تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۱۷۷۲۵۳
جنگ نرم، بسترها و راه‌های مقابله در گفت‌وگوی «جوان» با حمید داوودآبادی
ماریا بختیاری اشاره: حمید داوودآبادی متولد 25 مهر 1344 در تهران فعالیت نویسندگی خود را از سال 1367 با خاطراتی از جبهه در روزنامه جمهوری آغاز کرد و نخستین کتابش را با نام «یاد یاران» در سال 69 به رشته تحریر درآورد. وی از آن سال تاکنون به فعالیت خود ادامه داده و حاصل این دلمشغولی‌ چاپ 14 عنوان کتاب به نام‌های یاد یاران، یاد ایام، تفحص، دجله در انتظار عباس، پرواز پروانه‌ها، خاطرات انقلاب، خاطرات شکنجه، آیا می‌دانید؟ دفاع مقدس در اینترنت، ستارگان درخشان تاریخ، پاره‌های پولاد و کمین جولای بوده است. وی همچنین در این روزها مشغول نوشتن آخرین صفحه‌های کتابی با عنوان چادر وحدت است؛ کتابی که در آن وقایع سال‌های 1355 تا 1360 را شرح داده است. داوودآبادی که در این سال‌ها همیشه از شغل‌های دولتی گریزان بوده است، به عنوان سردبیر مجله فکه، دبیر نشریه فعالیت آفرینش و سردبیر مجله 15 خرداد فعالیت کرده و نیز همکاری‌های کوتاه مدتی را با روزنامه‌های کیهان و جمهوری داشته است و امروز سایت ساجد که یک بانک جامع اطلاعاتی دفاع مقدس است، زیر نظر داوددآبادی است. این سایت از یک سال پیش ایجاد شده و فعالیت این بانک‌ اطلاعاتی بهانه‌ای شد تا ما میزان این نویسنده جنگ باشیم.

* به عقیده شما در مسیر مقابله با جنگ نرم از چه راهکارهایی می‌توان استفاده کرد؟
** جنگ نرم تفاوت‌های بسیاری با نوع سخت آن دارد، از این رو مقابله دشوارتری را نیز می‌طلبد چرا که در آن آتش‌بس، خستگی، رمز عملیات، موقعیت و سایر مسائل جبهه جنگ وجود ندارد ضمن آنکه مداومت آن در کنار عدم تشخیص دشمن و ضربه‌هایش مبارزه سخت‌تری را به دنبال دارد.
* جنگ نرم بیشتر در چه حوزه‌هایی آسیب‌رسان است؟
** متأسفانه اندیشه‌های مخالف مذهبی از طریق اینترنت و مواردی نظیر آن در جامعه ما نفوذ پیدا کرده و تأثیرات مخرب خود را به راحتی بر پیکره خانواده و اجتماع تزریق می‌کنند و از آنجا که نخبگانی که کمر به نابودی ما بستند هوشمندانه عمل می‌کنند نمی‌توان به آسانی متوجه نحوه و چگونگی ضربات آن نشد.
* به چه علت آسیب‌های اینترنت را در جریان افزایش جنگ نرم اصل و تأثیرگذار می‌دانید و این آسیب‌ها را چگونه تحلیل می‌کنید؟
** اینترنت بدون هیچ نظارتی مورد استفاده افراد قرار می‌گیرد و با توجیه‌هایی مانند اینکه جوان نیاز به ارتباط با جهان را دارد بدون اساس و فیلتر وارد حیطه اجتماع می‌شود در حالی که حتی در کشورهای غربی هم کنترل و نظارت توسط خانواده بر استفاده از اینترنت وجود دارد.
متأسفانه 70 درصد کاربرهای این رسانه به دنبال جریانات مبتذل آن هستند نه صرفاً پژوهش و تحقیق مباحث علمی و در این رابطه سؤالی مطرح است که آیا جوانی که تمام شب پای اینترنت می‌نشیند مشغول تحقیق است؟ مسلماً خیر. سرگرمی‌های نادرستی چون چت و... قطعاً جوان را به مبانی اساسی اسلام هدایت نمی‌کنند و اگر هم از این طریق به مباحث سیاسی و فرهنگی بپردازند مانند بحث در تاکسی کاری بی‌نتیجه است.
* دولت چه اقداماتی می‌تواند برای مبارزه با جنگ نرم داشته باشد؟
** برای مبارزه با جنگ نرم بیش از هر چیز نیاز به ابتکار عمل است اما متأسفانه اقدامات گروه‌ها و ارگان‌های دولتی منفعل پیش می‌رود و سازمان‌هایی چون تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، حوزه علمیه قم، صدا و سیما، وزارت ارشاد و بسیاری دیگر که می‌توانند در مقابله با جنگ نرم تأثیرگذار باشند با کمترین عکس‌العمل‌ها به عنوان شاهد و ناظر جریانات عمل می‌کنند و هیچ اقدام پیشگیری کننده‌ای را برای مقابله در دستور کار خود قرار نمی‌دهند در حالی که پرونده میدان جنگ نرم کسی است که قدرت پیش‌بینی شرایط را داشته باشد.
* منظورتان از قدرت پیش‌بینی و ابتکار عمل در مقابله با جنگ نرم چیست؟
** دشمن در این جنگ بسیار هوشمندانه عمل می‌کند و به اصطلاح از بالا به کمین نشسته و علاوه بر انجام برنامه‌های خود راهکارهای ما را در جهت مقابله مشاهده و به نوعی حریف را دور می‌زند، در واقع ما را سرگرم مشکلات قدیمی کرده اما خود با استفاده از روش‌هایی متفاوت و جدید لطمه‌اش را به طرق دیگر وارد می‌کند. به طور مثال هنگامی که مشغول جمع‌آوری ماهواره هستیم خیلی آرام اینترنت را وارد فضای جامعه کرده و به آسانی اهداف خود را در لباسی نو ادامه می‌دهند، به همین دلیل تا زمانی که در این عرصه ابتکار عمل را در دست نگیریم، بازیچه دشمن خواهیم بود و همچنین تنها با انجام اقدامات نظامی انفعالی و لحظه‌ای بیش از پیش بازنده این نبرد خواهیم شد.
* از دید شما اساسی‌ترین مشکل مدیران در مقابله با جنگ نرم چیست؟
** بزرگ‌ترین مشکل ما در این حیطه نداشتن «اتاق فکر» است که این مسأله ناشی از عدم تربیت کارشناسان فرهنگی در طول 30 سال انقلاب اسلامی است.
به طور حتم فارغ‌التحصیلان بسیاری در شاخه‌های مختلف اعم از دانشگاهی و حوزوی در کشورمان تربیت شده‌اند اما برای رفع مشکل فوق کارآمد نیستند چرا که عرصه مبارزات فرهنگی نیازمند وجود افرادی است که به طور تخصصی و به منظور شناخت فرهنگ جامعه و آسیب‌های آن تربیت شده باشند و با شناخت عمیق از نوع آسیب‌های وارد از جانب دشمن به اصطلاح 24 ساعت قبل اقدام آنها را پیش‌بینی کرده و در جهت رفع آن خیز بردارند چرا که فهم اقدام دشمن پس از اینکه لطمه‌های جبران‌ناپذیر خود را وارد کرد «نوشدارویی است» است پس از مرگ سهراب(1)».
* به عقیده شما برای آگاهی جوانان چه باید کرد؟
** متأسفانه ما می‌نشینیم تا غرب فرهنگ نامناسب خود را مانند سمی مهلک به جوانان بخوراند و پس از مسمومیت به فکر یافتن پازدهر خواهیم افتاد در حالی که کارشناسان فرهنگی خبره می‌توانند نه تنها جوانان بلکه همه جانبه را در برابر چنین سمومی واکسینه کنند و این عدم وجود واکسن علیه فرهنگ بیگانه اساسی‌ترین مشکلی است که خود نیز نشأت گرفته از عدم وجود اتاق فکر است.
* می‌توانید این مسأله را شکافته و یکی از آسیب‌هایی را که به جامعه زده بررسی کنید؟
** بله نمونه عینی این مسأله را در زندگی فعالان انقلاب و جبهه‌های جنگ تحمیلی بسیار دیده‌ایم که متأسفانه فرزندانشان چنانچه انتظار می‌رفت دوستدار انقلاب نشده و حتی برخی به انقلاب لطمه زدند و به کشورهای خارجی پناهنده شدند.
* فکر می‌کنید این مسأله ریشه در چه امری دارد؟
** در اینجا که دشمن در اقدامی آگاهانه روی فرزندان این افراد سرمایه‌گذاری کرده تا راه پدرانشان را ادامه ندهند.
* به عقیده شما کدام نهاد در مسیر مقابله با جنگ نرم کوتاهی کرده است؟
** از آنجایی که جنگ نرم عرصه تقابل فرهنگ‌هاست، «شورای عالی انقلاب فرهنگی» باید برای مبارزه با این پدیده اقدام کند اما متأسفانه این نهاد مصوبات خود را به روز نکرده و با استفاده از مصوبات 30 سال پیش نیز نمی‌تواند نقش مؤثری را در این زمینه ایفا کند و بنده معتقدم تنها با برگزاری جلسات متعددی میوه خوردن و شعار دادن نمی‌توان کاری از پیش برد.
از طرف دیگر چون مصوبات این شورا به سرعت به اجرا در نمی‌آید و با گذر زمان رو‌به‌رو می‌شود کاربرد خود را از دست می‌دهند در حالی مصوبات نهاد مذکور باید به صورت یک عملیات ستادی به اجرا گذاشته شوند تا بتوانند کارکرد مناسبی پیدا کنند.
* شما در صحبت‌هایتان از تغییر عنوان تهاجم فرهنگی به جنگ نرم صحبت کردید در حالی که جنگ نرم در مقایسه با تهاجم فرهنگی عناصر بیشتری را در بردارد چرا که در مورد تهاجمات فرهنگی عنصری از خارج کشور سعی در ایجاد اخلال و تغییر در فرهنگ را دارد اما جنگ نرم می‌تواند در داخل کشور نیز پی‌ریزی شود، نمونه این امر نیز جریاناتی است که پس از انتخابات رخ داد، در این مورد نیز توضیح دهید.
** تهاجم فرهنگی 20 سال پیش در عملکرد و تفکر مسئولان ما تأثیر گذاشت و این امر سبب شد برخی امور کشور در مسیری نادرست پیش رفته و زمینه‌ساز مسائلی مانند آنچه بعد از انتخابات رخ داد، شود. متأسفانه مسئولان ما فقط حرف می‌زنند و در عرصه عمل چندان خوب پیش نمی‌روند.
جوانان نیز که قرار است از عمل مسئولان الگوبرداری کنند تحت تأثیر بی‌تعهدی قرار می‌گیرند و در این حالت نمی‌توان گفت چرا جوانان از عرصه عمل دور شده‌اند زیرا «رطب خورده‌ کی تواند کند منع رطب».
جالب است بدانید علی‌(ع) می‌فرماید: «اگر کسی ادعای مؤمنی دارد به او قدرت بدهید زیرا قدرت وسیله‌ای است برای محک ایمان مردان» به همین دلیل ممکن است بنده درباره ایمان جوانان، حجاب زنان و بسیاری مسائل دیگر اعتقادات محکمی داشته باشم اما زمانی که به منصب رسیدم ناخودآگاه معیارهایم تغییر کند. در این زمینه با یکی از مسئولان اصولگرا صحبت کرده و به او گفت: دو گروه در مورد شما اشتباه می‌کردند گروه‌های حزب‌اللهی که گمان می‌کردند اگر شما به قدرت برسید با تفکر تند حزب‌اللهی خود تهاجم فرهنگی را قلع و قمع می‌کنید و گروه دیگر که معتقد بودند حضور شما بر مسند قدرت سبب می‌شود سخت‌گیری‌های بیجایی را اعمال کرده و حرکتی نامتعادل خواهید داشت.
اما هر دو گروه سخت در اشتباه بودند چرا که بسیاری از کتاب‌ها و فیلم‌هایی که در دوره اصلاحات مجوز نگرفته بود در زمان ریاست شما و حاکمیت گروه‌های حزب‌اللهی مجوز گرفت.
چرا مسئولان دوره اصلاحات که به اصطلاح خودشان تفکری باز داشتند مانع از چاپ بسیاری از کتاب‌ها شدند اما گروه‌های حزب‌اللهی برای آنکه بتوانند پز روشنفکری بدهند، چاپ همان کتاب‌ها را آزاد می‌کنند؟ «زاغ آمد راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش یادش رفت(!)»
* چه چیزی باعث به وجود آمدن چنین نگاهی میان مسئولان شده است؟
** بزرگ‌ترین مشکل مسئولان فرهنگی ما عدم قبول افکار خودشان است از این رو به دنبال تقلید از افکار دیگران می‌روند و در نهایت به مسیری کشیده می‌شوند که اصلاً از آنها انتظار نمی‌رود.
تا به حال ندیده‌ایم که افراد روشنفکر ادای مذهبیون را در بیاورند اما افراد مذهبی سعی می‌کنند به دنبال افکار و ایده‌های روشنفکرمآبانه بروند. مگر افکار مذهبی چه ایرادی دارد که چنین حرکت غلطی را انجام داده و جامعۀ را از مسیر دست خارج کنیم و در حالی که فرزندان خود را مذهبی بار آورده‌ایم چرا باید فرزندان مردم را به این سمت سوق دهیم که افکار روشنفکری را دنبال کنند؟ آیا مرگ برای همسایه خوب است؟
* دلیل این دوگانگی چیست؟
** دلیل این دوگانگی این است که فعالیت‌های فرهنگی و اسلامی خود را رها کرده و به آنها عمل نمی‌کنیم و در نهایت دچار بلاتکلیفی شده و در جنگ فرهنگی شکست می‌خوریم.
مدیرانی که جرأت اجرای افکار خود را ندارند علاوه بر ضرر زدن به خودشان قشر عظیمی از افراد جامعه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند و رفتار متناقض شأن هیچ توجیهی ندارد به همین علت مرتباً اشتباه کرده و در توجیهات خود می‌گویند من طبق برنامه حرکت می‌کنم و در دایره چنین توهماتی روزهای مدیریت خود را طی کرده و پشت سر می‌گذارند.
دانشگاه‌ها می‌توانند محل فکر باشند اما در حال حاضر این توان را ندارند که زنان و مردان تربیت یافته‌ای را به آینده جامعه تحویل دهند، از این رو همین دانش‌آموختگان روزی بر مسند قدرت می‌رسند و به راحتی تحت تأثیر هر حزب و فکری قرار می‌گیرند و به اصطلاح طبق جریان آب حرکت می‌کنند.
* طبق گفته‌هایتان به دلیل عدم کارشناسی مناسب اقداماتی در کشور صورت می‌گیرد که نه تنها حرفه‌ای نیست بلکه عواقب منفی بسیاری زیادی را در خود دارد به طور مثال فیلتر شدن سایت‌ها محدود به سایت‌های غیر اخلاقی نشده و بسیاری از سایت‌ها سیاسی و اجتماعی را نیز در بر گرفته که در واقع این حرکت با هدف منع آشنایی جوانان با افکار متفاوت مدون می‌شود اما در مقابل جوانان نیز از طریق فیلترشکن‌ها وارد بسیاری از سایت‌ها شده و از آنها استفاده می‌کنند. در این خصوص چه نظری دارید؟
** نظارت داشتن یعنی اشراف به همه مسائل و امور مختلف، این در حالی است نگاه از بالا به هر مسأله‌ای و منع آن مسأله حساسیت‌زا خواهد شد و از آنجا که متأسفانه بر راه‌های استفاده درست از تکنولوژی و فکرهای نوین دنیا واقف نیستیم نمی‌توانیم از این ابزار استفاده درست داشته و تنها ثمرات مثبت این رسانه را به کار بگیریم یا راهکارهایی برای مقابله یا حذف به موقع تخریبات آن ارائه دهیم.
بنده با تحقیقی که در زمینه فیلترینگ‌ها انجام دادم متوجه شدم اولین فیلترینگ‌ها در دوره اصلاحات ایجاد شدند و تنها سایت‌های سیاسی را شامل می‌شدند اما اگر کلماتی چون پهلوی، سازمان مجاهدین خلق یا برخی اسم‌های علمی و تاریخی دیگری را جست‌وجو می‌کردیم با سایت‌هایی فیلتر شده روبه‌رو می‌شدیم اما سایت‌های مبتذل و غیر اخلاقی باز بوده و هیچ نظارتی را بر خود نداشته‌اند البته مسئول مخابرات وقت معتقد بود سایت‌هایی که فیلتر نشده‌اند مشکلی نداشتند.
متأسفانه در حال حاضر نیز بسیاری از سایت‌های سیاسی فیلتر شده‌اند اما در مقابل بسیاری از سایت‌های مبتذل نیز متلاشی شده‌اند اما با همه این اوصاف معتقدم فیلترینگ سایت‌ها نیاز به دلایل درست و نظارتی کارشناسانه دارد.
در فضای کاملاً باز سال‌های 60 ـ 59 حدود هزار نشریه در ایران منتشر می‌شد اما شرایط حاکم بر جنگ تحمیلی جامعه را به سمت دیگری پیش برد به همین دلیل حزب‌ها و روزنامه‌های بسیاری تعطیل شدند چرا که دولت‌ نمی‌توانست به طور همزمان درگیر سایر مسائل بوده و جنگ تحمیلی را نیز مدیریت کند.
پس از انتخابات اخیر نیز چنین اتفاقاتی رخ داد و از آنجایی که شرایط مانند زمان دفاع مقدس خاص و غیر قابل کنترل شده بود، تنها راهکار باقی مانده به فیلترینگ ختم می‌شد زیرا سایت‌ها و شبکه‌‌های مخالف با انقلاب با تمام نیرو جلو می‌آمدند و راه دیگری برای مقابله وجود نداشت اما همان طور که در ابتدا نیز گفتم ارگان‌ها و رسانه‌های ما اغلب اوقات منفعل عمل می‌کنند، از این رو ابتکار عمل کاملاً به دست رسانه‌های بیگانه است.
پیش‌بینی شیوه‌های ورود و نفوذ رسانه‌ها، ایجاد دیوار دفاعی از طریق واکسینه کردن جوانان‌، تدوین سایت‌های خبری مستقل و غیر دولتی از جمله اقداماتی است که می‌توان در این زمینه داشت اما متأسفانه اکثر روزنامه‌ها و سایت‌های معروف و پر مخاطب از تنوع خبری پایینی برخوردارند.
مقام معظم رهبری در فرمایشات خود گفته بودند اگر مجله‌ای با رویکرد سیاسی مخالف به چاپ می‌رسد، راه مقابله با آن حذف و تعطیلی آن نیست و اگر می‌خواهید با آن مقابله کنید بهتر است نشریاتی قوی‌تر ایجاد کنید اما متأسفانه به گفته‌های ایشان کمتر عمل می‌شود. اگر ما به رهبری اعتقاد داریم و می‌دانیم که ایشان بهتر و کامل‌تر از دیگران است و مدعی پیروی از افکار نابشان هستیم باید هر آنچه را که می‌گویند با گوش جان شنیده‌ و به آن عمل کنیم.
* پس مشکل اصلی مدیران ما را در چه امری می‌بینید؟
** بزرگ‌ترین مشکل مدیران ما پیروی از تفکر سلیقه‌ای و عدم ولایت‌پذیری است و تا زمانی که ولایت‌پذیر نباشیم با مشکلاتی چون حوادث پس از انتخابات یا کوی دانشگاه روبه‌رو خواهیم بود. می‌گویند «اعتقاد مانند میخی است که هر چه بهتر آن را بکوبی بیشتر در ذهن فرو رود» با این وجود بنده معتقدم برخوردهای آتی و کوبنده نمی‌تواند راه مقابله با جریانات فکری باشد به طور مثال در بررسی مسیر و چگونگی عملکرد پیامبر(ص) در جریان دعوت مردم به اسلام متوجه خواهیم شد که ایشان با کتاب قرآن به میان مردم آمد و با کلام تفکر انسان‌ها را تحت‌الشعاع قرار دادند.
* به نظر شما با چه روش‌هایی می‌توان فکر جوان امروز را واکسینه‌ کرد در حالی که این حوانان دائماً با جریان‌های فکری جدیدی روبه‌رو می‌شوند.
** واکسینه اگر به روز باشد می‌تواند به شناخت بیماری‌های روز نیز بینجامد و کاربرد پیدا کند اما افرادی که در جنگ تحمیلی حضور داشتند و امروز جزو مسئولان کشور محسوب می‌شوند زمانی آنها جنگ تحمیلی تمام شد به جوانان نگفتند چرا دفاع مقدس بعد از فتح خرمشهر ادامه پیدا کرد در حالی که توضیح این امر کار مشکلی نبود و در ایامی مانند سالگرد فتح خرمشهر تنها به میان خاطراتی از آن روزها و برنامه‌های حاشیه‌ای بسنده می‌شود در حالی که می‌توان به سؤال‌های جوانان پاسخ داد.
معتقدم جوان باید بتواند پاسخ سؤالات خود را بگیرد در غیر این صورت این سؤال‌ها در ذهن آنها رسوب کرده و مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند، البته توجیه با پاسخ فرق می‌کند و بسیاری از مشکلات جوانان امروز برای گروه‌هایی مانند «شورای عالی فرهنگی انقلاب» قابل فهم نیست.
مثلاً این شورا نمی‌تواند مشکلات اینترنتی جوانان را حل و فصل کند. کسی که استاد دانشگاه است و طلبه نیز بوده و همچنین در کارنامه خود پست‌های مدیریتی فراوانی را دارد، نمی‌تواند کارشناس تمامی مسائل فرهنگی باشد و برای حل مشکلی مانند اینترنت باید از فکر جوانان به اصلاح «نت‌باز» استفاده کرد دخیل کردن جوانان در امور مربوط به خودشان نه تنها ایرادی ندارد بلکه یکی از بهترین راه‌های حل مشکل محسوب می‌شود.
* به عقیده شما مقاومت و پایداری در مقابل جنگ نرم از سوی رسانه‌ها چگونه باشد؟
** زبان، یکی از بزرگ‌ترین رسانه‌هاست در زمان پیامبر(ص) نه اینترنت، نه تلویزیون نه حتی قدرت نوشتن وجود داشت اما پیام حضرت رسول‌(ص) در طول تاریخ ماندگار شد. هر چند ممکن است گستردگی رسانه‌ای در عصر ما نوعی فریب باشد، زیرا این تنوع با دروغ و اعمال سلیقه همراه است هر چند هر یک از رسانه‌ها به غیر از اینترنت اقداماتی در زمینه مقاومت انجام داده‌اند اما متأسفانه جای فرهنگ مقاومت در اینترنت به دلیل عدم آشنایی کامل با آن خالی است، این در صورتی است که هنوز هم بهترین رسانه خود مردم هستند و تعزیه‌خوانی، برپایه تکیه و چنین مراسماتی در ماه محرم اقداماتی نرم علیه جنگ نرم محسوب می‌شود.
کودکان و جوانان امروز می‌توانند با شناخت امام حسین(ع) به خداشناسی برسند اما رسانه‌های مردمی مانند شب‌نشینی‌ها یا برپایی تکیه‌‌ها مانند گذشته به درستی وجود ندارد تا بتوان این شناخت را از این طریق انتقال داد چرا که ماهواره و اینترنت توانسته‌اند به خوبی جای اینها را بگیرند. شاید یکی از دلایل کمرنگ شدن نشست‌های شبانه عدم تحمل‌پذیری مردم است و این سبب می‌شود که تفرق را به تجمع ترجیح دهند و این همان تسلط دشمنان بر ما از حوزه جنگ نرم است. هر خانواده‌ای یک رزمنده و جانباز است اما متأسفانه افرادی که خود حماسه‌ساز جنگ بودند آن روزها را فراموش کرده‌اند و سرگرم زندگی و مسائل اقتصادی شده‌اند.
اما هم خاطره‌ای از آن روزهای حماس‌ساز تعریف کنند مورد توجه جوانان قرار نمی‌گیرد. متأسفانه ما خود در این سال‌های بعد از جنگ تحمیلی آدرس را اشتباه رفته‌ایم و نمی‌دانیم به دنبال القای چه مسائلی به جوانان از طریق ترویج فرهنگ مقاومت و دفاع مقدس هستیم. شعار دادن دوای این درد نیست بلکه پاسخ سؤالات به شیوه‌ای منطقی می‌تواند حرکتی فصیح در ترویج فرهنگ ایثار باشد.