دکترحسین افتخاری / کارشناس مسائل خاورمیانه
چهارمین لشکر رزمی و دومین یگان پیادهنظام آمریکا پنجشنبه گذشته عراق را به مقصد پایگاه نظامی آمریکا در کویت ترک کرده و وارد این کشور شدند. با وجود خروج این نیروها همچنان 56 هزار نیروی دیگر در عراق باقی خواهند ماند. همه نیروهای آمریکایی باید تا پایان سال 2011 از عراق خارج شوند، جز در مواردی که در توافقنامه امنیتی که بین دولت آمریکا و عراق امضا شده یا طبق موارد توافقنامه اگر بخواهند اصولی را به آن اضافه کنند، در این صورت گروهی تحت عنوان آموزش ارتش، آموزش برای سلاح و... در این کشور باقی خواهند ماند. برای مثال نیروی هوایی و در نتیجه فضای عراق در دست آمریکاییهاست و عراق برای بازیابی نیروی هوایی خود باید خریدهای کلان انجام دهد. نیروی هوایی بهعنوان یکی از ارکان مهم کشورداری توسط آمریکاییها به جایی رسیده که عراقیها از آنها درخواست و التماس کنند که بمانند و در این باره به آنها آموزش دهند اما این امر در واقع وابسته کردن عراقیها به آمریکاست تا بتوانند روند و رویکرد عراق را کنترل کنند. دهها عنصر و متغیر وجود دارد که آمریکاییها از طریق آنها سعی میکنند عراقیها را مدیریت کنند که یکی از آنها سرپل نیروهای امنیتی و نظامی است که در قالب قراردادهای امنیتی، آموزش نظامی، آموزش تسلیحات و... قرار میگیرد. در حال حاضر دولت عراق هیچکدام از عناصر لازم برای تسلط بر فضای خود را ندارد.
حتی در قرارداد امنیتی با وجود اینکه به صورت مختصر به بحثهای امنیت فضا و جو عراق اشاره شده اما هیچ چیزی در این زمینه در دست عراقیها نیست، حتی یک رادار ساده که افراد باید تنها در برج مراقبت نشسته و ببینند که در فضای عراق چه خبر است و در واقع فقط نقش تماشاچی را ایفا کنند نیز در دست آنها نیست. راه افتادن عراقیها برای کنترل کامل کشورشان اصلا امر راحتی نیست و پروسه بسیار سنگین و پیچیدهای دارد. این پروسه در صورت طبیعی بودن امور و پیش رفتن در یک روند معمولی، طولانی و سنگین خواهد بود اما در صورتی که کسی در این پروسه کارشکنی کنند، کار به درازا خواهد کشید. پس طبیعتا تا پایان سال 2011 همه این امور منتقل نخواهد شد، ضمن اینکه جنگافزارها و نیروی هوایی عراق، شرقی است و آمریکا مایل نیست از این تجهیزات شرقی استفاده کند، اگر آمریکاییها بخواهند به روسها لطف کنند به آنها این امکان را میدهند که تفنگ نیروی زمینی عراق را تامین کنند ولی سیستمهای اصلی و سنگین، ابزارآلات و جنگافزارهای سنگین، تانکها، هواپیماها، تجهیزات هوایی و تجهیزات مربوط به نیروی دریایی و... را شرقی نگه نخواهند داشت. غربی شدن تجهیزات عراق هم سیر خاص خود را دارد. اول باید درباره خرید این تجهیزات مذاکره کرد و در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات، قراردادهایی امضا خواهد شد. پس از امضا موسسات قانونی 2 کشور باید این قراردادها را قانونی کنند و پس از قانونی شدن، یک زمان اجرای خاص برای آن تعیین میشود.
پس از تحویل این تجهیزات تازه آغاز پروسه آموزشها برای استفاده از آنها خواهد بود.
برای مثال در نیروی هوایی اول خلبانها را آموزش میدهند و سپس آرامآرام اسکادرانها را تشکیل خواهند داد. اینگونه نیست که با تحویل گرفتن چند هواپیما کنترل نیروی هوایی هم در دست دولت عراق باشد. معنای این امور در کنار یکدیگر این است که اگر همه چیز به صورت فوقالعاده طبیعی و ایدهآل دنبال شود، زمان اجرای طولانی خواهد داشت. در این میان هم دولت عراق از آمریکاییها خواهد خواست تا در این زمینهها بمانند و به آنها کمک کنند. عراق نمیتواند فضای امنیتی خود را رها کند تا با هر احتمال موهومی به خطر بیفتد، بنابراین ترجیح میدهد این امور به صورت امانت در اختیار آمریکا باشد تا هنگامی که بتواند آن را تحویل بگیرد. در نیروهای زمینی و دریایی هم وضع به همین منوال خواهد بود. اگر همه این نیروها هم به عراقیها واگذار شوند باز هم نیروهای آمریکایی به صورت ثابت در بیش از 90 پایگاهی که در عراق دارند، باقی خواهند ماند. همه این نیروها در عراق کار مستشاری، آموزشی یا تعهدات امنیتی نخواهند کرد. آنها تحت عنوان مبارزه با تروریسم حضوری ثابت در این کشور خواهند داشت. آنها حتی تحت این عنوان میتوانند بعدها عراقیها را مجبور کنند تا قرارداد مبارزه با تروریسم را هم با آنها امضا کنند که این یک برنامه دیگر است و تعداد نیروهایی که میخواهند در عراق نگه دارند را در یک قالب دیگر تعریف میکنند. در کل باید گفت این امر یک فرآیند است که تا پایان سال 2011 به پایان نخواهد رسید.
حال خروج این تعداد سرباز آمریکایی از عراق صوری است و تنها تحت عنوان خروج و با اسم عقبنشینی انجام میشود، در صورتی که آمریکاییها یک لشکر ویژه از نیروهای آموزشدیده در جنگهای پیشرفته را در عراق دارند که آنها این یگان ویژه را برای مواقع خاص نگه داشته بودند. هر نفر از این لشکر با ماهواره مرتبط است و تجهیزات خاصی را همراه خود دارد. غیر از این گروه زبده، تیپهای زرهی، یگانهای نظامی، تانک، نیروهای هوایی و... از نیروهایی بودند که در عراق حضور داشتند. امروز با توجه به این کاهش، قطعا هنگامی که سطح یا تعداد عملیاتها کاهش پیدا میکند، میزان جنگافزار یا ابزارآلات نظامی که آنها نیاز دارند هم کاهش خواهد داشت. معنای این امر هم این است که در بخشهای عملیاتی، لجستیکی و حمایتکننده از ابزارآلات جنگی مستغنی خواهند شد و چون نگهداری آنها آسان و به صرفه نیست بنابراین ترجیح میدهند که از منطقه خارج شوند اما یکسری از بخشها همچنان باقی خواهند ماند. طبق قرارداد و توافقنامه امنیتی دولت عراق میتواند از نیروهای آمریکایی کمک بگیرد و در عملیاتهای خود از پوششهای حمایتی آمریکا استفاده کند. این مسائل همان تنگناهایی است که در آنجاها از عراقیها سوءاستفاده میکنند. در آینده نزدیک نیروهای القاعده و جریانهای بعثی دوباره از جهت عملیاتی در عراق فعال میشوند و حتی آمریکا تجهیزاتی را به آنها خواهد داد تا دولت عراق را در مقابل آنها عاجز کند. پس از احساس عجز دولت عراق آنها به سمت آمریکا خواهند آمد تا امکانات و حمایتهای لازم را در اختیار آنها قرار دهد. البته عراق ناچار به انجام چنین کاری است. این داستان مشابه درباره ارتش افغانستان، نیروهای القاعده و طالبان در این کشور نیز اجرا شده است.
ارتش افغانستان از لحاظ جنگافزارهای نظامی چیزی ندارد، لذا مجبور است به آمریکا برای گرفتن تجهیزات بهتر روی بیاورد تا بتواند با سلاحهای طالبان مقابله کند. این اتفاق به صورت حتم برای بر هم زدن سطح معادلات رخ خواهد داد. از جهت بر هم زدن موازنه تسلیحات و شیوههای اقدامات امنیتی و کارهای ضدامنیتی و تروریستی، موادی که به کار گرفته میشود و روشهای تخریبی و... اتفاق میافتد و سعی میکنند دولت عراق را مستاصل کنند مگر اینکه ایاد علاوی روی کار بیاید و مسیر دیگری که مورد نظر آنهاست، طی شود. هنگامی که این اتفاق رخ دهد، دولت عراق ناچار است برای تامین امنیت ظاهری خود به آمریکاییها متوسل شود. از سوی دیگر تعداد نیروهای اطلاعاتی آمریکایی که در آمریکا باقی میمانند نیز کم نخواهد بود. سرویسهای اطلاعاتی پنتاگون، سیا، سرویس وابسته به وزارت خارجه، شبکههای منابع وابسته به تمام این سازمانها به یک طرف و شرکتهای امنیتی دیگری هم که طرف قرارداد این سازمانها هستند نیز در عراق حضور دارند. هزاران نفر از ملیتهای آمریکایی، غیر آمریکایی و عرب و حتی شاید اسرائیلی در شرکتهای امنیتی مذکور قرار دارند.
مثلا حفاظت از شخصیتهای سیاسی و دولتی برعهده شرکتهای امنیتی گذاشته شده است. حفاظت از خطوط لوله انرژی، نفت، گاز و ...، تاسیسات دولتی، وزارتخانهها و مراکز حساس امنیتی به شرکتهای امنیتی داده شده و بخشی از تامین امنیت مراکز آمریکایی نیز برعهده همین شرکتها است. این شرکتها تمام تجهیزات و نیروی لازم را برای تامین امنیت نیز در اختیار دارند که جدا از نیروهای آمریکایی عمل میکنند. لذا 56 هزار نیروی آمریکایی در عراق است که رسما و در چارچوب توافقنامه امنیتی در عراق حضور دارند، تعداد نامعلومی از نیروهای اطلاعاتی آمریکایی هم در عراق هستند، تعداد مشخصی هم از شرکتهای امنیتی در عراق حضور دارند که این شرکتها هم منابع و جاسوسهای خاص خود را دارند. در واقع دولت عراق نمیداند با چه تعداد آدمی که در اختیار او نیستند سر و کار دارد.