تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۶۲۲
نگاهی به نحوه فروش نفت و جایگاه نفت ایران
ابوالحسن محتشمی مقدمه: چندی است که افزایش بی سابقه قیمت های نفت خام، این کالای حیاتی و مسائل و حواشی آن را در مرکز توجه رسانه ها قرار داده و حیرت غالب کارشناسان مربوطه را برانگیخته است. به طور معمول دلایلی برای توجیه چنین روند بی سابقه افزایش قیمت ها در گفته ها و نوشته ها ارائه می گردد که افزایش تقاضا در بازارهای پرمصرف و دارای رشد اقتصادی بالا نظیر هند و چین، محدودیتهای پالایش و عواملی از این دست از آن جمله است اما نگاهی به اخبار و تحلیلهای بازار جهانی نفت طی یک سال گذشته شاهد این مدعاست که جهش قیمتها از حدود سی و دو سه دلار به بیش از هفتاد دلار در هر بشکه در کمتر گزارشی، مستند بر آمار و ارقام و مشخصاً عوامل اساسی مؤثر در قیمت یعنی عرضه و تقاضای جهانی (fundamentals)، پیش بینی شده است. واقعه ای که کشورهای صنعتی را وادار می کند در یک اقدام غیرمنتظره یا منتظره به منظور پایین کشیدن شعله لجام گسیخته قیمتها، بخشی از ذخائر استراتژیک نفتی را که برای شرایط اضطراری نظیر تحریمها و شوکهای نفتی اندوخته اند، آزاد و روانه بازار کنند. در پی این تصمیم، آژانس بین المللی انرژی (IEA)، ۶۰ میلیون بشکه نفت خام وارد بازار کرد که این مرهم تنها توانست حدود ۱ الی ۵/۱ دلار قیمت هر بشکه نفت خامهای شاخص را در روز بعد کاهش دهد. البته هدف این نوشتار پاسخ گویی به چرایی شرایط ایجاد شده در بازار نفت نیست. چه بسا تکرار برخی دلایل نظیر آنچه ذکر شد همانند برخی مصاحبه های رسانه ای بعضی از مسئولین برای یک مخاطب عام کار سهلی باشد که هم وجهه مصاحبه شونده را تأمین می کند و هم رسانه به یک موضوع مهم روز پرداخته باشد. اما غافلگیری اکثر محافل و کارشناسان خبره و حتی دولتهای کشورهای توسعه یافته نسبت به این تحولات بی سابقه، مؤید این ادعاست که نسبت دادن افزایش صددرصدی بهای نفت خام طی یک سال گذشته به رشد تقاضا در چند کشور صرفاً ساده سازی موضوع پیچیده تری است که نیازمند مطالعات وسیع تر در ابعاد گوناگون می باشد. اهل فن می دانند که نهادهای تخصصی نظیر آژانس بین المللی انرژی ارقامی را در خصوص پیش بینی رشد تقاضا و عرضه جهانی نفت خام به تفکیک فصول منتشر و مستمراً با نزدیک شدن به سال و فصل مورد نظر این ارقام را تعدیل و اصلاح می کند. میانگین رشد تقاضا طی سه سال گذشته در غالب این پیش بینی ها ۱ الی ۵/۱ میلیون بشکه در روز بوده است که این میزان رشد نیز در سالهای دورتر بی سابقه نیست. توجه به جایگاه فروش نفت خام ایران در بازار جهانی و تأمین حداکثری منافع ملی موضوعی است که در این رهگذر حائز اهمیت بسیار است. انتشار مصاحبه اخیر مدیر محترم امور بین الملل شرکت ملی نفت (در روزنامه شرق) درباره مکانیزم فروش نفت خام ایران انگیزه نگارنده به بازکاوی برخی از زوایای ناگفته فروش نفت خام ایران را دو چندان کرد که در پی مِی آید.

این روزها حرف و حدیثها و گمانه زنی های فراوانی در اطراف نفت شنیده می شود . آنچه بیشتر توجه نقادانه برخی ناظران یا نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی را تاکنون جلب کرده است، غالباً معطوف به فعالیتهای بخش بالادستی نفت و قراردادهایی بوده که در قالب بیع متقابل (Buy Back) برای توسعه میادین نفتی منعقد شده است.
موضوعی که از دید اکثر ناظران و علاقمندان این مباحث مغفول مانده است و کمتر درباره آن پرسش و پاسخی انجام گرفته، آنست که نفت ایران چگونه و با چه قیمتی به فروش می رسد؟ این سؤالی است که به تازگی و برای اولین بار به دنبال جهش بی سابقه قیمتها و اوج گیری تب نفت در صحنه منازعات سیاسی و در حالی که تعیین مدیریت جدید دستگاه متولی نفت در دستور کار دولت جدید قرار گرفته است، زمینه طرح عمومی اگر چه شکلی کم رنگ یافته که پاسخهای نه چندان شفاف یک مسئول در مصاحبه یاد شده از نادر مصادیق آن می باشد.
گر چه تا همین حد نیز شاید از برکات انتخابات و دست به دست شدن قدرت باشد. اهمیت توجه به این بخش زمانی ملموس تر می شود که بدانیم فرضاً فروش یک محموله دو میلیون بشکه ای، تنها به قیمت ۱۰ سنت بالاتر یا پایین تر در هر بشکه، یعنی ۲۰ هزار دلار سود یا زیان و با لحاظ کردن تعداد قراردادهای تک محموله در طول سال، مبالغ قابل توجهی را در بر می گیرد که با درآمد حاصل از صادرات بسیاری از اقلام غیرنفتی قابل قیاس نیست.
مثلاً صادرات میگو طی یکی از سالهای اخیر بالغ بر ۸۰۰ هزار دلار ارز عاید کشور کرده است که قطعاً این هدف اندک در پی سرمایه گذاری فراوان و تلاشهای طاقت فرسایی محقق شده است، حال اگر این موضوع را با محموله دو میلیون بشکه ای نفت با قیمتهای فعلی به ارزش تقریبی یکصد میلیون دلار که هر روزه طی مذاکرات یک کارشناس فروش نفت خام با یک پالایشگر خارجی به فروش می رسد مقایسه کنیم به اهمیت و حساسیت موضوع بیشتر واقف خواهیم شد.
به منظور آشنایی با آنچه در این بخش می گذرد و ضرورت شفاف سازی و ایجاد زمینه جهت عرضه آراء صاحب نظران، طرح کلیاتی به صورت گذرا در خصوص چگونگی فروش نفت خام به طور عام و اشاره به برخی از جهات فروش نفت ایران به طور خاص خالی از فایده نخواهد بود.
پس از آن که اتم های هیدروژن و کربن به نسبت های مختلف با هم ترکیب می شوند، صدها نوع هیدروکربن های گوناگون تشکیل داده که هریک دارای خواصی فیزیکی و شیمیایی متفاوت از یکدیگرند. نفت خام مخلوطی است از هیدروکربن هایی که اختلاف فاحشی در فرمول و خواص دارند و نفت خامهای گوناگون دارای هیدروکربنهای مختلف به نسبتهای متفاوت هستند، بنابراین شاید بتوان گفت به عدد حوزه های نفتی، نفت خامهای گوناگون در سطح جهان تولید می گردد، اما آنچه توسط کشورهای تولیدکننده نظیر ایران به عنوان نفت خام به بازارهای جهانی عرضه و مورد معامله قرار می گیرد، مخلوطی است از نفت خامهای استحصالی از چاههای متعدد که به صورت یک یا چند نفت خام صادراتی با نام و خواص معین و استاندارد و تعریف شده برای مصرف کننده به بازار عرضه گردد.
اهم نفت خامهای صادراتی ایران نفت خام سبک ایران (Iranian light)، نفت خام سنگین ایران (Iranian Hiavy) و نفت خام مخلوط فروزان (Forozan Blend) که در بازار جهانی به این نامها شناخته می شوند.همچنین چند نفت خام دیگر که تعداد آنها نسبت به این سه کمتر است را دربرمی گیرد.
این تنوع کیفی به ناچار باعث نابرابری های قابل ملاحظه ای در قیمت آنها شده است. به عنوان یک اصل کلی نفت خامهای سبک تر قیمتشان بیش از نفت خامهای سنگین تر است زیرا می توان از آنها به آسانی و با روشهای ساده تصفیه و ارزان قیمت، میزان بیشتری فرآورده های با ارزش نظیر بنزین در فرآیند پالایش به دست آورد.
تاریخچه قیمت گذاری نفت خام به «قیمت اعلام شده» (Posted Price) برمی گردد. این اصطلاح نخستین بار توسط خریداران نفت خام در سالهای قبل از جنگ جهانی اول به کار گرفته شد.
در این فرآیند برای مثال خریدار قیمتی را اعلام می کرد که بر اساس آن فروشندگانی که با آن قیمت موافق بودند به فروش نفت مبادرت می کردند و در واقع پیشنهاد قیمت از طرف خریدار و نه فروشنده ارایه می شد. این نوع قیمت گذاری که عمدتاً در آمریکا رایج بود بعد از جنگ جهانی دوم در خاورمیانه نیز شناخته و رایج گردید.
این امر مقارن با انحصار صنعت نفت جهان توسط چند شرکت بزرگ نفتی معروف به هفت خواهران بود که حدود نیم قرن تسلط کاملی بر فعالیتهای نفتی از قبیل اکتشاف، تولید، توزیع و کنترل قیمتها تا قبل از دهه ۱۹۷۰ داشتند. در سال ۱۹۶۰ کشورهای ایران، عربستان، کویت، عراق و ونزوئلا سازمان اوپک را تأسیس کردند که در ادامه با افزایش تعداد اعضاء این سازمان به ۱۲ کشور، به تدریج نقش این سازمان در معادلات بازار جهانی نفت خام و تعیین قیمت ها برجسته تر شد.
دهه هفتاد و تا اواسط دهه هشتاد میلادی اوپک نقش عمده ای در تعیین قیمت نفت خام در بازارهای بین المللی به صورت مستقیم و غیرمستقیم ایفا کرد. تعیین قیمت مرجع (Reference Price) که در جلسات کنفرانس وزرای نفت اوپک معین می شد از یک سو قیمتهای بین المللی را متأثر می ساخت و از طرف دیگر کشورهای صادرکننده نیز با استفاده از برآوردهای انجام شده در مورد فاکتورهایی نظیر درجه گراندوی، مقدار سولفور و مکان تحویل قیمتهای خود را به صورت مرتبط با قیمت مرجع اوپک یعنی قیمت نفت خام سبک عربی (Arabion Light) با گراندوی ۳۴ درجه APT (۱) تعیین می کردند. این دوره که تا اواخر سال ۱۹۸۵ میلادی ادامه داشت به دلایلی دیگر قابل دوام نبود.
بحران سال ۱۹۸۶ که طی آن بازار نفت شاهد شوک جدید دیگر البته برخلاف سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ در جهت کاهش قیمتها بود به گونه ای که قیمتها ظرف نه ماه از حدود ۳۰ دلار به کمتر از ۱۰ دلار در هر بشکه تنزل یافت، به نوعی پایان دوران تعیین قیمت به وسیله اوپک و آغاز حاکمیت دوره ای بود که به دوران فرمول قیمت مرتبط با بازار (۲) مشهور است.
استراتژی دفاع از قیمت مرجع اوپک که اجباراً نقش متعادل کننده عرضه و تقاضای جهانی (۳) را به اعضاء این سازمان تحمیل می کرد، هر روز سهم این مجموعه را از بازار جهانی نفت خام کاهش می داد که عمده این بار بر دوش عربستان سنگینی می کرد؛ به گونه ای که تولید این کشور از نقطه اوج ۱۱ میلیون بشکه در روز در سال ۱۹۸۰ به حدود ۵/۳ میلیون در سال ۱۹۸۵ تقلیل یافت. از سوی دیگر افزایش تولید غیراوپک در این سالها و رقابت در کسب سهم بیشتر بازار، طرد سیاست قیمت گذاری دستوری و گرایش به محول کردن تعیین قیمت بر اساس مکانیزم بازار را اجتناب ناپذیر می ساخت.
بدین ترتیب بود که سیستم قیمت گذاری مرتبط با بازار به مثابه جانشینی مناسب، اولین بار توسط کشور مکزیک در مارس ۱۹۸۶ به کار گرفته شد و طی سال ۱۹۷۸ به سرعت گسترش یافت و به یک نظام فراگیر تبدیل شد و کماکان قیمت غالب نفت خامهای صادراتی از جمله نفت خامهای ایران بر این اساس تعیین می گردد.
روح حاکم بر این روش از این ایده سرچشمه می گیرد که چنانچه بازار نفت به حال خود واگذار شود می تواند به بهترین وجه از عهده کشف قیمت برآید.
این سیستم که در نگاه اول بسیار ساده می نماید مبتنی است بر فرمول px = pr+-D که در آن x نفت خام صادراتی است (فرضاً نفت خام سبک ایران) و R نفت خام شاخص پایانه (۴) است و d یا Differential، تفاوت ارزش نفت خام صادراتی و نفت خام شاخص می باشد که کشورهای تولیدکننده مقدار یا شیوه اعلام آن را در قراردادهای فروش نفت خام مشخص می کنند. P نیز عبارت است از قیمت.
در واقع کلیه نفت خامهایی که به صورت فیزیکی توسط تولیدکنندگان روانه بازار می گردد بسته به جغرافیای بازار بر اساس قیمت یکی از نفت خامهای شاخص ارزش گذاری و به فروش می رسد.