افسانه روشن
قرنها قبل از آنکه مجلس ملی در ایران تشکیل شود، در دوره اشکانی مجلس مهستان مرکب از روحانیون، شاهزادگان و بزرگان کشور، به تصمیمگیری در امور مهمی چون عزل و نصب شاه میپرداخت. مهستان که تأثیری بود از چندین دهه سلطه عناصر یونانی بر ایران، به نوعی قدرت را میان بزرگان کشور توزیع میکرد و هر چند که قدرت شاه را محدود میساخت، اما مجال دخالت مردم را نیز در امور سیاسی فراهم نمیساخت. بنابراین سابقه تشکیل مجلس ملی به بیش از صد سال نمیرسد و مجلس به معنای واقعی آن در ایران، بعد از صدور فرمان مشروطه در 1324 ه.ق/ 1285 ه.ش شکل گرفت. در ابتدا تاکید علما بر تاسیس عدالتخانه، یعنی انجمنی مرکب از اصناف مختلف بود که در آن به دعاوی مردم رسیدگی شود، اما با گسترش دامنه مبارزات، طبقه روشنفکر و تحصیلکرده توانستند افکار عمومی را برای تاسیس مجلس ملی و تهیه قانون اساسی جلب کنند. از آنجا که حکومت مشروطه بدون وجود مجلس، قابل تصور نیست، پس از صدور فرمان مشروطه از 16 مرداد تدوین نظامنامه انتخابات، توسط افراد تحصیلکرده مورد اعتماد دولت و ملت آغاز شد تا مجلس به عنوان مهمترین رکن مشروطه شروع به کار کند.
نظامنامه انتخابات: طرح نظامنامه انتخابات در چند جلسه عمومی، که در آن همه حق ابراز عقیده داشتند، مرکب از رجال و اعیان، تجار و کسبه و نمایندگان دولت و حتی افراد عامی خوانده شد. این مجلس که به درستی آن را مجلس آزاد ملی خواندهاند1 در 8 شهریور 1285، طرح نظامنامه را تصویب کرد. این طرح در 14 شهریور نیز به امضای شاه رسید و منتشر شد.
اساس نظامنامه بر انتخابات صنفی بود و در آن مردم به شش طبقه تقسیم میشدند: شاهزادگان و قاجاریان، علما و طلبهها، اعیان و اشراف، بازرگانان، زمینداران و کشاورزان، پیشهوران. کل کشور نیز به 156 حوزه انتخاباتی تقسیم شد که به تهران 60 کرسی و به سایر شهرها در مجموع، 96 کرسی تعلق یافت.2 این نکته که بیش از نیمی از نمایندگان، به تهران تعلق داشتند، شاید در نگاهی شتابزده، ضعف مجلس اول به شمار آید، اما این تدبیری بود هوشمندانه، تا مجلس در اسرع وقت فعالیت خود را آغاز کند. مشروطهخواهان میدانستند که اگر اتفاقی برای شاه بیمار بیفتد، مشکلات زیادی پیش روی مجلس و مشروطه قرار خواهد گرفت؛ در ضمن با وجود خرابی راهها، حضور نمایندگان در تهران، خصوصاً از شهرهای دور، حداقل به دو ماه زمان نیاز داشت، علاوه بر آن، انتخاب نمایندگان مجلس در شهرها، با کارشکنی حکام مستبد و ضد مشروطه همراه بود و به کندی صورت میگرفت.3 تقیزاده ـ از نمایندگان تبریز ـ معتقد است: «دربار و دولت دست داشتند که وکلای ولایات نیایند تا پارلمان صورت انجمن بلدیه پیدا کند.»4 البته این نکته را هم باید در نظر داشت که جریان مبارزات مشروطهخواهی عمدتاً در تهران بود و طی این مدت نمایندگان پایتخت، به رشد سیاسی قابل توجهی رسیده و با آمادگی بیشتری از نمایندگان شهرها ـ حداقل در مجلس اول ـ میتوانستند به فعالیت بپردازند. نمایندگان هم با توجه به نقش محوری تهران در مبارزات، برای خود چنین حقی قائل بودند. مخبرالملک ـ از نمایندگان تهران ـ در اعتراض یکی از نمایندگان به این قضیه پاسخ داد: «هنوز ملتفت نشدهایم که چرا باید شصت نفر از تهران انتخاب شود... اگر این شصت نفر در اینجا نبود، مجلسی حالا نبود.»5
افتتاح مجلس اول: مجلس ملی در 14 مهر 1285 با نطق مظفرالدین شاه افتتاح شد. روز افتتاح مجلس از باشکوهترین روزهای تاریخ ایران بود؛ روزی که مردم ایران برای اولین بار در سرنوشت خود و میهنشان سهیم میشدند. آنها با شادی و شعف فریاد زنده باد مشروطیت، زنده باد ایران، سر میدادند و دستههای گل به طرف نمایندگان مجلس پرتاب میکردند. الویه رژه، مورخ اروپایی که در سال اول انقلاب مشروطه سفری به ایران داشت، مینویسد: «این اولین مرتبهای بود که در کشور چندین هزار ساله ایران به نام حقوق ملت و مداخله ملت در امور ملک و مملکت سخن گفته شده است.»6
چند جلسه اول در مدرسه نظام بر پا شد، بعد از آن شاه، به درخواست نمایندگان، کاخ بهارستان را به عنوان جایگاه مجلس در نظر گرفت. در آن دوره نمایندگان روی فرش به صورت نیم دایره مینشستند. رئیس مجلس بالای تالار مینشست و میز پایه کوتاهی در پیش داشت با زنگی که گاه به صدا در میآورد. مجتهدان رو به روی نمایندگان مینشستند، پشت سر آنها وکلا، مخبران و تندنویسان و تماشاچیان مینشستند.7
در مورد ترکیب اجتماعی مجلس، باید گفت 26 درصد آن بزرگان اصناف، 20 درصد روحانیون و 15 درصدش از تجار تشکیل میشد. به تدریج سه گروه جناحبندی مجلس را نیز مشخص کردند: مستبدین، معتدلین و آزادیخواهان. مستبدین، شاهزادگان اعیان و زمینداران بودند که تعدادشان کم بود و طرفداران چندانی در مجلس نداشتند. اکثریت مجلس، معتدلین و میانهروها بودند، آنها از حمایت طبقه متوسط سنتی برخوردار بودند. جناح دیگر آزادیخواهان یا لیبرالها بودند که نماینده طبقه روشنفکر به شمار میرفتند. این جناح 21 نماینده داشت اما همین تعداد اندک شخصیت برتر و اهمیت بیشتری از سایر جناحها داشتند، آنها متمایل به اصلاحات گسترده و حتی اصلاحات غیر دینی بودند اما در همکاری با نمایندگان میانهرو خواستههای خود را تعدیل میکردند.8
اقدامات مجلس: مجلس و اقدامات آن تا جایی نزد مردم اهمیت داشت که مجلس ـ اولین روزنامه پس از مشروطه ـ به درج مذاکرات آن، همت گمارد.9 روزنامه مجلس، به مدیریت محمدصادق طباطبایی، اولین روزنامه آزاد، نیز، محسوب میشد که فارغ از تفتیش و بررسی دولت بود.
به تدریج، با رونق گرفتن مجلس، مذاکرات آن هم صورتی جدی به خود گرفت و تصمیمگیری در امور مهم کشور آغاز شد. مهمترین وظیفه مجلس، تدوین و تصویب قانون اساسی بود که از قانون اساسی بلژیک اقتباس شد.10 این قانون، هر دوره مجلس را دو سال تعیین کرد و به شاه این امتیاز را داد که سی نفر از نمایندگان مجلس سنا را انتخاب کند.11 قانون اساسی در نهم دیماه به امضای مظفرالدین شاه که در بستر مرگ بود، رسید اما نمایندگان برای تطبیق آن با اوضاع و شرایط جامعه، اصلاحاتی در آن انجام دادند. به عنوان مثال هیاتی پنج نفره از مجتهدان منتخب علما، برای بررسی و تطبیق قوانین با اسلام را به مجلس اضافه کردند.12 متمم قانون اساسی در بردارنده بخشهای مهم دیگری نیز بود؛ اصل هشتم آن اعلام میداشت: «اهالی مملکت ایران در مقابل قانون دولتی متساوی الحقوق خواهند بود.» و اصل بیستم آن دربردارنده آزادی مطبوعات بود.13 محمدعلی شاه که جانشین پدر شده بود، از امضای متمم قانون اساسی خودداری کرد، اما در برابر اعتراضات عمومی در شهرهای مهم و تظاهرات گسترده، سرانجام چارهای جز تسلیم ندید. مجلس اول با پشتیبانی آزادیخواهان و مطبوعات، در برابر استبداد محمدعلی شاه و دولت او ایستادگی کرد و اقداماتی در جهت اصلاح دستگاههای دولت و جلوگیری از نفوذ سیاستهای بیگانه داشت که مهمترین آنها عبارتند از: اخراج مستشاران بلژیکی و سایر مستخدمین بیگانه از ایران، تجدیدنظر در حقوق و مستمری شاه و تعیین مبلغ آن، تاسیس بانک ملی، ممنوعیت وامگیری از روسیه و انگلیس، جلوگیری از استفادههای نامشروع کارگزاران دولت به ویژه در مورد وصول مالیات.14 البته با کارشکنی محمدعلی شاه بعضی از این اقدامات نظیر تجدیدنظر در حقوق و مستمری شاه، تاسیس بانک ملی و ممنوعیت وامگیری از بیگانگان بینتیجه ماند، اما طرح آنها در جامعه، وحدت ملی را به طرز چشمگیری افزایش میداد؛ به عنوان مثال در مسئله تاسیس بانک ملی، همه مردم حتی زنان و ایرانیان زرتشتی ساکن هند، به جمعآوری سرمایه لازم پرداختند.
سرانجام مجلس اول: محمدعلی شاه خواهان حکومت سلطنتی بود و از همان ابتدا، با دعوت نکردن نمایندگان در مراسم تاجگذاری خود، مخالفت آشکارش را با مجلس و مشروطه ابراز داشت. او که هیچ ارزشی برای مجلس قائل نبود، با اصلاحات آن هم به مخالفت میپرداخت و مانع از به نتیجه رسیدنشان میشد. هرچند که گاهی اعتراض و تهدید مردم او را مجبور به عقبنشینی میکرد، اما در سیاست کلیاش در رابطه با مجلس تغییری پدید نمیآورد. شاه برای براندازی حکومت مشروطه از هر فرصتی استفاده میکرد، وقتی بین احتشامالسلطنه رئیس مجلس و برخی نمایندگان تندرو، اختلافی ایجاد شد، او موفق شد نظر احتشامالسلطنه را جهت اتحاد با وی در مخالفت با اقلیت تندرو جلب کند که همین امر، در زوال مجلس موثر واقع شد. گروه تندروهای افراطی در مجلس مورد انتقاد علما و تجار هم بودند و این تضادها، مورد استفاده مخالفان مشروطه و در رأس آن محمدعلی شاه واقع میشد. به دنبال اقدامات ضد مشروطه آنها، با اعتراض گسترده مردم، شاه بار دیگر ناچار به عقبنشینی شد و در مجلس به مشروطیت سوگند وفاداری یاد کرد.
شاه مستبد، به رغم سوگندهای خود در مجلس، در پی دستیابی به اهدافش از پای ننشست و با مشاورین روسی و درباریان خود، مقدمات یک کودتا را فراهم ساخت. در خرداد 1278 بریگاد قزاق به فرماندهی کلنل لیاخوف روسی، مجلس را به توپ بست و طی یک کشتار و خونریزی، به سرکوب آزادیخواهان پرداخت. شاه، مجلس شورای ملی را منحل کرد و به مجازات آن عده از مشروطهخواهان که موفق به فرار نشده بودند، پرداخت. در مقابل این اقدامات، در سایر شهرها مردم به اعتراض و تظاهرات برخاستند، حتی انجمن ایالتی تبریز، در غیاب مجلس، خود را دولت موقت آذربایجان اعلام کرد. با ادامه مبارزات مردمی، در 22 تیرماه 1288 سلطنتطلبان متواری شدند و شاه به سفارت روسیه پناه برد. عدهای از نمایندگان مجلس منحل شده، به ساماندهی امور کشور پرداختند و شاه را از سلطنت برکنار کردند. در آبان 1288 نیز پس از وقفهای یک ساله، مجلس شورای ملی دوم گشایش یافت.
مجلس اول، وظیفه تحکیم و تثبیت نظام مشروطه را در مقابل نظام استبدادی فرسوده داشت. این مجلس بنابر دلایلی نتوانست از عهده وظایف مورد انتظار خود برآید. در ایران قرنها نظام استبدادی سلطنتی حاکم بود و شاه یکهتاز عرصه قدرت. همین عامل هم بود که باعث میشد، شاه، مجلس را جدی نگیرد و بر خواستههای مستبدانه خود اصرار ورزد. این تقابل بین دربار و مجلس، با تاجگذاری محمدعلی شاه شروع شد. او برخلاف پدر نرمخو و در عین حال بیمار خود، فرصت زیادی برای مخالفت با مجلس داشت. این شاه سلطنتطلب قدرت خود را برتر از مجلس میدید و سعی داشت آن را تحت نفوذ و اختیار خود در آورد. در مقابل، مجلس نیز شاه را در برابر خود مسئول و پاسخگو میدانست. هر دو طرف انتظار بیهودهای داشتند؛ مجلس به عنوان نماینده مردم، تصمیمگیری در امور مملکت را حق بیچون و چرای خود میدانست؛ شاه هم به راحتی نمیتوانست از قدرت بیحد و حصر خود به نفع مردمی که قرون متمادی، مورد ظلم و ستم واقع شده بودند، چشم بپوشد. بنابراین جایگزین کردن نظام سلطنتی با حکومتی ملی و مردمی، به راحتی امکانپذیر نبود. البته بخشی از این عدم توفیق را نیز باید در عملکرد مجلس اول جستوجو کرد. اولین مشکل اجتنابناپذیر، انتخاب صنفی بود که مجال ورود بیتجربهترین افراد را در امور سیاسی را نیز به مجلس فراهم کرد. کسروی با مروری بر اسامی نمایندگان مینویسد: «... نامهای مشهدی باقر بقال و حاجی علیاکبر پلوپز دید نیست. از اینگونه کسان ناآگاه چه کار برخاستی؟!»15 از سوی دیگر افرادی ـ هر چند انگشتشمار ـ به عنوان نماینده انتخاب شدند که دلبستگی چندانی به مشروطیت نداشته و برای دستیابی به آن زحمتی متحمل نشده بودند، طبیعتاً این افراد در پیشبرد اهداف مشروطهخواهی نیز نمیتوانستند مفید و موثر عمل کنند.
از سوی دیگر تضادهای میان طبقات مختلف، به مجلس راه یافت و زمینه ضعف و زوالش را فراهم کرد. بیشترین تضادها میان علما و روشنفکران تندرو بود. اگرچه تضاد و ناهماهنگی میان جناحهای مختلف سیاسی، میتواند مثبت واقع شود، اما از آنجا که مجلس اول اجازه داد این تضادها، مورد استفاده مخالفان مشروطیت قرار گیرد، ضربهای مهلک بر مجلس و مشروطه وارد آمد. مسئله دیگر نگاه خوشبینانه مجلس در برابر دشمن درجه اول خود یعنی محمدعلی شاه بود، زمانی که شاه با همکاری روسیه درصدد اقداماتی علیه مجلس بود، نمایندگان به مکاتبه و مذاکره با وی اکتفا کردند و به او که چندین بار به مشروطیت سوگند خورده و پیمان شکسته بود، اعتمادی نابجا روا داشتند.
اما طبیعتاً مجلس اول، یکسره ضعف و سستی نبود، بلکه به عنوان اولین تجربه ایرانیان در برقراری مجلسی ملی، عملکردهای مثبت و قابل توجهی نیز داشت. مهمترین اقدام این مجلس تدوین و تصویب قانون اساسی بود که تا آن زمان در ایران وجود نداشت، علاوه بر آن در زمینههای مختلفی چون اقتصاد نابسامان ایران، اصلاحاتی صورت گرفت و یا حداقل زمینه آن ایجاد شد. باید گفت پارهای از مشکلات اولین مجلس که جزیی هم بودند، به تدریج و با کسب تجربه لازم، حل شد، اما مشکل اساسی آن ریشه در نظام دیرینه استبدادی ایران داشت که زمینههای فروپاشی آن، با صدور فرمان مشروطیت، ایجاد شده بود و همت و پایداری آزادیخواهان را برای سرنگونی کامل آن میطلبید. تشکیل مجلس اول به عنوان مقدمهای برای دورههای بعدی مجلس، پیروزی بزرگ مشروطهخواهان بود و نفس تشکیل مجلس ملی و ایجاد محدودیت برای شاه، گام بلندی به جلو بود برای دستیابی به اهداف مشروطیت و آزادیخواهی و نویدبخش رهایی از ظلم و استبداد.