناقصه‌ای را طوری پیش برد که در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات مربوط به یادداشت تفاهم، بتوان در کمترین زمان ممکن، مناقصه را به نتیجه رساند و پیگیری‌های تفاهم‌نامه نباید به گونه‌این انجام شود که مناقصه مربوط به آن، مسکوت بماند. به همین دلیل مناقصه‌هایی که تاکنون برگزار شده، به قوت خود باقی است، ولی باید توجه داشت، در زمان تهیه یک طرح جامع توسعه مجموعه‌ای از افراد برای مدت 6 ماه تا یک سال به کار گرفته می‌شوند و میلیون‌ها دلار هزینه می‌شود تا پیشنهاد مربوط به مناقصه آماده شود و در چنین شرایطی این سؤال مطرح است که وقتی این احتمال وجود دارد که کشور یا شرکت خاصی در چارچوب یک تفاهم‌نامه، بتواند توسعه میدانی را به عهده بگیرد، چرا باید 4، 5 شرکت حاضر دیگر به دنبال مخارج چند میلیون دلاری بروند. هر شرکت‌کننده در یک مناقصه، هزینه‌های مربوط به آن را می‌پذیرد تا شانسی برای برنده شدن در آن داشته باشد و وقتی چنین شانسی وجود ندارد، چرا باید خرج کند؟ در مورد مناقصه‌های توسعه میدان‌هایی مانند یاد‌آوران و جفیر هم‌چنین شرایطی حاکم است و مجبوریم مرحله دوم مطالعات را که باید طرح‌های جامع توسعه به طور دقیق ارائه شوند، برای مدتی عقب بیندازیم تا تعهدی بی‌جا برای خود یا خرجی بی‌جا برای حاضران در مناقصه ایجاد نکنیم، ولی مناقصه‌هایی که تاکنون برگزار شده، به قوت خود باقی است و با پایان زمان اعتبار هر یادداشت تفاهم، به مسئول امضاکننده آن گزارش می‌کنیم و به روند مناقصه آن سرعت می‌دهیم. مانند زمانی‌که فرصت ژاپنی‌ها برای حضور در میدان آزادگان، در سی‌ام ژوئن 2003 میلادی تمام شد و اعلام کردیم که آنها دیگر حق انحصاری مذاکره ندارند، البته به خاطر داشته باشیم مناقصه‌ای هم برای توسعه این میدان برگزار نشده بود و روند درخواست و برگزاری مناقصه، بعد از پایان فرصت ژاپنی‌ها طی شد.
* در مذاکرات خود با شرکت‌های آسیایی مانند ژاپنی‌ها، چینی‌ها و هند‌ها تفاوت محسوسی را قیاس با شرکت‌های میجر بین‌المللی احساس کرده‌اید یا نه؟ از دید بیننده خارجی احساس می‌شود مذاکره با آسیایی‌ها کندتر و سخت‌تر پیش می‌رود.
** مذاکره با هر شرکت و از هر کشوری شرایط خاص خود را دارد و نمی‌توان حکم قطعی داد که با آسیایی‌ها مشکل‌تر یا راحت‌تر می‌توان مذاکره کرد، در ضمن آنکه مذاکره با این دو گروه از اساس، تفاوت‌هایی دارد، از جمله مذاکره با شرکت‌های بین‌المللی، تا کنون تنها در چارچوب مناقصه‌ها که زمان‌بندی مشخصی دارند، انجام شده و هیچ‌وقت یادداشت تفاهمی با آنها امضا نشده است، البته مواردی مانند مناقصه اهواز بنگستان بوده که مذاکرات مربوط به آن برای حدودی سال با شرکت‌های نفتی بین‌المللی ادامه داشت، ولی به نتیجه‌ای نرسید، اما مذاکرات مربوط به آزادگان در قالب یادداشت تفاهم ایران و ژاپن، در این فاصله آغاز و قرارداد آن نیز امضا شد، پس نمی‌توان به طور مشخص در مورد آسان یا دشوار بودن مذاکرات با شرکت‌های مختلف نظر داد، هرچند فرهنگ کشورها متفاوت است و کشورهای آسیایی با داشتن سیاست‌های خاص خود، با دیگران متفاوت هستند، اما موضوع اصلی این است که هیچ‌گاه نباید نگران این باشیم که طرف در رینگ بوکس محکم‌ می‌زند، بلکه باید یاد بگیریم نخوریم و بتوانیم با تمام متقاضیان حضور در صنعت نفت ایران مذاکره کنیم.