محمدمهدی تقوی
در روزهایی قرار داریم که یادآور جنگ 33 روزه رژیم جعلی صهیونستی علیه حزبالله لبنان است. چهار سال پیش در چنین ایامی، حزبالله، طعم نخستین شکست رودررو را به بنیاسراییلیان چشاند؛ شکستی که زمینه هدم و نابودی کامل این رژیم جنایتکار خواهد بود.
اما به راستی چگونه این ارتش قدرتمند دنیا که سالانه میلیاردهادلار کمک اقتصادی و نظامی از امریکا دریافت میکند، برابر غیرت مردان حزبالله محتمل شکستی سنگین شد.
1- بیشک مهمترین دلیل شکستهای ارتشهای متحد عربی برابر اسراییل، تکیه این ارتشها بر عصبیت عربی و حس ناسیونالیسم اعراب (پان عربیسم) بود؛ چون هدف آنها، آزادی فلسطین به عنوان یک سرزمین عربی بود؛ اما حزبالله لبنان و جوانان غیور آن، بربحث الهی، ایمانی و اسلامی با محوریت ایدئولوژی شیعه تکیه میکنند و هدف آنها از مقاومت برابر اشغالگران، دینی و معنوی است.
2- حمایت بیچون و چرای مردم لبنان و ملتهای عربی - بر خلاف دولتهایشان - از حزبالله و محبوبیت بینظیر حجتالاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله نیز بیشک به دلیل خصیصه ذکر شده دربند اول است.
حزبالله با توکل برخدا و الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران، عملیات شهادتطلبانه را به عنوان راهکار اصلی خود در تقابل با اشغالگران لبنان و فلسطین قرارداد و عقب نشینی ارتش اسراییل از لبنان در سال 2000 میلادی- نخستین عقبنشینی صهیونیستها از مناطق اشغالی خود از سال 1948 به این سو- نیز دقیقاً به خاطر تدبیر حزبالله در انجام عملیات شهادتطلبانه و تلفات فراوان صهیونیستها از این ناحیه بود.
3- جنگ 33 روزه به دنبال به اسارت گرفتن دو نظامی صهیونیست از سوی حزبالله، توسط ارتش رژیم صهیونیست آغاز شد. در حقیقت اسراییل برای پیاده کردن طرح مضحک دولت نو محافظهکار بوش یعنی به اصطلاح «خاورمیانه بزرگ» در پی بهانه بود تا با یکسره کردن کار حزبالله، نخستین گام ایجاد خاورمیانه مورد نظر ایالات متحده را بردارد ولی ضرب شستی که حزبالله به اسراییل نشان داد و امنیت شهروندان صهیونیست را حتی در سرزمین اشغال شده فلسطین به خطر انداخت، موجب طولانی شدن جنگی شد که بهزعم سران سیاسی و نظامی تلآویو، قرار بود در آن، ظرف چند روز حزبالله از بین برود!
4- جنگ 33 روزه با شکست سخت بنیاسراییلیها خاتمه یافت و رژیم صهیونیستی نه تنها به اهداف خود در این جنگ نزدیک نشد، بلکه حتی مجبور به پذیرش شرایط حزبالله جهت معاوضه آن دو نظامی نگونبخت خود شد؛ حزبالله پیکرهای پاک دهها شهید لبنانی و فلسطینی و آزادی اسرایی که دهها سال در زندانهای رژیم اشغالگر محبوس بودند را با جنازه متعفن دو صهیونیست مبادله کرد. نکته جالب در این معاوضه آن بود که سران تلآویو، تا لحظه تحویل جسد دو نظامی خود، از کشته شدن آنها بی اطلاع بودند!
5- اما دلیل پیروزیهای اخیر بردشمن اشغالگری که پیش از این دو بار از سد ارتشهای کشورهای عربی در عرض تنها شش روز گذشته بود، چیست؟ جواب این سوال بسیار ساده است.
در جریان جنگهای شش روزه، ارتشهای کشورهای عرب زبان درصدد آزادسازی فلسطین به عنوان یک کشور عرب بودند یعنی انگیزه آنها از رها کردن فلسطین از چنگال اشغالگران صهیونیست، احساسات پانعربیستی و ناسیونالیسم عربی بود. این همان انگیزهای است که سازمان آزادی بخش فلسطین (جنبش فتح) در طول حدود نیم قرن مبارزه با صهیونیستها، طرفی از آن نبست و نهایتاً به پای میز مذاکرات ملالانگیز و بینتیجه مادرید، اسلو و... ختم شد؛ مذاکراتی که با له کردن آرمانهای ملت فلسطین، منجر به به رسمیت شناخته شدن رژیم غاصب صهیونستی از سوی فتح و بسیاری از کشورهای عربی شد. اما هدف گروههایی چون حزبالله و به تبع آن به جهاد اسلامی و حماس، الهی، اسلامی و معنوی است.
مقاومت جانانه مردم غزه در محاصرهای چهار ساله از سوی اسراییل و دولت دیکتاتور«مصر، مبارک» نیز در همین راستا ارزیابی میشود. مردم و گروههای مقاومت براساس ایمانی که با توکل به خدا به دست آوردهاند، بحث پان عربیسم را کنار گذاشتند و برای آزادی فلسطین به عنوان قبله نخست مسلمین ومدفن بزرگترین پیامبران الهی تلاش میکنند و خداوند متعال نیز پیروزی و نصر وعدهدادهاش را در جنگهای 33 و 22 روزه و تحمل و صبر اعجابآور مردم غزه در چهار سال اخیر، نصیبشان کرده است.