تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۷۷۳۰۰

امیرعلی صانعی
هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در تاریخ 13/4/89 به منظور سفر به سه کشور منطقه قفقاز جنوبی، وارد باکو شد. وی علاوه بر جمهوری آذربایجان از جمهوری‌ ارمنستان و گرجستان نیز دیدار کرد.
گفته می‌شود که هدف اصلی سفر کلینتون در این برهه به منطقه قفقاز جنوبی انجام دیپلماسی سیاسی با کشورهای این منطقه در راستای جلب توجه به آنها به سمت آمریکا بوده است. با نگاهی به روابط جمهوری‌های این منطقه به خوبی در می‌یابیم که آمریکایی‌ها نسبت به سنوات گذشته جایگاهشان در این منطقه تضعیف شده و روند اوضاع در کل به نفع روسیه در حال پیشرفت است.
یکی از اهداف اصلی سفر کلینتون به جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، تحرک بخشیدن به اقدامات میانجی‌گرایانه گروه مینسک شورای امنیت و همکاری اروپا در قبال مناقشه قره‌باغ است که هم‌اکنون کشور آمریکا به عنوان یکی از سه رئیس مشترک آن (در کنار روسیه و فرانسه) و یکی از 12 عضو آن، حدود 17 سال است که نتوانسته در چارچوب آن راه به جایی برد. در این مسیر مقامات باکو مدتی است که به دفعات به عدم کارایی اقدامات میانجی‌گرایانه گروه مینسک اذعان کرده و حتی دست به دامن جمهوری اسلامی ایران و ترکیه شده‌اند تا بتوانند از این طریق راه به جایی ببرند. مسئولان جمهوری ارمنستان نیز دنبال شدن همین روند 17 ساله توسط گروه مینسک را در راستای اهداف و منافع خود ارزیابی کرده و در این مسیر بیشترین گرایش را در عمل، به روسیه و سیاست‌های این کشور (به عنوان یکی از رؤسای مشترک گروه مینسک) داشته و دارند.
ضمن اینکه تا به امروز به لحاظ انجام دیپلماسی رسمی، بیشترین تحرک را روسیه داشته است به طوری که به طور متوسط هر سه ماه یک بار جلسات مشترک رؤسای جمهوری روسیه، آذربایجان و ارمنستان با محوریت مناقشه قره‌باغ در حال برگزاری است و البته تا به امروز در صحنه عمل آمریکا پویای و تحرک کمتری را در این عرصه داشته است، حتی بعضاً کمتر از فرانسه، همزمانی سفر رؤسای مشترک و نمایندگان ویژه سه کشور رئیس در گروه مینسک به باکو، به سفر کلینتون نیز از این امر حکایت دارد.
آنچه مسلم این است که گروه مینسک تا به امروز نتوانسته است راه به جایی ببرد و بنابراین فلسفه وجودی آن نیز در نزد نخبگان و مردم این جمهوری‌ها زیر سؤال رفته است و آنها در این مقطع قصد دارند تا به اصطلاح خودی نشان بدهند.
در سفر به گرجستان نیز، کلینتون به دنبال روحیه دادن به حاکمیت این جمهوری – به عنوان مدل دولت‌سازی شده توسط آمریکا با استفاده از ابزار براندازی نرم و انقلاب‌های رنگین در منطقه – در جهت تقابل سرسختانه آن در برابر روسیه بود. البته روسیه به جهت فتح کردن جبهه گرجستان، در امتداد فتوحات سیاسی‌ای که در صحنه اوکراین، قرقیزستان و لهستان داشته است، راه‌ درازی را پیش‌رو دارد، چرا که هم‌اکنون ساکاشویلی توانسته ریشه‌های محکم‌تری را برای خود در عرصه این جمهوری ایجاد کند، به طوری که در انتخابات چندی قبل شهرداری‌ها و شوراهای شهری در این کشور، باز هم شاهد پیروزی عناصر همراه با وی – که ضد روسیه هستند بودیم.
اما بحث جدایی‌طلبی دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی از این جمهوری و حمایت همه‌جانبه روسیه از استقلال این دو منطقه از گرجستان، ضربه مهمی است که روسیه قصد دارد تا از طریق آن، حاکمیت دلخواه خود را جایگزین حاکمیت فعلی در گرجستان کند.
نتیجه اینکه، به رغم ظاهر خوش سفر هیلاری کلینتون به منطقه قفقاز جنوبی، کارشناسان مسائل این منطقه اکثراً بر این مهم معتقدند که دیپلماسی آمریکا در منطقه قفقاز جنوبی هم‌اکنون در وضعیت نه چندان خوبی قرار داشته و در عمل ناکام است و روند اوضاع در این منطقه، برآیندش به نفع روسیه و جریان ضد آمریکا و غرب در حال پیشرفت است.