ترجمه: سارا مظهری
به راستی اگر دولت ایران در برابر سخان خشونتبار خم میشد مدتها پیش مجبور به پایان دادن به برنامه خود در زمینه غنیسازی اورانیوم شده بود، دولت بوش که در هفته گذشته در نابود کردن آخرین تلاش روسها برای دستیابی به یک توافق با ایران سرسختی خاصی به کار برد، با حقیقت تلخی روبهرو است و آن این که ایالات متحده آمریکا در تلاش خود در راه مجبور ساختن ایران به متوقف کردن پروژههایی که میتواند به ساخت سلاح هستهای بیانجامد، زمینه دیگری در اختیار ندارد و دولت ایران نیز از این مساله آگاه است. پیشنهاد نخست روسیه درباره یک سرمایهگذاری مشترک بین دو کشور برای تولید اورانیوم غنیسازی برای استفاده به عنوان سوخت و در نیروگاهها بود. طرحی که قرار بود در صورتی که ایران مهلت قانونی جدیدی پیش را آغاز دوباره فعالیتهای غنیسازی در نظر گیرد، در خاک روسیه اجرا شود و با توافق آمریکا ارایه شده بود. اما هنگامی که در طی روزهای گذشته مقامات روسیه صحبت از توافقی دیگر که بر پایه آن ایران بتواند به صورت بسیار محدود و تحت نظارت کامل غنیسازی اورانیوم را دنبال کند کردند مشکلی تازه به وجود آمد. پیشنهاد اخیر مانند نوعی امتیاز دیده شده حامیانش از آن به عنوان اقدامی که بیشتر برای حفظ ظاهر انجام میشد صحبت کردند در حالی که گروهی دیگر از جمله چند دانشمند هستهای گفتند چنین سازشی با ایران همانند ایجاد شکافی بحرانی در راه ساخت سلاح هستهای است در نهایت پس از آن که واشنگتن به روشنی اعلام کرد این طرح پیشنهادی را نخواهد پذیرفت روسیه عقب کشید. در عوض ایالات متحده آمریکا که درباره مساله عراق سازمان ملل متحد را نادیده گرفت اکنون میخواهند شورای امنیت با محکوم ساختن ایران و در صورت نیاز با اعمال تحریم علیه این کشور مساله ایران را حل کند. اما مشکل آنجاست که دیگر اعضای شورای امنیت با تحریم ایران موافق نیستند. از جمله دلایل مخالفت این کشورها وابستگی برخی از آنها به نفت ایران است. از دیدگاهی مثبت پیشنهاد سازش کرده شده روسیه به نظر چندان بد نمیرسد. شاید چنین سازشی در دراز مدت مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای نشود اما نگاهی بر دیگر راهکارهای موجود در حال حاضر باعث میشود هر آنچه این مساله را به تعویق اندازد ارزش دنبال کردن را داشته باشد، از سوی دیگر وجود یک قرارداد منسجم و یکپارچه بینالمللی در قالب چنین توافقی این پیام را به ایران میرساند که جامعه جهانی آماده است با حساسترین اهداف هستهای این کشور برخورد کند و با وجود آن که رسیدن به چنین سازشی ممکن است در پایان انجام شدنی نباشد، اما در حال حاضر بیش از راهکارهای دیگر امیدوار کننده است. یادآوری نکات زیر نیز خالی از امنیت نیست، دولت بوش با اقداماتی که بتوان آن را نوعی جایزه دادن به هند و به شمار آورده نادیده گرفتن قوانین و چارچوب دستبابی به سلاح هستهای را ارتفا بخشیده و در واقع بر نظارت بینالمللی بر گسترش سلاحهای هستهای ضربه زده است. سیاستهای کنونی آمریکا در خاورمیانه منجر به قدرتمند شدن بیسابقه ایران در مقایسه با پیش از جنگ عراق در منطفه شده است و درعین حال امکان به کار بردن گزینه نظامی از جانب آمریکا ر از ابین برده است. دولت بوش به خصوص تا هنگامی که تلاش جدی در راه کاهش مصرف داخلی نفت خود انجام نداده است نمیتواند به هیچ یک از متحدانش درباره حفظ روابط خوب این کشورها با ایران درس اخلاق بدهد.