مهرداد بهمنی
عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما در جمع مسئولان، برنامهریزان و مدیران این سازمان با ترسیم افق آینده این رسانه ملی، وظیفه مجموعه تحت نظارتش را تامین سلیقه و خواست مخاطبان معرفی کرد. وی در ادامه از منتقدان خواست تا با انتقادهای سازنده خود، مسئولان سازمان را در عمل به وظایف خود یاری دهند.
مطرح کردن بحث انتقادپذیری از زبان بالاترین مرجع و مسئول سازمانی که به دلیل گستره فراگیرش میتواند مهمترین نقش را در گسترش و تامین فرهنگ عمومی جامعه ایفا کند، به نوبه خود امری بسیار پسندیده و قابل ستایش است اما اینکه این مسئول محترم و مدیرانش تا چه میزان به این گفته خود پایبند بوده و به آن عمل میکنند، بحثی است که در آینده باید به قضاوت نشست.
مروری بر عملکرد سیما در سال جاری که کمتر از دو هفته تا پایان آن باقی مانده است، نیازمند یک بحث دقیق و کارشناسانه است که خارج از فرصت و مجال این مقوله میباشد اما از آنجا که قصد ما تحقق خواسته مسئول محترم سازمان است، در ادامه به برخی از عمدهترین مشکلاتی که این سازمان عریض و طویل در عرصه نمایش فیلم و سریال با آن روبرو بوده و هماکنون نیز با آن دست به گریبان است، اشاره میشود.
سیاست صدا و سیما در سال جاری، همانگونه که ضرغامی نیز به آن اشاره داشت، تامین سلیقه و خواست مخاطبان است. این سخنان در حالی بیان میشود که وظیفه یک نهاد فرهنگی در هر جای دنیا، تعیین سیاستهای فرهنگی کشور است نه اتخاذ سیاست منفعلانه. اینکه مسئولان صدا و سیما برنامههای خود را براساس سلیقه مردم پایهریزی کنند در نهایت با آش شلم شوربایی روبرو میشویم که هماکنون سیما به خورد مردم میدهد. افت کیفیت سریالهای تلویزیونی به خصوص در سه ماه اخیر، نمونه آشکاری از اتخاذ این سیاست سیما است.
اما آنچه که تاسفبرانگیزتر است، اصرار و پافشاری بر پخش آثاری است که کوچکترین محمل عقلانی و شرعی برای آن متصور نیست. به عنوان نمونه در حالی که امروزه گسترش عرفانهای منهای شریعت و به قولی عرفانهای سکولار یکی از مهمترین ابزار تهاجم فرهنگی محسوب میشود، اصرار سیما بر پخش چنین آثاری چیزی جز سطحینگری محض در امور جاری فرهنگی محسوب نمیشود.
البته در این میان مسئولان شبکهها، به توجیهاتی از قبیل نقدهای پیش و پس از فیلم متوسل شدهاند اما با یک نگاه اجمالی میتوان دریافت که این نقادها کوچکترین تاثیری در روند تخریبی فکر و ذهن مخاطبان ندارد. به عنوان مثال در بهترین حالت، این نقدها تنها مورد استفاده آنان قرار میگیرد که به سینما از نگاه تخصصی نگاه میکنند. این در حالی است که علت تماشای فیلمها در میان بیش از 90 درصد مردم به بحث سرگرمی آن باز میگردد.
از سوی دیگر همانگونه که بارها و بارها به آن اشاره شده است، متاسفانه سیما از منتقدینی استفاده میکند که کوچکترین آشنایی و آگاهی از مبانی فقهی، فلسفی و عرفانی اسلام نداشته و در خوشبینانهترین حالت یک منتقد سینمایی خوب هستند. لذا در بحث نقد و شکافتن مفاهیم یک اثر به اصطلاح معناگرا که کارگردان آمریکایی با هدف و انگیزهای قوی آن را به تصویر در آورده است، کاملا ناتوان ظاهر میشوند.
نتیجه این عملکرد سیما در مجموع، به نمایش یکسری آثار خرافی، ضددین و مخالف با ارزشهای ملی و مذهبی ما میانجامد که در نهایت تو خود بخوان حدیث، مفصل از این مجمل! ذکر این نکته خالی از لطف نیست که به ادعای مسئولان سیما، تمامی فیلمهای شرکتکننده در بخش «سینمای معناگرا» جشنواره فیلم فجر به زودی از سیما به نمایش در خواهند آمد!!!
این روند نامیمون به اینجا ختم نمیشود، به این معنا که شبکههای سیما در رفتاری شتاب زده که حکایت از عدم تامل کافی در امور فرهنگی دارد، گاه به پخش و نمایش آثاری روی میآورند که در آن صریحا به دفاع از اندیشههای صهیونیسم جهانی پرداخته شده است. پخش چندین و چندباره «ارباب حلقهها» در سالجاری نمونه بارزی از این سیاست به شمار میآید. در خبرها آمده که در ایام عید، شبکه چهر سیما قصد نمایش فیلم «ماتریکس» را دارد.
در این خبر که با آب و تاب فراوان در خبرگزاریها به نقل از مسئولان سیما آمده است، کوچکترین اشارهای به این مطلب نشده که فیلم فوق به گفته صریح تمامی منتقدان سینما، فیلمی در جهت حمایت همهجانبه از آرمانهای صهیونیسم جهانی است. اینکه سیما با چه مجوز و براساس کدامین معیار اقدام به چنین کاری میکند، موضوعی است که جناب ضرغامی و سایر مدیران آن سازمان باید نسبت به آن پاسخگو باشند. ختم کلام آنکه در حالیکه به درخواست صریح شورای عالی انقلاب فرهنگی، پخش آثاری که به هر نحو به تضعیف باورهای دینی و ملی میانجامد و یا در جهت نمایش قدرت و حقانیت آمریکا و صهیونیسم جهانی به تصویر در آمده، ممنوع است، پیدا کنید پرتقال فروش را؟