* مایلم گفتوگو را خودتان شروع کنید...
** در ابتدا سالروز تأسیس سپاه را به همه پاسداران و ملت ایران تبریک میگویم. سپاه بر اساس نیازهای انقلاب در همان روزهای اولیه انقلاب شکل گرفت و این نکته قابل توجهی است که سپاه چه روندی را طی کرده و در آینده باید از چه موقعیت و جایگاهی برخوردار باشد. انقلاب اسلامی ایران انقلابی دینی بود و ایران کشوری تحت سلطه آمریکا و نظام طاغوت و وابستگیهای بسیار به نظام سلطه و غرب داشت و سالها بود که غرب بر ایران استیلا داشت. این موقعیت که از دست رفت پیشبینی میشد که نظام نو پای اسلامی را به خود رها نخواهند کرد و نمیگذارند انقلاب سیر طبیعی خود را بگذراند؛
از این رو برای حفظ امنیت انقلاب، پیشبرد آرمانهای انقلاب و مقابله با توطئهها و خنثیسازی آن یک نهاد انقلابی لازم بود که در بدو امر گروههای پاسداران و کمیتهها شکل گیرد و چون گروههای ضد انقلاب سلب امنیت و اخلال را آغاز کردند و نقش سپاه بسیار برجسته شد، از این رو در شورای عالی انقلاب بحث تأسیس رسمی سپاه آغاز شد و این تصویب اساسنامه سپاه با تأیید شورای انقلاب، روز دوم اردیبهشت یعنی 70 روز بعد از انقلاب انجام گرفت و میتوان گفت سپاه عمری به اندازه عمر انقلاب دارد و از ابتدای پیروزی انقلاب چنین ارگانی شکل گرفت و اساسنامه بعداً در مجلس مورد بازنگری قرار گرفت و تصویب شد ولی قبل از مجلس، ما قانون اساسی را داریم و در این قانون اصل 150 به تأسیس سپاه اشاره دارد و سپاه برای دفاع از دستاوردهای انقلاب تأسیس میشود.
* این دستاوردها دقیقاً تبیین شده که فرهنگی است یا نظامی یا سیاسی؟
** دستاوردها در قانون اساسی به شکل کلی گفته شده ولی در اساسنامه سپاه وظایف و مأموریتهای سپاه بازتر و ریزتر شده و در قالب وظایف و مأموریتهای سپاه آمده: نکتهای که مردم خصوصاً نسلهای جوان باید به آن باید توجه کنند این است که سپاه نهادی نیست که وظیفه آن فقط دفاع از نظام و کشور باشد بلکه دفاع از انقلاب و ارزشهای انقلاب است که در رأس آن خود نظام و استقلال سیاسی آن است و مهمترین دستاورد انقلاب که سپاه باید از آن محافظت کند خود نظام و جمهوری اسلامی است و دیگر تلاش و کوشش مستمر برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی است که جزو نکات بسیار مهم است و بسیاری از منتقدان سپاه که خرده میگیرند به این نکته توجهی ندارند که این مجموعه باید تلاش مستمری برای تحقق آرمانهای انقلاب داشته باشد.
* مصداق هم میفرمایید؟
** مثلاً کودتاها، براندازیها، توطئههای مختلف، ایجاد اخلال و ناامنی از مصادیق مقابله سپاه با توطئهها و تهدیدهاست که میتواند در اشکال مختلف بروز و ظهور پیدا کند، اما از دیگر نکاتی که کمتر تبیین شده، فعالیتهای سپاه در عرصه سازندگی و اقتصادی که برخی بدان خرده میگیرند. ما در بدو انقلاب عقبماندگیهای فراوان و محرومیتهای بسیاری داشتیم که موردنظر امام(ره) هم بود که ما به مرز خودکفایی و رسیدن به آرمانهای اقتصادی برسیم که به لطف خداوند سپاه توانسته در این زمینه بسیار مؤثر واقع شود و ما روز به روز این وابستگیها را کاهش میدهیم خصوصاً در جایی که فعالیت اقتصادی باعث قطع وابستگی و رسیدن به خودکفایی است و در مناطقی که احتیاج به کار عمده دارد توانستهایم در عرصههایی مثل نیروگاهها، سدسازی، پتروشیمی و... مفید واقع شویم. مثلاً در عسلویه وقتی قرارگاه خاتم پروژههایی را قبول میکند این بینیازی از شرکتهایی مثل توتال و شل است که بحمدالله توانستهایم قطع وابستگی کنیم و این جزو مأموریتهای سپاه محسوب شده و سپاه توانسته بسیار درخشان عمل کند.
* یعنی ما به جز سپاه قسمت دیگری نداشتیم که این وظیفه را به عهده بگیرد؟
** قطعاً جاهایی که نیاز و اولویت است و امکانی وجود ندارد که دیگران وارد شوند سپاه برای کمک به اهداف و آرمانهای انقلاب وارد خواهد شد. یعنی سپاه هر زمان نیاز به وجود میآید، ورود پیدا میکند. سپاه در قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی جایگاه اصلی خود را پیدا کرد و در سال 61 این اساسنامه به تأیید شورای نگهبان رسید و در این 31 سال سپاه در هر مقطعی، توانسته رسالت خود را تحقق ببخشد که مهمترین دلیل ما هم خنثی شدن همه توطئههای دشمنان علیه نظام است که سپاه همیشه نقش اصلی داشته است، مثلاً در روزهای اول انقلاب ما غائلههایی داشتیم که اهداف تجزیهطلبانه داشتند مثل سیستان و کردستان که سپاه ایفای نقش کرد و اگر ما به سالهای 58 و 59 برگردیم میبینیم سپاه نقش اساسی را ایفا میکند یا وقتی کودتاها انجام میگیرد یا در زمان دفاع مقدس که عراق به نمایندگی از قدرتهای خارجی با ما جنگید که عراقیها به دنبال تجزیه ایران بودند تا خوزستان را جدا کنند و ما اسناد آن را داریم، سپاه با همه توان وارد جنگ میشود و اساساً سپاه در جنگ صبغه نظامی خود را شکل میدهد و در اثنای جنگ با حکمی که امام(ره) به فرمانده سپاه میدهند سپاه مأموریت پیدا میکند تا 3 نیروی زمینی، هوایی و دریایی را تشکیل دهد و این همه برای رسیدن به هدف اصلی انقلاب برای دفع تجاوز و جنگ انجام میگیرد تا اینکه جنگ پایان میپذیرد.
* ولی گویا جنگ برای همه تمام میشود جز برای سپاه، این طور نیست؟
** ببینید، نیرویی که رسالت دفاع از انقلاب و دستاوردهای نظام و مقابله با تهدیدات را دارد همیشه باید آمادگی خود را حفظ کند. بله، جنگ تمام شد ولی تهدید نظامی هیچگاه به پایان نخواهد رسید و برای رسیدن به نقطه بازدارندگی باید سپاه در آمادگی کامل باشد چرا که تهدیدها همیشه هست.
* ما در جنگ نرم و جنگ اطلاعاتی دچار حمله هستیم، تهدید جای خود، ما مورد حمله قرار گرفتهایم؟
**این بحثی فراتر از تهدید سخت دارد، من از رسالت سپاه باید توضیح بیشتری بدهم ما تهدید را خلاصه در تهدید نظامی و سخت نکنیم، ما به عنوان مجموعهای مدافع دستاوردهای انقلاب همیشه باید آمادگی مقابله با تهدیدات سخت و نیمه سخت در هر گوشه کشور یا عامل بیرونی آمادگی لازم را داشته باشیم. تهدید نرم را که امروز به خوبی میبینیم و فتنه سال گذشته نمونه بارز آن است و سپاه همیشه باید آماده مقابله با این تهدیدات باشد. تهدید همیشه با هر ماهیتی متکی بر قدرت است.
تهدید سخت متکی بر قدرت سخت است و تهدید نرم متکی بر قدرت نرم است و ما باید برای هر تهدیدی آمادگی لازم برای مقابله را داشته باشیم و تجهیزات دفاعی خود را افزایش دهیم و برای مقابله با تهدید نرم و تهدید هوشمند که ترکیبی از قدرت نرم و سخت است باید نیروی خود را افزایش دهیم و هر عرصهای اقدام خاص خودش را میطلبد. در عرصه تهاجم و اقدام فرهنگی باید اقدام خاص خودش را انجام دهیم و ما باید با ابزار و سازوکارهای فرهنگی وارد شویم و دیگر ابزار پادگانی و نظامی کارساز نیست. با این نگاه دیگر سپاه از بدو شکلگیری تا به امروز همواره در عرصههای مختلف در حال دفاع از انقلاب بوده است.
* الان با توجه به تهدیدهای نرم و حملات نرم، مقابلات سپاه چگونه است؟
** ببینید در تهدید نظامی و جنگ نظامی مرز ملموس است و وقتی اجرایی شود وضعیت منافع، منابع و همه چیز را دچار خطر میکند ولی در تهدید نرم دیگر این طوری نیست و در تهاجم نرم مرز ظریفی را داریم و خود تهدید نرم و تهاجم فرهنگی خودش خسارت است ولی اگر از مرحلهای بیشتر شود ما با جنگ نرم روبهرو هستیم، همانطور که مقام معظم رهبری در یک مقطعی از تهدید نرم، از تهاجم فرهنگی یاد میکند و در ادامه از تهدید نرم و تشکیل جبهه یاد میکند ولی در سال گذشته از واژه جنگ نرم استفاده میکند یعنی اقدامات دشمن ما را وارد مرحلهای میکند که اگر مقابله نکنیم ما را دچار خسارتهای جدی میکند و دشمن از این رهگذر کشور ما را دچار بیثباتی میکند و در میان مردم شکاف ایجاد میکند و اینجا ما از واژه جنگ نرم استفاده میکنیم و کاربرد این واژهها بستگی به موقعیتهای خاص دارد.
* در این عرصه جنگ نرم آیا امکان به وجود آمدن جنگ سخت هم وجود دارد؟
** این دشمنان ما امروز خودشان را در موقعیتی نمیبینند که علیه ما اقدام نظامی کنند. پس از پایان جنگ و آشکار شدن مؤلفههای قدرت در ایران این بحث پیش آمد که کدام قدرتی میتواند جرأت کند اقدام نظامی علیه ما داشته باشد و با توجه به توانمندیهایی که ملت ایران در دفاع از خود نشان داد و روحیه ایثارگری و سلحشوری مردم و نقش رهبری در این میان و اینکه مردم ایران جنگ علیه ایران را جنگ علیه اسلام میبینند و حاضرند با تمام توان از خود دفاع کنند از همان زمان به این جمعبندی رسیدیم که هیچ قدرت منطقهای جرأت حمله به ایران را ندارد و اگر کشوری بخواهد این کار را کند در حد و اندازه آمریکا باید باشد که چنین تهدیدی را انجام دهد و آمادگیهایی که نیروهای مسلح ما به دست آورد در مقابل چنین تهدیدی بود.
این هوشیاری ما را وارد این نقطه کرده که دشمن احساس کرده در مرحله نظامی اصلاً به پیروزی نخواهد رسید و تهاجم، موقعیت جمهوری اسلامی را قدرتمندتر خواهد کرد ولی در روزهای اخیر هر چند شاهد تهدید هستیم ولی این اقدام انجام نمیشود چرا که جمهوری نظامی استراتژی بازدارندگی دارد و مؤلفههای قدرت را هم برای این بازدارندگی دارد ولی این به این معنا نیست که دشمن هرگز دست به این اقدام نخواهد زد زیرا نظام سلطه در مقابل ما وجود دارد چرا که انقلاب اسلامی جبهه بیداری را در جهان باز کرده و ما شاهد شکلگیری جبههای از کشورهای مطلوم هستیم. در آمریکای لاتین، آفریقا و توانمندیهایی که جمهوری اسلامی در همه عرصهها حتی در عرصه هستهای به دست آورده باعث شده تا کشور ما را در حد یک قدرت جهانی بدانند که میتواند معادلات جهانی را به هم بریزد برای همین ممکن است در صورت عصبانیت جمهوری اسلامی را تهدید کنند کما اینکه ما را با سلاحهای هستهای هم تهدید میکنند اما امروزه هر نوع تهدید نظامی آمریکا را به اهداف خود نمیرساند.
آنها هنوز امیدوارند بتوانند از طریق جنگ نرم به ما ضربه وارد کنند و اگر تهدیدات نظامی را مطرح میکنند این یک نوع دیپلماسی هوشمند است که با ترکیب قدرت نرم و سخت اهداف خود را دنبال کنند، مثلاً ما در سال گذشته شاهد بودیم که افرادی در داخل، این مسأله را مطرح میکردندکه سیاستهای جمهوری اسلامی باعث این تهدیدها میشود و دیدیم یکی از کاندیداهای ناکام اعلام کرد که اگر من به قدرت برسم سیاست معتدلتری به کار خواهم بست تا این تهدیدها را از بین ببرم و او تحلیلی ارائه میکرد که اگر تهدید وجود دارد ریشه در افراطگویی ما دارد و ما باید این را تبیین کنیم که افراطگویی کدام است؟ دفاع از مردم فلسطین افراطگویی است؟! این باید باز شود ولی وقتی این تهدید وجود دارد جریانهایی در داخل میتوانند با بزرگنمایی این تهدیدها و اینکه ما قادر به مقاومت نیستیم به روشی برسند که دشمنان میخواهند و دشمنان ما به دنبال این هستند که با فشار آوردن به جمهوری اسلامی ما را وادار به تغییر سیاسی کنند و این دقیقاً در جهت اهداف آنهاست و آمریکاییها به دنبال تغییر سیاستهای ما هستند و تهدید نظامی آنها این هدف را دنبال میکند و وقتی جریانهایی در داخل باشند آنها هم در این راه تشویق میشوند.
* به انقلاب اشاره کردید و عنوان سپاه هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، لطفاً در مورد فعالیتهای فرامرزی سپاه در راه صدور آرمانهای انقلاب هم بگویید؟
** عنوان سپاه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و انقلاب ما یک انقلاب دینی است و اگر چه در قلمرو سرزمینی ایران پیروز شد، محدود به این قلمرو جغرافیایی نیست و مهمترین آرمان انقلاب سعادت انسانها روی زمین و همان رسالت انبیاست و ما این آرمان و عدالتخواهی و مبارزه با ظلم و دفاع از مظلومان و وحدت مسلمانان را دنبال خواهیم کرد و وقتی ما در قانون اساسی اصول سیاست خارجی را دنبال میکنیم میبینیم که که جمهوری اسلامی خود را در قبال مسلمانان، محرومان و بشریت مسؤول میداند.
در همین راستا سپاه هم باید احساس مسؤولیت کرده، و هم در راستای پیشبرد آرمانهای انقلاب و تلاش و کوشش مستمر برای تحقق اهداف انقلاب که یاری و کمک به محرومان و مستضعفان و جنبشهای آزادیبخش است نقش بازی کرده و برای کسانی که به خاطر رسیدن به استقلال و آزادی خود مبارزه میکنند به عنوان پشتیبان باشد و با توجه به رسالتی که دارد به آنها یاری کند. مثلاً در سالهای گذشته دیدیم که جمهوری اسلامی وقتی دید ملت لبنان یا ملت مظلوم فلسطین آماج حملات قرار میگیرند و ملت فلسطین یا شیعیان لبنان ما را وا میدارد که در پی رسالت خود به آنها یاری برسانیم.
همینطور در دیگر جاها و امروزه میبینیم که ملتهای تحت ستم، جمهوری اسلامی را بسیار دوست دارند و موقعیت خوبی داریم و در این موارد موفقیتهایی که به دست آوردهایم بسیار خوب بوده است، مثلاً دیدیم که مقاومت 33 روزه شیعیان لبنان را به نوعی جنگ با انقلاب اسلامی میدانستند و یا در جنگ 22 روزه در غزه آنها میگفتند جمهوری اسلامی تمام قد از مردم فلسطین حمایت میکند و جمهوری اسلامی بارها با صدای بلند گفته که پشتیبان این ملت است و ما هر کمکی در حمایت به فلسطین و انتفاضه انجام خواهیم داد و طبیعی است که در مواردی که به مأموریتهای سپاه باز میگردد، وارد خواهیم شد چرا که حزبالله و حماس را دنیا مولود انقلاب اسلامی میداند.
* چرا در این زمینه اطلاعرسانی نشده است؟
** اطلاعرسانی هم شده است ولی برای ما انجام کار به بهترین شکل مدنظر است البته ما هرگز در امور دیگر کشورها دخالت نخواهیم کرد ولی وقتی کشوری از ما درخواست یاری میکند این به معنای مداخله نیست و امروز وقتی گروههای فلسطینی از جهان اسلام یاری میطلبند وظیفه همه کشورهای اسلامی این است که به یاری آنها بشتابند. ما اینکه از جنبشهای اسلامی و مستضعفان حمایت کردهایم را پنهان نکردهایم ولی شیوههای این تبلیغ به اقتضای مسائل روز است و این مسأله اطلاعرسانی خود را میطلبد.
* در خاتمه در مورد تحول اخیر در سپاه توضیح دهید. این تحول در چه راستایی بوده؟
** در سالهای جدید دو رویکرد تحولی و تعالی سپاه مطرح بوده است تا ساختار خود را مورد بازنگری قرار دهد و متناسب با نیازها ساختار جدید خود را شکل دهد. ما در 31 سال گذشته هم دیدهایم که در مقاطعی ساختار سپاه تغییر کرده و اکنون نیز نیاز به یک بازنگری در ساختار سپاه بعد از جنگ احساس میشد و ما با مطالعات بسیار، تحولاتی در ساختار سپاه انجام دادیم و آثار آن انسجام بخشی به سپاه در استانها و تشکیل سپاههای استانی بود. امروزه هر استانی یک سپاه دارد که مسقتیماً زیر نظر فرمانده کل سپاه انجام مأموریت میکند و این به ارتقای توان رزمی سپاه در مقابله با انواع تهدیدها یاری میکند و در ساختار جدید چابکی و توانمندی سپاه افزایش یافته است.