تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۷۶۳۵۱

علی معصومی (وزوایی )
هنگامی که قامت استوار مجاهد بزرگ , آیت الله شیخ فضل الله نوری در میدان امام خمینی (میدان توپخانه سابق ) بالای چهارپایه دار می رفت , پیش از آن که دشمنان دیرینه اسلام و عاملان استعمار غرب , ریسمان به گردنش بیندازند , اجازه یافت حدود ده دقیقه برای انبوه مردم که برای تماشای به دار آویخته شدن یکی از بزرگ ترین و دلسوزترین و مبارزترین عالمان تاریخ معاصر ایران در آن میدان تجمع کرده بودند , صحبت کند.
آیت الله شیخ فضل الله نوری در این سخنرانی بسیار کوتاه خود , به طور غیرمستقیم بازگو کرد که قربانی نیرنگ و فریب شده است . وی گفت : خدایا , تو شاهد باش که من آنچه لازم بود برای مردم بگویم , گفتم . خدایا , تو شاهد باش که من برای این مردم , قرآن از جیب درآوردم و به آن سوگند خوردم , ولی گفتند قرآن نبود و قوطی سیگار بود. خدایا! تو شاهد باش که در این لحظه های آخر نیز باز به این مردم می گویم که موسببین این اساس , لامذهبیین هستند. لامذهبیینی که مردم را فریب داده اند. این اساس , مخالف اسلام است . داوری بین من و شما مردم , بماند برای روز قیامت , بماند برای روزی که نزد پیامبر خدا حضرت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله می رویم ....
در این هنگام , یکی از رجال آن وقت , با شتاب خودش را به آیت الله شیخ فضل الله نوری رساند و پیغام آورد که اگر مشروطه را امضا و تایید کند , از کشته شدن نجات می یابد. وی پاسخ داد : من هرگز امضا نخواهم کرد. دیشب رسول خدا را در خواب دیدم که فرمود : فردا مهمان من خواهی بود.... در این لحظه , یوسف خان ارمنی با حالت توهین آمیز , عمامه را از سر آیت الله شیخ فضل الله نوری برداشت و به طرف جمعیت پرتاب کرد. در این هنگام , شیخ فضل الله نوری خطاب به انبوه جمعیتی که هلهله سر داده بودند , گفت : ای مردم , بدانید این عمامه را از سر من برداشتند , ولی مطمئن و منتظر باشید که از سر همه برخواهند داشت ...
امام خمینی هم به طور غیرمستقیم , آیت الله شیخ فضل الله نوری را قربانی غفلت مردم , علما و نخبگان مذهبی دانسته اند و در این باره چنین می فرمایند :
دوران مشروطه را که همه آقایان شنیده اند یک عده ای که نمی خواستند که در این کشور اسلام قوه داشته باشد و آنها دنبال این بودند که اینجا را یا به نحوی طرف خودشان بکشانند , آنها جوسازی کردند به طوری که مثل مرحوم آقا شیخ فضل الله که آن وقت یک آدم شاخصی در ایران بود و مورد قبول بود همچون جوسازی کردند که در میدان علنی ایشان را به دار زدند و پای آن هم کف زدند. و این نقشه ای بود برای اینکه اسلام را منعزل کنند و کردند و از آن به بعد دیگر نتوانست مشروطه یک مشروطه ای باشد که علمای نجف می خواستند , حتی قضیه مرحوم آقا شیخ فضل الله را در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند که آنجا هم صدایی از آن درنیامد. این جوی که ساختند در ایران و در سایر جاها , این جو اسباب این شد که آقا شیخ فضل الله را با دست بعضی از روحانیون خود ایران محکوم کردند. و بعد او را آوردند در وسط میدان و به دار کشیدند و پای آن هم ایستادند کف زدند و شکست دادند اسلام را در آن وقت و مردم غفلت داشتند از این عمل , حتی علما هم غفلت داشتند . (1)
آنچه آیت الله شیخ فضل الله نوری و امام خمینی به آن اشاره کرده اند , واقعیت دردآوری است که نه تنها آیت الله شیخ فضل الله نوری در تاریخ معاصر قربانی آن شد , بلکه لطمات و صدمات زیانبار دیگری نیز داشته است که فعلا جای بحث آن نیست و در این جا فقط درباره قربانی نیرنگ و غفلت شدن آیت الله شیخ فضل الله نوری , به اشاره سخن می گوییم .
آیت الله شیخ فضل الله نوری در سال 1259 هـ . ق ; یعنی 65 سال پیش از پیروزی مشروطه در روستای لاشک واقع در منطقه کجور مازندران در یک خانواده روحانی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را مرحله به مرحله و از شهر به شهر دنبال کرد تا این که به عتبات عراق هجرت نمود و نزد آیت الله میرزا حبیب الله رشتی , آیت الله شیخ راضی و آیت الله میرزای بزرگ شیرازی (رهبر قیام تنباکو) به تحصیل در سطوح بالای فقهی و دینی مشغول شد. شیخ فضل الله نوری در سال 1303 هـ . ق به دلیل اوضاع حساس سیاسی و اجتماعی آن زمان در ایران , به اشاره میرزای شیرازی به ایران بازگشت تا از اوضاع مراقبت کند و هدایت جامعه اسلامی ایران را در دست بگیرد. وی در حالی به ایران بازگشت که اگر در عتبات اقامت می کرد , مناسب ترین مجتهدی بود که می توانست جای خالی میرزای شیرازی را بعد از رحلت او پر کند و مرجع اول جهان تشیع شود.
شیخ فضل الله نوری بعد از ورود به تهران , در حالی که با ظرافت و دقت خاصی اوضاع را زیر نظر داشت , حوزه درسی بسیار مهمی نیز تشکیل داد. از حوزه درسی شیخ فضل الله نوری بزرگانی مثل آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم , آیت الله حاج آقا حسین قمی , آیت الله آقا سید محمود مرعشی (پدر آیت الله سید شهاب الدین مرعشی ) , آیت الله ملاعلی مدرس , آیت الله میرزا ابوالقاسم قمی , علامه محمد قزوینی و... بهره مند شدند. شیخ فضل الله نوری علاوه بر تربیت شاگردان فراوان , بیش از ده عنوان کتاب و رساله نیز تالیف کرد.
آیت الله شیخ فضل الله نوری از روحانیانی است که می توان او را از بنیانگذاران مبارزه با استعمار , استبداد و انحراف در تاریخ معاصر دانست . به همین دلیل , از همان ابتدا , این روحانی بزرگ هدف توطئه دشمنان و استعمارگران قرار گرفت و سرانجام آن ها توانستند با فضاسازی های نیرنگ آمیز , آیت الله شیخ فضل الله نوری را از میان بردارند.
شیخ فضل الله نوری عالم مبارزی بود که در نخستین نهضت ضد استعماری تاریخ معاصر ایران (نهضت تنباکو) به طور فعال شرکت کرد و اولین بار , دوش به دوش آیت الله میرزای آشتیانی در تهران قیام کرد و در رهبری مردم شرکت جست .
نقش شیخ فضل الله نوری در نهضت تنباکو به قدری برجسته بود که پس از لغو قرارداد رژی , تا زمانی که میرزای شیرازی از طریق شیخ فضل الله نوری به لغو شدن قرارداد و عقب نشینی استبداد و استعمار , مطمئن نشد , حکم به حلیت استعمار توتون و تنباکو نداد.
در جریان نهضت مشروطه نیز آیت الله شیخ فضل الله نوری از همان ابتدا قیام کرد و در ردیف اول رهبران مشروطه در ایران قرار گرفت . گرچه شیخ فضل الله نوری در مرحله اول نهضت مشروطه به رهبری مردم مشغول شد , ولی این شجاعت را داشت که به محض احساس انحراف در مشروطه , نه تنها از آن کناره بگیرد , بلکه با جدیت با مشروطه انحرافی و استعماری مبارزه نماید. این حرکت شیخ فضل الله نوری در حالی بود که اگر بر انحرافات مشروطه چشم می دوخت , یقینا در بالاترین جایگاه قرار می گرفت و به جای دار زدن , برایش کف نیز می زدند , ولی او ترجیح داد با خدمت به اسلام و مقابله با انحرافات , به شهادت برسد و دستاوردها و تعینات دنیایی را بر خدمت دین برتری ندهد.
آیت الله شیخ فضل الله نوری زمانی با مشروطه و مشروطه خواهان غرب گرا به مخالفت برخاست که به این یقین دست یافت که هدف آن ها چیزی به نام زدودن غبار استبداد از جامعه , تسهیل و زمینه سازی برای پیشرفت کشور و بهبود یافتن وضع مردم و حاکمیت نیست , بلکه تمام هدف این است که در غوغای مشروطه خواهی و گرماگرم آزادیخواهی و ترقی طلبی , دین و فرهنگ دینی را به طور کامل از میان بردارند و فرهنگ و عادات و آداب و روش های غربی را در همه زمینه ها جایگزین فرهنگ و آداب و روش ها و عادات اصیل اسلامی و ملی نمایند.
اولین برخورد شیخ فضل الله نوری با گروه مذکور , در جریان تدوین قانون اساسی , نمود عمومی پیدا کرد.
غرب گرایان با شور و حرارت خاصی در صدد بودند قوانین کشورهای اروپایی را بدون هیچ تغییری به عنوان قانون اساسی ایران , به تصویب برسانند. آیت الله شیخ فضل الله نوری با این کار به شدت مخالفت کرد و اعلام نمود در جامعه اسلامی ایران . قانون اساسی نمی تواند تهی از صبغه اسلامی باشد و قانون اساسی نباید بندها و ماده هایی داشته باشد که اجازه دهد در مجالس مشروطه علیه اصول و ارزش های اسلام , قانون وضع گردد. بر عکس , در قانون اساسی باید موادی گنجانده شود تا وضع قوانین مخالف با شریعت اسلام را مهار نماید.
در این زمان بود که غرب گرایان وگروه های فراماسون به تکاپو افتادند تا شیخ فضل الله نوری را غیر از آنچه بود. معرفی کنند. از این زمان بود که حربه نیرنگ و فریب به کار افتاد تا همه چیز را به مردم وارونه نشان بدهند و آن ها را در خواب و غفلت و در جهلی فرو ببرند که نه تنها سود و زیان خود را نشناسند , بلکه سود و زیان دین و میهن را نیز نشناسند و نتوانند بین چهره های اصیل و دلسوز با چهره های بی دین و منافق و جاسوس بیگانه . تفاوتی ببینند. بالاتر از این , فراماسون ها و غرب گرایان در صدد برآمدند فضایی به وجود آورند تا مردم دقیقا ذهنیت برعکسی پیدا کنند و افراد صالح و صادق را افراد حیله گر و ضد دین و میهن تصور نمایند و افراد حیله گر , جاسوس و ضد دین و میهن را افراد سالم و دلسوز بدانند. به همین دلیل بود که در آن زمان بوق های تبلیغاتی غرب گرایان به شدت فعال شد و آن ها آیت الله شیخ فضل الله نوری را مخالف همه آرمان های مردم نشان دادند و به اذهان چنین القا کردند که شیخ فضل الله نوری , مخالف آزادی , مخالف پیشرفت و سعادت مردم , مخالف خواست های بحق مردم و موافق استبداد , عقب ماندگی و... است .
در اثر همین تبلیغات نیرنگ آمیز بود که پرده غفلت بر سر بسیاری از مردم کشیده شد و مردم و حتی نخبگان جامعه گرفتار غفلت بزرگی شدند. به تعبیر امام خمینی در چنین فضای غفلت آمیزی بود که آیت الله شیخ فضل الله نوری را به شهادت رساندند و بسیاری از مردم را نیز وادار کردند به هنگام شهادت آن عالم بزرگ و مبارز , به هلهله و پایکوبی مشغول شوند.
همان طور که اشاره شد , فاجعه ای که در اثر نیرنگ غربگرایان و غفلت مردم , در مورد آیت الله شیخ فضل الله نوری پدید آمد , در هر دوره و در مورد هر عالم بزرگ و انسان بزرگ دیگری می تواند تکرار شود. تنها ابزار موثر برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی این است که مردم و نخبگان جامعه همواره سعی کنند نیرنگ ها را به خوبی بشناسند و از غفلت ها به سوی هوشیاری و تیزبینی بشتابند.