اسماعیل همدانلو
با افزایش بهای نفت در دهه 50 شمسی هم تورم و هم واردات محصولات خارجی افزایش یافت. در دهه اخیر نیز که قیمت نفت افزایش بیسابقهای پیدا کرده بازار داخل به اسارت و اشغال محصولات ریز و درشت سایر کشورها در آمده است نگاهی گذرا به ویترین فروشگاهها چنین مینماید که ایران به عضویت سازمان تجارت جهانی در آمده و موانع تعرفهای برای ورود کالاهای وارداتی برداشته شده است از سیر و سنجد و سماق گرفته تا کبریت و میخ و سیخ خارجی است. اگر چه این امر محاسنی هم دارد و تولید کننده داخلی را به کاهش هزینه و افزایش کیفیت و تولید رقابتی میتواند سوق دهد ولی بیکاری ناشی از توسعه واردات میتوان در معضلاتی را نیز در پی داشته باشد به بیان دیگر افزایش قیمت نفت و درآمدهای حاصله، جامعه مصرف مناسبی برای تولیدات سایر کشورها ایجاد کرده است. نباید فراموش کرد ماقبل از این که مصرف کننده فرآوردههای مادی سیر کشورها باشیم مصرف کننده فرآوردههای فکری آنان نیز شدهایم و به خاطر عدم تطبیق فرم و محتوای زندگی ما به آنها اغلب تحلیلها و پیشبینیهای علمی ما درست در نمیآید. مادام که ما تغییر نکردهایم زندگی ما تغییر نخواهد کرد. مطالعه پنجاه ساله توسعه نشان میدهد که توسعه در سرمایهگذاریها و تکتولوژی در افزایش صادرات و رشد و درآمد و گسترش صنعت خلاصه نمیشود. بلکه مهمترین رکن توسعه، توسعه در افکار و عقاید و بینش مردم و توسعه در فرهنگ و سطح آموزش، و نوع نگرش و میزان پذیرش سیستم و نظم و نظام اجتماعی و علاقه و میل به پیشرفت و خلاقیت و پسانداز است. بنابراین بیشترین تلاش و سرمایه باید صرف آموزش و افزایش کمال و دانایی و بینش و نگرش افراد جامعه گردد. آنچه مسلم است به رغم تلاش مسوولان هنوز آموزشهای مقاطع مختلف تحصیلی ما اغلب نه تنها خلاقیتساز نیست بلکه خستهکننده هم هست. جامعه علاقمند به توسعه شدیداً محتاج نهادهای پایدار است تا مسایل را به صورت عام و غیرسلیقهای درآورد و تصمیمات غیرسیاسی گردد. هنوز که هنوز است مشکلیابی در فرهنگ ما جایگاه پیدا نکرده است فرهنگ ما طوری شکل گرفته که پس از اتفاق و بروز دشواری به فکر برخورد با اتفاق و مشکل میافتیم و لذا اغلب از حال و آینده غافل میمانیم. و در دیروز مرگی گرفتار میشویم. ناکارآمدی محتوای آموزش در سطوح مختلف جامعه باعث شده که متخصصین تخصصهای تک بعدی پیدا کنند و این امر در ادبیات توسعه نقصی بزرگ محسوب میشود. آموزشهای ما نتوانسته است احترام به قانون را در باور افراد جامعه نهادینه سازد. در جامعهای که احترام به قانون نهادینه نشده و به صورت عادت درنیامده هرج و مرج از جامعه کنده نمیشود. حتی وجود احزاب و دستجات سیاسی خود با باعث رشد تنشهای اجتماعی نیز میگردد. خلاصه کلام آن که مصرف فرآوردههای مادی دیگران همانند مصرف کالاهای دیگران است با هر تغییری در فکر و اندیشه آنان یا تولیدات آنان ناچارا مصرف کننده به همان صورت تغییر خواهد کرد و این تغییر ناچاری، توسعهای در درون ایجاد نخواهد کرد. بازنگری در شیوه و محتوای آموزش در همه مقاطع و سطوح عزم ملی و جدی برای رشد و گسترش شعور سیاسی و اجتماعی از طریق رسانه ملی و جراید برای توسعه کشور یک ضرورت است. نباید فراموش کرد مادام که با فکر و اندیشه و عقاید و ارزشهای خود، خود را تغییر ندهیم ،دیگران به صورتی که خود میخواهند ما را تغییر خواهند داد. این مختصر اشاره را با کلام قرآنی که میگوید ما وضع هیچ قومی را تغییر نمیدهیم مگر آن که آن قوم خود وضع خود را تغییر دهند پایان میدهم که کلامی پایدار و ماندگار در عرضه زندگی است.