تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۷۷۰۴۸
تحریم‌های یکجانبه علیه ایران با ناراحتی پکن - مسکو مواجه شده است

شعیب بهمن
کشورهای چین و روسیه با توجه به نفوذ و جاذبه‌های استراتژیک خود می‌توانند نقش مهمی در نظام بین‌الملل و به خصوص در برنامه‌های هسته‌ای ایران ایفا نمایند. اگرچه این دو فاقد ماهیت جدال‌آفرین با ایالات متحده هستند، اما با اتخاذ گرایش موازنه‌گرا در سطح بین‌الملل می‌توانند تا حد زیادی نگرش رادیکال غرب در برابر فعالیت‌های هسته‌ای ایران را تعدیل نمایند. بر این اساس در شرایطی که مدتی است جنگ روانی غرب علیه ایران شدت گرفته، این سوال مطرح شده که روسیه و چین نسبت به تهاجم نظامی به ایران، چه واکنشی از خود نشان خواهند داد؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت که مسلماً روسیه و چین با حمله نظامی به ایران مخالف هستند. اگرچه روس‌ها با هسته‌ای شدن ایران مخالفت می‌ورزند و حتی به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه برنامه‌های هسته‌ای ایران نیز رای مثبت داده‌اند، با این حال با تهاجم نظامی به ایران نیز به شدت مخالف هستند. به رغم آنکه روس‌ها در خصوص مسأله هسته‌ای ایران تا حدی به همکاری با ایالات متحده آمریکا پرداخته‌اند، به هیچ‌ وجه نمی‌خواهند ایران را به عنوان یک شریک مهم از دست بدهند. به خصوص که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایران به عنوان تنها پایگاه روسیه در غرب آسیا شناخته شد. بر این اساس طی سال‌های گذشته، ایران از یک سو امکان دسترسی روسیه به بنادر موجود در آب‌های خلیج‌فارس و اقیانوس هند را فراهم کرده و از سوی دیگر نقش یک حائل را در بخش جنوبی روسیه در مقابل یکجانبه‌گرایی‌های ایالات متحده ایفا نموده است. در واقع ایران مانع دست‌اندازی و احاطه استراتژیک آمریکا به روسیه از سمت جنوب می‌باشد.
بنابراین به رغم آنکه نمی توان از روسیه به عنوان شریکی راهبردی در سیاست خارجی ایران یاد نمود، با این حال باید توجه داشت که روس‌ها با هرگونه تهاجم نظامی علیه ایران مخالف هستند. در واقع چنین امری به نفع روسیه نیست؛ چرا که در درازمدت هر تهدیدی علیه ایران به صورت غیرمستقیم یا مستقیم ممکن است به منافع روسیه صدمه بزند.
از سوی دیگر طی سال‌های اخیر روابط ایران و چین از رشد قابل ملاحظه‌ای برخوردار بوده است. این روابط علاوه بر ابعاد دو جانبه، دارای جنبه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیز می‌باشد. زیرا از یک سو ایران و چین کشورهایی محسوب می‌شوند که هر یک در مناطق خاص خود (خاورمیانه و آسیای شرقی) از موضع یک ابرقدرت منطقه‌ای برخوردار می‌باشند و از سوی دیگر هر دو کشور به نوعی با یکجانبه‌گرایی‌های ایالات متحده در تضاد و تعارض می‌باشند. از این رو علاوه بر مسائل اقتصادی، ایران و چین با یکدیگر دارای پیوندهای امنیتی نیز می‌باشند. در واقع مهم‌ترین نقطه تلاقی منافع دو کشور در مسائل امنیتی پدیدار می‌گردد. بر این اساس اگرچه هر دو کشور در سیستم‌های تابعه متفاوتی قرار دارند و در شرایط طبیعی هیچگونه برخورد امنیتی با یکدیگر نخواهند داشت؛ اما همین که پای سلطه هژمونیک و یکجانبه‌گرایی ایالات متحده به عنوان یک بازیگر مداخله‌گر به میان می‌آید، مسائل و منافع ایران و چین با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کند.
از این رو مداخله‌گری ایالات متحده به همراه اشاعه احساسات ملی‌گرایانه و ضد آمریکایی در جنوب شرق آسیا، مخالفت چین با جنگ عراق، مسأله اعمال نفوذ در غرب اقیانوس آرام، اختلاف نظرهای اقتصادی میان واشنگتن و پکن و همچنین مسأله تایوان، موجب خواهد شد که چین به شدت با هرگونه تهاجم نظامی به ایران مخالفت نماید زیرا چنین امری در کوتاه مدت تهدیدی غیر مستقیم و در درازمدت تهدیدی مستقیم محسوب می‌شود. به همین سبب نیز چینی‌ها بارها اعلام کرده‌اند که دیپلماسی را مناسب‌ترین راه حل برای مسأله هسته‌ای ایران می‌دانند و با هرگونه تهاجم نظامی به ایران مخالفت می‌نمایند.
علاوه بر این باید توجه داشت که اقدام آمریکا و اتحادیه اروپا در وضع تحریم‌های یکجانبه علیه ایران، با ناراحتی روسیه و چین همراه شده است. زیرا آنها تصور می‌کنند به رغم همراهی با آمریکا در تصویب قطعنامه علیه ایران، هم‌اکنون با بی‌اعتنایی مواجه شده‌اند و لذا مشارکت خود را با غرب بیهوده می‌بینند. در واقع روس‌ها و چینی‌ها به خوبی می‌دانند که ایالات متحده با تحمیل تحریم‌های مضاعف بر ایران چیزی را از دست نمی‌دهند؛ زیرا عملاً رابطه اقتصادی با ایران ندارد. این در حالی است که روسیه و چین دارای روابط گسترده اقتصادی با جمهوری اسلامی هستند و اعمال تحریم‌های یکجانبه از سوی آمریکا و اروپا می‌تواند منافع اقتصادی آنها را به خطر اندازد. از این رو به نظر می‌رسد روسیه و چین در آینده نه تنها با حمله نظامی به ایران موافقت نخواهند کرد، بلکه عملاً تحریم‌ها را نیز زیرپا خواهند گذاشت.
در این راستا ممکن است تحریم‌های غرب علیه ایران باعث شود که کشورهایی مثل چین و روسیه علاقه بیشتری به افزایش مناسبات تجاری با ایران نشان دهند، زیرا در شرایطی که شرکت‌های غربی ایران را ترک کرده و در عین حال ایران نیز تحت فشار تحریم‌های غرب است، شاید این بهترین زمان برای ورود سایرین به بازار ایران و کسب امتیازهای بیشتر باشد.