محمدرضا عسگریمورودی
پدیده جهانی شدن که در شکل نوین آن از دهه نود میلادی آغاز شده، با تحولات عمیق و گسترده در عرصههای گوناگون همراه بوده است. تمایل کشورها به توسعه همکاریها و مبادلات منطقهای نیز ذیل این پدیده مفهوم پیدا میکند. امروزه کشورهای مختلف به این باور صحیح رسیدهاند که باید تحقق بخشی از برنامهها و سیاستهای خود را از طریق بهرهمندی از قابلیتهای فراملی و تواناییهای منطقهای با مصروف کردن هزینههای محدودتر ملی در بخشهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی دنبال کنند. بر این شاهد هستیم که در دهههای اخیر سازمانهای همکاریهای منطقهای در قارههای مختلف از جمله آسیا شکل یافته است که تشکیل سازمانهایی همچون اکو، آسهآن، اپک، شانگهای و سارک در این چارچوب ارزیابی میشوند. این سازمانها با برگزاری نشستهای سالیانه در کشورهای عضو با بررسی جدیدترین تحولات درونسازمانی، منطقهای و بینالمللی به اتخاذ راهبردهای جدید برای نیل به اهداف تعریف شده در بدو شکلگیری در شرایط فعلی مبادرت میکنند.
سازمان همکاریهای اقتصادی جنوب آسیا موسوم به سارک نیز که از دسامبر 1985 با حضور 7 کشور هند، پاکستان، نپال، بنگلادش، بوتان، سریلانکا و مالدیو با هدف تقویت همکاریهای اقتصادی تشکیل شد، از جمله سازمانهای آسیایی است که در روزهای سوم و چهارم آوریل اجلاس سالانه خود را با حضور سران کشورهای عضو و نمایندگان تعدادی از کشورهای جهان از جمله ژاپن، چین، امریکا، اتحادیه اروپا و کره جنوبی در دهلینو برگزار کرد.
اعلام رسمی پذیرفته شدن افغانستان به عنوان هشتمین عضو سارک و بررسی درخواست ایران برای کسب جایگاه داخلی از جمله دستورات کاری این سازمان در نشست چهاردهم بوده است. همچنین تشکیل کمیته ویژه برای ممانعت از قاچاق انسان، مبارزه با تروریسم، تاسیس دانشگاه سارک، چگونگی تامین انرژی، تقویت تماس بین مردم کشورهای عضو و تقویت روابط اقتصادی اعضای سارک از دیگر مباحث مطرح در اجلاس به شمار میرود.
اجلاس اخیر سارک میتواند علاوه بر دستاوردها و نتایج اقتصادیای که مبتنی بر ماهیت پدیداری آن میباشد، در کاهش تنشهای موجود میان اعضا و تقویت صلح و آرامش منطقهای در پرتو همزیستی مسالمتآمیز بسیار موثر باشد. اختلافات تاریخی هند و پاکستان بر سر مساله کشمیر که با تبعات منفی برای دو کشور و حتی منطقه همراه بوده، از طریق قاعده همکاری در سارک، امکان تعدیل یافته و مقامات اسلامآباد- دهلینو میتوانند از طریق سارک همزمان با کاهش تنشهای دو جانبه به بهبود مناسبات سیاسی و اقتصادی همت گمارند. بیتردید حل و فصل اختلافات هند و پاکستان که به تبلور فضای امن در منطقه جنوب شرق آسیا منجر میشود، میتواند به تحقق هدفهای سترگ سارک نیز بدل گردد. امروزه کشورهای کمتر توسعهیافته عضو سارک برای حرکت در مسیر رشد و توسعه اقتصادی نیازمند جذب سرمایهگذاری خارجی هستند. بنابراین کاهش تنش در روابط دو قدرت اتمی جنوب آسیا یعنی هند و پاکستان، میتواند ترغیب کشورهای دیگر به سرمایهگذاری در این منطقه را حاصل کند. هر چند که برخورداری این کشورها از شاخصهای مطلوب امنیت سرمایهگذاری که در پرتو ثبات سیاسی پدید میآید، از ضرورتهای تکاپوهای داخلی برای توسعه مولفه امنیت در مسیر رشد حکایت دارد.
باید به این نکته توجه داشت که عضویت افغانستان در سارک در ایجاد رقابت بین پاکستان و هند نیز از جهت دیدگاههای اقتصادی و سیاسی دو کشور حائز اهمیت است. ذهنیت تاریخی مردم افغانستان به دلیل تمایلات نفوذ از سوی مقامات پاکستان برای توسعه روابط کابل – اسلامآباد چندان مناسب نیست، خصوصا حمایت از گروه طالبان و به رسمیت شناختن حکومت طالبان در سالهای اخیر، بشدت جایگاه پاکستان در میان مردم و دولت افغانستان را متزلزل کرده است.
در چنین فضایی این امکان برای دهلینو به وجود آمده که روابط خود را با کابل عمق بخشد و در شرایط بازسازی افغانستان شرکتهای هندی نقش ویژهای را به عنوان یک همسایه مقتدر و عضو موثر سارک ایفا کنند. لذا به نظر میرسد این فضا میتواند دولت مشرف را به تلاش برای کاهش تنش جهت گسترش روابط با افغانستان برای ماندن در کورس رقابت با هند سوق دهد.
بنابراین نگاه تحلیلی به تحولات احتمالی منتج از اجلاس سارک بیانگر جایگزینی «رقابت مولد» به جای «اختلاف مخرب» در میان اعضای سارک خصوصا هند و پاکستان است.