تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۵۸۸

اقتصاد ایران بسیاری از صاحب‌نظران علم آن، اقتصاد پولی می‌دانند و نه تولیدی، سرمایه‌ای، از این منظر بازار بورس کشور بعنوان مرکز و نبض توان اقتصادی خوانده می‌شود که هم آینه‌ای از نوسان مالی است و هم نشانه‌هایی می‌دهد از جایگاه تولید و چرخش سرمایه.
در هر کشوری، حتی با توان تولیدی وسیع و صادرات کالاهای متنوع و گسترده، چگونگی نوسان مراکز بورس مساوی با آرامش یا نگرانی، رشد یا رکود، از چرخه مالی و سرمایه آن است، در کشور ما نیز همین قاعده برقرار است. اما در ایران همواره قوت بازار عقل سیاسی یا از بحران‌های اقتصادی پیش‌گیری می‌کرد و یا از شدت امواج هزینه‌ساز در بازار اقتصادی می‌کاست. به عبارت بهتر، مطلوبیت بازار مالی و اقتصادی، تابعی از چگونگی بازار عقل و تدبیر در اداره سیاسی کشور بوده است.
امروز نمادهای که از وضعیت اقتصاد کشور با کلمات قصار برخی از سیاستمداران ما نشان داده می‌شود و باز تولید می‌گردد، بجای پیش‌گیری از امواج منفی اقتصادی، خود تولید موج مخرب می‌کند و مشکلی بر مشکلات نیز می‌افزاید. کافی است نیم‌نگاهی به گزارش و سخنرانی نمایندگان ما در مجلس و یا گوش به سخنان برخی از مدیران ارشد سیاسی داشته باشیم که اغلب در دایره جملات، بحران رکودی بورس اوراق بهادار، فرار سرمایه، توقف سرمایه گذاریهای تولیدی، عدم تصویب پروژه‌های تولیدی جدید در سطح ملی، رشد تورم، افزایش افسار گسیخته قیمت کالاهای اساسی و ارزاق عمومی، نبود اقتدار در کنترل قیمت‌ها و دهها عنوان منفی دیگر است که هر روز در صدر اخبار رسانه‌ها قراردارد. خبر دولت در فاصله یک هفته دو جلسه ویژه برای بررسی راهکارهای برون رفت از بحران رکودی بورس اوراق بهادار داشته، از عناوین برجسته خبری مطبوعات در این روزها است. در جریان این معاملات هفته گذشته بازار سرمایه ایران ارزش داد و ستد سهام بیش از 14 درصد دیگر افت کرد تا مجموع مبادلات هفتگی سهام در این بورس به 50 میلیارد تومان (55 میلیون دلار) یعنی پائین‌ترین رقم در یکسال گذشته برسد.
گریز سرمایه‌ها و یا عدم تمایل به سرمایه‌گذاری و خرید سهام در بازار بورس را به عوامل اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی نسبت می‌دهند. نویسنده‌ای در گریز سرمایه‌ها و با اشاره به دو پدیده مهاجرت‌ مغزها و خروج سرمایه می‌نویسد، اعتقاد بسیاری از کارشناسان پدیده مهاجرت مغزها و خروج سرمایه که در واقع هر دو را بصورت یک مجموعه میتوان کنده‌ شدن سرمایه ملی از داخل کشور نامید به چند عامل اساسی بستگی دارد، مهمترین و عمده‌ترین این عوامل عبارتند از :
الف) وجود شرایط جنگی و ناامنی اجتماعی.
ب) بی‌ثباتی وضعیت اقتصادی از نظر عرضه و تقاضا و بازار کار.
ج) بی‌ثباتی و آشفتگی وضعیت سیاسی از بعد داخلی و بین المللی.
قصد این نوشته نقد چنین تقسیم‌بندی از عوامل نیست. بیان یک نکته تاریخی است که همواره در ایران تدبیر سیاسی چتر حمایتی برای آرامش و اعتدال فضای اقتصادی کشور بوده است. در سالهای اخیر که ما هم با سرمایه‌ای قابل ملاحظه دارای «بازار بورس» شده‌ایم. و نبض توان مالی و سرمایه‌ای خود را از طریق شاخص‌های این بازار ارزیابی می‌کنیم، باید دریابیم که نسبت به بازار عقل در سیاست با بازار بورس در اقتصاد، تناسبی مستقیم و فوری پیدا کرده است. رجزخوانی شاید برای برخی از سیاستمداران ما هزینه‌ای را در بر نداشته باشد، اما این کشور و مردمند که هزینه آن را می‌پردازند و البته رشد رجزخوانی، بدون تردید نشانه‌ای از رکورد عقل در وادی سیاست است و تردید نباید داشت اولین آثار نامطلوب آن، پدیدار شدن آشفتگی در بازار اقتصادی اعم از مالی، سرمایه‌ای و تولیدی است.
همه سخن محک امروز، یک جمله است و یک پیغام از صاحب‌نظران اقتصادی به اهالی سیاستمدار و تیتر ساز در رسانه، که بازار عقل با بازار بورس نسبتی مستقیم دارد و عقل سیاسی برای بازار اقتصادی هم می‌تواند مزاحمت ایجاد کند و هم مراحمت بیاورد. در اولی شاخص آن «رجزخوانی» است بدون تقبل هزینه آن که بدون تردید نشانه کمبود عقل است از قدیم هم بزرگان ما گفته‌اند جایی که «عقل» نباشد، جان در عذاب است! و در دومی هم، حداقل مرحمت به اقتصاد کشور و مردم در این است که اگر کمبود عقل داریم، رجز نخوانیم!