تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۷۱۹
اشاره: در مقاله حاضر نویسنده با نگاهی تحلیلی، جایگاه امامت در اسلام و عقیده شیعه و نقش آن در تداوم رسالت رسول خدا(ص) را مورد بررسی قرار داده است. با هم آن را می‌خوانیم:

ضرورت تعیین امام
شیعه معتقد است مرحله پس از رحلت پیامبر اکرم را مورد توجه قرار داده و امامت را در امتداد رسالت برای شرح و تفسیر و تبیین معارف اسلام مقرر داشته است و همان‌گونه که خداوند متعال وعده داده است قرآن را به عنوان مهم‌ترین منبع شریعت از زیادی و نقصان و تحریف حفاظت نماید، ضمانت اجرایی آن را در قالب نصب امام معصوم تضمین نموده است و پیامبر اکرم(ص) نیز در حدیث معتبر ثقلین فرموده است: «من در میان شما دو وزنه وزین به یادگار می‌گذارم، کتاب خدای عز و جل و عترم. آگاه باشید که این دو جانشینان پس از من هستند و هیچ‌گاه از هم جدا نشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»(1)
مقصود از عترت در حدیث، شخصیت حقوقی اهل بیت(ع) می‌باشد نه شخصیت حقیقی، زیرا شخصیت حقیقی عترت در دسترس مسلمانان نیست. بنابراین رجوع به امام به معنای رجوع به امامت، احکام و فرامینی است که از آن مقام صادر می‌شود. اعلام جدایی‌ناپذیری قرآن و عترت، خبری غیبی است که لازمه آن، بقای امام معصوم تا قیامت، عصمت امام، علم امام به معارف و حقایق قرآنی و همچنین اشتمال قرآن بر احکام و معارف ضروری و سودمند برای بشر و نیز مصونیت قرآن از گزند تحریف است.(2)
فلسفه ضمیمه‌شدن عترت به شریعت و کتاب آسمانی از سوی آورنده شریعت را می‌توان در عمیق بودن قرآن و نیازمندی شریعت به مفسر جستجو کرد، عمیق بودن قرآن و نیازمندی آن به تفسیر، معرفی اهل بیت(ع) را به عنوان کارشناسان و متخصصان شریعت، ضروری می‌سازد و ضمیمه‌شدن اهل بیت عنوان ثقل اصغر به ثقل اکبر در حدیث شریف ثقلین در همین راستا صورت گرفته است. بی‌توجهی به این مسئله و اعتقاد به «حسبنا کتاب‌الله» انحراف‌های زیانباری به وجود آورد که پیدایش اختلافات گوناگون مهمی و نزاع‌های سیاسی و جنگ‌های خونین از آن جمله است.(3)
اگر فضای حاکم بر زمان رحلت پیامبر و شرایط مسلمانان آن روز را مورد توجه قرار دهیم بدون تردید تعیین جانشین برای استمرار و تداوم اسلام نوپا بر رسول گرامی اسلام را لازم و ضروری خواهیم دانست.
بسیار جای تعجب است هنگامی که سخن از تعیین جانشین توسط ابوبکر و به میان می‌آید مخالفان ولایت امامان شیعه، زبان به تحسین می‌گشایند و عملکرد ابوبکر را در حفظ وحدت موثر می‌داند و آن را اقدامی در جهت جلوگیری از خلاء ولی امر و خطر فروپاشی جامعه تلقی می‌نمایند. اما چگونه است که این جماعت از این که پیامبر، جامعه نوپای اسلامی را در حساس‌ترین موقعیت با غفلت از تعیین خلیفه، بلاتکلیف رها کرده باشد شگفت‌زده نمی‌شدند؟! چرا ابوبکر و عمر و بنی‌امیه و بنی‌عباس از هیچ کوششی برای تعیین جانشین، دریغ نورزیدند؟ آیا بینش پیامبر و آینده‌نگری آن حضرت، به اندازه خلیفه اول و دوم نبود؟! آیا پیامبر اکرم به عنوان پایه‌گذار حکومت اسلامی، کمتر از دیگران برای اسلام و مصالح مسلمین، اهمیت قائل بود؟ پیامبری که هرگاه از مدینه خارج می‌شد برای خود جانشینی تعیین می‌کرد آیا سزاوار است به هنگام رحلت، جامعه اسلامی را بدون سرپرست رها کند؟!
مرجع تعیین امام
مرجع تعیین حاکم و امام چه کسی است؟ آیا با رای و نظر مسلمانان باید انتخاب شود یا از طریق منبع وحی به مردم معرفی می‌شود؟ از آنجا که وسعت معرفت بشر محدود است با شرایطی که برای امام بیان شد مرجع تعیین امام نباید در اختیار و قدرت بشر باشد زیرا نفوذ او به ماوراء طبیعت و دریافت حقایق واقعی و نیز شناشایی ویژگی عصمت امری ناممکن است بنابراین صلاحیت نصب امام و حاکم از حوزه سلطه بشر بیرون است. بشر جایزالخطا هر لحظه ممکن است خود را از هر گونه قانون و ضابطه رها سازد و قیدوبندها را بگسلد و به بیراهه برود. هر چند جامعه دارای ضوابط مشخصی باشد باز هم امکان سرکشی و طغیان انسان محتمل است به‌ویژه اگر جامعه‌ای نوپا و تازه مسلمان باشد و هنوز خود را از رسوبات اخلاقی، فرهنگی و قبیله‌گرایی دوره جاهلیت نجات نداده باشد و همچنان در رفتار و ذهنیت او احساس بازگشت به مرحله جاهلیت زنده باشد.
بنابراین شیعه معتقد است مرجع اختیار و انتخاب امام بیرون از حوزه سلطه‌بشر است بلکه مرجع آن خداوند است و زمام همه امور دنیا و آخرت و سرنوشت همه عالم در اختیار اوست. برخلاف اهل سنت که سلطه اهل حل و عقد را واسطه میان خدا و خلق می‌دانند. شیعه معتقد است سلطه اهل حل و عقد سلطه بشری است و چه بسا از جاده حق و حقیقت منحرف شود. از این‌رو خداوند رأساً امام را به واسطه پیغمبر(ص) معین و معرفی می‌نماید و اهل حل و عقد چون عصمت ندارند نقشی در این کار ندارند.(4)
امامت در قرآن
ما متعتقدیم تعیین جانشین به حکم عقل و وحی بر پیامبر اکرم ضروری بوده و آن حضرت نیز به ندای عقل وحی پاسخ گفته و به امر خدای متعال جانشین پس از خود را معرفی نموده است.
اندیشمندان شیعه برای اثبات امامت ائمه اطهار، از سه منبع بهره جسته‌اند: یکی از مهم‌ترین منابع، قرآن کریم می‌باشد که با آیات فراوانی این موضوع را به اثبات رسانده است.
روایات منقول از پیامبر گرامی اسلام دومین منبع برای استدلال به امامت می‌باشد و علمای شیعه همواره تلاش کرده‌اند دیدگاه‌های مذهبی- سیاسی خود را با تکیه بر دلایل روشن و قوی و متواتر در منابع حدیثی اهل سنت توضیح دهند. از این‌رو در مورد نظریه امامت به احادیثی استناد کرده‌اند که از طریق منابع اهل سنت نقل شده است. مهم‌ترین این احادیث عبارتند از: «حدیث دار یا نذار»، « حدیث منزلت»، «حدیث تقلین» و «حدیث غدیر» این احادیث از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده و تاکنون در باره آنها کتب فراوانی به رشته تحریر درآمده است.
سومین منبع برای ثبات امامت «عقل» است در این زمینه نیز دلایل مختلفی وجود دارد کتاب «شرح تجوید» تالیف مرحوم علامه حلی مثالی زدنی است.
به منظور جلوگیری از اطاله کلام از بررسی مسئله امامت از نگاه سنت و عقل چشم‌پوشی نموده و تنها به صورت اختصار به دلایل قرآنی امامت شیعه می‌پردازیم. شیعه معتقد است در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بر امامت مورد نظر شیعه تصریح نموده است. مهم‌ترین این آیات، آیه ولایت (مائده/55) آیه تطهیر، (احزاب/33) آیه اطاعت اولی‌الامر (نساء/59) و آیه مودت ذی‌القربی (شورا/2) است.
از میان آیات یاد شده آیه شریفه ولایت را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
خداوند متعال در این زمینه می‌فرماید: همانا ولی شما خدا و رسول او و کسانی هستند که در رکوع نماز، زکات و صدقه می‌دهند.(مائده/55)
از نظر شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت این آیه در مورد حضرت علی(ع) نازل شده است، در روایتی از ابوذر غفاری آمده است:
روزی نماز ظهر را با رسول خدا(ص) می‌خواندم. بعد از نماز فقیری در مسجد تقاضای کمک مالی کرد و هیچ کس چیزی به او نداد. سائل دستان خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا شاهد باش که در مسجد پیامبر تو تقاضای کمک نمودم اما کسی چیزی به من نداد. در این لحظه علی(ع) که در حال رکوع نماز بود با انگشت دست راست خود را از انگشتر در آن بود به سائل اشاره کرد و او نیز انگشتر را از انگشتر وی گرفت. پیامبر(ص) شاهد جریان واقعه بود، گفت: خدایا برادرم موسی از تو درخواست نمود که «رب اشرح لی صدری* ویسرلی امری* واحلل عقده من لسانی* یفقهوا قولی* واجعل لی وزیرا من اهلی* هرون اخی* اشدد به ازری* و اشرکه فی امری» (طه/25) و تو نیز خواسته او را اجابت کردی و گفتی «سنشد عضدک باخیک ونجعل لکما سلطانا»(قصص/35) خدایا من نیز پیامبر برگزیده تو هستم به من نیز شرح صدر بده و کار مرا نیز آسان کن و از خاندان من علی را بر من وزیر قرار بده و به وسیله او پشت مرا قوی گردان... همین که دعا پیامبر تمام شد، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت: این آیه را بخواند: «انما ولیکم الله و رسوله والذین ءامنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون»(5)
برخی از اهل سنت از جمله ابواسحق احمدالثعلبی نیز روایت ابوذر را تایید و نقل کرده‌اند، این روایت علاوه بر آن‌که شأن نزول آیه را بیان می‌کند، ولایت را در خدای متعال، پیامبر اکرم و کسی که در حال رکوع انگشتری خود را بخشیده است منحصر نموده و ولایت خدا و پیامبر(ص) و علی(ع) را در امتداد یکدیگر قرار داده است.
ابوالسحق ثعلبی در تفسیر خود می‌نویسد:
وقتی که پیامبر(ص) در غدیر خم، مردم را جمع کرد و دست علی را در دست گرفت و گفت: «من کنت مولاه «فعلی مولاه» این خبر در بلاد مختلف منتشر شد و به گوش حارث بن نعمان نیز رسید. وی سوار شتر شد و به نزد پیامبر(ص) آمد وقتی از شترش پیاده شد گفت: یا محمد ما را به شهادت بر خدا و پیامبر او امر کردی پذیرفتیم. گفتی پنج بار نماز بخوانیم. زکات بپردازیم. روزه بگیریم و حج انجام دهیم، پذیرفتیم. پس به همه اینها راضی نشدی و دست پسرعموی خودت را بلند کردی. او را بر ما برتری دادی و گفتی: «من کنت مولاه فعلی مولاه» آیا این سخن از جانب توست یا از طرف خدای عز و جل؟ پیامبر(ص) فرمود: قسم به خدایی که جز او خدایی نیست. این فرمان از طرف خداوند متعال است. آنگاه حارث بن نعمان که برای سوار شدن به سمت ناقه خود می‌رفت گفت: خدایا اگر آنچه محمد می‌گوید حق است پس سنگی از آسمان بر من بباران و یا بر من عذاب دردناک بفرست. هنوز به ناقه‌اش نرسیده بود که سنگی از آسمان به سرش خورد و از پایین بدن او بیرون آمد.(6)
از آنچه بیان شد روشن می‌شود که مقام ولایت امام علی(ع) و امام پس از آن حضرت، مقامی الهی است و با ابلاغ ولایت علی(ع) در غدیرخم و اتمام نعمت برای مسلمانان، خداوند از اسلام به عنوان آیین جاودانه اعلام رضایت نموده است. بنابراین رضایت به ولایت ائمه اطهار برای مسلمانان نیز امری لازم است.
تفاوت ماهیت امامت در اعتقاد شیعه با ماهیت خلافت در اعتقاد اهل سنت
امامت از نگاه شیعه دارای کارکردهای مختلفی است شناخت جایگاه امامت در نزد شیعه ملازم شناخت کارکردها و نقش امام در جامعه اسلامی است. نقش و تاثیر امام را می‌توان در سه رتبه تقسیم‌بندی کرد:
1-ولایت معنوی
ولایت معنوی مهمترین درجه و اوج مفهوم امامت است. براساس منابع دینی، ما معتقدیم هیچ زمانی از ولی خدا خالی نیست. و همواره یک انسان کامل که دارای مقامات و درجات عالی است و جود داشته و هیچ‌گاه جهان از حجت خدا بی‌بهره نبوده است زیرا عنایت و نعمت‌های الهی به برکت وجود او به بشر ارزانی می‌شود.
همان‌گونه که اعمال مردم بر پیامبر عرضه می‌شود، اعمال آنان در زمان حیات هر امامی بر آن امام نیز عرضه می‌شود و در حال حاضر نیز امام زمان(عج) نه تنها بر اعمال شیعیان بلکه بر اعمال همه مردم، حاضر و ناظر است و از عملکرد آنان غافل نیست.(7)
بنابراین مقام ولایت معنوی که شیعیان به آن معتقدند بالاتر از مقام علم و تقوای امام و نیز بالاتر از مسئولیت تفسیر احکام اسلام و نیز رهبری جامعه است.
2-مرجعیت دینی
با توجه به شرایط خاصی که در جامعه صدر اسلام حاکم بود، احکامی که در زمان حیات رسول گرامی اسلام(ص) صادر شده و بر زبانش جاری گردیده، در کتاب خدا و سنت پیغمبر به صورت مجمل آمده است. با تحولی که در شرایط زندگی مردم، پس از رحلت رسول اکرم«ص» پدید آمد، امام معصوم(ع) به عنوان شارح و مفسر احکام اسلام منصوب شده است تا به نوعی «خلا تشریع» جبران شود.(8)
مسئولیت جلوگیری از تحریف و زیاده و نفصان در شریعت اسلام از دیگر وظایف امام معصوم است که در راستای مرجعیت دینی تعریف می‌شود.
مرجعیت دینی مستلزم لوازمی است که مهم‌ترین آنها مقام عصمت است. تردیدی نیست که مفسر واقعی اسلام و کارشناس حقیقی باید از هرگونه خطایی مصون باشد؛ در غیر این صورت خطای او ممکن است به انحراف اسلام و مسلمانان منجر شود.
3-رهبری جامعه
نیازمندی جامعه به رهبر، امری بدیهی است و همگان به آن اذعان دارند. شیعه و اهل سنت نیز در این موضوع متفقند که پس از پیامبر اسلام«ص» جامعه به رهبر و پیشوا نیاز دارد اما اختلاف شیعه و اهل سنت در مورد انتصاب امام علی(ع) به جانشینی پیامبر اکرم«ص» می‌باشد. از نگاه شیعه، رهبری جامعه یکی از شئون امامت است و ماهیت امام معصوم در مسئولیت سیاسی و رهبری، خلاصه نمی‌شود؛ بلکه این مقام از فروع مسئولیت‌های امام می‌باشد. بنابراین مسئولیت سیاسی امام نقشی در تکوین ماهیت امامت ندارد، چرا که ممکن است عوامل غیر ارادی امام را از پرداختن به امور سیاسی و مملکت‌داری باز دارد، این در حالی است که از نظر اهل سنت مسئولیت سیاسی و اجتماعی برای خلیفه نقش دیگری قائل نیستند.
اشتباه بزرگی که بسیاری مرتکب شده‌اند این است که امامت را به معنای حکومت دانسته‌اند در صورتی که با توضیحاتی که داده شد، روشن شد حکومت و رهبری یکی از مراتب و شئون فرعی امامت است(9) از نگاه شیعه امامت، استمرار وظیفه نبوت-منهای وحی- نسبت اسلام و امت اسلامی است. و مهم‌ترین مسئولیت امام حفظ اسلام از تحریف و نیز شرح و تبیین احکام و آموزه‌های اسلام است و تشکیل حکومت، مسئولیت فرعی به شمار می‌آید و عدم اختیار امام در ایفای این نقش تاثیری بر مسئولیت امام در برابر اسلام و امت ندارد.
اما اصلی‌ترین وظیفه خلیفه، نظم و اداره جامعه سیاسی با تشکیل حکمت است و مشروعیت خلیفه به ادامه حکومت و سلطه سیاسی وی بستگی دارد و چنانچه آن را از دست بدهد مشروعیت و نقش خود را در جامعه و دولت از دست بدهد مشروعیت و نقش خود را در جامعه و دولت از دست می‌دهد و لقب خلیفه نیز از او سلب می‌شود.(10)[مرکز فرهنگ و معارف قرآن]