تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۷۶۵۲۲

حضرت امام خمینی
یکی از بزرگترین جهات معنوی خدمت به خلق الله است , خدمت به انسانهای محروم است . این است که برای انسان جاودان می ماند و در عالم دیگر به درد انسان می خورد. اموالی که انسان بگذارد و برود به درد انسان نمی خورد. اموالی که پیش بفرستد به درد انسان می خورد.
خدمت به همه ملت بویژه طبقات محروم و ضعیف که در حقیقت سنگینی بارانقلاب از زمان ستمشاهی تا زمان پیروزی و تاامروز به عهده آنان است و همه مرهون آنان هستیم کار ارزشمندی است که بعد معنوی آن را جز خداوند تبارک و تعالی کسی نمی تواند به سنجش درآورد.
این نصرت خداست , این نصرتی است که تخلف ندارد , از نصرت هایی که خدا می کند , ما او را نصرت می کنیم , ما بنده ضعیف , نصرت بندگان خدا را برای او می کنیم و او را به واسطه عنایات زیادش این را نصرت خودش حساب کرده است با این که غنی از همه عالم است . نصرت ضعفا را , نصرت مظلومین را نصرت خودش حساب کرده است و گفته است : « ان تنصروالله ینصرکم (1 ) » و الا نصرت خدا یعنی چه ما کی هستیم که نصرت خدا را بکنیم عالم کی هست همه موجودات عالم هیچ اند. نصرتی که ما بکنیم از دین خدا , نصرتی که بکنیم از بندگان خدا , خدا به عنایت خودش این را نصرت خودش حساب کرده , فرموده اند : « ان تنصرواالله » ما می دانیم که خدا محتاج به نصرت ما نیست , لکن نصرت بندگان خدا را می کنیم , نصرت دین خدا را می کنیم و خدا به عنایت خودش قبول کرده است که این نصرت من است .
اینها بندگان خدا هستند , خدمت به بندگان خدا خدمت به خداست و خدمت به بندگان خدا امروز این است که همه مجتمعا درصدد این باشند که با کلمه واحده از اسلام ومسلمین وخصوصا از مستضعفان جهان وملت شریف ایران پشتیبانی کنند.
باید ما جدیت کنیم که این معنا را درست بکنیم , دنبال این باشیم که اگر چنانچه متصدی امر دولتیم , دولتی باشیم که برای خدا کار بکنیم و برای خدا کار کردن , این است که ببینیم خداچی فرموده است , چی گفته است ما باید بکنیم .فرموده است که به مستمندان باید برسید , به ضعفا باید برسید , به مردم فقیر باید برسید , برای همه باید تهیه کنید. وقتی که بنا شدما برای این جهت خدمت کردیم , این نصرت خداست . نصرت خدا , نصرت بندگان خداست , نصرت دین خداست . وقتی ما نصرت کردیم بندگان خدا را برای خدا , برای این که اینها « عیال الله » هستند(2 ) ما اگر چنانچه در جبهه ها هم پیروز نشویم , این جا پیروز , و اگر این طور نشد , شکست خوردیم از همین حالا , در اوج پیروزی در شکست هستیم .... و در حضیض شکست , پیروز هستیم .
امروز به مستضعفان ومستمندان و زاغه نشینان که ولینعمت ما هستند خدمت کنید. پیش خدای تبارک و تعالی کمترخدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد.
شمایی که خدمت به مستضعفین می کنید و شمایی که خدمت به جنگزدگان می کنید و امید است ان شاالله و هست اینطور که انگیزه های شماانگیزه های اسلامی ـ انسانی باشد , شما بدانید که در یک طاعت بزرگ هستید وهمیشه به طاعت حق تعالی قیام کردید و ثواب شما , ثواب عبادتهای پنجاه شصت ساله دیگران است ... شما بدانید که رسیدگی به امور مستضعفان و رسیدگی به امور جنگزدگان که اینها بندگان خدا هستند وخداوند به آنها عنایت دارد , از عبادات بزرگ است .
وظیفه ما وهمه دست اندرکاران است که به این مردم خدمت کنیم و در غم و شادی و مشکلات آنان شریک باشیم که گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.
وقتی انسان برای خلق خدا خدمت بکند و برای اینکه این خلق در طول تاریخ ستم دیدند , عقب نگه داشته شدند , نگذاشتند رشد معنوی بکنند , رشد مادی بکنند , وقتی بااین ایده شما خدمت بکنید , شما در خدمت اسلام هستید و شما مجاهد هستید در پشت جبهه ها. همانطوری که مجاهدین ما در جبهه ها مجاهدت می کنند و عبادت خدا را در آنجا می کنند شما هم در پشت جبهه ها هستید و عبادت خدای تبارک و تعالی را با همین کارهایتان انجام می دهید.
امیدوارم که شما هرچه بیشتر موفق بشوید به اینکه برای این مردم مستمند کار بکنید و اجر آن رااز خدای تبارک و تعالی بخواهید .
به همه مسئولان کشورمان تذکر می دهم که در تقدم ملاکها , هیچ ارزش و ملاکی مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدانیست و همین تقدم ارزشی و الهی باید معیار انتخاب وامتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات وتصدی مسئولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود , چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح , چه امروز وچه فردا , که خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صرف امتیاز لفظی وعرفی کفایت نمی کند , که باید هم در متن قوانین و مقررات و هم درمتن عمل و عقیده و روش ومنش جامعه پیاده شود و مصلحت زجرکشیده ها و جبهه رفته ها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح داده ها و دریک کلام , مصلحت پابرهنه ها و گودنشینها و مستضعفین بر مصلحت قاعدین در منازل ومناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامی مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر وغنا محفوظ بماند و باید سعی شود از راه رسیده ها و دین به دنیافروشان , چهره کفرزدایی و فقر ستیزی روشن انقلاب ما را خدشه دار نکنند و لکه ننگ دفاع از مرفهین بی خبر از خدا را بر دامن مسئولین نچسبانند.
وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصرتهاجم ابرقدرتها و وابستگان به آنان در داخل وخارج از کشور به جمهوری اسلامی و در حقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی ودر عصرهای آینده آن است که خود را واقف در خدمت به اسلام وجمهوری اسلامی و محرومان ومستضعفان بنمایند و گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفه ای است و مقام والایی , بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته باهوای نفس باشد ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد.
می دانیم که اکثریت این قشر و رزمندگان عزیز اسلام از طبقات محروم و کم درآمد بودند و مرفهین کمتر دل برای انقلاب سوختند , ولی وظیفه ماست که در حد توان ومقدورات قدرشناس زحمات آنان باشیم ومن میل ندارم که این قدرشناسی فقط در حد تعریف و تمجید ظاهری خلاصه شود بلکه باید در همه نوع امتیازات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به آنان بها داده شود.
من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه ملت را و همه ملتها را و خصوصا مستضعفین را خواستارم و از همه کسانی که این ملت با زحمت خودش آنها را به مقامی رسانده است می خواهم که تمام توان خودشان را برای خدمت این مستضعفین و خدمت این بیغوله نشینهای بیچاره و خدمت به این زاغه نشینان صرف کنند. وان شاالله بعداز استقرار حکومت که الان دیگر تمام شد همه جهات , عذری برای هیچیک از شماها نیست برای اینکه سابقا کارشکنی می شدو حالا شما همه تفاهم دارید و کارشکنی هیچ یک برای دیگری نمی کند همه همفکر وهمصدا قیام کنیدو برای این مستضعفین و برای این ملت که به همه ما و به همه شما منت دارد و حق دارد , برای آنها خدمت کنید.
مهم این است که ... واقعا احساس بکنند این خدمتگزارها که خدمتگزارند , احساس این معنا را بکنند که این توده ها بندگان محروم خدا هستند و بندگانی هستند که قبل از انقلاب آنقدر محرومیت داشتند و در انقلاب آنقدر خدمت کرده اند و بعد از انقلاب هم تا قیام به امر درست نشده است باز جز محرومین بوده اند و شما می خواهید به اینها خدمت کنید و خدمتگزار آنها هستید. مبادا یک وقتی در ضمن اینکه شما خدمت را می کنید , یک درشتی ای باشد که خدمت شما را درخودش محو کند.
در هر صورت آنی که برای شما مهم است خدمت کردن به همه طبقات خصوصا مستضعفها , خصوصا محرومینی که در طول تاریخ محروم بوده اند این بیچاره ها. باید خدمت کنید و خدمت تان را بگویید به آنها و وقتی گفته می شود , عمل دنبالش باشد.
اینها محکوم بودند در طول تاریخ , اینها زحمت دیدند , اینها در انقلاب خدمت کردند , اینها امروز جوانهایشان رامی دهند , آن طبقه مرفه اگر هم باشدکمی از آنها داخل این امور هستند , خیلی نیستند. بنابر این ما باید این طبقه از مردم را برای خاطر خدا و برای حفظ حیثیت جمهوری اسلامی حفظ بکنیم . در همه قشرها در همه کارها با آنها خوشرفتاری کنید , یک وقت خدای نخواسته یکی را کار دارد بیاید در آنجا , فراش راهش ندهد یا مدتی معطل بشود یا توی اتاق نگذارند بیاید , اینها اینطور نباشد. اینها کارهایی بود که بر خلاف رضای خدا بود و سابق می کردند , شما باید عکسش باشد.
خود را از مردم پابرهنه و مستضعف وبی پناهی که تمامی عزت ما رهین منت و خدمت آنان است ـ و شهیدان وجانبازان و اسرا و مفقودین نیز از همین قشرندـ دور نسازید.
فکر این ملت , فکر این زاغه نشین ها , فکر این مردمی که همه چیزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند , فکر آنها را بکنید , شب وقتی خلوت می کنید فکربکنید که من امروز که کار کردم برای خودم یا برای مردم , امروز که صحبت می کنم برای خودم صبحت می کنم یا برای مصالح کشور.
اگرحالا هم شما کارهایی بکنید که توجه مردم را از مصالح و توجه خودتان را از مصالح به چیز دیگر متوجه بشود , عوض اینکه فکر حل مشکل کردستان را بکنید بنشینید و باهم دعوا بکنید , عوض اینکه برای این پابرهنه ها , برای این ضعفا , برای اینهایی که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند و حالا هم توقع از شما خیلی ندارند برای اینکه یک آب و نانی , یک آبی , یک نانی , یک برقی , آن چیزهای اولیه را به اینها برسانید , از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ ـ نمی دانم ـ اعتصاب و بساط , خوب , این همان است که آنوقت امریکا می کرد , حالا شما می کنید , آنوقت آن طاغوت می کرد , حالا شما می کنید. شما هم طاغوتید , آنها هم طاغوتند , فرقی نمی کند , یکی شیطان است , یکی شیطان کوچکتر.
وجدان اقتضای این را می کند که در همه جا کارها به نفع مملکت و به نفع اسلام و به نفع این جمعیتها و خصوصا این مستمندان که در همه کشور هستند باید همه دست به هم بدهید و اینطور نباشدکه مثلا آقای رئیس جمهور کنار بنشیند و محول کند به دولت , و نیستند اینطور , من می دانم همه اینطور نیستند.
همه مان یعنی با هم , همه مان روی هم رفته دست به هم بدهیم که یک وضع متوسطی برای اینها حاصل بشود که نه بی انصافی باشد نسبت به برادرهای همنوع شما , اینها را برادر خودتان حساب کنید , کارگرها , کارگردانهارا نوکر حساب نکنید , برادر حساب کنید , فرزند حساب بکنید. حوایجشان را ببینید چه , برای اولادتان حوایجی اگر داشته باشد هرچه بتوانید برمی آورید , اینها آنقدرها نمی خواهند , آنقدری که یک زندگی متوسطی , همچو نباشد که هر چه را دست بگذارد , نداشته باشد , این اسباب این می شود که خدای نخواسته یک وقت غیر آنطوری که ما فکر می کنیم بشود.
ما باید برای این طبقه کارگر و کارمند که طبقه ضعیف هستند , طبقه ای هستند که شماها اینها را پایین می دانید و اینها از همه شما بالاتر و بلند مقام تر هستند , باید دولتها برای اینها کار بکنند.
برای ملت کار بکنیم , تمام هممان را صرف کنیم که این بیچاره هایی که توی این زاغه ها باز هم نشسته اند اینها را از اینجا بیرون بیاوریم , جایی برایشان درست بکنیم , آب و برق این مملکت را درست بکنیم و الان شما می دانید که در بعضی از جاها هیچ ندارند , هیچ . بعضی از جاهایی که دیروز یکی از آقایان که آمده بوداز طرف بختیاری آنجاها , می گفت مردم همه اخلاص دارند اما هیچ ندارند. بعضی جاها هیچ ندارند , برای این هیچ ندارها یک فکری بکنید , هی ننشینید دعوا بکنید , هی هم دنبال این نروید که همانطوری که در طاغوت می کرد شهرها را خیلی مزین کنید وشهرها را خیلی بزرگ بکنید و همه هم دولت و همه بودجه مملکت خرج شهرهابشود وخرج شمال شهر بشود که بازهمان طاغوتیها ازآن استفاده بکنند. برای این پایین شهریها , برای این بیچاره ها , اسلام است , حکومت اسلام است , برای اینها فکربکنید , هم تان را صرف این بکنید , نه صرف اینکه دعوا کنید.
همه مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام وحکومت عدل موظف اند که با فقرا ومستمندان و پابرهنه ها بیشتر حشر و نشر وجلسه و مراوده ومعارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین , و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن , افتخار بزرگی است که نصیب اولیا شده و عملا به شبهات والقائات خاتمه می دهد , که بحمدالله در جمهوری اسلامی ایران , اساس این تفکر و بینش درحال پیاده شدن است .