تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۶۹۲

«جامعه پرسشگر، نظام را پاسخگو می‌کند»
جمله فوق که ریشه در تعالیم دینی و تجربیات انسانی دارد، سه روز قبل توسط قوه قضائیه مطرح گردید. بیان این جمله نشان می‌دهد که ریشه تداوم بسیاری از مشکلات، توسط عالی‌ترین مقام قضایی شناسایی و او به فکر راه‌حل‌هایی برای آن است.
اگر امروز به دنبال شناسایی ریشه خلق برخی کمبودها، مفاسد و مشکلات مردم باشیم می‌توانیم دلایل متعددی ارائه کنیم، عقب‌ماندگی‌های مزمن، تسلط طولانی حکم‌فرمایان نالایق، مزاحمت‌های دشمنان و فرصت‌طلبی رقبا، ترجیح منویات شخصی بر منافع ملی توسط گروهی از صاحب‌نفوذان و تنبلی پاره‌ای از مدیران در مشخص کردن سهم هر یک از این عوامل در ایجاد و توسعه مشکلات نیز ممکن است اختلاف‌نظرهایی وجود داشته باشد، اما احتمالاً بسیاری از خوانندگان با نگارنده هم عقیده هستند که عامل ایجاد عقب‌ماندگی کشور و گرفتاری‌های مردم هر چه باشد، عامل تداوم آنها بیش از یک چیز نیست: نهادینه نشدن پرسشگری و پاسخگویی.
زیرا در جامعه‌ای که پرسشگری مستمر مردم، مسئولان را «پاسخگو» تربیت کرده باشد، قدرتمندان چاره‌ای جز تلاش هر چه بیشتر برای شناسایی ضعف‌های خویش و بر طرف کردن آنها ندارند.
امام علی(ع) که بسیاری از مسئولان ما، او را الگوی خویش معرفی می‌کنند، برای آن که هیچ کس خود را از خطا مصون نداند و نیز برای آن که کسی در طرح پرسش از حاکم، دچار لکنت نشود می‌گوید:
«من خود را از این که خطا کنم بالاتر نمی‌دانم»
قاعدتا نشانه پایبندی مسئولان علوی به این کلام آن است که مرتباً حق مردم برای پرسشگری و نقد را به آنها یادآوری کنند. این روشی بود که رهبر فقید انقلاب بر آن تأکید داشت، اما در سال‌های پس از رحلت ایشان، مورد بی‌توجهی برخی مقامات اجرایی قرار گرفت و حتی کار به جایی رسید که انتقاد از مقامات دولتی، به یک «تابو» تبدیل شد. خوشبختانه سیدمحمد خاتمی برای احیای بخشی از این دیدگاه – یعنی پرسشگری – تلاش وافری انجام داد اگر چه او در تکمیل این پروسه یعنی نهادینه کردن پاسخگویی، موفقیت زیادی به دست نیاورد.
از سوی دیگر با کمال تاسف باید گفت که آنچه خاتمی نهادینه کرده بود یعنی عادی شدن پرسش از مقامات عالیرتبه اکنون توسط کسانی و رسانه‌هایی تهدید می‌شود که در زمان حاکمیت اصلا‌ح‌طلبان بر دولت و مجلس، بیشترین بهره را از آن بردند.
جرایدی که انتقادات آنها به مجلس و دولت اصلاح‌طلبان، محدودیتی نداشت اکنون در روندی معکوس، نه تنها پرسشگری از رئیس‌جمهور را بر نمی‌تابند بلکه حتی اظهارنظری مخالف با آن چه توسط رئیس‌جمهور مطرح شده را با عباراتی غیرمناسب و عنداللزوم با اتهام‌افکنی پاسخ می‌دهند.
آنچه در هفته‌های اخیر و پس از دو اظهارنظر دکتر احمدی‌نژاد پیرامون موجودیت اسرائیل و داستان هولوکاست به وجود آمد، تنها در همین راستا قابل ارزیابی است.
کسانی که به منابع خبری خارجی دسترسی دارند می‌دانند که علیرغم برخی بهره‌‌برداری‌های تبلیغاتی در داخل و بهانه‌جویی‌های دشمنان ایران در خارج، بسیاری از مقامات کشورمان تلاش کردند که به نحوی این اظهارات را تأویل و تفسیر نمایند. اما حتی کسانی هم که تنها از طریق رسانه‌های داخلی تغذیه می‌شوند می‌دانند که سرنوشت این دو اظهارنظر به کجا انجامیده است.
توضیح مکرر برخی از مقامات دیپلماسی خارجی ایران و نمایندگان مجلس مبنی بر این که آنچه رئیس‌جمهور گفته، انکار هولوکاست نبوده بلکه تنها طرح دو پرسش در مورد آن بوده است و نیز بخشی از مصاحبه اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با مجله تایم مبنی بر این که «نمی‌دانم چرا بر روی این حرف احمدی‌نژاد – لزوم محو اسرائیل از نقشه زمین – متمرکز شده‌اید... او آن حرف را در یک سخنرانی گفت، آن را تعدیل کرد و توضیح داد که ما حل دموکراتیک این مشکل را خواستاریم(1). هرگونه توضیح اضافی را سالبه به انتفاء موضوع می‌کند.
اقدام برخی روزنامه‌ها که در هنگام انعکاس مصاحبه لاریجانی، این بخش از اظهارات او را سانسور کردند و یا خودداری آنها از انعکاس اظهاراتی که گویای تردید در اظهارنظر اولیه احمدی‌نژاد پیرامون داستان هولوکاست می‌باشد نیز تنها مصرفی کوتاه مدت دارد و شاید چند روزی بتوانند با استفاده از این موضوع، مخالفان را بنوازند و آنها را به مخالفت با مواضع انقلابی رئیس‌جمهور متهم کنند!
یکی از روزنامه‌هایی که روز چهارشنبه مصاحبه لاریجانی را با حذف بخش مربوط به تعدیل سخن احمدی‌نژاد پیرامون موجودیت اسرائیل چاپ کرده بود، در همان شماره سیدمحمد خاتمی را مورد نکوهش قرار داد.
این روزنامه با اشاره به «اعلام غیرواقعی بودن هولوکاست از سوی رئیس‌جمهور کشورمان» و این که به ادعای آن روزنامه «تمامی محققان برجسته غربی با ارائه اسناد غیرقابل انکار اثبات کرده‌اند که هولوکاست فقط یک افسانه است...» به سخنان خاتمی در اجلاس «اتحاد تمدن‌ها» اشاره کرده و نوشته است «تایید هولوکاست از جانب ایشان عجیب و باور نکردنی است».
این روزنامه در ادامه سرمقاله خود، به سراغ مهدی کروبی رفته و او را به خاطر این که در ملاقات با سفیر آلمان از «شکستن سکوت خود در مورد عملکرد خارجی احمدی‌نژاد» خبر داد، مورد نکوهش شدید قرار داده است.
اما آیا واقعا آنچه موجب اعتراض به خاتمی و کروبی شده، انکارناپذیر بودن سخن احمدی‌نژاد در مورد «افسانه هولوکاست» و اظهارات اهانت‌آمیز مرکل صدراعظم آلمان علیه ایران است که به ادعای آن روزنامه گفته است «جمهوری اسلامی ایران لیاقت ندارد که برنامه هسته‌ای ایران قابل تحمل باشد»؟!
اگر این چنین بود قاعدتاً این روزنامه باید در برابر اظهارات توجیه‌گرایانه بعضی مقامات نزدیک به احمدی‌نژاد - و حتی خود او  - که تلویحاً اظهار داشته‌اند موضوعات مطرح شده پیرامون هولوکاست، نه تکذیب آن بلکه طرح دو پرسش است نیز بر می‌آشفت و آنها را به خاطر زیر سوال بردن یک حقیقت محض مورد عتاب قرار می‌داد!
همچنین حق بود که به جای انتقاد از کروبی، به انتقاد از وزیر کشور دولت جمهوری اسلامی ایران می‌پرداخت که «در حاشیه کنفرانس مربوط به افغانستان در دوحه قطر از همتای آلمانی خود برای سفر به ایران دعوت کرده و آمادگی ایران را برای هرگونه همکاری نزدیک با آلمان در خصوص برگزاری رقابت‌های جام جهانی اعلام کرده است»(2)
اگر قرار بود کسی از عملکرد دولت ایران در برابر یک مقام آلمانی دفاع کند، کدام شخصیت مسئولیت بیشتری داشت: کروبی که منتقد سیاست‌های دولت است یا پورمحمدی که وزیر همین دولت است؟!
آیا روزنامه طرفدار دولت، تصور نمی‌کند که این عصبانیت در مواجهه با دو سیاستمدار شناخته شده و امتحان پس داده، بیشتر ناشی از اصرار عده‌ای از سیاستمداران ایرانی و رسانه‌های طرفدار آنها بر حاکمیت نوعی «تک‌صدایی» در عرصه سیاست داخلی و خارجی است؟
در تک صدایی مورد نظر، بیش از آن که ماهیت یک سیاست یا مفهوم واقعی یک سخن ارزش داشته باشد، گوینده سخن مورد توجه است و لذا اگر یک مقام رسمی ایرانی علیرغم اهانت صدراعظم آلمان به دولت ایران از وزیر کشور همان صدراعظم برای سفر به کشورمان دعوت کند بر او حرجی نیست، اما اگر یک سیاستمدار کهنه‌کار – که هم‌اکنون هیچ‌گونه مسئولیتی ندارد – در دیدار با دیپلمات‌ آلمانی بصورت سربسته از شروع انتقادات خود نسبت به دولت در آینده خبر دهد، مستحق هرگونه اهانت می‌باشد.
در فضایی که برخی همکاران مطبوعاتی ما مروج آن شده‌اند اگر کروبی بخواهد شبکه ماهواره‌ای راه بیاندازد، از خط امام خارج شده و در ردیف سایر صاحبان رسانه‌هایی قرار می‌گیرد که به ادعای این دوستان، هیچگونه ارزش و کارآیی ندارد اما اگر مصاحبه مفصل نماینده رئیس‌جمهور در شورای نظارت بر صدا و سیما با یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای - که لابد آن هم غیرمجاز است - به آن شبکه مشروعیت ببخشد، بلامانع است.
در فضای تک صدایی که همکاران ما در برخی روزنامه‌ها، پیرامون هولوکاست به راه انداخته‌اند، اظهارنظر منطقی خاتمی که به صراحت سوءاستفاده صهیونیست‌ها از موضوع هولوکاست را مورد انتقاد قرار می‌دهد، مستوجب توبیخ است اما اظهارنظر مکرر مقامات دولتی که به دنبال جرح و تعدیل اظهارات احمدی‌نژاد هستند، عین صواب است و باید در برابر آن سکوت کرد.
در این فضا، اگر یکی از اصلاح‌طلبان نحوه طرح موضوع اسرائیل توسط رئیس‌جمهور را مورد سوال قرار ‌دهد و نسبت به هزینه‌های برخی سخنان هشدار دهد، عامل صهیونیست‌ها خواهد بود اما تأکید لاریجانی برای این که «احمدی‌نژاد آن حرف را در یک سخنرانی گفت و سخن خود را در مورد اسرائیل تعدیل کرد...» را می‌توان با حذف این بخش از اظهارات – در هنگام چاپ در روزنامه – نادیده گرفت و از کنار آن با بزرگواری عبور کرد!
البته ما بر همکاران خود خرده نمی‌گیریم که چرا به گونه‌ای غیر از ما فکر می‌کنند، اما اگر قرار باشد که آنها بر تعقیب روش خود توسط همه سیاستمداران و رسانه‌ها اصرار کنند قطعاً این روش نیز هزینه‌هایی بر کشور تحمیل خواهد کرد در حالی که بعید است دستاورد چندانی برای مردم داشته باشد؛ همانطور که برخی سخنان مسئولان، بهانه‌هایی به دست مخالفان ایران داده اما توجیهات بعدی، نتوانسته است از هزینه‌ها بکاهد و تنها ثمره آن توجیهات، القای عدم ثبات مواضع سیاسی برخی سیاستمداران ایرانی و تلاش رسانه‌های وابسته به مخالفان ایران برای بی‌ثبات معرفی کردن سیاست‌های اصولی ایران می‌باشد.
در یک کلام، در «تک صدایی» مورد نظر بعضی دوستان ما هیچ خیری نیست؛ اما پرسشگری حتی اگر تا مرز تخطئه نیز پیش رود، به تعبیر رهبر فقید انقلاب، موجب پیشرفت است.