محمد محمودیکیا
موثرترین سلاح دشمن در جنگ نرم، بهرهگیری از توان تبلیغاتی به صورت هدفمند و جهتدار میباشد. مقام معظم رهبری حضرت آیتالله العظمی خامنهای در این باره میفرمایند:
«امروز موثرترین سلاح بینالمللی علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛ سلاح ارتباط رسانهای است؛ امروز این قویترین سلاح است و از بمب اتم هم بدتر و خطرناکتر است. این سلاح دشمن را شما در بلواهای بعد از انتخابات ندیدید؟ دشمن با همین سلاح، لحظه به لحظه، قضایای ما را دنبال میکرد و به کسانی که اهل شیطنت بودند، رهنمود میداد. «و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم» دائم به اولیای خودشان ایحا میکردند. خب این حضور دشمن است دیگر؛ حضور دشمن را از این واضحتر و روشنتر میشود فرض کرد؟»
با توجه به توان و ظرفیت بالای رسانهها و همچنین گستره وسیع مخاطبان آن، خطوط اصلی فعالیتهای آن را میتوان در چهار مورد اشاره نمود:
1- از بین بردن امید در دل مردم و ارائه تصویر ناامیدکنندهای از آینده
2- ایجاد تفرقه و چنددستگی در جامعه
3- غافل کردن مردم از دشمنی و ارائه چهرهای مزورانه از خود
4- جلب بیشتر افکار عمومی به نفع خود
امروز از «ضرورت جلب بیشتر افکار عمومی به نفع خود» و «کاربرد وسایل فنی در اقناع جمعی از طریق محاسبات عقلانی و با استفاده از دستاوردهای علمی دانشهای اجتماعی و روانی» به منزله دو پدیده مهم که به امر تبلیغات اهمیت ویژهای بخشیدهاند، نام برده میشود. این خطر وجود دارد که تبلیغات به منزله فنی در تلقین و اقناع جمعی، به صورت ابزاری در جهت خدمت قدرتمندان جهت رامسازی افکار عمومی در آید. چنانکه در آغاز تهاجم رژیم صهیونیستی به لبنان در 1982، شبکه A.B.C اهتمام فراوان داشت که مصاحبهای را با «عزر و ایزمن» وزیر جنگ اسبق رژیم صهیونیستی پیرامون کتاب او «جنگ برای صلح» ترتیب دهد، تا افکار عمومی آمریکاییان را قانع سازد که هر چه رژیم صهیونیستی بدان دست مییازد، تنها و تنها به خاطر صلح آرامش است، هر چند این امر به جنگ و خونریزی و اشغال سرزمین مجاور بیانجامد و طبعاً کشتار و قتل هزاران نفر از انسانها را در پی داشته باشد. در اهمیت و ضرورت تبلیغ، کافی است ذکر کنیم که موفقیت در بسیاری از برنامههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی مرهون در اختیار داشتن ابزار ضروری تبلیغاتی است و باید قرن حاضر را عصر غلبه و سیطره ابزار تبلیغ و وسایل ارتباط جمعی دانست، بنابراین شکست و پیروزی ایدئولوژیها، عقاید و آرمانهای ملی و مذهبی ملل جهان تا حد زیادی موکول به میزان توفیق در تحصیل ابزار پیشرفته تبلیغات است. معمولاً تبلیغات علیه دشمن به صورت جنگ روانی از طریق پخش شایعات صورت میگیرد، برخی از روشهای کاربرد شایعه در تبلیغات عبارتند از:
1- تخریب روحیه: شایعه میتواند برای تخریب روحیه به کار گرفته شود. در سال 1940 ارتش آلمان شایعات خوشبینانه را به جای شایعات بدبینانه در بین سربازان فرانسوی پخش نمود. آنان پس از مدتی متوجه شدند که نمیدانند چه چیزی را باور و چه چیزی را تکذیب کنند. در نتیجه، این وضعیت آنان را در موقعیتی پر از ابهام و نگرانی فرو برد.
2- پردهپوشی: روش مسؤولان تبلیغاتی آن است که به حدی اطلاعات محرمانه منتشر کنند که در میان انبوه اطلاعات ضد و نقیض، اطلاعات اصلی قابل تشخیص نباشد و دشمن گمراه شود.
3- شایعه وسیلهای برای کشف حقیقت: در جنگ دوم جهانی، ژاپنیها اغلب شایعاتی در مورد تلفات آمریکاییها پخش میکردند، اما از میزان تلفات آگاهی نداشتند و از این طریق قصد داشتند، اطلاعات درست را کسب کنند. آمریکاییان برای حفظ روحیه ناچار بودند، حقیقت را بگویند و این امر، اطلاعات لازم را در اختیار ژاپنیها قرار میداد. در دوران جنگ، امکانات رسانهای کشور و حرکات تبلیغی در درون یک استراتژی کلی تبلیغاتی قرار میگیرد و مفاهیم خاصی طراحی میشود تا القای پیامهای روشن به مخاطبان ممکن گردد. این استراژدی در زمان جنگ و صلح دو گانه عمل میکند و بنابر موقعیت زمانی از نظر شکلی و محتوایی متفاوت است.
از این رو موارد ذیل حائز اهمیت میباشد: مقدار افشاگری، طبقهبندی، لحن ارائه خبر، آیا خبر تیتر اصلی است و با تصاویر همراه میباشد. امروز رسانهها، علاوه بر سهمی که در مقاطع مختلف با تأثیرگذاری سریع در رسیدن به وضع مطلوب و اقناع جمعی دارند، با برنامههای بلندمدت و راهبردهای کلان کارکردی نوین با عنوان تولید رضایت برای خود ایجاد کردهاند. در این روش، به جای آنکه توان رسانهها برای اقناع افکار عمومی صرف شود در طولانی مدت دادههای ذهنی مخاطبان را به گونهای مدیریت میکنند که رفتار سیاستمداران در بحران دقیقاً مطلوب نظر آنان باشد. این روش اگر چه زمان بیشتری را میطلبد، نتایج بهتر و پایدارتری را در بردارد. یکی از شیوههای معمول برای دستیابی به چنین نتایجی استفاده از روشها و ابزار تبلیغی است. در تبلیغات تلاش میشود عقیده و کرداری ویژه به طور منظم و جهتدار قبولانده شود.
گاهی کشورهای سلطهجو، برای حاکمیت در جوامع هدف، به جای تحمیل ارزشهای مطلوب خود میکوشند، از طریق رسانهها، نظام هنجاری گروه هدف را به سمت مطلوب خود تغییر دهند. ایجاد تغییر در این حوزه زمینه را برای تغییر ارزشها و هنجارها در جوامع هدف مطابق ارزشهای مدنظر نظام مطلوب کشورهای سلطه جو فراهم میسازد.
یکی از مواردی که همواره در نوک پیکان تبلیغات رسانههای غربی قرار داشته است، مذهب و گرایشات اعتقادی بوده است. به عقیده جوزف نای، مذهب به عنوان منبع قدرت نرم آمریکا همانند شمشیر دو لبه است و اینکه چگونه این شمشیر برش دهد، بستگی دارد که چه کسی از آن استفاده میکند. جهتگیری سیاستهای آمریکا طی سه دهه اخیر در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران همانطوری که پیشتر نیز توسط کمیسیون تدوین استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال 2001 انتشار یافته بود، به جدایی حوزه دین از سیاست یا جدایی جمهوری و اسلامیت از یکدیگر تمرکز یافته است.