على تراشى/دانشجوى کارشناسى ارشد علوم سیاسى
نزدیک به سه سال از اشغال عراق، توسط نیروهاى اشغالگر آمریکایى مى گذرد، لیکن هنوز مى بینیم که این کشور اشغالگر از خاک عراق خارج نشده و همچنان این کشور را در اشغال خود دارد گویى که عراق جزیى از خاک اوست.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که بنا به اعتقاد برخى کارشناسان و تحلیلگران مسایل سیاسى ساخته و پرداخته خود آمریکا بود، دستاویز و بهانه اى براى آمریکا شد که به کشورهایى همچون افغانستان در ابتدا و سپس عراق حمله کند. این کشور با هدف برکنارى صدام و برقرارى دموکراسى و حکومت مردمى به خاک عراق حمله نمود، دلایلى که بسیار ساده لوحانه به نظر مى رسید، چون آمریکا در پس این اهداف، اهداف مهم ترى را که دستیابى به نفت یکى از آنها بود، دنبال مىکرد.
و به خاطر دستیابى به این اهداف بود که روز ۲۹ اسفند سال ،۸۱ در ساعت ۵ و ۳۴ دقیقه بامداد به وقت بغداد، رییس جمهور آمریکا، جورج بوش در راستاى تحقق اهداف خود، با ۴۰ موشک بسیار پیشرفته کروز به عراق حمله نمود و بدین ترتیب یک جنگ دیگر را در این قرن رقم زد.
این جنگ که دویست و بیست و ششمین جنگ رسمى آمریکا بود، اگر چه از سوى کشورهاى اروپایى نظیر آلمان و فرانسه و همچنین سازمان ملل متحد و در اقصى نقاط دنیا مورد اعتراض قرار گرفت، لیکن رییس جمهور آمریکا سرانجام توانست على رغم تمام این مخالفتها، سازمان ملل را متقاعد کرده و جواز جنگ علیه عراق را از این سازمان بگیرد.
این جنگ اگر چه بر اساس یک سناریوى از پیش تعیین شده اجرا شد و در طى آن ۲۱ روز حکومت دیکتاتورى ۲۵ ساله صدام پایان یافت و صدام با ۲۸۷ میلیارد دلار بدهى، عراق را به مهاجمان واگذار کرد، لیکن در پس پرده اشغال عراق مسایل مهمى نهفته بود که سبب شده بود مهاجمان به این جنگ تن در بدهند. اما از سوى دیگر این جنگ به نیروهاى مهاجم نشان داد که چقدر تصورات آنها نسبت به این جنگ و مساله ملت عراق اشتباه بوده است، اشتباهاتى که هم براى آمریکایى ها هزینه مادى در برداشت و هم براى متحدین آنها.
در اینجا ما مى خواهیم به سوالاتى چند پاسخ بدهیم؛
سوال اولى که در اینجا مطرح مى شود این است که چه عللى جنگ عراق را بوجود آوردند؟ شاید در پاسخ به این سوال ۳ گزینه را در اختیار داشته باشیم:
الف) حوادث ۱۱ سپتامبر که در مقدمه به آن اشاره شد
ب) مجاب کردن شرکتهاى نفتى ، اسلحه سازى و تولید درآمد براى آنها، چون آنها یکى از حامیان و تامین کنندگان هزینه هاى انتخاباتى جورج بوش در زمان انتخابات بودند.
ج) براى عملى کردن کنترل کشورهاى منطقه، عراق مناسبترین گزینه بود.
سوال دومى که مطرح مى شود، این است که بهانه هاى آمریکا براى حمله به عراق چه بود؟ پاسخ را مى توانیم به طور خلاصه و مفید در ۴ مورد بیان کنیم:
الف) ارتباط صدام با بن لادن و همکارى او با گروه القاعده
ب) نقص قطعنامه هاى شوراى امنیت توسط صدام
ج) حمایت از تروریسم
د) تولید و تکثیر سلاح هاى کشتار جمعى
ه) برقرارى دموکراسى در عراق
سوال سومى که مطرح مى شود و شاید به عنوان مهمترین سوال باشد این است که اهداف آمریکا از جنگ علیه عراق چه بود؟ براى پاسخ به این سوال مى توانیم اهداف را به ۲ قسمت تقسیم کنیم؛
الف) اهداف جزیى یا به عبارت بهتر شخصى
۱- بوش نیاز به یک موفقیت داشت تا چهره یک رییس جمهور توانا را از خود نشان بدهد.
۲- تمایلات شوونیستى را در مردم ترویج دهد.
۳- آمادگى خویش را براى ایفاى نقش پلیس بین المللى و ژاندارم جهانى نشان بدهد.
ب) اهداف کلى؛
۱- درهم ریختن ساختار قدرت در خاورمیانه به عنوان مقدمه اى براى در اختیار گرفتن ثروتهاى منطقه اى از طریق چینش مجدد همان مهره هاى دست آموز در چارچوب استراتژى جدید خاورمیانه اى آمریکا که تروریسم و مبارزه با آن پوشش اجرایى بر این فرایند است.
۲- دستیابى به منابع عظیم نفتى که بالغ بر ۱۱۵ میلیارد بشکه نفت مى شد و این با توجه به اینکه آمریکا ۳۷ درصد نفت جهان را مصرف مى کند و تنها بر ۳ درصد از منابع نفتى دنیا تسلط دارد یک هدف مهم بود.
۳- ضربه زدن به روسیه از طریق خلع سلاح کردن مشتریان اتمى روسیه
۴- سقوط صدام در اسرع وقت.
۵- جلوگیرى از شکل گیرى یک حکومت شیعى مانند ایران در عراق؛ هدفى که باتوجه به انتخابات پارلمانى اخیر در عراق، آمریکا به آن دست نیافت.
۶- مهار انقلاب ایران به عنوان کانون مبارزه علیه آمریکا.
۷- حمایت از رژیم صهیونیستى و ایجاد منطقه حایل براى جلوگیرى از حملات احتمالى کشورهاى خاورمیانه و بالاخص ایران به اسراییل.
۸- محاصره ملت فلسطین و مهار انتفاضه براى آسایش خاطر و تامین امنیت و نجات رژیم صهیونیستى.
۹- بیرون کشیدن خود از زیر سایه سازمان ملل به منظور اثبات ابرقدرت بودنش و تحکیم و تفهیم نظم نوین جهانى.
۱۰- خالى کردن زرادخانه هاى تسلیحاتى آمریکا و انگلیس از سلاح هایى که دیر یا زود از رده خارج خواهند شد که این خود ۲ فایده داشت:
الف) ایجاد اشتغال براى صنایع اسلحه سازى و بنگاه هاى اقتصادى و شرکتهاى مقاطعه کارى آمریکا.
ب) نوسازى ماشین جنگى آمریکا
۱۱- به قصد سلب توجه آمریکاییها از سیاستهایى که بوش در داخل کشور بالاخص بر ضد کارگران اجرا مى کرد.
۱۲- تغییرساختار قدرت بین المللى.
۱۳- حفظ منافع قدیمى آمریکا در منطقه خاورمیانه.
۱۴- متوجه کردن موجى از فشارها به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم بر روى ایران.
مساله بعدى که مطرح است وقایعى است که در عراق در طول سه سال گذشته رخ داده است که اگر بخواهیم به طور خلاصه مرورى بر اهم آنها داشته باشیم عبارتند از:
۱- انفجار در نماز جمعه نجف که به شهادت آیت الله محمد باقر حکیم و ۱۲۰ نفر نمازگزار منجر شد.
۲- انفجار مقر سازمان ملل متحد در عراق.
۳- انفجار بیت آیه الله سید سعید حکیم.
۴- انفجار لوله هاى نفت
۵- درگیرى بین نیروهاى مقتدى صدر و آمریکا و حل این مساله به ابتکار آیه الله سیدعلى سیستانى.
۶- برگزارى مراسم انتخابات مجلس ملى و دولت موقت در عراق.
۷- طرح انتقال قدرت به دولت و ملت عراق.
۸- رسوایى زندان ابوغریب و شگفت انگیز که آمریکایى ها این رفتار ضد بشرى را بخشى از اقدامات لازم براى تحقق دموکراسى در عراق قلمداد مى کنند و خود را در ارتکاب چنین جنایاتى شرم آور محق مى دانند.
۹- برگزارى همه پرسى قانون اساسى عراق.
۱۰- مهمتر از همه برگزارى انتخابات پارلمانى در عراق بود که در ۲۴ آذرماه امسال در این کشور برگزار شد.
بررسى انتخابات پارلمان اخیر در عراق
این انتخابات در ۲۴ آذرماه امسال برگزار شد، در این انتخابات ۵/۱۵ میلیون عراقى واجد شرایط بودند که حدود ۷۰ درصد از آنان در این انتخابات شرکت کردند.
آنچه در این انتخابات واضح و مبرهن بود، پیروزى و «ائتلاف عراق یکپارچه» یا همان فهرست ۵۵۵ بود که از حمایت ضمنى آیت الله سیستانى برخوردار بود. پس از فهرست ائتلاف عراق یکپارچه، گروه هاى عرب سنى بویژه «جهبه توافق ملى عراق» و بعد از آن «همبستگى کردستان» در ردیف سوم قرار داشتند و بعد از لیست العراقیه وابسته به ایاد علاوى سکولار و ۳۵ گروه سیاسى امنیت وجود دارد.
هر چند در جریان این انتخابات مخالفان کوشیدند، تا با حمله به شخصیت آیه الله سیستانى از طریق شبکه الجزیره نتیجه انتخابات را مخدوش کنند، لیکن نتیجه عکس گرفتند، چراکه حزب ائتلاف عراق یکپارچه به رهبرى آیه الله سید عبدالعزیز حکیم در انتخابات اخیر پیروز شد. فهرست ائتلاف یکپارچه در این انتخابات ۴۲ کرسى از ۶۰ کرسى را تصاحب کرد که این برخلاف پیش بینى هایى بود که ۱۶ یا ۱۷ کرسى را براى این ائتلاف در بغداد پیش بینى مى کردند. و در کل این لیست ۱۴۰ کرسى را از ۲۷۵ کرسى پارلمانى ، از آن خود کرد در حالیکه پیش بینى ها ۹۰ کرسى بود.
درست پس از چند روز از اعلام نتایج انتخابات در عراق دیک چنى در سفرى غیر منتظره به عراق دستور آزاد سازى ۳۰ تن از سران حزب بعث را صادر کرد که به گفته مقامات دادگسترى عراق آنها داراى جرمهاى سنگینى نظیر کشتار مردم بى گناه عراق بودند. این اقدام دیک چنى ، خشم مقامات عراقى را برانگیخت و این در حالى بود که مقامات آمریکایى از جمله فرمانده نیروهاى نظامى مستقر در عراق گفت :« این اقدام با هماهنگى مقامات عراقى بوده است ». به هر حال آنچه از این اقدام دیک چنى مى توان فهمید این است که وى دست به نوعى معامله با گروه هاى مخالف عراقى زده است.
دیک چنى در این سفر، به دیدار ایاد علاوى رفت و به او کمک مالى هنگفتى کرد تا بدین وسیله وى اعتراضات خود را به صورت منسجم ترى اعلام کند. نکته دیگرى که در این راستا حائز اهمیت است ، سفر تونى بلر نخست وزیر انگلیس ، نخست وزیر لهستان ، رئیس جمهور رومانى و اخیرا رئیس جمهور اوکراین به عراق است که این سفرها نیز خود حاوى پیام هایى شخصى است.
نتیجه انتخابات در عراق، مخالفت بعضى گروه ها را در پى داشت و بسیارى از گروه هاى عراقى به نتایج اولیه انتخابات اعتراض کردند . این اعتراض ها، واکنش هایى را در پى داشت ، از جمله اینکه سید محسن حکیم ، مشاور سیاسى رئیس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق گفت: «متاسفانه گروه هایى اعتراضات بى مورد و خارج از چارچوب مردمسالارى انجام مىدهند.»
همچنین در این راستا، حسین شهرستانى نایب رئیس اول مجمع ملى عراق گفت :قانون اساسى عراق اجازه برگزارى مجدد انتخابات را نمى دهد . وى افزود: به شهادت تمام ناظران بین المللى ، این انتخابات در سلامت کامل برگزار شد و اگر تخلفى در صندوق یا حوزه معینى صورت گرفته باشد مى توان آراى آن را در حضور تمام گروه هاى معترض بازشمارى یا از جمع کل آراء حذف کرد. به طور کلى مى توانیم از انتخابات پارلمانى عراق چندین نتیجه بگیریم:
اولا انتخابات ۲۴ آذر عراق نشان داد این کشور در حال تولد دوباره اى است که نه به دوران پیش از اشغال و نه به عراق پس از اشغال شباهت دارد. از همین رو این عراق نه به مذاق بازماندگان رژیم صدام حسین خوش مى آید و نه به مذاق اشغالگران، ثانیاً عراقى که در حال تولد است یک عراق اسلام گراست و آمریکاییها با هیچ شیوه اى نمى توانند از این تولد طبیعى جلوگیرى کنند، ثالثا با تشکیل مجلس و دولت جدید و دائمى عراق ، فشارها براى خروج اشغالگران از عراق شدت مى گیرد و به نظر مى رسد بوش ناچار است که به آن تن بدهد و تا چند ماه آینده بخش اعظم نیروهایش را از عراق بیرون ببرد.
اما در میان کسانى هستند که زمان را مناسب براى خروج آمریکا از عراق نمى بینند مثلا «هنرى کیسینجر» وزیر خارجه آمریکا در زمان نیکسون معتقد است که زمان براى خروج مناسب نیست چرا که ۱- دوستان بین المللى و منطقه اى آمریکا نسبت به درستى تصمیم گیرى دستگاه سیاست خارجى آمریکا تردید مى کنند و از این پس در هیچ موضوع بین المللى درکنار آمریکا نخواهند ایستاد.
۲- خروج از عراق در شرایطى که یک حکومت مذهبى در عراق بر سر کار آمده اسلام خواهان در کشورهاى دیگر را براى به دست گرفتن قدرت تحریک مى کند.
۳- خروج ناشى از شکست در عراق جریان نو محافظه کاران را در آمریکا براى همیشه دفن و آمریکا را وادار مى کند که بسیارى از صحنه هاى جهانى، به خصوص نقاط حساس خاورمیانه را به رقباى خود واگذار کند.
۴- تشکیل حکومت و جامعه مذهبى در عراق وائتلاف طبیعى آن با جمهورى اسلامى ایران و اتصال آن به فلسطین موقعیت ژئو استراتژیک منطقه را کاملا به نفع ایران و به ضرر آمریکا دگرگون مى کند . تشکیل مجموعه اى با این گستردگى هر تحولى در خاورمیانه عربى و اسلامى را تحت تاثیر مستقیم خود قرار مى دهد.
* نکته دیگر که باید به آن اشاره شود این است که با توجه به اعلام نتایج انتخابات در عراق ، آمریکاییها خواهند کوشید با اقداماتى چند، حضور خود را در عراق ادامه بدهند ، مانند الف) دامن زدن به نا آرامى ها و نا امنى ها مثل افزایش دامنه انفجارها.
ب) فعال کردن تروریسم.
ج) موجه جلوه دادن حضور نظامیان آمریکایى در عراق.
د) وابسته کردن ساختار سیاسى، نظامى و ارتباطى عراق آینده به آمریکا تا بدین وسیله عراق نتواند به طور مستقل تصمیم گیرى کند.
ه) اقدام به عملیات مشترک علیه مردم این کشور تا به این طریق به وجهه دولت مذهبى عراق آسیب برساند.
به نظر مى رسد درمورد موضوع عقب نشینى نیروهاى آمریکایى از عراق ، با توجه به وضع فعلى این کشور آمریکاییها از این به بعد تحت فشار بیشترى براى خروج از عراق خواهند بود . از جهت بین المللى دنیا و به عبارت بهتر نظام بین الملل ماموریت آمریکا را در عراق خاتمه یافته دانسته و معتقد است که با بازگشتن آمریکاییها به خانه ثبات و امنیت در عراق برقرار خواهد شد . از بعد داخلى نیز مردم آمریکا توان بازپرداخت هزینه هاى مادى و معنوى این جنگ فرسایشى را ندارند و کشته شدن نیروهاى آمریکایى که هر روز رو به افزایش است برایشان غیر قابل تحمل است و فشارهاى اقتصادى ناشى از جنگ که بر مردم وارد مى شود نیز دیگر قابل تحمل براى ملت آمریکا نیست.
از سوى دیگر آمریکاییها از عراق از ابتدا تاکنون با یکسرى مشکلات مواجه بوده اند که هنوز با آن دست و پنجه نرم مى کنند و نتوانسته اند آن را حل کنند.
۱) عدم استقبال از سوى مردم عراق به عنوان یک ناجى بزرگ، در واقع آمریکاییها به عنوان قهرمانان ملت عراق شناخته نشدند. چون عراقیها تجربه انتفاضه سال ۱۹۹۱ و خیانت آمریکاییها را هنوز به یاد دارند.
۲) روى کار آمدن یک حکومت در عراق که موافق با سیاستهاى آمریکا باشد.
۳) افزایش هزینه هاى مالى و تلفات نیروهاى نظامى.
۴) دروغ از آب در آمدن ادعاهاى آمریکا مبنى بر برقرارى دموکراسى و حقوق بشر در عراق و عدم دست یافتن به سلاح هاى کشتار جمعى در عراق.
۵) عدم همراهى متحدان آمریکا با این کشور پس از انتقال قدرت به مقامات عراقى.
با توجه به این مشکلات و روى کار آمدن شیعیان در عراق به نظر مى رسد آمریکاییها با ناکامى هاى بیشترى درعراق روبرو خواهند بود.