پل ای. تیلور و جان ال. هریس
مترجم: یعقوب نعمتیوروجنی
رسانهها در زندگی و جامعه مدرن کنونی نقش و جایگاه بی بدیلی به خود اختصاص داده اند؛ تا جایی که شاید به جرات بتوان گفت تصور جامعه معاصر بدون رسانههای گوناگون کنونی، بسیار دشوار به نظر میرسد. با این وصف و با توجه به حضور گسترده و همه جاگیر رسانههای مدرن، باید اذعان داشت که این واسطه ها تاثیر عظیمی بر حوزه های مختلف زندگی بشر میگذارند. اندیشمندان علوم اجتماعی، مطالعات فرهنگی، جامعه شناسی، ارتباطات و مطالعات رسانه آن هم از طیف های مختلف فکری به بررسی و نظریه پردازی درباره تاثیرات بویژه فرهنگی رسانه ها بر جامعه رسانه ای پرداخته اند؛ مسلما این دیدگاه ها نیز به صورت طیف بوده و از دید مثبت در یک سر آن تا رویکرد منفی در سر دیگر این طیف در نوسان است. البته به نظر می رسد که جریان فکری غالب راجع به تاثیرات فرهنگی رسانه ها متعلق به دیدگاه های مثبت و خوشبینانه باشد؛ ولی در سوی دیگر نظریه پردازان انتقادی با دیدی منفی و با بدبینی به این تاثیرات می نگرند؛ این متفکرین استدلال می کنند که نظریه پردازان معاصر در بررسی های خود، جنبه های متعدد نامناسب و منحرف ساز فرهنگ رسانه ای شده را نادیده گرفته اند. باور خوشبینانه به چنین تفاسیری عمدتا با استفاده از اصطلاح فراگیر "عامه گرایی فرهنگی" مورد بحث واقع می شود. "نظریات انتقادی رسانه های گروهی, گذشته و حال" را شاید بتوان یکی از جامعترین متون درباره رویکردهای انتقادی نسبت به تاثیرات فرهنگی رسانه ها قلمداد نمود. کتاب 263 صفحه ای "نظریات انتقادی رسانه های گروهی" اثر پل ای. تیلور و جان ال. هریس در سال 2008 میلادی توسط انتشارات Open University Press برکشایر انگلستان، منتشر شده است . پل ای. تیلور، مدرس ارشد نظریه ارتباطات در دانشگاه لیدز انگلستان و جان ال. هریس نیز پژوهشگر آزاد می باشد. این کتاب، با ابتنا بر شرح تاریخی و معاصر از انگاره های نظریه انتقادی همچون نظریه صنعت-فرهنگ (این استدلال که فرهنگ رسانهای گروهی، به طور نامتناسبی، کالایی و سازماندهی شده)، ابتدا شرح و نقد مختصری از عامه گرایی فرهنگی و رویکردهای خوشبین ارائه می دهد. در ادامه کتاب حاضر در دو بخش (گذشته و حال) و هشت فصل تلاش دارد تا عمده ترین مضامین انتقادی نظریه پردازان انتقادی کلیدی را تشریح نماید؛ البته در این میان به متفکرینی همچون والتر بنیامین و مارشال مک لوهان نیز اشاره می شود، در حالی که در وهله اول این اندیشمندان به نوعی حامی رسانه ها و دارای دیدی مثبت به آنها به شمار می آیند؛ ولی نویسندگان با موشکافی، درونمایه های انتقادی پنهان نظریات این متفکرین را نشان می دهند. دیگر متفکرین مورد بحث در بخش اول کتاب عبارتند از: تئودور آدورنو، زیگفرید کراکر، و گای دوبور.در بخش دوم کتاب و با استفاده از انگاره های کلیدی بخش اول، ضمن کاوش مختصر در رهیافت های فکری اندیشمندان کلیدی زمان حال همچون ژان بودریار و اسلاووی ژیژک، پیوستگیهای نظری این دو دوره به وضوح نمایانده می شود. دراین بخش به مسائلی همچون شُهرگی معاصر و نقش شُهره ها در زندگی فرهنگی جوامع معاصر پرداخته شده و برنامه ها و قالبهای تلویزیونی نوینی همچون تلویزیون به اصطلاح واقع نما و تلویزیون پیشپاافتادگی و نقش این قالبها در جامعه
رسانه ای کنونی مورد تشریح قرار می گیرد.ناگفته پیداست که آماج نقدهای این کتاب، فرهنگ مصرفی سرمایه داری و صنعت فرهنگ را نشانه گرفته است، چرا که سرمایه داری معاصر تلاش دارد فرهنگ را نیز به صورت یک کالای مبادله پذیر و قابل جانشینی و آن هم به صورت انبوه در آورد و به نظر می رسد که در این میان تا حدود زیادی موفق نیز بوده است. نویسندگان نیز تلاش دارند تا ضمن تشریح وضعیت موجود، آسیبهای فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی کالایی شدن رسانه ای فرهنگ را نشان دهند. کتاب "نظریات انتقادی رسانه های گروهی, گذشته و حال" در اواخر مردادماه 1389 با ترجمه یعقوب نعمتی وروجنی و توسط موسسه جام جم منتشر شده است. از نکات جالب این کتاب دیباچه ای است که توسط نویسنده اصلی کتاب یعنی دکتر پل. ای. تیلور بر ترجمه فارسی نگاشته شده است. وی در این دیباچه ضمن ابراز خوشوقتی از ترجمه کتابش به زبان فارسی به تشریح تفاوتهای قلمرو رسانه ای در غرب و ایران پرداخته است. از نظر ایشان در غرب، امتزاج صورتبندی کالایی با رسانه ها به حدی شایع و فراگیر شده که هم اینک گرفتن فاصله انتقادی از قلمرو رسانه ایِ محاطگر مخاطبین، برای آنان دشوارتر گردیده است. شاید ایرانیها با توجه به قرار گرفتن در محیط فرهنگی، ایدئولوژیک و جغرافیایی متفاوتی نسبت به غرب، مصونیت بیشتری در برابر این فضای قلمرو رسانه ای داشته باشند.
به زعم ایشان، ماهیت غیرکالایی ارزشهای فرهنگ اسلامی بدین معناست که هنوز امکان دارد مابین آنچه که در رسانه ها نمایانده می شود و آن چه که در زندگی روزمره رخ می دهد، مرزبندی مستحکمتری انجام داد. وی معتقد است به خاطر فضای فرهنگی که ایرانیها در آن قرار گرفته اند از بسیاری از آسیبهای فرهنگی موجود در قلمرو رسانه ای غرب مصون هستند.