تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۷۶۵۸۱

ویژگیهاى مدیریت انقلابى و تحولگرا
معتقد به تمامیت اسلام است و اسلام را دینى کامل و تأمین کننده سعادت بشر و همه نیازهاى او مى داند. براى اداره کشور به دنبال گرفتن الگوهاى توسعه از بانک جهانى و صندوق بین المللى پول و سازمانهایى از این دست نیست. توکل برخدا ستون فقرات چنین مدیریتى است. به شدت عدالت گراست. در راه آرمانهاى انقلاب و حراست از منافع ملت فداکارى مى کند.
از موضع بدهکار بودن با مردم تعامل مى کند. به دنبال برقرارى مناسبات سالم با مردم است.
در رفتار و گفتار خود صادق و صمیمى و در عین حال زیرک و باهوش است. عدالت طلب و آرمانخواه است. با فساد، سوء استفاده از بیت المال و پارتى بازى در ستیز است.
وجود فاصله طبقاتى در جامعه را برنمى تابد. منافع جامعه را بر منافع شخصى مقدم مى داند.
خود را خدمتگزار، همراه و جزئى از مردم مى داند. مروج روحیه پاسخگویى است و از انتقاد دیگران به خود گریزان نیست. با اشرافى گرى و تجمل گرایى آشتى ناپذیر است و بالاترین سطح رفاه را براى ملت خود مى خواهد.
شأن و منزلت آحاد مردم را محترم مى داند و مدافع حقوق مردم است.
بلا انقطاع برضرورت دمیده شدن روح امید، اعتماد و اطمینان در جامعه تأکید و تصریح مى کند. به شدت خودباور است و بر توانمندى نیروهاى خودى اصرار مى ورزد. در تصمیم گیرى جسور و شجاع است. ساده زیستى و ساده پوشى مرام و عقیده اوست.
مسؤولانه برخورد مى کند و از به من چه گفتن و از مسؤولیت شانه خالى کردن گریزان است.
تکلیف گراست و مسؤولیت و مدیریت براى او یک امر تکلیفى است. الفاظى مانند «نمى شود»، «نمى توان»، «امکانپذیر نیست» در قاموس او راه ندارد.
هدفمند است و بارى به هر جهت نیست و مى داند به سمت چه هدفى حرکت مى کند. براى قبولاندن خود، دیگران را تخریب نمى کند. مثبت اندیش است و از منفى بافى رویگردان است. حرکت او مستمر و رو به جلو است و توقف و منازعات سیاسى را فرصت سوزى مى داند.
عالمانه و شجاعانه تصمیم مى گیرد و قاطعانه اجرا مى کند. جوانگرا است و سپردن کارها و مسؤولیتها به جوانان را یک خط مشى استراتژیک مى داند. یک هوشمند سیاسى است اما سیاسى کار نیست. با هر آنچه که به ترویج رویکردهاى ضد ارزشى در جامعه بینجامد مخالف است و آن را بر نمى تابد. وجود بانکها و صندوقهاى ربوى در مدیریت تحول گرا قابل تحمل نیست. کم هزینه و پر بازده است.
مدیریت محافظه کار و ایستا
متأسفانه روحیه به شدت محافظه کارانه اى بر بخشهایى از مدیریت کشور وجود دارد.لایه هایى از سطوح تصمیم گیرى در کشور، کوچکترین تحولى را بر نمى تابند و گویى براى آنها حفظ وضع موجود یک امتیاز محسوب مى شود و این از ویژگیهاى مدیریت محافظه کار و ایستا است.
- مدیریت ایستا و محافظه کار، هر نوع تغییر و تحول و حتى جا به جایى هاى کوچک را به سرنوشت کل کشور و انقلاب گره مى زند و عملاً مانع ترقى و پیشرفت کشور مى شود.
-براى بهبود امور در حوزه مدیریتى خود چشم به دست بیگانه دارد.
- قدرت دفاع از منافع مردم در برابر بیگانگان را ندارد. مدیریت را یک فرصت شخصى قلمداد مى کند و حاصل چنین رویکردى به هیچوجه نمى تواند برقرارى ارتباط با مردم باشد. خود را مالک مردم و حاکم بر مردم مى داند. خود را رقیب و طلبکار مردم مى داند. از پذیرش اشکال، ضعف و ناکارآمدى خود گریزان است و آن را به حساب نظام، انقلاب و مردم مى گذارد. براى فرار از مسؤولیت، حتى ملت و توانمندیهاى او را تحقیر مى کند. تعامل و رفتار او با بیت المال و اموال عمومى به مثابه حساب و اموال شخصى است و از بیت المال براى تثبیت موقعیت خویش هزینه مى کند. .
خصوصى‌سازى
منابع ملى باید از چنته دولت آزاد ودراختیار مردم قرارگیرد تادرخدمت پیشرفت کشور قرارگیرد . درنظام اجرایى کشور، سپردن کارها به مردم، خصوصى سازى تفسیر شد و خصوصى سازى نیز مفهومى جز فروش اموال دولتى پیدا نکرد و عرصه هاى مختلف براى تحرک مردم نه تنها باز نشد بلکه هر روز بیش از گذشته فضا را به روى مردم تنگ تر کردند.
عدالت باید محور برنامه‌ریزیهاى اقتصادى باشد
عدالت تا امروز در ادبیات سیاسى و فضاى اجتماعى ما در حد تعریف لغوى باقى مانده است. اگر عدالت را محور قرار دهیم سمت و سوى برنامه ریزیهاى اقتصادى ما عوض خواهد شد و آنگاه پس از آنکه فرصت هاى مساوى در اختیار تمام ملت قرار گرفت، بسیارى از مشکلات ما حل خواهد شد. اینکه ۶۰درصد چرخش مالى شود صرفاً در تهران وجود دارد بزرگترین ناعدالتى در کشور است. هرکس که مى خواهد بحث اقتصادى کند باید این معضل را حل کند. اگر ما عدالت محورى را در برنامه هاى خود داشته باشیم دیگر دعواى بین اقتصاد دولتى و آزاد معنا و مفهومى ندارد. اقتصاد باید توسط مردم و با محوریت عدالت اداره شود. ما براى آبادانى کشور راهى جز تحرک مردم و باور کردن مردم نداریم. پیامبران همه آمده اند تا بستر را آماده کنند تا مردم عدالت را در جامعه برقرار سازند.
آزادى
بدون تردید آزادى که امروز درکشور ما وجود دارد در تاریخ و حتى در دنیاى امروز هم بى نظیرویا کم نظیر است. نمى توان کشور آزادى را سراغ گرفت که در درون ساختارهاى حکومتى، عده اى وجود داشته باشند که حرف حکومت را قبول نداشته باشند و از درون آن علیه حکومت اقدام کنند و نظام حکومتى نیز آنها را تحمل کند و این از افتخارات جمهورى اسلامى است
ابتذال
اگر ابتذال به درستى ریشه یابى و بازکاوى شود، مشکل به راحتى قابل حل خواهد بود. برخى از مدیران غیر انقلابى جاى آرمانها را عوض کرده و لذت جویى و فردگرایى افراطى و بهره مندى هاى شخصى را جایگزین کرده اند. وقتى آرمانهاى بلند الهى را به یک مسأله دست دوم تبدیل کردند، بدیهى است در چنین فضایى، زمینه تأثیر هجوم فرهنگى دشمن فراهم مى شود. دشمن تلاش زیادى را به عمل آورده است تا رابطه جوانان ما را با گذشته قطع کند و آرمانهاى بلند را از پیش چشم جوانان ما دور سازد. جوانان برخوردار از هویت روشن که به صورتى هدفمند به دنبال آرمانهاى بزرگ هستند، هیچگاه به کارهاى پست تن نمى دهند.
اگر آرمانخواهى در فضاى جامعه حاکم شود خواهیم دید که موج موج به سمت انقلاب حرکت مى کنند. ایادى دشمن که نمى خواهند ضعف ها و بى عرضگى هایشان رو شود، موج انقلاب و روحیه انقلابى را به خشونت طلبى، بى منطقى و ناکارآمدى تفسیر مى کنند اما این یک خیانت و یک دروغ بزرگ است. این یک دروغ بزرگ است که اگر فضاى کشور انقلابى شود مدیران فقط حواسشان به عقب رفتن روسرى خانمها است.
در فضاى انقلاب همه درخدمت رفاه مردم هستند و مدیر انقلابى براى ارائه خدمات خود به چهره، منصب، قومیت و دین افراد توجه نمى کند.
 هر کسى در نظام جمهورى اسلامى است باید از خدمات مدیریت انقلابى بهره مند شود.
 عده اى به طور سازمان یافته ابتذال را ترویج مى کنند و وظیفه مسؤولین آن است که چاره کنند.
جوانى که یک لباس یا مدل مویى دارد، عزیز ما و سرمایه کشور است و باید با ملاطفت و رفتار عاطفى و ایجاد فضاى آرمانخواهى میدان را براى جذب او آماده کنیم. من تردید ندارم که اگر فضاى کشور آرمانى شود بخش عظیمى از این مسائل که نگرانش هستیم خود به خود حل خواهد شد.
صیانت دارى از مردم یک وظیفه مهم و در عین حال فراموش شده دولت است. ترویج سازمان یافته ابتذال ایجاب مى کند که دولت به صیانت از مردم بپردازد. دور شدن از فرهنگ خودى موجب بروز نابسامانى در فعالیتهاى اصیل و ضرورى مى شوند زیرا هنگامى که به ابتذال جایزه و امتیاز داده مى شود، فکر، هنر و اندیشه درست مجال بروز و ظهور پیدا نمى کند.
سیاست خارجى
در روابط بین الملل ما خواستار مناسبات عادلانه هستیم.
ما به دنبال گسترش مناسبات خود با همسایگان و کشورهاى مسلمان جهان و همه ملتها هستیم چالش جمهورى اسلامى ایران با دنیاى مادى یک چالش مقطعى نیست، بلکه یک چالش تاریخى است ما خواهان توسعه روابط با هر دولت و کشورى هستیم که به دنبال تجاوز و زورگویى نباشد و حق قانونى و طبیعى ملت ایران را به رسمیت بشناسد گفت و گوى ما با دنیا بر پایه منطق و اصول و معیارهاى پذیرفته شده است. جامعه جهانى، از نظر ما جامعه اى مرکب از چند دولت محدود غربى نیست. جامعه جهانى مرکب از شش میلیارد جمعیت روى زمین است که بخش اعظم آنها با سیاستهاى ظالمانه حاکم بر روابط جهانى به شدت مخالفت مى کنند.
در شرایط پیچیده امروز نکته اى که بیش از هر چیز اهمیت پیدا کرده است، تفکیک دوست از دشمن و شناخت این اصل مهم است که چگونه مى توان از تمامى ظرفیتها براى اهداف مقدس بهره گرفت و در برابر ترفندها، توطئه ها، برنامه ها، تاکتیکها و راهبردهاى دشمنان قسم خورده و ملت مسلمان ایران با آگاهى و هوشیارى عمل کرد.
رابطه با آمریکا
هیأت حاکمه آمریکا روابط خود با جمهورى اسلامى ایران را به قصد نابود کردن انقلاب اسلامى و به طور یکجانبه قطع کرد و اکنون نیز با همان هدف در صدد است تا با ایران روابط برقرار کند. آمریکا در قطع روابط آزادانه عمل کرد اما در برقرارى روابط ، اختیار و تصمیم با دولت ایران است و این تصمیم وقتى باید اتخاذ شود که نسبت به تأمین منافع کامل ملت ایران اطمینان و تضمین لازم به دست آمده باشد. مى شود اینطورگفت که آمریکا قطع روابط را به ایران تحمیل کرد و اکنون نیز مى خواهد برقرارى آن را تحمیل کند. جمهورى اسلامى ایران از برقرارى روابط با آمریکا هیچ باکى ندارد اما باید سود و زیان چنین تصمیمى و همچنین چگونگى آن به دقت مورد مطالعه قرار گیرد تا استقلال و عزت و شرف ملت ایران آسیب نبیند.