حنیف غفاری
"رندی کانینگهام" نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا با دریافت 2/4 میلیون دلار رشوه دلالی بابت یک قرارداد تسلیحاتی بزرگترین رسوایی مالی کنگره آمریکا را به نام خود و جمهوریخواهان ثبت کرد. پس از استعفای دو تن از نمایندگان جمهوریخواه در طی ماههای اخیر این رسوایی ضربه مهلک دیگری را بر بدنه حزب حاکم کاخ سفید وارد کرده است.
ضربات سخت یکی پس از دیگری حیات سیاسی جمهوریخواهان در آمریکا را مورد تهدید قرار میدهند و از سویی دیگر نومحافظهکاران در فضای مرهوم و ایدهآلگرایانه خود مشغول تمرکز بر امور سایر کشورها و جریانهای دیگر در نظام بینالملل هستند.
"رندی کانینگهام" نماینده 64 ساله جمهوریخواه هم اکنون به حدود هشت سال زندان محکوم شده است. وی در انتظار لابی پشت پرده سوداگران سلاح در ایالات متحده آمریکاست تا هر چه زودتر از وضعیت فعلی رهایی یابد.
در سطح کلان سیاستگذاری آمریکا "کاندولیزا رایس" و "دیک چنی" از جمله افرادی هستند که در انعقاد قراردادهای کلان میلیتاریستی میان واشنگتن و مراکز تولید سلاح نقش دارند. هماکنون بسیاری از مقامات و شهروندان آمریکایی اطمینان دارند که جرم صاحبان تصمیمگیری در سیاست خارجی کاخ سفید کمتر از "رندی کانینگهام" نیست.
رسوایی "جوزف ویلسون"، استعفای "دیوید کی" از سمت سربازرسی تسلیحاتی آمریکا و هماکنون رسوایی "کانینگهام" دست به دست یکدیگر دادهاند تا فضای تاریک و مبهم به وجود آمده در حزب جمهوریخواه پس از سر کار آمدن بوش پسر به نقطه نابودی نزدیکتر شود. همزمان با این رسوایی، موضوع افشای دادن رشوه یک یهودی آمریکایی به گروه تبلیغاتی بوش هم ضربه دیگری را بر پیکره نومحافظهکاران آمریکایی وارد ساخته است.
این یهودی در هنگام انتخابات ریاست جمهوری توانست با دادن رشوه به بسیاری از نمایندگان مجلس نمایندگان و سنا، بزرگترین رسوایی مالی و سیاسی را در این کشور رقم بزند. بازتاب این رسوایی تا به آنجا است که خانم گیل نورتون وزیر کشور دولت بوش برای کاهش آثار منفی آن بر فضای سیاسی آمریکا مجبور به استعفا شد.
کلید واژه "رسوایی" پس از سال 2000 دامن بسیاری از اعضای حزب جمهوریخواه را گرفته است و اتصال حزبی معنی و مفهوم خود را از دست داده است. موضوع رسوایی اکنون کارنامه سیاه جمهوریخواهان در آمریکا را پررنگتر کرده است.
"بوش پدر"، "کالین پاول" و جمهوریخواهان سنتی هر لحظه فاصله بیشتری را نسبت به دیگر نومحافظهکاران حس میکنند. نظارت اعضای مرکزی جمهوریخواه بر افراد تعریف شده در داخل این حزب تنها در کاغذهای رسمی نمود دارد و در عالم واقع نواختن سازهای مختلف به سرگرمی روزمره اعضای حزب حاکم بر معادلات واشنگتن تبدیل شده است.
در چنین فضایی شکست جمهوریخواهان در آینده ای نه چندان دور قطعی به نظر میرسد. شکستی که گریبانگیر نومحافظهکاران و حتی جمهوریخواهان سنتی درون این حزب خواهد شد.