مجتبی بهرامی
خلیجفارس نه تنها به عنوان قلب انرژی جهان مورد توجه همه کشورها است. بلکه عموماً بحرانها و مسائل مختلفی که در این منطقه جریان دارند نیز همواره خبرساز بودهاند و توجه دولتها و ملتها را به خود جلب کردهاند. در حال حاضر نیز منطقه خلیج فارس با چالشهای امنیتی، ژئواستراتژیک، اقتصادی و اجتماعی متعددی روبهرو است که مهمترین این چالشها عبارتند از:
1- حضور نظامی نیروهای نامی آمریکا در منطقه
2- مسأله هستهای ایران
3- جنگ عراق
4- تروریسم و خطر سازمانهای تروریستی
5- تأمین امنیت صدور انرژی
6- عدم همکاری و همگرایی میان کشورهای منطقه به خصوص میان اعضای شورای همکاری خلیجفارس و ایران.
شرایط داخلی در خلیجفارس به گونهای است که زمینه هرگونه همکاری دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای منطقه را از میان برده و این کشورها را برای کسب امنیت متوجه خارج کرده است. در واقع وجود جو بیاعتمادی میان کشورها و عدم تمایل به پیمانهای منطقهای، زمینه همکاری دوجانبه یا چندجانبه میان دولتها و واحدهای اقتصادی منطقه را از بین برده است و به همین دلیل نیز برخی از کشورهای منطقه برای دستیابی به اهداف، منافع و امنیت ملی خود، به قدرتهای بزرگ فرامنطقهای متوسل شدهاند. بر این اساس حضور مستقیم عامل بیگانگان در خلیجفارس، پیامد اوضاع داخلی منطقه است. به عبارت دیگر عامل اصلی ناامنی، بیثباتی و حضور بیگانگان در مسائل و مشکلات داخلی منطقه نهفته است و برآیند مستقیم عملکرد کشورهای منطقه محسوب میشود. نتیجه این سیاست، ایجاد تنش در روابط دولتهای منطقه با یکدیگر، افزایش جو بیاعتمادی و دخالت فراگیر زمان عامل بیگانه است. از این رو برای از میان بردن معلول، باید علت آن را از میان برد و با اصلاح اوضاع داخلی، نقش عامل بینالمللی را در این منطقه کاهش داد.
واقعیت این است که ناامنی خلیجفارس نه به سود قدرتهای بزرگ و نه به سود کشورهای منطقه است. با این حال هیچ نوع ترتیبات امنیتی که بتواند ضامن امنیت این گلوگاه مهم اقتصاد جهانی باشد، هنوز شکل نگرفته است.
دلیل اصلی چنین امری را باید در عقبماندگی ساختاری کشورهای منطقه که شامل مسائل فکری، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میباشد، در کنار تغییر در ساختار و روند نظام بینالمللی در دهه 90 که با فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی سابق آغاز شد. جستوجو کرد که عملاً بازیگران بینالمللی به ویژه ایالات متحده آمریکا فرصت لازم را برای ایفای نقش اصلی در خصوص امنیت و انرژی منطقه داد.
علاوه بر این، تلاش برخی از کشورهای منطقه جهت مرزبندی با ایران نیز موجب تضعیف روابط آنها و عدم شکلگیری ترتیبات امنیت جمعی در خلیجفارس شد. نمونه چنین امری را میتوان در شورای همکاری خلیجفارس مشاهده کرد. در واقع بیرون گذاشتن ایران از شورای همکاری خلیجفارس، نه تنها باعث قدرتمندی کشورهای عضو این شورا نشد، بلکه عملاً تا حد زیادی شورا را نیز ناکارآمد ساخت. از این رو با توجه به قدرت بلامنازع ایران در منطقه، شکلگیری هرگونه ترتیبات امنیتی و اقتصادی بدون ایران یا به عبارتی بهتر بدون در نظر گرفتن نقشی مؤثر برای جمهوری اسلامی ایران محکوم به شکست است، به عبارت دیگر تأمین امنیت منطقه استراتژیک خلیج فارس از هر جهت تنها با مشارکت ایران عملی خواهد بود.
در نتیجه در حال حاضر نظام امنیتی در خلیج فارس به دلیل فقدان منافع ملی همسو در بین کشورهای منطقه و عدم نیازهای متقابل و وجود تلاش کشورهای درون منطقهای و رقابتها و تضادها با مشکل مواچه است. مسلماً حضور نیروهای بیگانه نیز باعث تشدید و استمرار بحران میشود. از این رو چنانچه اعضای شورای همکاری خلیج فارس بخواهند از این وضع نابسامان خلاصی یابند،ابتدا لازم است که تعریف دقیقتری از طرح امنیتی برای خود و کل کشورهای خلیجفارس به دست آورند و سپس سیستمی را تأسیس کنند که بدون حضور هیچ یک از قدرتهای فرامنطقهای و با مشارکت تمام کشورهای ساحلی باشد.
مسلماً در سایه یک سیستم امنیتی صحیح و با ایجاد یک محیط سالم و خالی از غرضورزیها و دشمنیهای گذشته و همچنین با احترم به استقلال و تمامیت ارضی سایر کشورها میتوان از تدابیر سیاسی جهت حل و فصل اختلافات استفاده کرد. بر این اساس در میان مدت، الگوی همزیستی در چارچوب مدل امنیتی دستهجمعی از مطلوبیت بیشتری برخوردار است و در دراز مدت، همگرایی منطقهای میتواند الگوی جامعی برای تأمین امنیت و پیشبرد منافع اقتصادی کشورهای منطقه باشد.