تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۷۵۷۵۸

یحیی تدین
1- در هشتم مهرماه سال 84 مصادف با 30 سپتامبر سال 1985 تعداد 12 کاریکاتور موهن و مستهجن از شمایل پیامبر مقدس اسلام در روزنامه دانمارکی یولندز - پستن(1) به چای می‌رسد. نام این روزنامه دانمارکی که از تیراژ نسبتاً خوبی برخوردار است در فاصله چند ماه تیتر یک اخبار جهان می‌شود و وقایع مربوط به عملکرد این روزنامه در هسته مرکزی خبرگزاری‌های جهان قرار می‌گیرد و تیراژ روزنامه به مراتب بیشتر از قبل سیر صعودی می‌یابد، علت هم مشخص است همه مردم جهان کنجکاو شده‌اند تا بدانند موضوع چیست و می‌خواهند درباره کاریکاتوریست‌هایی که چنین آتشی بپا کرده‌اند بیشتر بدانند. و این موضوع پس از آن اوج می‌گیرد که سایر مسلمانان دنیا هم پا به میدان تظاهرات می‌گذارند و به این وسیله به حرکت ناشایست کارتونیست‌های دانمارکی عکس‌المعل نشان می‌دهند. سایت هنری هادیتونز که به معرفی اخبار مربوط به دنیای کارتون می‌پردازد اولین رسانه خبری ایران بود که هم زمان با دانمارک و زودتر از هر رسانه‌ای در خاورمیانه به انعکاس اخیار مربوط به این واقعه پرداخت، گردانندگان سایت به خوبی حدس زده بودند که مسئله در اینجا تمام نخواهد شد. این سایت هنری در تاریخ 26 مهرماه 84 بلافاصله خبر زیر را مخابره کرد: در تاریخ 30 ام سپتامبر روزنامه "جولاند - پستن(2) کارتونی از حضرت محمد(ص) به چاپ رساند. این عمل بعد از آن اتفاق افتاد که نویسنده‌ای ادعا کرده بود هیچکس حاضر نیست کتاب او را که کتابی بود در مورد زندگی حضرت محمد(ص) تصویرسازی کند.
نویسنده شکایت کرده بود که آنها از مسلمانان تندور می‌ترسند که مبادا تصاویر را به عنوان توهین به مقدسات تفسیر کنند. در مقابل این شکوائیه 12 تصویرساز با ارسال 12 اثر به این ادعای او پاسخ دادند...
روزنامه معروف دانمارکی که تاکنون پیغام‌های تهدیدآمیز بسیاری را پس از انتشار این کارتون دریافت کرده و می‌گوید: "هیچ جای عذرخواهی نیست"، روزنامه گاردین از قول این روزنامه می‌نویسد: "عذرخواهی ما مخالف آزادی بیان است." هفته گذشته امام مسجد دانمارک نیز ضمن انتقاد از روزنامه‌ها گفت: "این نوع آزادی برای ما بی‌ارزش است. مسلمانان هرگز این گونه، حقارت‌ها را به اسم آزادی نمی‌پذیرند." و ادامه داد: "ما از شما می‌خواهیم که عذرخواهی کنید."
لازم به ذکر است حدود 150000 مسلمان در کشور دانمارک زندگی می‌کنند.
علیرغم تظاهرات مسلمانان دانمارک سردبیر روزنامه با تکیه بر مقوله آزادی بیان از عملکرد خود دفاع می‌کند و زیر بار عذرخواهی نمی‌رود او اعتقاد دارد عذرخواهی از مسلمانان نقض آزادی بیان است. در حالیکه بیش از یکماه از وقوع ماجرا گذشته است هنوز هیچ روزنامه رسمی ایرانی حتی اشاره‌ای هم به تظاهرات ندارد سایت‌ هادیتونز بار دیگر اطلاع‌رسانی می‌کند. با تیتر: "تهدید به مرگ برای دو کارتونیست دانمارکی دومین گزارش خود را به شرح زیر منتشر می‌کند(3)
گزارش‌ها حاکی از آن است که ناآرامی مسلمانان دانمارک به خاطر چاپ کارتون‌های مستهجن بر علیه پیامبر اسلام هنوز ادامه دارد. دو کارتونیست تهدید به مرگ شده‌اند که اسامی آنها به لحاظ مسایل امنیتی منتشر نشده است. آشوب از زمانی آغاز شده است که 12 کارتون از پیامبر اسلام در روزنامه محافظه‌کار دانمارکی به نام Jyllands-posten "یولندز پستن" آنها را در شهر "کپنهاک" به چاپ رسانید.
در واکنش به اعتراضات خشونت‌آمیز مسلمانان و تهدید به تقل دو کارتونیست سازمان جهانی آزادی مطبوعات موسوم به freedom organisation worldwide press می‌گوید: "این غیرقابل باور است که کسی بتوانند برعلیه دو کارتونیست دانمارکی واژه "تهدید به مرگ" را بکار برد. دانمارک کشوری است که بالاترین مسئولیت را برای حفظ آزادی مطبوعات در جهان از خود نشان داده است.
سردبیر روزنامه آقای "کارستن یوسته" carsten Juste در تاریخ 12 october از پلیس خواست تا از کارتونیست‌هایی که با او همکاری کرده‌اند مراقبت شود این درخواست زمانی اتفاق افتاد که او تهدیداتی را چه بصورت نامه و تلفن دریافت کرده بود. در حال حاضر او دو کارتونیست که بیشتر از همه مورد تهدید قرار گرفته‌اند خواسته شده تا اطلاع ثانوی مخفی شوند."
انتشار این خبر هم هیچ واکنشی در رسانه‌های ایرانی ایجاد نمی‌کند اوضاع هنوز آرام است. دانشگاه الازهر از سوی بالاترین مقام مذهبی خود طی نامه‌ای به سازمان ملل و یونسکو خشم خود را ابراز می‌دارد ولی باز هم خبری از عذرخواهی رسمی نیست و سازمان فرهنگی یونسکو هم اقدام قابل توجهی انجام نمی‌دهد.
دیدگاهی که در اروپا دنبال می‌شود دفاع از آزادی بیان است. این حربه‌ای است که دولت دانمارک در مقابل مخالفین خود از آن سود می‌برد به نظر آنها آزادی بیان بالاتر از آن است که بخواهیم با ایجاد چنین هیاهویی آنرا به مخاطره بیندازیم و اشاره می‌کنند که در قانون دانمارک مطبوعات آزادند حتی مطالب کفرآمیز منتشر کنند. محدوده آزادی بیان تعریف نشده است آزادی بیان آنقدر مورد قبول است که هر نوع انتقادی به حریم آزادی را نیز جنگ با آزادی بیان تلقی می‌کنند و بلافاصله در مقابل آن واکنش نشان می‌دهند، به این خاطر علی‌رغم آنکه توهینی بزرگ به مقدسات اقلیت مسلمان آن کشور صورت گرفته ولی هیچ مقام رسمی حاضر به عذرخواهی نیست، از نگاه متصدیان امور سیاسی و فرهنگی با توجه به پیشینه دموکراسی و تغییراتی که از بعد از رنسانس در اغلب کشورهای اروپایی رخ داده چیزی به نام "مقدس" وجود ندارد. همه جیز می‌تواند مورد نقد قرار بگیرد روشنفکران آزادند مطالبی بنویسند که با موازین روحانی کلیسا در تضاد است فلاسفه آزادند به تبلیغ ماده‌گرایی بپردازند و با فلاسفه الهی به جدال برخیزند. کتاب‌ها آزادند آنچه که از نظر نویسنده جالب است را ثبت کنند و ناشرین نیز در صورت تمایل منتشر کنند و هیچ سانسوری از طرف مقامات رسمی و دولتی اعمال نمی‌شود. حقوق ادبی و حد ومرز آزادی بیان را تنها وجدان نویسنده‌ها و مولفین تعیین می‌کنند. آنها نه فقط آزادندتا با اعتقادات و مقدسات اقلیت‌ها به چالش درآیند بلکه اعتقادات اکثریت مردم را نیز مورد نقد قرار می‌دهند و کسی هم حق ندارد آنها را مورد بازخواست قرار دهد، تنها شیوه مبارزه با آنان همان مقابله فرهنگی است یعنی اظهارنظر و نوشتن درباره همه آن چیزی که فکر می‌کنید هنرمند، نویسنده یا متفکر دیگری به خاطر بیان کرده است و با نقطه‌نظر شما یکسان نیست، تنها راهی که آنان به آن اعتقاد دارند استفاده از علم کلان و منطق است که آنرا در مقابل نویسنده یا صاحب تفکری دیگری کار می‌برند، تهدید و ارعاب حتی بصورت غیرمستقیم قابل پیگیری است و این فرهنگی است که از سالهای دور در کشورهای اروپایی بخصوص کشورهای حوزه اسکاندیناوی با ضریبی بالا جریان داشته است و لذا بی‌دلیل نیست که حتی اظهار ندامت و یک عذرخواهی ساده از مسلمانان نیز خود به معضلی بزرگ تبدیل شده است.
با این حال مسئولین دانمارکی عذرخواهی را حق کارتونبست‌ها می‌دانند نه حق مسئولین سیاسی و فرهنگی کشور، از نظر آنها جرمی اتفاق نیفتاده که موجب عذرخواهی باشد ولی اگر خود کارتونیست‌ها مایل باشند می‌توانند انجام دهند این موضوعی است که به خودشان مربوط می‌شود.
2-موضوع کارتون‌ها به موضوعی جهانی تبدیل شده است چندین سفارتخانه اروپایی در گوشه و کنار جهان به آتش کشیده شده‌اند و مبارزه برای به زانو درآوردن دولت دانمارک تبدیل به مناقشه‌ای با کل دولت‌های اروپایی شده است.
حالا دیگر همه روزنامه‌های ایران در این باره مطلب می‌نویسند و تحلیل ارایه می‌کنند ولی آیا این ماجراها می‌تواند ما را به اهمیت تحلیلی همه‌جانبه در رابطه با دیدگاه‌های فرهنگ مدرن و سنتی جلب کند؟ آیا این همان موضوعی نیست که بعضی از روشنفکران دینی و غیردینی ما با عنوان گفتگوی تمدنها از مدتها قبل تلاش می‌کردند خود را پرچمدار چنین تفکری معرفی کنند؟
وقتی گفته می‌شود آنچه اصل است فقط گفته من است و اگر نپذیرید مرتکب جرم شده‌اید مسلماً انسان دیگر ماهیت اصلی خودش یعنی آزادی انتخاب را فراموش می‌کند و در صورت عدم تمکین نیز با مشکلات زیاددی روبرو خواهد شد که ناخودآگاه ما را به یاد دادگاه‌های انکیزاسیون قرون وسطی می‌اندازد، آنچه مسلم است اصل نپذیرفتن عقاید دیگران در جایی که با عقل جور در نمی‌آید باید جزو اولین آموزه‌های رفتاری ما باشد همان چیزی که به ما آموخته است.: "فقط زمانی که بهترین را برگزیده‌اند آنرا به عمل درآورید." یا به قولی دیگر تنها چیزی را بپذیرید که بتوانید به روشنی از آن دفاع کنید.
3-کاریکاتورهای موهن دانمارکی‌ها هم براساس همین آموزه قابل سرزنش است اینکه چیزی را به تصویر در آورده‌اند که درست یا آنرا نمی‌توانند به اثبات برسانند، زندگی پیامبر اسلام و تعلیمات او اگر بدون غرض‌ورزی مورد مطالعه قرار بگیرد همه نظام از خیر و برکت دارد و پر از نصایح و تعالیم انسانی است. همه مستندات تاریخی هم گواهی می‌دهند که در زمان رهبری پیامبر اسلام و یاران او مردم عربستان در نیک‌بختی بسر می‌بردند، در کلام محمد(ص) همیشه پیام صلح و دوستی و محبت موج می‌زند و حتی در ساده‌ترین برخوردهای خود با مردم عادی نیز با اخلاقی نیکو به آنان درس زندگی می‌دهد، به شهادت تاریخ کسی در سلام کردن بر پیامبر پیشی نگرفت، از متاع دنیا فقط در حدی بهره می‌برد که نیازش را برآورده کند، مردم گناهکار را می‌بخشید و بیشتر از همه با تنگدستان معاشرت می‌کرد، تعلیمات دینی حتی در زمان جنگ وقتی اعلام می‌کند درخت‌ها را آسیب نزنید با کودکان و زنان و مردمان پیر با احترام رفتار کنید، مجروحان را نکشید بلکه به آنها آب و غذا و دارو برسانید احتیاج به بازگویی مجدد ندارد حالا با این فرض که همه مستندات آن هم وجود دارد چگونه می‌شود او را در هیئت شخصیتی به تصویر درآورد که بمبی را به جای عمامه بر سر گذارده است؟
به راستی این توهین بزرگ را چگونه می‌شود توجیه گرد؟ روشن است که کارتونیست‌ها تحت تاثیر دعوت سردبیر و بدتر از آن منطق غلط نویسنده دانمارکی قرار داشته‌اند تا استقلال رای و تعقل خود، حرکتی صددرصد بچه‌گانه و از روی احساسات، و این نوع نگاه متاسفانه تاثیر غلط خود را نیز بر حرکت جمعی آنان با همین پیش زمینه بیمارگونه توسعه داده است. آنها برای حمایت از نویسنده‌ای که به غلط گفته است من از مسلمانان می‌ترسم تا تصویر محمد(ص) را به صفحات کتاب بیفزایم در مسیری خطرناک پا گذاردند و دانسته یا ندانسته به آتشی که بوی توطئه می‌دهد دامن زدند.
اگر چه این گفته نویسنده از انگاره‌های غلط او تاثیر می‌گیرد و قابل اثبات نیست ولی تازه اگر آن را هم به فرض بپذیریم که مسلمانان دوست ندارند چهره پیامبرشان را کسی تصویرگری کند، این چه ربطی دارد که حالا که خواسته‌اند سنت‌شکنی کنند می‌آیند و تصاویر مستهجن و آنچنانی می‌کشند؟
تصاویر بسیاری از محمد(ص) و یارانش وجود دارد. کسی هم آنرا ممنوع نکرده است. مسلماً این تصاویر و در طول قرن‌ها کشیده شده است و در بسیاری از مواقع شباهتی نیز به هم ندارند و هر هنرمندی از ظن خود آنها را ترسیم کرده است، آنگونه که با روحیاتش نزدیک بوده و شاید در رویاهایش دیده است. باید اضافه کرد که در اکثر این تصاویر که بعضی از آنان نیز توسط هنرمندان اروپایی کشیده شده چهره محمد(ص) در نهایت زیبایی و وقار و احترام خلق شده است و انصافاً در مقایسه با تصاویری که از عیسی مسیح(ع) و سایر پیامبران وجود دارد چیزی کم نگذارده‌اند. به طور مثال تصویری که در اواخر قرن 19 از ورود حضرت محمد(ص) به مکه توسط "آندرپیاس مولر" Anderas Muiler کشیده شده می‌بینیم ورود پیامبر با شکوه و جلال فراوان تشریح می‌شود. او در بالای تابلو سوار بر شتری نشسته در حالی که دستهایش را به سبک همه پیامبران با اقتدار رو به اهالی مکه بلند کرده است و مردم نیز ورود او را نظاره می‌کنند، این تابلو هم اکنون در گالری ماکسیمیلانیومن در مونیخ برای تماشای عموم مردم آزاد است و همه دوستداران هنر نیز می‌توانند بروند و از نزدیک آنرا مشاهده کنند.(6) از این نمونه تابلوها هنرمندان ایرانی و مسلمان نیز خلق کرده‌اند که شامل معصومین نیز می‌شود: مثل تصویر امام علی(ع) و حسنین و قنبر و سلمان با یک فرشته که در شاهزاده ابراهیم کاشان موجود است وحدود 300 سال است که قدمت دارد.(7)
4- من خود را بی‌نیاز می‌بینم که مثال‌های بیشتری در این زمینه بزنم و به همین اندازه اکتقا می‌کنم اما در مورد کارتونیست‌های دانمارکی متاسفانه باید بگویم آنچه بیشتر جلب توجه می‌کند مبتذل ‌بودن ایده‌های آثار این کارتونیست‌ها است چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ تکنیک، باید قبول کنیم این گروه در اصل افرادی بوده‌اند که در عطش هنردمند شدن و به شهرت رسیدن می‌سوخته‌اند بدون آنکه جوهر این کار در آنان وجود داشته باشد.
مسلماً در هر حرفه‌ای یکسری اصول باید رعایت شود هر صنفی برای خودش یکسری قواعد دارد که حتی بعضی از آنها نانوشته است مثلاً در محدوده کاریکاتور اگر از کارهای دیگران به نام خودمان کپی‌برداری کنیم به کار زشتی دست زده‌ایم یا ما حق نداریم برای ترسیم کاریکاتور حتی به نقاط ضعف فیزیکی پرسوناژهایمان اشاره کنیم. پرداختن به نقض عضو دیگران زیبا نیست و خندیدین به آن نیز به فصد تمسخر از آیین جوانمردی به دور است هرچند در قالب کاریکاتور قرار بگیرد. باید توجه داشت کاراکتر مورد نظر ما اگر بطور مثال کور است نباید از نقیصه فوق برای خندانیدن دیگران استفاده کرد یا اگر کاراکتر ما چهره‌ای زشت داشته باشد نباید از این حربه برای تضعیف عملکردهای خوب او استفاده کنیم، کاریکاتوریست خوب بیشتر از هر چیزی به عمکردهای افراد اشاره دارد ، لذا در این رهگذر دستمایه قرار دادن اعتقادات سایر اقوام و ادیان و حتی ترسیم لباس‌های سنتی آنان بصورت موهن نیز کاری ناپسند است حالا سوال این است کاریکاتوریست‌های دانمارکی به کدام یک از این اصول پای‌بند بوده‌اند؟
5-متاسفانه پس از ماجرای 11 سپتامبر و انهدام برج‌های دو قلو در نیویورک نوعی کج‌فهمی در بیان دیدگاهها رخنه کرده است و نوعی بحران هویت را در برخورد با فرهنگ‌ها به موازات آن ترویج کرده است، مسلماً در کشورهای غربی نیز افراد روشنفکر و متفکری وجود دارد که بااحترام به عقاید و سنن دیگران به تحلیل و نقد عملکردهای تاریخی جوامع پرداخته‌اند و یا می‌پردازند. بطور مثال افرادی مثل آقای هانری کربن(6) فرانسوی که حتی وصیت می‌کند تا آرامگاه او را در کنار تربت پاک شاعران بزرگ ایران به خاک بسپارند و یا در رابطه با نزدیکی فرهنگ‌ها چندی پیش صحبت از آن بود که اشعار مولانا شاعر پرآوازه ایرانی با تیراژی بالا در آمریکا ترجمه و منتشر شده است، اما متاسفانه این کج‌فهمی فرهنگ دیگران پس از ماجرای مخوف بن لادن به اوج خود رسید و باز متاسفانه ما شاهد بودیم که برخی از مسلمانان از این واقعه تاسف‌بار به نیکی یاد کردند و بجای همدردی و ابراز محبت از این واقعه تاسف‌بار به نیکی یاد کردند و بجای همدردی و ابزار محبت با خانواده کشته‌شدگان البته نه اینکه قهقه‌مستانه زدند، لیکن با لبخندی شیطنت‌آمیز به سلاطین غرب تیزی دندان‌های برنده خود را به نمایش گذاردند. کار به جایی رسیده بود که حتی برخی از متفکران آمریکایی نیز همچون "چامسکی" با سخنان مغلطه‌آمیز و افراطی خود، آتش‌افروز معرکه شدند.
شاید یکی از اشکالات بروز چنین تفکرات و اعمالی نه پرداختن به موضوع به روش هگلی(7) آن یعنی تقبیح نفس عمل به هر دلیل بلکه وارد شدن به بحث‌های حاشیه‌ای و نقد حادثه از نگاه مقوله تحلیلهایی با دیدگاه هگلی‌های چپگرا مانند فوترباخ، مارکس و انگلس است اینکه ما باید بگردیم تا ببنیم ریشه انفجار و در کجاست و درست از همین نقطه است که کاسه زمان بر خلاف جهت ما و آنچه به نفع کشورهای حاشیه‌ای و مسلمان است خالی می‌شود، ما با هویت جهان سومی خود بجای محکوم کردن تمام عیار آدم‌کشی و تقبیح جنایتی که رخ داده هنوز هم به دنبال علت و تشریح ماجرا از نگاه اعتقادی خود هستیم چیزی که علی‌رغم ظاهر خوش رنگ و لعاب خود به طریقی اولی و فلسفی می‌تواندبه عنوان توجیه جنایت آویزه دست سیاستمداران غربی قرار بگیرد بی خبر از آنکه از تحقیق و تحلیل خشک و خالی نیز ره به جایی نمی‌بریم.
جهان امروز دیگر تشنه آسمان ریسمان کردن‌های چندهزار صفحه‌ای نیست انسان مدرن می‌خواهد در یک جمله موضعش را مشخص کند چون عقربه‌های زمان عصر امروز به مراتب سریع‌تر از قرون گذشته قلمرو تاریخ را طی می‌کند و نگاه به مسائل در قیاس با تفسیر ماجراها از زبان الکساندر دوما و «لئون تولستوی» هیچگونه سنخیتی ندارد.
این آتش انتقام که اکنون در جوامع مسلمان آسیایی و آفریقایی به سوی آسمان فوران کرده است را باید اندیشمندان به تحلیلی بنشینند ، اشاره سخنم بیشتر به محافل «پوپری»(8) ایران است آنها که می‌خواهند همه چیز در نهایت صبر و حوصله با تعامل و گفت‌وگوی صلح‌آمیز حل شود، آنان که هنوز در تفسیر شاه بیت شعر سعدی که گفت:
بنی آدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند
به پرداخت‌های ایدئولوژیک متوسل می‌شوند و زبان ساده او را به هزار پیچ قصه‌های «بورخس» هدایت می‌کنند. دوستان عزیز به سخن بیایند و بگویی ماجراها را چگونه باید به سر منزل اصلی ره نمود. ارائه راهکار مناسب در شرایط مناسب کوچکترین درسی است که می‌توانیم از برداشت‌های رادیکال در کنار واقعیت‌های ملموس اطراف خود بگیریم و به دوستداران صلح و آرامش نثار کنیم و ما اکنون بیشتر از هر زمان دیگر به ارتباط با دنیای آزاد نیازمندیم و نیازمند گفت وگویی رو در رو با آنها در باره تمام دیدگاه‌های اعتقادی خود بدون هرگونه پرده‌پوشی...