تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۷۷۰۶

"نانسی پلوسی" رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در حالی از سرزمین‌های اشغالی فلسطین دیدار کرد که حمایت‌های یک جانبه وی از تل آویو حکایت از همسویی برنامه‌های دمکراتها و جمهوریخواهان آمریکا در قضیه مربوط به فلسطین داشت.

نفوذ و سیطره صهیونیست‌ها در دستگاه حاکمه ایالات متحده سبب شده تا احزاب و تشکلهای سیاسی نظیر دموکرات‌ها و جمهوریخواهان برای تحقق اهداف خود در چارچوب خواسته‌های لابی صهیونیست گام بردارند. در شرایطی که دولتمردان کاخ سفید برای برخورداری از حمایت صهیونیست‌ها جهت ادامه حضورشان در قدرت از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کنند دموکرات‌ها نیز تلاش دارند تا از هم اکنون رضایت لابی صهیونیستی را برای انتخابات 2008 جلب نمایند. در این راستا پس از برگزاری نشست آیپک و تصویب کمک 4/2 میلیارد دلاری به تل آویو در کنگره، نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا راهی سرزمین‌های اشغالی فلسطین شد تا گامی دیگر برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های رژیم صهیونیستی در راه تحقق اهداف دموکرات‌ها برداشته شود. این سفر در حالی برگزار شد که:

الف) چنانکه ذکر شد دموکرات‌ها از حامیان سنتی رژیم صهیونیستی محسوب می‌شوند. پس از برگزاری نشست آیپک و تصویب کمک مالی در کنگره به دست دموکرات‌ها، اکنون نانسی پلوسی با حضور در سرزمین‌های اشغالی فلسطین گامی دیگر برای حمایت از رژیم صهیونیستی برداشته است. وی در دیدار با اولمرت، شیمون پرز و لیونی تاکید نمود که هدف دموکرات‌ها حمایت همه جانبه از رژیم صهیونیستی است. نکته قابل تامل آنکه صهیونیست‌ها همزمان با سفر پلوسی به محاصره غزه و کرانه باختری پرداختند که وی از این اقدام با نام تامین امنیت تل آویو حمایت نمود تا بیانگر نگاه یکسان احزاب و تشکلهای بزرگ آمریکا به صلح در سرزمین‌های اشغالی باشد. در همین راستا این نکته قابل ذکر است که پلوسی از یک سو با حمایت از تشکیلات خودگردان و تکرار شروط کمیته چهار جانبه برای دولت وحدت ملی بار دیگر سیاست تفرقه میان گروههای فلسطینی را تکرار نمود و از سوی دیگر وی ادعاهای مقامات تل ‌آویو مبنی بر مقابله با فعالیت‌های هسته‌ای ایران را تکرار کرد تا گامی در جهت خواسته‌های صهیونیست‌ها بردارد.

ب) هرچند که دموکرات‌ها با جمهوریخواهان در تضاد (البته در تاکتیک نه دراصل موضوع) هستند و برای کسب قدرت به تخریب رقیب خود می‌پردازند اما در نهایت در قبال سیطره ایالات متحده بر خاورمیانه با آنها هماهنگ می‌باشند. پلوسی در سفر خود با تاکید بر اجرای نقشه راه و طرح‌های کمیته چهار جانبه بر استمرار حضور آمریکا در معادلات صلح تاکید نمود تا همسو با جمهوریخواهان برای بهبود چهره تخریب شده آمریکا گام بردارد.

ج) از سیاست‌های ایالات متحده کشیدن اعراب پای میز مذاکره با رژیم صهیونیستی و بهبود چهره واشنگتن میان ملت‌های عرب است. با توجه به اینکه جمهوریخواهان جایگاهی در میان ملت‌ها و سران عرب ندارند دموکرات‌ها امیدوارند تا از جایگاه مثبت پلوسی برای جلب رضایت اعراب برای برقراری روابط با رژیم صهیونیستی و آمریکا برخوردار گردند. این تحرکات پس از نشست سران عرب در ریاض که در آن بر اجرای طرح صلح ملک عبدالله بدون تغییر در مفاد آن تاکید گردید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. 

در نهایت می‌توان گفت که حضور پلوسی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین در ادامه سیاست‌های حمایتی آمریکا از رژیم صهیونیستی است که به اجرای یک جانبه روند صلح به نفع این رژیم صورت می‌گیرد. البته با توجه به عدم حضور دموکرات‌ها در راس قدرت، تحرکات آنها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. با تمام این تفاسیر مواضع پلوسی آشکار ساخت که نگاه دموکرات و جمهوریخواه به صلح خاورمیانه صرفا تامین منافع رژیم صهیونیستی است و آینده مردم فلسطین در آن جایگاهی ندارد. بر این اساس این سفر بار دیگر اثبات نمود که نقشه راه و سیاست‌های آمریکا تحقق بخش خواسته‌های ملت فلسطین در روند صلح نخواهد بود و صرفا استمرار انتفاضه و اتحاد و حمایت فراگیر جهان اسلام از آن تنها راهکار تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف خواهد بود هر چند که مقامات کاخ سفید برای شکست این اتحاد از هیچ توطئه‌ای دریغ نمی‌کنند.

آخرین تلاش‌های اولمرت برای حفظ قدرت

اگرچه "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل پس از شکست در لبنان تمامی تلاش خود را برای حفظ قدرت در عرصه داخلی اسرائیل بکار گرفت اما روند تحولات سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی نشان دهنده آنست که وی در آینده نزدیک از قدرت برکنار خواهد شد.

اولمرت که مارس سال گذشته دولتی ائتلافی را تشکیل داده بود با جنگی از پیش طراحی شده در لبنان برای تقویت دولت خود گام برداشت. ناتوانی وی در متقاعد ساختن طرف فلسطینی در پذیرش طرح‌های سازش و نیز شکست در جنگ 33 روزه لبنان روندی از شکست‌ها را برای اولمرت به همراه آورد.

تشدید مخالفت‌ها در جامعه اسرائیل و احزاب مخالف دولت، کناره‌گیری مقامهای بلندپایه ارتش چون "دان حالوتس"، فاش شدن رسوایی‌های مالی و اخلاقی اولمرت و نزدیکان وی، تشدید بحران اقتصادی و مهاجرت معکوس یهودیان و نیز ادامه واکنش‌های موشکی مقاومت دست به دست هم داد تا اولمرت در میان انبوهی از بحران‌های داخلی و مشکلات قرار گیرد. بررسی سیاست‌های اولمرت در ماههای اخیر نشان می‌دهد که وی برای حفظ دولت راهکارهای مختلفی را آزمایش می‌کند هرچند که تاکنون دستاوردی از این ترفندها نداشته است. این تحرکات عبارتند از:

الف: برکناری و محاکمه برخی سران ارتش و حتی پذیرش استعفای حالوتس رئیس ستاد ارتش به عنوان عامل شکست در جنگ لبنان. وی این طرح را در شرایطی اجرا نمود که با عدم پایان‌پذیری مناقشه شکست در جنگ لبنان در دادگاه تحقیقات، همچنان برای برکناری عامیر پرتز وزیر جنگ و لغو گزارش کامل کمیته تحقیق تلاش می‌کند. این رویکرد وی را در تقابل با حزب کار را که رهبری آن‌را پرتز در اختیار دارد قرار داده است. در این راستا اولمرت با طرح حمایت از قدرت یابی باراک در حزب کار برای سرنگونی پرتز به عنوان آخرین عامل شکست جنگ لبنان فعال شد.

ب: طرح دیگر اولمرت برای حفظ قدرت را تکیه بر فساد موشه کاتساو و لزوم برکناری آن تشکیل می‌دهد. وی بر این باور بود که با کناره‌گیری کاتساو، بحران سیاسی در تل آویو ایجاد می‌شود و از اینرو از یک سو افکار عمومی را به فساد مسئولان گمراه خواهد کرد و از سوی دیگر احزاب و کنیست نیز برای جلوگیری از تشدید بحران سیاسی حفظ قدرت وی را خواهند پذیرفت.

ج) صهیونیست‌های تندرو بازیگران تاثیرگذار در تحولات تل آویو هستند. این مساله سبب شد تا سران این رژیم اسرائیل برای حفظ دولت به حمایت از خواسته‌های این گروه بپردازد. تشدید یورش به سرزمینهای فلسطینی به عنوان پیش شرط صلح، و آغاز جنگی دیگر علیه لبنان و نیز تلاش دو چندان برای تحقق طرح سازش اعراب و رژیم صهیونیستی و مقابله با ایران، از اقدامات اولمرت برای جلب رضایت تندروها بمنظور پذیرش ادامه حضور وی در قدرت است.

ی) تاکید بر تشکیل حزب جدید با ائتلافی از کادیما، لیکود، کار با رهبری باراک و اسرائیل بیتنا با محوریت لیبرمن راهکار دیگر اولمرت برای کاهش مخالفان است. وی از یکسو نمایندگانی از این احزاب را به کابینه دعوت نموده است و از سوی دیگر بر ایجاد حزب راست گرا با رهبری و آرمان جدید تاکید کرده است تا شاید بدین وسیله کنیست و احزاب مخالف را با سیاست‌های خود همراه نماید.

د) نکته مهم در تحولات سرزمین‌های اشغالی فلسطین نقش بازیگران خارجی بویژه آمریکا و اروپا است. اولمرت اکنون باغ گرایش به آمریکا و اتحادیه اروپا و جذب کمک‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی از آنها از یک سو از مهره آنها برای جلب رضایت افکار عمومی و از سوی دیگر از حمایت آنها برای حفظ قدرت بهره‌برداری می‌کند. اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی اولمرت که تاثیر مستقیم بر احیای جایگاه سیاسی و مردمی او دارد نیز از جانب آنها اجرا می‌شود.

براساس آنچه ذکر شد باید گفت که اولمرت اکنون در سراشیبی سقوطی قرار گرفته است که تاکنون ترفندهای وی مانع از ادامه آن نشده است. اولمرت در شرایطی است که صرفا فرافکنی‌ها و ایجاد بحران در فلسطین و منطقه دولت وی را حفظ کرده است که در صورت برقراری ثبات نسبی در فلسطین و منطقه دولت وی در کوتاه‌ترین زمان ممکن سقوط خواهد کرد.