ترجمه و تنظیم: محمدعلی فیروزآبادی
گروه جهان: میخواهید در انتخابات پارلمانی مصر شرکت کنید؟ بهتر است این کار را نکنید چون همه راههای منتهی به شعبه اخذ رای توسط ماموران پلیس و گروههای فشار بسته شده است. ابزار و تجهیزاتشان را دیدهاید؟ گلولههای پلاستیکی، زنجیرهای فولادی، سرنیزه و شمشیرها و چاقوهای تیز و برنده؟ هنوز هم میخواهید رای بدهید؟ بفرمایید! اما باید بدانید که در اسکندریه آن هم به خاطر یک اختلاف نظر کوچک یک نفر را در مقابل شعبه رایگیری کشتهاند. پس دیگر علاقهای به رای دادن ندارید؟ خیلی خوب، پس خیالتان راحت باشد که در همین حوزه رایگیری دهها نفر از یک شهر دیگر به وسیله امکانات حزب حاکم به اینجا آمدهاند و البته به اندازه کافی پول هم گرفتهاند تا رای بدهند. برای اطمینان یک صندوق دیگر هم گذاشتهاند تا در صورت عدم دستیابی به نتیجه دلخواه آرای صندوق اصلی را با آن عوض کنند. باز هم میخواهید رای بدهید؟ لحن «احمد مکی» به هنگام صحبت از روند انتخابات مصر تا حدی نیشدار به نظر میآید. اما هر چه باشد او دقیقاً میداند که از چه میگوید. این معاون رئیس دیوان عالی مصر عضو کمیتهای متشکل از قضات مستقل است که وظیفه نظارت بر انتخابات پارلمانی را بر عهده داشتهاند. این انتخابات سه مرحلهای با چند دور انتخابات اضافه از 9 نوامبر تا 7 دسامبر سال جاری به درازا کشید. با حالت خستهای که مکی روی صندلی بزرگ کارش پشت میز لم داده است میتوان حرفهای او را باور کرد. در حالی که تیشرت به تن دارد و موهایش آشفته است کاملاً هیبت یک رئیس خسته و وظیفهشناس را دارد. مکی و 24 همکار دیگرش همه ناظران از سراسر کشور را گردهم آوردند و سپس گزارش کاملی از جریان انتخابات را تنظیم کردند. مکی با عصبانیت میگوید: «تقلب شد و دروغ گفتند و حقهبازی کردند.» اما با این همه مکی عقیده دارد که این انتخابات از همه انتخاباتهای گذشته آزادتر بوده است. برای اولین بار بود که نیروهای مخالف دولت در آغاز برگزاری انتخابات در زندان نبودند و حتی حزب غیر قانونی «اخوان المسلمین» هم این امکان را یافت تا کاندیداهای خود را به عنوان نامزدهای مستقل وارد مبارزات انتخاباتی کند. مکی گوید: «دخالتهای وسیع و نامشروع دولت روند و پیشرفت انتخابات را زیر سئوال برد و اولین بار بود که حزب حسنی مبارک یعنی حزب دموکرات ملی از رقابت وحشت داشت.» نمیتوان گفت که این انتخابات نیمبند و آن گشایشهای پر تردید همه و همه مدیون آمریکاییها است. شاید تغییر رژیم از نوع آنچه در عراق اتفاق افتاد، دیگر امکانپذیر نباشد. این بار آمریکاییها با تردستی هر چه تمامتر از پشت صحنه رژیم مصر را آماده پذیرش ورود همه طیفهای سیاسی در انتخابات کردند. بدون شک استراتژی بوش پسر دموکراتیزاسیونهای آرام و مخملین است. در انتخابات ریاست جمهوری مصر هم که در ماه سپتامبر برگزار شد برای اولین بار به غیر از مبارک چندین کاندیدای دیگر هم وجود داشت. تا اینجای کار را میتوان خبرهای خوب به شمار آورد. و اما خبرهای بد. پیروز این انتخابات پارلمانی در واقع دو گروه بودند، یکی حزب دموکرات ملی به رهبری پرزیدنت مبارک که توانست به ضرب چاقو و قدارهکشی دو سوم کرسیها را تصاحب کند و دیگری گروه اخوان المسلمین که موفق شد با وجود همه تهدیدهای نیروهای دولتی، یک پنجم کرسیها را به خود اختصاص دهد. اخوانالمسلمین یعنی همان مادر معنوی همه گروههای خشونتطلب و بنیادگرایی که به نام اسلام و به عبارتی با سوء برداشت و سوء استفاده از اسلام دست به خشونتبارترین کارها میزنند. تا به امروز هیچ گروه مخالفی در مصر نیرومندتر از این گروه نبوده است. بازندگان این انتخابات هم متحدان غرب و به عبارت بهتر احزاب سکولار مصر بودند که متحمل شکستی سخت شدند. اما آیا پافشاری ایالات متحده بر دموکراتیزاسیون کار درستی بوده است؟ آیا پیروزی قاطع یک دیکتاتوری بیخطر برای ایالات متحده منافع بیشتری نداشت؟ اما این اخوان المسلمین از چه قماشی هستند؟ آیا باید از آنان به عنوان بنیادگرایانی تشنه خشونت یاد کرد یا محافظهکارانی مسلمان؟ در فضای از دیرباز مغشوش و پیچیده کشور مصر یافتن پاسخی برای این چنین پرسشها کار سادهای نیست. پس باز هم به سراغ احمد مکی میرویم. او میگوید: «فشارهای آمریکا و اتحادیه اروپایی بر دولت ما کار درستی بود.» اما به گفته وی پس از انتخابات دولت نتیجه این کار را که همان افزایش تعداد اسلامگرایان در مجلس بود، به غربیها گوشزد کرده و هشدار داد. حقوقدانانی چون مکی هنوز هم تحت تاثیر سنتهای دوران استقلالطلبان مصر در سال 1952 هستند. او میگوید: «ما هنوز هم خواهان لغو قوانین حالت فوقالعاده، انحلال دادگاههای نظامی، استقلال مالی قضات از وزارت دادگستری و همین طور خواهان تفکیک واقعی قوای سهگانه هستیم.» از مکی میپرسیم که اسلامگرایان خواهان پیاده کردن و گسترش شریعت در همه عرصههای زندگی هستند و در چنین حالتی آن خواستههای شما و قواعد دموکراتیک چه معنایی پیدا میکند؟ مکی چشمهایش را میبندد، دستهایش را به هم میمالد و نفسی تازه میکند و میگوید: «شریعت در ذات و جوهره خود هیچ مانعی در راه زندگی ایجاد نمیکند بلکه راهگشای انسانها در زندگی است. اما شریعت باید در چارچوب پارلمان و با تدبیر به کار گرفته شود و نه توسط چند آدم جاهل و بیسواد. از دیرباز تا به امروز بسیاری از عقبافتادگیها در کشورهای عربی به غلط به حساب قوانین شریعت نوشته میشود در حالی که اسلام هیچ نقشی در این عقبافتادگیها ندارد بلکه برداشتهای غلط از اسلام موجب این وضعیت است، به عنوان مثال میتوان از حاکمان وهابی عربستان سعودی یاد کرد.» اخوان المسلمین در اسکندریه تلاش زیادی دارند تا نشان دهند به هیچ وجه پیرو وهابیت نیستند. فعالیت حزب آنها ممنوع اعلام شده اما این ممنوعیت شامل نامزدها و تبلیغات آنها نمیشود. در منطقه «رملا» از همان ساعات اولیه شب هزاران زن که برخی روسری به سر داشته و برخی دیگر سر تا پا را پوشاندهاند، گرد هم آمدهاند. بچهها هم همراه مادرها هستند و در حالی که پرچمهای کشورشان را تکان میدهند یکی از آهنگهای پاپ مصر را میخوانند. امکان وقوع چنین چیزی در مثلاً شهر ریاض غیر ممکن است. اما اخوان المسلمین موسیقی را حرام نمیشمارند. زنها و بچهها یک صدا سرود ملی مصر را میخوانند. همه چیز عادی پیش میرود و روی پلاکاردهای تبلیغاتی این پیام به چشم میخورد: «همه با هم در راه اصلاحات». بر روی چترهای تبلیغاتی که در دست بچهها است با این شعار روبهرو میشویم: «راهحل واقعی اسلام است.» مجری برنامه این شعار را میخواند و جمعیت در جواب میگوید: «این قانون خدا است». در آخر «رواکولا» یا همان نوشابه شیرین و گس تولید مصر در میان جمعیت توزیع میشود. اولین زن سخنران اخوان المسلمین پشت تریبون میرود. او نیز روسری و حجاب دارد و با فریاد خطاب به جمعیت زنان میگوید: «نباید اجازه بدهید بگویند و تلقین کنند که زنان هیچ چیزی را نمیتوانند تغییر دهند! هر رای زنان در این انتخابات تعیینکننده است، پس از انفعال و بیارادگی بیرون بیایید!» صدای سخنران هر لحظه بلندتر میشود! «زنان حاملان اصلاحات هستند و اسلام برای آنان حکم شتابدهنده را دارد و خداوند پشتیبان ما است.» و حال نوبت دومین سخنران مونث است: «همچون شیرزنان به پای صندوقهای رای میرویم و از حق انتخاب خود دفاع میکنیم.» این سخنران دوم «مکارم الدوری» نام دارد و از جمله معروفترین کاندیداهای اخوانالمسلمین است که از حوزه انتخاباتی شهر «نصر» یعنی همان زادگاه حسنی مبارک نامزد نمایندگی پارلمان شده است. ناظران مستقل و بیطرف در همان شب انتخابات پیروزی وی را اعلام کردند اما پس از بازشماری فرمایشی آرا توسط دولت، الدوری بازنده اعلام شد. او در آن سخنرانی در حالی که فریادش آسمان را میشکافت گفت: «طرفداران من امید به اصلاحات را همچنان حفظ میکنند.» اما این خانم از کدام اصلاحات میگوید؟ این پرسشی است که باید پاسخ آن را یافت. یک روز پس از آن میتینگ به دیدن خانم الدوری میرویم و او در دفترش به صورتی دقیقتر در مورد اصلاحات صحبت میکند. خانم الدوری در حالی که روسری بنفش روشن به سر دارد و شنل سیاهی بر دوش انداخته پشت میز تحریرش نشسته است. او که استاد زبان و ادبیات عربی در دانشگاه معروف الازهر است با همین لباس و ظاهر در همه سمینارها شرکت میکند. عینکش به بندی چرمی آویزان است. او میگوید: «اصلاحات دموکراتیک امری کاملاً اسلامی است و ما از اینکه آمریکا دولت مصر را وادار به دادن آزادیهای بیشتر کرد، خیلی خوشحالیم.» البته او نسبت به موفقیت اخوان المسلمین شک دارد. خانم الدوری پس از آن خواستهای سیاسی خود را که درست شبیه به همان خواستهای احمد مکی است عنوان میکند: پایان وضعیت فوقالعاده، تفکیک قوا و تاسیس دیوان محاسبات از سوی دولت. اما امثال خانم الدوری چطور میتوانند کسانی را که از اخوان المسلمین تصویر یک گروه خشونتطلب و رادیکال دارند، قانع کنند؟ و او در جواب میگوید: «اگر سری به گردهماییهای ما بزنید خواهید دید که ما در نظر داریم جایگاه زنان را تا بالاترین مقامات از جمله ریاست جمهوری ارتقا دهیم.» اما فقط با یک کاندیدای زن برای مجلس؟ و جواب: «لیبرالها همین تعداد را هم معرفی نکردهاند.» و اینکه آیا خشونت دیگر در میان اخوان جایی ندارد؟ و جواب: «مدتها است که ما هر عمل خشونتآمیزی را به غیر از آنچه مربوط به دفاع در برابر تجاوز بیگانه میشود، محکوم کرده و میکنیم.» آه، که اینطور، اما نظرتان در مورد حملات انتحاری و آدمربایی چیست؟ «به هیچ وجه آن را تایید نمیکنیم، این گروههای عراقی هستند که این جنایتها را مرتکب میشوند.» البته امروزه بسیاری از مصریها دیگر اخوان المسلمین را به عنوان یک گروه خشونتطلب به شمار نمیآورند اما بسیاری دیگر هنوز هم حداقل نسبت به شکیبایی و مدارای آنها تردید دارند. قبطیهای مسیحی بیش از هر گروه دیگری از اسلامی شدن این جامعه وحشت دارند. اما آیا واقعاً باید در این مورد وحشت داشت؟ خانم الدوری میگوید: «اصلاً نباید وحشت کرد، ما تا مدتها قادر به پیاده کردن همه دستورهای اسلام نیستیم چون جامعه مصر آمادگی پذیرش آن را ندارد. یک دولت اسلامی موظف است تا از ثروت و زیارتگاهها و سنتها و همینطور زندگی غیر مسلمانان حفاظت کند.» این به معنای حقوق یکسان و کاملاً برابر است؟ و جواب: «کاملاً برابر و این مسئله در مورد زنان هم صدق میکند.» خانم الدوری مادر 6 فرزند است و کار سیاسی هم میکند. به همین خاطر از او میپرسیم که آیا یک زن شوهردار حق کار در بیرون از خانه را دارد؟ و او میگوید: «مرد نمیتواند زن را مجبور به ماندن در خانه کند. اسلام حق کار زن در بیرون از خانه را به رسمیت میشناسد البته باید در شرایط مساوی خانواده را ارجح بداند.» الدوری در مورد ازدواج دختران کم سن و سال و همینطور درباره حجاب میگوید: «ازدواج اجباری در اسلام حرام است و ازدواج دختران کم سن و سال تنها یک سنت محلی به شمار میآید. در مورد حجاب هم باید بگویم ما کسی را به این کار مجبور نمیکنیم و هر زن مسلمانی خود میتواند در این مورد تصمیم بگیرد.» به طور یقین میتوان گفت که «مکارم الدوری» یک مسلمان محافظهکار است و به هیچ وجه شباهتی به یک انقلابی مسلمان ندارد. کاملاً مشخص است که در صورت فعالیتهای آشکارتر اعضای اخوان المسلمین با کسانی روبهرو خواهیم بود که از عقاید گاه کاملاً متضادی برخوردارند: عدهای از هر جهت و همواره محافظهکار هستند و برخی اهل مدارا و بسیاری از مصریها به دلیل به اصطلاح حرکات خزنده و همین تغییر عقاید ناگهانی، اخوان المسلمین را گروهی خطرناک تلقی میکنند. بعضی از مردم هم نگران این هستند که چه بسا این تغییرات و سیر پر شتاب واقعیتها در مصر، اشخاصی را به فکر یک انقلاب جدید بیندازد. «احمد مکی» ضمن تایید این نگرانیها میگوید: «این دموکراسی نیست بلکه ترس از دموکراسی است که مردم ما را رادیکال میکند.» مکی در حالی که لبخندی بر لب دارد تاکید میکند که بهترین دارو برای مقابله و پیشگیری از رادیکالیسم و دگماتیسم اخوان المسلمین گسترش آزادیهای سیاسی است. اما کیفیت ورود دیگر احزاب و گروههای مصری به عرصه انتخاباتی نیز مسئلهای است که چندان به آن توجهی نشده است. انتخابات ریاست جمهوری مصر در ماه دسامبر و پیروزی قاطع مبارک در مقابل رقبا، احزاب و گروههای مصری را بر آن داشت تا برای انتخابات پارلمانی دست به کار ایجاد یک ائتلاف شوند. زیرا از نظر آنان عامل مهم شکست در مقابل مبارک همان از هم گسیختگی و جدایی گروههای مخالف دولت بود. البته ناگفته نماند که دشمنیها و خصومتهای دیرینه در میان گروهها و احزاب سیاسی مصر عملاً مانع از تشکیل کامل این ائتلاف میشد. با این حال اکثر احزاب بزرگ مصر به استثنای اخوانالمسلمین در این ائتلاف شرکت کرده و نام «جبهه متحد برای اصلاحات» را برای آن برگزیدند. اما در نهایت تنها 40 کرسی از پارلمان 444 نفری مصر نصیب کاندیداهای این گروه شد و میتوان از همین حالا پیشبینی کرد که این گروه در پارلمان نقش مهمی ایفا نخواهد کرد. اما چطور میتوان گشایشهای سیاسی را در کنار توسل به سرکوب مردم و رایدهندگان، یکجا در کنار هم قرار داد؟ کارشناس ارشد مصری امور صلح بینالمللی یعنی «عمر حمزاوی» در این مورد با خوشبینی اظهار میکند: «نتیجه انتخابات پارلمانی که منجر به تقویت نیروهای مخالف دولت مصر شد به خودی خود یک گام به جلو به شمار میآید. زیرا پارلمان جدید مصر از این پتانسیل برخوردار است که میتواند حزب حاکم دولتی را برای هر چه بیشتر تن در دادن به قانون و کسب مشروعیت تحت فشار قرار دهد.» با وجود همه آن اتفاقات ناخوشایند در جریان انتخابات، اما نتایج انتخابات نشان از وجود گرایشهایی مثبت در همان اکثریت دولتی در پارلمان آینده دارد. با این حال این مسئله که یک گروه افراطی و خشونتطلب وظیفه فشار به دولت و شکست سیاستهای تکقطبی را عهدهدار شده، خود مسئلهای است که نگرانیهای زیادی را دامن میزند. اما نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که با وجود جهش ناگهانی اخوان المسلمین احتمال وقوع یک انقلاب اسلامی در مصر در حد صفر است. اخوان به ادعای خودشان و البته با توجه به شواهد بسیار، سالها است که از گفتمان خشونت دوری گزیده است و از قرار معلوم طی همه این سالها با نگاهی پراگماتیک موفق شده است تا از رشد فزاینده مشارکتطلبی و نارضایتی مردم از دولت به نفع خود بهرهبرداری کند. و حال همه این چرخشها در چارچوب گشایش سیاسی درآمده است. انتخابات پارلمانی مصر یک بار دیگر نادرستی ادعای کسانی را ثابت کرد که عقیده دارند میتوان در دنیای اعراب بدون ارتباط با میانهروهای اسلامگرا دموکراتیزاسیون را پیاده کرد. حال دیگر زمان آن رسیده است که باید از قالبهای فرمایشی و کپیبرداری از دموکراتیزاسیونهای غربی چشمپوشی کرد و آن را کنار گذاشت. غرب باید از رشد فزاینده مشارکتطلبی ملتها حمایت کند حتی اگر این حمایت منجر به روی کار آمدن گروههای رادیکال شود. علاوه بر آن این نتایج میتواند نقطه شروعی باشد برای مشروعیت بخشیدن به احزاب اسلامی به وسیله ورود آنها به سیستم حکومتی، حرکتی که با کمترین خطرپذیری همراه است و هیچ خدشهای هم به دموکراسی وارد نمیسازد. زیرا بدین ترتیب این قبیل گروهها و احزاب میتوانند در چارچوبهای قانونی فعالیت کرده و نقش خود را در اداره امور کشور ایفا کنند. تجربه ترکیه و مصر نشان داد که میتوان چنین اقداماتی را از قبل شکست خورده به حساب نیاورد. تضعیف و ایزوله کردن احزابی چون اخوان المسلمین، تقویت رژیمهایی چون رژیم مبارک را در پی خواهد داشت و در حال حاضر میتوان پیش از هر چیز به ایجاد رابطهای انتقادی با این گروهها دست زد. تن دادن به این نتایج حداقل سودی که برای غرب دارد جلوگیری از بازگشت گروههایی چون اخوان المسلمین به فاز نظامی خواهد بود.