تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۴۰۵

شناخت چالش های جهانی، شناخت مسایل محلی خودمان است، زیرا این دو آنچنان به هم آمیخته اند که از نظر علمی تفکیک پذیر نیستند.
چالش هایی که همبستگی ملی را تهدید می کنند صرفاً معضلات محلی و داخلی نیست بلکه دارای ابعاد فراملیتی و دارای راه حل های فراسازمانی است و یک دولت و یا سازمان خاص به تنهایی نمی تواند به حل آنها مبادرت ورزد و مستلزم پشتیبانی ملی و همکاری های بین المللی است، لذا به برخی از این چالشها می پردازیم.
الف) دموکراسی
برای اولین بار در تاریخ مردم بیشتری در حکومت های دموکراتیک زندگی می کنند تا در حکومت های استبدادی. از آنجا که دموکراسی ها تمایلی برای جنگ با یکدیگر ندارند و با توجه به این که احتمال وقوع بحران های انسانی در حکومت های استبدادی بیشتر است، دموکراتیزاسیون باید به آینده صلح آمیزتر منجر شود؛ اما ظهور دموکراسی یک فرایند آزاد نیست.
در زمان انتقال بسیاری از مردم درآمد و موقعیت اجتماعی خود را از دست می دهند و همبستگی ملی تهدید می شود و مشارکت سیاسی مردم نیز بر خلاف روح دموکراسی کاهش می یابد.
برای مواجهه با این چالش، دموکراسی های جدید باید اعتماد مردم را جلب کنند و به مردم پاسخگو باشند وبا کمک به رشد فرهنگ دموکراسی، با سوادی، شفافیت، پاسخگویی، دسترسی به رسانه و ...مشارکت شهروندان را در امور سیاسی افزایش دهند.
ب) جهانی شدن فرهنگ و ارتباطات
تهدید جنگ اطلاعاتی، تروریسم، آسیب پذیری بازارهای مالی، تقلب، از بین رفتن خرده فرهنگ ها و فرهنگ بومی و دینی از تبعات جهانی شدن ارتباطات به وسیله ابزاری چون اینترنت است.
این تهاجم ویرانگر به امحاء هویت فرهنگی، دینی و بومی می انجامد. فرهنگ به مثابه سلسله اعصاب یک ملت به عنوان موجودی زنده است و به چالش کشیدن فرهنگ شکاف در همبستگی ملی و هویت تاریخی یک ملت است.
لذا عملکرد سازمان یافته فناوری اطلاعات و ارتباطات می تواند به متلاشی شدن ساختار اجتماعی قبلی و ظهور ساختار اجتماعی جدیدی منجر گردد.
ب) صلح و جنگ
تروریسم به صورت فزاینده ای مخرب و گسترده شده و دوری از آن دشوار شده است. شدت برخوردهای مذهبی، قومی و نژادی نیز در حال افزایش است.
نباید این چالش ها به عرصه ملی کشانده شود که همبستگی ملی را با تهدید جدی مواجه می نماید. باید به تعمیق عدالت در بین قومیت ها و عدالت جنسیتی در رابطه با زنان بها داده شود.
قومیت ها در ایران در رژیم های سابق از بی عدالتی رنج برده اند، لذا در دولت عدالت محور اسلامی شایسته است که به مطالبات مشروع آنان بهای بیشتری داده شود و نیروی جانب مرکز در آنان تقویت گردد که این سبب اقتدار ملی و افزایش همبستگی ملی می گردد.
در عرصه فراملی نیز به خطر تروریسم به عنوان تهدید امنیت ملی توجه شود.از طرفی سلاح های شیمیایی، بیولوژیکی و جنگ اطلاعاتی نیز به سهولت از سوی گروه های کوچک قابل استفاده است.
لذا احترام به تنوع زیستی و ارزش های اخلاقی مشترک باید به عنوان یک راهبرد ملی تقویت گردد تا به صورت نرم افزاری از خطر تروریسم رها شویم.
ج) شکاف طبقاتی
نبود توازن در ثروت علاوه بر پیامدهای اخلاقی به افزایش مهاجرت از مناطق فقیر به ثروتمند منجر می شود، همچنین به حفظ کیفیت محیط زیست لطمه می زند. وقتی بازار آزاد را گروه های کوچک مورد استفاده قرار می دهند، رفتار غیراخلاقی، توزیع غیرمنصفانه درآمد، ناپایداری اقتصادی و تبهکاری رشد می یابد.
تمامی این چالش ها نیز همبستگی ملی و امنیت کشور را تهدید می نماید.
درآنجه که گفت شد همبستگی ملی و مشارکت عمومی در دولتی که عدالت را محور برنامه های خویش قرار داده تبیین گردید. دولتی که با شعار محوری عدالت در عرصه های مختلف اقتصاد، فرهنگ و سیاست قدرت را تصاحب نموده و نظر آحاد شهروندان را به سوی خود جلب کرده، در حقیقت برای پاسخ به یک بحران پا به میدان عمل سیاسی نهاده است.
فریاد عدالت طلبی نشان از بحران بی نظمی و بحران عدالت در جامعه است. بحران عدالت شکاف طبقاتی، فاصله غنی و فقیر، گریز از مرکز قومیت ها و بی اعتمادی ملی را در پی دارد.
هر چه دولت در کردار سیاسی خود گزاره بنیادی عدالت را محور قرار دهد عبور از بحران های فوق سهل تر است.گزاره عدالت باید از آرمان به واقعیت موجود جامعه تبدیل گردد و هر چه این واقعیت عملی تر گردد همبستگی ملی قویتر و مشارکت سیاسی شهروندان در سرنوشت خود و در حمایت از دولت عدالت محور افزونتر می گردد.
عدالت در عرصه تعامل مالکیت با ملت و همبستگی ملی در عرصه مواجهه با بیگانه مشکل دیرپای ایران است. تاریخ گواه بر این موضوع است که بحران عدالت همواره تهدید همبستگی ملی و نوعی فروپاشی را در پی داشته است.
بحران عدالت در کردار سیاسی سلسله های پادشاهی موجب بی اعتمادی ملی گردید و در حقیقت مردم را به عرصه بی عملی سیاسی کشانده است.
عمل سیاسی در ازمنه گذشته جنگ و دفاع از میهن بوده است که مردم به علت شکاف دولت- ملت از آن پرهیز می نمودند و در نتیجه به همبستگی ملی و استقلال کشور دچار آسیب می گردید.از این رو چالش های فراروی همبستگی ملی مانند جهانی شدن، مسأله قومیت ها، تروریسم و... تبیین گردیده است.
از آنجا که برای عبور از بحران نگاه به آینده داریم از معضل فرهنگی و بی توجهی به آینده نیز باید عبور نماییم. این روحیه باعث شده است ما کمتر به فردای خود فکر کنیم، اما عقلانیت مدرن ایجاب می کند که با نگاه به آینده امروز را سامان دهیم.
چشم انداز به آینده در انتخاب راهبردهای منطقی و آگاهانه برای زیستن در حال تأثیر ژرفی می گذارد. لذا ضرورت عقلانی و علمی ایجاب می کند که نخبگان و روشنفکران ما به مطالعه علمی آینده بپردازند تا فردای بهتر را برای نسل خود و نسل آینده پیش رو داشته باشند.