هر چند آتش خشم و خروش مسلمانان سراسر جهان در پی هر اقدام کینهتوزانه دشمنان و معاندان دین نسبت به مقدسات، شعلهور میشود اما چون برخی دولتهای اسلامی در این مواقع حساس، اقدامات موثری را به عمل نمیآورند شاهدیم که هر از چندگاهی، تئوریسینهای صهیونیسم بینالملل و زمانی که شرایط را مناسب تشخیص میدهند تا بهرهبرداریهای تبلیغاتی و سیاسی به عمل آورند، قضیهای همچون رویداد اخیر یعنی انتشار کاریکاتورهای توهینآمیز به ساحت آسمانی پیامبر عظیمالشان اسلام را در دستور کار خود قرار میدهند. دستگاههای سیاستگذار جهان غرب در سالی که گذشت با شکستهای سیاسی و روانی عدیدهای مواجه شدند از جمله در کشورهای آمریکای لاتین و انتخابات عراق و مصر و لبنان و فلسطین بر این مبنا برای انحراف افکار عمومی جهان اسلام از این پیروزیها که بیتردید همگی خط بطلانی بر سیاستهای زیادهخواهانه و موذیانه سران کاخ سفید و لندن بودهاند، چنین سناریویی را به اجرا گذاشتند.
به نظر میرسد این بار که حقیقتاً عمق توهین به مقدسات اسلامی بسیار فراتر از اقدامات مشابه قبلی است دولتهای اسلامی در خیزش عظیم و با اتحاد اقدامات اساسی به مرحله اجرا گذارند تا دیگر هیچ دولت و یا محفل وابستهای به صهیونیستها جرات انجام چنین اعمال سخیف و اهانتباری را به خود ندهد.
یکی از این اقدامات میتوانست این باشد که کلیه سران کشورهای اسلامی در یک نقطه از جهان اسلام به نحوی اضطراری جمع شوند و تصمیماتی را اتخاذ کنند که بیشک برد تبلیغاتی و رسانهای آن بسیار زیاد خواهد بود. مثلاً یکی از این تصمیمات این باشد که هیچ کشور اسلامی از این پس الی الابد از دانمارک هیچ محصولی را وارد نکند. حتی اگر دانمارکیها عذرخواهی کنند و از مواضع خود عقبنشینی کنند. تا ابد اقتصادی دانمارک باید به واسطه این اقدام سخیف تمام بازارهای جهان اسلام را کاملا از دست بدهد و واقعاً هیچ مسلمانی از این تاریخ به بعد محصولی دانمارکی نه بخرد و نه استفاده کند و نه بفروشد و نه قراردادی با شرکتها و صنابع دانمارکی داشته باشد.
اگر در همان سال 1367 که کتاب ضاله سلمان رشدی منتشر شده بود، در کنار ملتهای مسلمان، دول اسلامی هم یکپارچه به پا میخاستند، همان فرد خائن یعنی سلمان رشدی جرات نمیکرد مجدداً جسارت و حرکتشکتی را به جهان اسلام روا دارد.
سلمان رشدی واجب القتل در اوایل امسال، کتابی منتشر کردبه نام "شالیماردلقک" (2005) که در آن اسلام دینی ترویستپرور معرفی شده است. وی در یکی از فرازهای این کتاب ضاله خود مدعی شده است: اصرار اسلام به اینکه متن قرآن مصون از اشتباه است، گفتگوی کارشناسی در این مورد را ناممکن ساخته است. دین اسلام نیاز به اصلاحاتی جدید دارد تا وارد عصر مدرن شود. سلمان رشدی همچنین گفته است اگر به قرآن به عنوان سندی تاریخی نگریسته شود آنگاه مشروعیت مییابد.[!!] و میتوان آن را تفسیر کرد و با عصر و موفقیتهای دوره جدید هماهنگ کرد.
گفتنی است کتاب "شالیمار دلقل" به داستانی اشاره دارد که یک به اصطلاح روحانی تندرو پسر نوجوان مسلمانی را در کشمیر به یک تروریست بمبگذار مبدل میکند و این یعنی این که آموزههای دینی اسلام و تلاوت قرآن، به گونهای هستند که در تربیت یک نوجوان اثرگذار بوده و میتوانند او را به یک تروریست حرفهای که حاضر است از جان خود هم بگذرد تبدیل سازند.