تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۷۶۴۹۵

درحالیکه کمتر از 3 هفته به مهلت مقرر برای طرف های اروپائی جهت ارائه پیشنهادات روشن آنها در جهت پیشبرد مذاکرات هسته ای با جمهوری اسلامی ایران باقی مانده است , مخاطبین اروپائی سعی دارند از فرصت باقیمانده برای فضاسازی تبلیغاتی و جنگ روانی سواستفاده کنند.
مطابق آخرین تفاهم فیمابین , مخاطبین اروپائی دو ماه فرصت می خواستند تا پیشنهاد است روشن خود برای ایجاد تحرک و گشایش در مسیر مذاکرات را ارائه کنند. در طول ماههای اخیر به شدت احساس می شد که طرف اروپائی مشخصا به « سیاست دفع الوقت » متوسل شده و سعی دارد از صبر , حسن نیت و متانت جمهوری اسلامی ایران , بیش از پیش , سواستفاده کند. اروپائی ها حتی در یک مقطع زمانی , خواستار توقف مذاکرات و انتظار برای روشن شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران بودند که البته پذیرفته نشد و تصریح گردید که تغییر رئیس جمهور , تاثیری در سیاستهای اصلی و پذیرفته شده نظام جمهوری اسلامی ندارد و استراتژی نظام در قبال مقوله ای مهم و کلیدی از نوع « انرژی هسته ای » , با تغییر نفرات , حتی در سطح رئیس جمهور هم بدون تغییر جدی و اساسی , استمرار خواهد یافت .
اکنون که سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری ایران هم روشن شده و رئیس جمهور منتخب در فرصتهای مختلف , همین دیدگاه روشن را مورد تصریح قرار داده است , دیگر حتی این بهانه هم برای « دفع الوقت » , از دست مخاطبین اروپائی گرفته شده است .
یک نکته اساسی در این میان وجود دارد و آن اینکه در طول دوران در سال و نیمه ای که مذاکرات هسته ای با آلمان , انگلیس و فرانسه در جریان بود , متاسفانه همواره مخاطبین اروپائی سعی داشته اند از حسن نیت جمهوری اسلامی ایران به صورت یکطرفه سواستفاده کنند اما به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکرده اند.
شواهد محکمی در اختیار است که نشان می دهد سه کشور اروپائی طرف مذاکره در مورد نحوه برخورد با مذاکرات هسته ای ایران , دارای نقش و تاثیر یکسان و همسوئی نبوده و نیستند بلکه در این میان , انگلیس بخاطر دنباله رویهای کورکورانه از آمریکا , سعی دارد و بلکه ماموریت دارد که نقطه نظرات واشنگتن را تکرار کند و در مرحله بعدی , همین دیدگاه را نزد آلمان و فرانسه جا بیندازد و به عنوان موضع مشترک این سه کشور و حتی موضع مشترک اعضای اتحادیه اروپا , معرفی کند.
اگرچه لندن از این پدیده به عنوان وحدت نظر هر سه کشور یاد می کند و حتی برلین و پاریس را هم برای تایید همین ادعا , تحت فشار و رودربایستی قرار داده که آنها هم ادعای لندن را بپذیرند و آنرا تکرار کنند , ولی کیست که نداند که انگلیس در خلال پرونده مذاکرات هسته ای با ایران , هرگز از جایگاه یک کشور مذاکره کننده با حقوق و حدود مساوی و اختیارات یکسان و مشابه آلمان و فرانسه , سخن نگفته و موضع نگرفته است بلکه همواره سعی کرده است با بهره گیری از شگردها و شیطنت های خاص خود , نقش سخنگوی این مجموعه را ایفا کند و خواسته های واشنگتن را به نام خواسته های مورد توافق هر سه کشور , جا بزند.
با نگاهی دقیق و عمیق به اظهارات و مواضع لندن در این مقوله بهتر می توان دریافت که لندن سعی دارد نقش خود به عنوان « عامل متوازن کننده و سخنگو در مذاکرات فیمابین » را در هر فرصت ممکن , به رخ بکشد.
« جک استراو » وزیر خارجه شرور انگلیس در این زمینه , بیش از دیگران از خودش بی تابی نشان می دهد و درست در مسیری حرکت می کند که سعی دارد بیش از دیگران , خودنمائی کند و نقشی بیش از دیگران را برای لندن ثابت کند و احیانا منافعی بیش از دیگران را برای انگلیس تثبیت کند. او با جملات و کلماتی سخن می گوید که بوی تهدید می دهد و حال آنکه این روزها فرصت و شرایط مناسبی برای تهدید ایران , آنهم از جانب دولت مفلوک انگلیس نیست و انگلیسی های شرور در موقعیت و جایگاهی نیستند که برای ایران خط و نشان بکشند.
« استراو » ابراز امیدواری کرده است که مذاکرات جاری اروپا با ایران , فوایدی را برای طرفین بهمراه داشته باشد و در عین حال هشدار داده است که در صورت شکست مذاکرات فیمابین , پرونده ایران احتمالا به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده می شود.
« استراو » می افزاید : « نمی توانم بگویم که این مذاکرات در چه مرحله ای به پایان می رسد و امیدوارم که ثمربخش باشد و نتایجی به نفع اروپا , جامعه بین المللی و ایران در برداشته باشد ولی اگر چنین مسئله ای رخ ندهد , آنچه می دانم اینست که اتفاق نظری بین المللی برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت درصورت ضرورت وجود خواهد داشت . »
نکته مهم اینست که ادعای « استراو » دستکم در مقطع کنونی فقط یک بلوف سیاسی ـ تبلیغاتی است و تاکنون چنین اجماعی به وجود نیامده است و اگر چنین اجماعی وجود می داشت , آمریکا برای آزمون شانس خود , فرصتها را از دست نمی داد و حتی منتظر دلقک بازیهای « جک استراو » هم نمی شد.
در اینجا وزیر خارجه انگلیس فرصت را غنیمت شمرده و سعی دارد به بزرگنمائی نقش انگلیس بپردازد و می گوید : « با همکاری با فرانسه و آلمان و خاویر سولانا درخصوص موضوع هسته ای ایران , ما (انگلیس ) ایجاد شرایطی را تضمین کرده ایم که برخلاف پیش بینی ها در مورد ایران , چرخه سوخت هسته ای را به حال تعلیق درآورده ایم و همچنین برخلاف پیش بینی ها درخصوص اروپا , این قاره یکپارچه مانده است . » این اظهارات صریح « استراو » در واقع تاکیدی آشکار بر « نقش واسطه ای انگلیس » است که مقدمات و بسترهای لازم برای بده ـ بستانهای پشت پرده میان آمریکا از یکطرف و فرانسه و آلمان از طرف دیگر را فراهم کرده و ایران هم « وجه المصالحه » در این فرآیند شوم بوده و هست .
در این زمینه نکاتی به ذهن می رسد که توجه به آن اهمیت دارد :
1 ـ اینکه فرانسه و آلمان , حیثیت منطقه ای و جهانی خود را چقدر فروخته اند و می فروشند , موضوعی است که دقیقا به خود آنها مربوط می شود ولی تا آنجا که به جمهوری اسلامی ایران مربوط می شود , ایران اسلامی مواضع روشنی دارد که بارها اعلام کرده و براثر مرور زمان یا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری هم , تغییر جدی و موثری در آن ایجاد نشده و نخواهد شد.
2 ـ جمهوری اسلامی ایران به چیزی بیشتر و فراتر از مفاد « ان . پی . تی » معتقد نیست و مبنای اصلی مذاکرات فیمابین هم , دقیقا همین چارچوب است . از این دیدگاه , غنی سازی اورانیوم جزو حقوق طبیعی و مسلم ایران است که غیرقابل صرفنظر کردن و حتی غیرقابل مذاکره است .
3 ـ تعلیق غنی سازی اورانیوم صرفا یک اقدام داوطلبانه و موقت از جانب جمهوری اسلامی ایران بوده و انجام آن هرگز به منزله تکلیفی برای استمرار آن محسوب نمی شود. این بدان معنی است که توقف کامل غنی سازی اورانیوم , پیشاپیش منتفی تلقی می شود و قاعدتا موضوع بحث نخواهد بود.
4 ـ مخاطبین اروپائی اکنون هیچ بهانه ای ندارند و نباید از حسن نیت یکطرفه ای که جمهوری اسلامی ایران تاکنون از خود بروز داده , بیش از این سواستفاده نمایند و در عین حال , تغییر دولت جدیدی می تواند به استحکام روزافزون مواضع جمهوری اسلامی ایران نیز بیانجامد و به مخاطبین اروپائی نشان دهد که تا امروز هم , فرصت های زیادی را با توسل به « سیاست دفع الوقت » از دست داده اند و دولت جدید نه تنها در فکر عقب نشینی نیست بلکه با این دیدگاه که « اروپا بایستی برج عاج نشین را کنار بگذارد » , این اروپا است که بایستی استعدادهای خود را برای نشان دادن حسن نیت اروپائی ها , به کار بگیرد.
5 ـ با توجه به اینکه کمتر از سه هفته فرصت برای اروپائی ها درجهت ارائه پیشنهاد روشن آنها وجود دارد , اکنون توپ در زمین آنهاست و در چنین حال و هوائی , زمینه های چندانی برای رجزخوانی اروپا وجود ندارد.